دوشنبه / ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۱:۲۲
کد خبر: 41183
گزارشگر: 548
۱۰۵۲
۰
۰
۳
روایتی مادرانه از دل تاریخ و بحران: قصه‌ای از نگرانی، عشق و پیچیدگی‌های سیاسی را روایت می‌کند.

نقد، تحلیل و بررسی فیلم سینمایی«جمعه، دوازده و چهل و پنج دقیقه»

فیلم سینمایی جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه
فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» به کارگردانی سعید ابراهیمی‌فر که در بستر وقایع ۱۷ شهریور روایت می‌شود، داستان خانواده‌ای را به تصویر می‌کشد که با این حادثه تاریخی، زندگی‌شان دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. نازنین فراهانی در نقش مهناز، مادری که به شدت نگران فرزندش فرید (با بازی میلاد کی مرام) است، با خروج او از خانه در روز ۱۷ شهریور، وارد ماجرایی می‌شود که پرده از فعالیت‌های سیاسی پنهان پسرش برمی‌دارد. این فیلم که با بازی ستاره پسیانی، فاطمه نقوی و خود سعید ابراهیمی‌فر ساخته شده، با تکیه بر خاطرات کودتای ۲۸ مرداد، فضای پرتنش سال‌های منتهی به انقلاب را به تصویر می‌کشد و دغدغه‌های نسلی و پیچیدگی‌های سیاسی را در بستری از عشق مادرانه و روابط خانوادگی به نمایش می‌گذارد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگ هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» به کارگردانی سعید ابراهیمی‌فر، یکی از آن آثار سینمایی است که با تکیه بر یک رویداد تاریخی تلخ و سرنوشت‌ساز، داستانی انسانی و تأثیرگذار را روایت می‌کند. این فیلم که در بستر وقایع ۱۷ شهریور و با نگاهی به خاطرات تلخ کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفته، تلاش دارد تا از دل تاریخ، قصه‌ای از نگرانی، عشق مادرانه و پیچیدگی‌های روابط انسانی در بستر بحران‌های سیاسی را به تصویر بکشد. سعید ابراهیمی‌فر که خود نیز در این فیلم به عنوان بازیگر حضور دارد، با بهره‌گیری از بازیگرانی چون نازنین فراهانی، میلاد کی مرام، ستاره پسیانی و فاطمه نقوی، توانسته اثری خلق کند که فراتر از یک روایت تاریخی، به عمق احساسات انسانی و تأثیرات ماندگار رویدادهای سیاسی بر زندگی افراد بپردازد.

داستان فیلم درباره خانواده‌ای است که با وقوع حوادث ۱۷ شهریور، زندگی‌شان دچار تحولی اساسی می‌شود. محور اصلی روایت، زنی به نام مهناز (با بازی نازنین فراهانی) است که فرزندی به نام فرید (با بازی میلاد کی مرام) دارد و به شدت مراقب اوست. فرید روز ۱۷ شهریور به بهانه خرید از خانه خارج می‌شود و این خروج ساده، آغازگر ماجراهایی است که لایه‌های پنهان زندگی این خانواده را آشکار می‌کند. مهناز و منوچهر (با بازی سعید ابراهیