پنج شنبه / ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۱:۵۲
کد خبر: 41262
گزارشگر: 548
۱۷۲
۰
۰
۱
فیلمی کمدی که رکورد فروش شکست اما در نقد جدی جنگ، ناتمام ماند

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «اخراجی ها 2»

اخراجی ها 2
فیلم «اخراجی‌ها ۲» به کارگردانی و نویسندگی مسعود ده‌نمکی که نوروز ۱۳۸۸ اکران شد، با فروش هفت میلیارد و هشتصد و هشتاد و چهار میلیون تومان، رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در آن مقطع شکست. این فیلم که ادامه‌ای بر داستان قسمت اول است، دو خط روایی موازی را دنبال می‌کند؛ اسارت رزمندگان در اردوگاه‌های عراقی و ربایش هواپیمای مسافران توسط سازمان مجاهدین خلق. با بازیگرانی چون امین حیایی، اکبر عبدی، محمدرضا شریفی‌نیا و جواد رضویان، فیلم توانست مخاطبان میلیونی را به سالن‌ها بکشاند، اما منتقدان آن را به دلیل ضعف در شخصیت‌پردازی، تصادف‌های بی‌منطق، اغراق در بازی‌ها و عدم پرداخت به معنویت جبهه، مورد نقد جدی قرار دادند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

در تاریخ سینمای ایران، برخی فیلم‌ها فقط به عنوان یک اثر هنری یا سرگرمی شناخته نمی‌شوند، بلکه به پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شوند که سال‌ها درباره‌شان بحث می‌شود. «اخراجی‌ها ۲» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی، یکی از همین فیلم‌های پدیده‌وار است. فیلمی که در نوروز ۱۳۸۸ اکران شد و با فروش هفت میلیارد و هشتصد و هشتاد و چهار میلیون تومان، رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در آن زمان شکست. این موفقیت تجاری خیره‌کننده، در کنار واکنش‌های متفاوت منتقدان و مخاطبان، «اخراجی‌ها ۲» را به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران تبدیل کرد؛ فیلمی که هم طرفداران سرسخت دارد و هم منتقدان تیزبین، و همین دوگانگی، آن را به اثری قابل تأمل و بررسی عمیق تبدیل می‌کند.

داستان «اخراجی‌ها ۲» در ادامه قسمت اول روایت می‌شود. در ابتدای فیلم، عراقی‌ها اقدام به کشتن مجروحان می‌کنند و اخراجی‌های اسیرشده را به اردوگاهی به سرپرستی رسول منتقل می‌کنند. در سوی دیگر، خانواده‌های این رزمندگان که قصد سفر به مشهد را داشتند، توسط سازمان مجاهدین خلق با ربودن هواپیما و نشاندن آن در عراق، ترغیب به اعطای درخواست پناهندگی به صدام حسین می‌شوند. اما مسافران که خانواده‌های اخراجی‌ها نیز جزو آن‌ها هستند، برگه درخواست پناهندگی را پاره کرده و سرود «ای ایران» را می‌خوانند. این دو خط داستانی موازی، ساختار اصلی روایت فیلم را شکل می‌دهند و تلاش دارند تا تصویری از اسارت، مقاومت و وطن‌دوستی ارائه دهند. اما آیا این تصویر، آن‌چنان که ادعا می‌شود، واقع‌گرایانه و عمیق است؟

فیلم با ترکیب بازیگران متعددی چون امین حیایی، اکبر عبدی، محمدرضا شریفی‌نیا، جواد رضویان، سید جواد هاشمی، فخرالدین صدیق‌شریف، مهران رجبی، سیروس کهوری‌نژاد، ارژنگ امیرفضلی، سپند امیرسلیمانی و بسیاری دیگر ساخته شده است. این حجم از بازیگران سرشناس، که بسیاری از آن‌ها چهره‌های محبوب کمدی و تلویزیونی هستند، به فیلم امکان داده تا موقعیت‌های طنز متعددی خلق کند و مخاطب عام را به سالن‌های سینما بکشاند. با این حال، همین تعدد بازیگران، یکی از نقاط ضعف اصلی فیلم نیز محسوب می‌شود؛ چراکه بسیاری از این شخصیت‌ها فرصت کافی برای پرداخت و عمق‌یافتن پیدا نمی‌کنند و بیشتر به تیپ‌های کارکردی و سطحی محدود می‌شوند. فیلم پر از ستاره است، اما ستاره‌ها در خدمت داستان نیستند؛ بیشتر داستان در خدمت ستاره‌هاست.

مسعود ده‌نمکی در «اخراجی‌ها ۲» نشان داده که نسبت به فیلم اول خود، پخته‌تر و حرفه‌ای‌تر عمل کرده است. او به خوبی درک کرده که یک فیلم خوب، محصول کار گروهی است و از این رو، از گروه مجرب و کارکشته سینمای ایران بهره برده است. فیلم‌برداری حسن پویا، موسیقی امیر توسلی و تدوین رضا بهارانگیز، همگی در خدمت ایجاد فضایی حرفه‌ای‌تر و منسجم‌تر نسبت به قسمت اول هستند. ده‌نمکی همچنین در مدیریت این تعداد بازیگر سرشناس، توانایی قابل قبولی از خود نشان داده و توانسته تا حد زیادی از ظرفیت‌های کمدی آن‌ها بهره ببرد. او به بازیگرانش آزادی بداهه‌پردازی داده و همین آزادی، در برخی سکانس‌ها به خلق لحظات خنده‌دار و به‌یادماندنی منجر شده است.

با این حال، «اخراجی‌ها ۲» را نمی‌توان بدون نقد جدی بررسی کرد. فیلم در لایه‌های مضمونی خود، دچار ضعف‌های اساسی است. یکی از اصلی‌ترین این ضعف‌ها، عدم پرداخت عمیق به مفهوم «جنگ» و «اسارت» است. فیلم ادعا می‌کند که بر اساس خاطرات واقعی آزادگان ساخته شده و در تیتراژ ابتدایی خود نیز این نکته را یادآوری می‌کند، اما آنچه روی پرده می‌بینیم، بیشتر مجموعه‌ای از موقعیت‌های طنز و اغراق‌شده است تا روایتی واقع‌گرایانه از رنج و مقاومت اسرا. شخصیت‌ها بیشتر تیپ هستند تا شخصیت، و سیر تحول اخلاقی آن‌ها، به ویژه تبدیل ناگهانی اراذل و اوباش به انسان‌های وطن‌دوست، چندان باورپذیر نیست. این در حالی است که فیلم‌هایی چون «لیلی با من است» توانسته‌اند همین سیر تحول را به شکلی پله‌پله و منطقی به تصویر بکشند.

یکی دیگر از نقدهای وارد بر فیلم، عدم تناسب میان فرم و محتواست. فیلم از یک سو ادعای واقع‌گرایی دارد و از سوی دیگر، پر از تصادف‌های بی‌منطق و اتفاق‌های غیرقابل باور است. برای مثال، دقیقاً همان هواپیمایی که خانواده‌های اخراجی‌ها در آن نشسته‌اند، باید به سرقت برود و دقیقاً در عراق به زمین بنشیند و دقیقاً وارد همان آسایشگاهی شود که رزمندگان اسیر در آن نگهداری می‌شوند. این زنجیره از «دقیقاً»ها، نه تنها به واقع‌گرایی فیلم لطمه می‌زند، بلکه آن را به سمت یک کارتون یا فیلم فانتزی سوق می‌دهد. در حالی که اگر فیلم از همان ابتدا خود را یک کمدی صرف معرفی می‌کرد و ادعای واقع‌گرایی نداشت، شاید این تصادف‌ها قابل هضم‌تر می‌شدند. این نقد، یکی از اصلی‌ترین دلایل نارضایتی منتقدان جدی سینما از «اخراجی‌ها ۲» است.

بازی‌ها در «اخراجی‌ها ۲» نیز یکی از نقاط بحث‌برانگیز فیلم است. اگرچه برخی بازیگران چون اکبر عبدی و جواد رضویان توانسته‌اند لحظات خنده‌داری خلق کنند، اما بسیاری از بازی‌ها به سمت اغراق و لوس‌بازی پیش رفته‌اند. سید جواد هاشمی با آن حرکات اغراق‌شده، چندان نتوانسته شخصیتی باورپذیر ارائه دهد. محمدرضا شریفی‌نیا نیز که در نقش حاج صالح ظاهر شده، بیشتر تکرار نقش‌های قبلی خود است تا خلق شخصیتی تازه. امین حیایی نیز در نقش بیژن قالپاق، به نظر می‌رسد که در حال تکرار بازی خود در فیلم‌های کمدی پیشین است و چندان نتوانسته به عمق شخصیت نفوذ کند. این در حالی است که برخی بازیگران مکمل چون نگار فروزنده و مهراوه شریفی‌نیا، به دلیل کمبود فرصت، اصلاً فرصت درخشش پیدا نمی‌کنند. فیلم پر از بازیگر است، اما بیشتر آن‌ها فقط «حضور» دارند، نه «نقش». از منظر مضمونی، «اخراجی‌ها ۲» یکی از مهم‌ترین ضعف‌هایش را در عدم پرداخت به «معنویت جبهه» نشان می‌دهد. در سراسر فیلم، حتی یک نما از نماز، دعا، نماز شب یا قرآن خواندن نمی‌بینیم. این در حالی است که معنویت، یکی از ارکان اصلی فرهنگ جبهه و اسارت در دوران دفاع مقدس بوده است. حذف این بخش از فیلم، چه به عمد و چه به سهو، باعث شده تا تصویری ناقص و یک‌بعدی از رزمندگان و اسرا ارائه شود. فیلم بیشتر بر طنز و موقعیت‌های کمدی متمرکز شده و از پرداختن به لایه‌های عمیق‌تر معنوی و انسانی غافل مانده است. این در حالی است که اگر فیلم می‌توانست میان طنز و معنویت تعادل برقرار کند، می‌توانست به اثری به مراتب ماندگارتر و تأثیرگذارتر تبدیل شود.

با وجود تمام این نقدها، نمی‌توان از موفقیت تجاری و تأثیر فرهنگی «اخراجی‌ها ۲» چشم‌پوشی کرد. این فیلم نشان داد که سینمای دفاع مقدس، اگر با زبان طنز و با در نظر گرفتن ذائقه مخاطب عام ساخته شود، همچنان می‌تواند مخاطبان میلیونی را به سالن‌های سینما بکشاند. ده‌نمکی با این فیلم، ثابت کرد که جنگ و دفاع مقدس، گنجینه‌ای دست‌نخورده و بازنشده است که می‌توان با رویکردهای جدید، آن را به نسل‌های تازه معرفی کرد. اما این موفقیت تجاری، نباید مانع از نقد جدی و منصفانه فیلم شود. «اخراجی‌ها ۲» اگرچه در جذب مخاطب موفق بوده، اما در ارائه تصویری کامل و چندلایه از جنگ و انسان‌های جنگ، نتوانسته به آن جایگاهی برسد که شایسته آن است.

ساختار روایی و پیرنگ دوپاره

«اخراجی‌ها ۲» از ساختاری دوپاره رنج می‌برد؛ دو خط داستانی موازی که یکی به اسارت رزمندگان در اردوگاه عراقی‌ها می‌پردازد و دیگری ماجرای ربوده شدن هواپیمای مسافران توسط سازمان مجاهدین خلق را روایت می‌کند. این دو خط، اگرچه در نهایت به هم می‌رسند، اما ارتباط میان آن‌ها چنان سست و تصادفی است که مخاطب نمی‌تواند آن را باور کند. فیلمنامه به جای اینکه این دو خط را به شکلی ارگانیک به هم پیوند دهد، آن‌ها را به موازات هم پیش می‌برد و در انتها با یک سری تصادف، آن‌ها را به هم می‌چسباند. این ساختار دوپاره، یکی از اصلی‌ترین دلایل ضعف فیلم در روایت است و باعث می‌شود که نه خط اسارت به عمق کافی برسد و نه خط هواپیماربایی.

پیرنگ فیلم مملو از تصادف‌های بی‌منطق و اتفاق‌های غیرقابل باور است. دقیقاً همان هواپیمایی که خانواده‌های اخراجی‌ها در آن هستند، باید ربوده شود؛ دقیقاً در عراق به زمین بنشیند؛ دقیقاً وارد همان آسایشگاهی شود که رزمندگان اسیر در آن نگهداری می‌شوند؛ و دقیقاً همان افرادی که در هواپیما هستند، با اسرا ملاقات کنند. این زنجیره از تصادف‌ها، اگر در یک کمدی فانتزی رخ می‌داد، قابل قبول بود، اما فیلم ادعای واقع‌گرایی دارد و همین ادعا، این تصادف‌ها را غیرقابل هضم می‌کند. فیلمنامه‌ای که بر پایه تصادف بنا شده باشد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که مخاطب آن را جدی بگیرد. از منظر ساختار سه‌پرده‌ای، فیلم در پرده اول به معرفی موقعیت و شخصیت‌ها می‌پردازد، در پرده دوم با گره‌های متعدد مواجه می‌شود و در پرده سوم، سعی در گره‌گشایی دارد. اما این گره‌گشایی، چنان شتاب‌زده و بدون بسترچینی است که مخاطب را قانع نمی‌کند. تحول شخصیت‌ها، به ویژه تبدیل ناگهانی اراذل و اوباش به انسان‌های وطن‌دوست، نه پله‌پله اتفاق می‌افتد و نه منطق درونی دارد. در حالی که در فیلم‌هایی چون «لیلی با من است»، این تحول به شکلی تدریجی و باورپذیر رقم می‌خورد، در «اخراجی‌ها ۲» این تغییر، ناگهانی و معجزه‌آسا است. این ضعف در شخصیت‌پردازی، ریشه در فیلمنامه‌ای دارد که به جای تمرکز بر منطق درونی شخصیت‌ها، بر موقعیت‌سازی‌های طنز و جذب مخاطب متمرکز شده است.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

مسعود ده‌نمکی در «اخراجی‌ها ۲» نشان داده که نسبت به فیلم اول خود، در کارگردانی پیشرفت قابل توجهی داشته است. او به خوبی درک کرده که یک فیلم خوب، محصول کار گروهی است و از این رو، از گروه مجرب و کارکشته سینمای ایران بهره برده است. فیلم‌برداری حسن پویا با نماهای متنوع و بعضاً حرفه‌ای، موسیقی امیر توسلی با قطعاتی که به خوبی با فضای فیلم هماهنگ است، و تدوین رضا بهارانگیز که توانسته ریتم فیلم را در بسیاری از سکانس‌ها حفظ کند، همگی نشان از بلوغ فنی ده‌نمکی در فیلم دومش دارند. مدیریت او در صحنه‌های شلوغ و پرتردد، به ویژه در سکانس‌های اردوگاه و هواپیما، قابل قبول است و نشان می‌دهد که او توانایی کنترل پروژه‌های بزرگ را دارد. با این حال، مدیریت بازیگران، به رغم ظاهر موفقش، دچار چالش‌های جدی است. ده‌نمکی با آزاد گذاشتن بازیگران در بداهه‌پردازی، توانسته لحظات خنده‌دار متعددی خلق کند، اما این آزادی، در مواردی به اغراق و لوس‌بازی منجر شده است. سید جواد هاشمی با آن حرکات اغراق‌شده، بیشتر به یک کارتون شبیه است تا یک انسان واقعی. محمدرضا شریفی‌نیا نیز در نقش حاج صالح، بیشتر تکرار نقش‌های قبلی خود است تا خلق شخصیتی تازه. امین حیایی نیز در نقش بیژن قالپاق، به نظر می‌رسد که در حال تکرار بازی خود در فیلم‌های کمدی پیشین است و چندان نتوانسته به عمق شخصیت نفوذ کند. این در حالی است که برخی بازیگران مکمل چون نگار فروزنده و مهراوه شریفی‌نیا، به دلیل کمبود فرصت، اصلاً فرصت درخشش پیدا نمی‌کنند.

نکته قابل توجه دیگر، مدیریت نامتوازن حضور بازیگران است. فیلم پر از ستاره است، اما بسیاری از آن‌ها فقط «حضور» دارند، نه «نقش». برای مثال، شهره لرستانی در نقش همسر حاج صالح، یا نرگس محمدی و شهربانو موسوی در نقش مسافران هواپیما، چنان کم‌رنگ هستند که به سختی می‌توان حضورشان را در فیلم به خاطر آورد. این تعدد بازیگران، اگرچه به فروش فیلم کمک کرده، اما به انسجام روایت لطمه زده و باعث شده که فیلم بیشتر به یک «ویترین ستاره‌ها» شبیه باشد تا یک روایت منسجم. ده‌نمکی می‌بایست به جای استفاده از این حجم از بازیگران، تعداد کمتری را انتخاب می‌کرد و به آن‌ها فرصت می‌داد تا شخصیت‌هایی عمیق و باورپذیر خلق کنند.

مضمون جنگ و اسارت و ضعف در پرداخت

«اخراجی‌ها ۲» ادعا می‌کند که بر اساس خاطرات واقعی آزادگان ساخته شده و در تیتراژ ابتدایی خود نیز این نکته را یادآوری می‌کند. اما آنچه روی پرده می‌بینیم، بیشتر مجموعه‌ای از موقعیت‌های طنز و اغراق‌شده است تا روایتی واقع‌گرایانه از رنج و مقاومت اسرا. فیلم به جای پرداخت به عمق تجربه اسارت، به سراغ شوخی‌های کلامی و موقعیتی می‌رود که اگرچه می‌توانند مخاطب را بخندانند، اما نمی‌توانند تصویری کامل و چندلایه از جنگ و انسان‌های جنگ ارائه دهند. در واقع، فیلم از یک فرصت طلایی برای روایت یکی از مهم‌ترین بخش‌های تاریخ معاصر ایران، یعنی اسارت رزمندگان، استفاده نکرده و به جای آن، به سطحی‌ترین لایه‌های این تجربه بسنده کرده است.

یکی از مهم‌ترین ضعف‌های مضمونی فیلم، عدم پرداخت به «معنویت جبهه» است. در سراسر فیلم، حتی یک نما از نماز، دعا، نماز شب یا قرآن خواندن نمی‌بینیم. این در حالی است که معنویت، یکی از ارکان اصلی فرهنگ جبهه و اسارت در دوران دفاع مقدس بوده است. بسیاری از آزادگان، در سخت‌ترین شرایط اسارت، با تکیه بر ایمان و معنویت، توانستند تحمل کنند و مقاومت نمایند. حذف این بخش از فیلم، چه به عمد و چه به سهو، باعث شده تا تصویری ناقص و یک‌بعدی از رزمندگان و اسرا ارائه شود. فیلم بیشتر بر طنز و موقعیت‌های کمدی متمرکز شده و از پرداختن به لایه‌های عمیق‌تر معنوی و انسانی غافل مانده است.

همچنین فیلم در پرداخت به شخصیت‌ها، به ویژه شخصیت‌های منفی، دچار سطحی‌نگری می‌شود. عراقی‌ها و اعضای سازمان مجاهدین خلق، بیشتر به عنوان تیپ‌های کاریکاتوری و شرور به تصویر کشیده می‌شوند تا انسان‌هایی با انگیزه‌ها و پیچیدگی‌های خاص خود. این نگاه یک‌بعدی، اگرچه ممکن است برای مخاطب عام جذاب باشد، اما از عمق و واقع‌گرایی فیلم می‌کاهد. در سینمای جنگ، بهترین آثار آنهایی هستند که توانسته‌اند حتی دشمن را به عنوان یک انسان با انگیزه‌ها و ضعف‌های خود نشان دهند، نه به عنوان یک هیولای بی‌منطق. «اخراجی‌ها ۲» در این زمینه، چندان موفق نبوده و بیشتر به کلیشه‌های رایج در سینمای جنگی دهه شصت نزدیک شده است.

طنز، فروش و ارتباط با مخاطب عام

یکی از اصلی‌ترین دلایل موفقیت تجاری «اخراجی‌ها ۲»، استفاده هوشمندانه از طنز و ترکیب آن با مضامین جنگ و اسارت است. ده‌نمکی به خوبی درک کرده که مخاطب عام سینمای ایران، به دنبال فیلم‌هایی است که هم او را بخندانند و هم او را با مضامین ارزشی و وطن‌دوستانه همراه کنند. از این رو، او با استفاده از بازیگران محبوب کمدی و خلق موقعیت‌های طنز، توانسته فیلمی بسازد که هم مخاطب عام را راضی کند و هم پیام‌های مورد نظر خود را منتقل نماید. این استراتژی، اگرچه از منظر هنری قابل نقد است، اما از منظر ارتباط با مخاطب و موفقیت تجاری، بسیار هوشمندانه بوده است.

طنز در «اخراجی‌ها ۲» بیشتر از نوع کلامی و موقعیتی است. شوخی‌های کلامی، که عمدتاً از طریق دیالوگ‌های بازیگران بیان می‌شوند، در بسیاری از موارد خنده‌دار و مؤثر هستند، اما در برخی نقاط به سطحی‌نگری و لودگی نزدیک می‌شوند. شوخی‌های موقعیتی نیز، که بر پایه قرار گرفتن شخصیت‌ها در موقعیت‌های غیرمنتظره بنا شده‌اند، در چند سکانس بسیار موفق عمل کرده‌اند. برای مثال، سکانسی که امین حیایی جیب عراقی‌ها را حین باتوم زدن می‌زند، یکی از نمونه‌های خوب طنز موقعیتی در فیلم است که هم خنده‌دار است و هم هوشمندانه طراحی شده است. این نوع طنز، نشان می‌دهد که ده‌نمکی در این زمینه پتانسیل پیشرفت دارد.

با این حال، طنز فیلم در برخی نقاط به سطحی‌نگری و لودگی می‌افتد که به جای تقویت فیلم، به آن ضربه می‌زند. برخی شوخی‌ها، آن‌چنان که باید، ظریف و هدفمند نیستند و بیشتر به دنبال خنداندن مخاطب به هر قیمتی هستند. این مسئله، به ویژه در سکانس‌هایی که شخصیت‌های منفی فیلم (عراقی‌ها و مجاهدین) مورد تمسخر قرار می‌گیرند، به اوج خود می‌رسد. در سینمای کمدی، بهترین طنز آن است که از دل موقعیت و شخصیت بیرون بیاید، نه اینکه به زور به فیلم تحمیل شود. «اخراجی‌ها ۲» در این زمینه، دچار ضعف است و همین ضعف، باعث شده که فیلم در بلندمدت نتواند به عنوان یک کمدی ماندگار شناخته شود.

جایگاه فیلم در سینمای دفاع مقدس و تأثیرات فرهنگی

«اخراجی‌ها ۲» را باید در بستر سینمای دفاع مقدس ایران و تحولات آن در دهه هشتاد بررسی کرد. در این دهه، سینمای دفاع مقدس، که تا پیش از آن بیشتر با آثار جدی و تلخ شناخته می‌شد، به تدریج به سمت تولید آثاری با رویکردهای جدید، از جمله طنز، حرکت کرد. «اخراجی‌ها ۲» یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این تحول است که نشان داد می‌توان درباره جنگ، فیلمی ساخت که هم مخاطب عام را به سالن بکشاند و هم پیام‌های ارزشی را منتقل کند. این رویکرد، اگرچه از منظر هنری قابل نقد است، اما از منظر ارتباط با مخاطب و احیای سینمای دفاع مقدس، بسیار مهم و تأثیرگذار بوده است.

با این حال، این تأثیرگذاری، دو لبه دارد. از یک سو، «اخراجی‌ها ۲» توانست میلیون‌ها مخاطب را با مضامین دفاع مقدس آشتی دهد و نشان دهد که این مضامین، هنوز هم می‌توانند برای نسل‌های جدید جذاب باشند. از سوی دیگر، رویکرد سطحی و طنز محض فیلم، باعث شده که تصویری ناقص و یک‌بعدی از جنگ و اسارت ارائه شود و مخاطب نتواند درک عمیقی از رنج و مقاومت رزمندگان پیدا کند. این مسئله، در بلندمدت می‌تواند به تضعیف جایگاه سینمای دفاع مقدس منجر شود، زیرا مخاطب ممکن است تصور کند که جنگ، فقط یک سری موقعیت طنز و خنده‌دار بوده است.

از منظر تأثیرات فرهنگی، «اخراجی‌ها ۲» را باید در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در سال‌های پس از انقلاب بررسی کرد. این فیلم که در فضایی پر از بحث‌های سیاسی و فرهنگی تولید و اکران شد، توانست به یکی از پدیده‌های فرهنگی آن سال‌ها تبدیل شود. موفقیت تجاری خیره‌کننده آن، نشان داد که مخاطب ایرانی، به رغم همه انتقاداتی که به وضعیت سینما دارد، همچنان به سالن‌های سینما می‌رود اگر فیلمی بتواند نیازهای او را برآورده کند. این درس مهمی برای فیلمسازان و تهیه‌کنندگان است که نباید مخاطب عام را دست‌کم بگیرند و باید به دنبال ساخت آثاری باشند که هم سرگرم‌کننده باشند و هم از کیفیت هنری لازم برخوردار باشند.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jAU
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «تحفه هند» به کارگردانی محمدرضا زهتابی که سال ۱۳۷۵ روی پرده سینماها رفت، داستان حسن (اکبر عبدی) را روایت می‌کند؛ جوانی بیکار و ولگرد که به هر کاری حتی دزدی دست می‌زند تا اینکه به عنوان شاگرد در حجره حاجی (حسین کسبیان) مشغول می‌شود. حسن که به فرنگیس (لیلا مصدقی)، دختر همسایه، دل بسته است، پیشنهاد حاجی برای واردات چای از هند را می‌پذیرد، اما پدر فرنگیس با اغفال او، نقشه کلاهبرداری از حاجی را می‌چیند. با شروع جنگ، قیمت چای چند برابر می‌شود و حسن در دو راهی کلاهبرداری یا شرافت قرار می‌گیرد. این فیلم که با بازی درخشان اکبر عبدی و لیلا مصدقی و فضای زیبای بازار تهران ساخته شده، پیام‌های اخلاقی عمیقی درباره ارزش درست‌کاری و عشق واقعی را به مخاطب منتقل می‌کند.
فیلم سینمایی «سفر پر ماجرا» به کارگردانی سیامک اطلسی که سال ۱۳۷۴ تولید شده است، داستان زوج جوانی به نام محسن و آهی را روایت می‌کند که در یک سفر جاده‌ای، ناخواسته درگیر ماجرای سرقتی بزرگ می‌شوند. سارقان برای فرار از دست پلیس، کیف محتوی پول‌های دزدی را در باربند ماشین آنها جاسازی می‌کنند و این آغازگر اتفاقاتی است که زندگی این زوج را برای ساعاتی به یک بازی پرالتهاب و بامزه تبدیل می‌کند. فردوس کاویانی، مهرانه مهین‌ترابی، مژگان طاهریان و داوود ناظمی از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم حضور دارند و با نقش‌آفرینی خود، به جذابیت و شیرینی آن افزوده‌اند.
فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» به کارگردانی سعید ابراهیمی‌فر که در بستر وقایع ۱۷ شهریور روایت می‌شود، داستان خانواده‌ای را به تصویر می‌کشد که با این حادثه تاریخی، زندگی‌شان دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. نازنین فراهانی در نقش مهناز، مادری که به شدت نگران فرزندش فرید (با بازی میلاد کی مرام) است، با خروج او از خانه در روز ۱۷ شهریور، وارد ماجرایی می‌شود که پرده از فعالیت‌های سیاسی پنهان پسرش برمی‌دارد. این فیلم که با بازی ستاره پسیانی، فاطمه نقوی و خود سعید ابراهیمی‌فر ساخته شده، با تکیه بر خاطرات کودتای ۲۸ مرداد، فضای پرتنش سال‌های منتهی به انقلاب را به تصویر می‌کشد و دغدغه‌های نسلی و پیچیدگی‌های سیاسی را در بستری از عشق مادرانه و روابط خانوادگی به نمایش می‌گذارد.
تله فیلم «گوشی قرمز» به کارگردانی و نویسندگی صادق پروین آشتیانی و تهیه کنندگی هادی اکبرخواه و امین فرامرزی، محصول سال ۱۳۹۲، در ژانر طنز و ماجرایی ساخته شده است. این فیلم که صحنه های آن در چهار شهر کیش، رامسر، اصفهان و تهران فیلمبرداری شده، داستان جابه جایی اتفاقی گوشی های موبایل سه نفر را در فرودگاه روایت می کند. علیرضا خمسه، بهاره رهنما و امیرحسین صدیق از جمله بازیگران اصلی این فیلم هستند که هر کدام نقشی متفاوت را ایفا می کنند. مازیار فرهادی داور فوتبال، یلدا کمالی بازیگر سینما و غلام سربندی صاحب گاوداری، سه شخصیتی هستند که با عوض شدن گوشی هایشان وارد زندگی یکدیگر می شوند و ناخواسته از مشکلات کاری و شخصی هم باخبر می گردند.
فیلم «طعمه» به کارگردانی و نویسندگی فرامرز صدیقی که سال ۱۳۷۱ روی پرده سینماها رفت، تنها تجربه کارگردانی این بازیگر پیشکسوت است. این فیلم که در ژانر پلیسی-جنایی و با داستانی درباره مبارزه با قاچاق مواد مخدر ساخته شده، با وجود حضور بازیگران مطرحی چون فرامرز قریبیان، جمشید هاشم پور و هادی اسلامی، هیچ گاه به اندازه آثار هم دوره خود در خاطره جمعی مخاطبان جا نیفتاد. هرچند «طعمه» از حیث ساختار روایی و شخصیت پردازی، نقاط ضعفی دارد، اما به عنوان اولین و آخرین ساخته یک هنرمند که سال ها در عرصه بازیگری درخشیده، شایسته توجه و تحلیل است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید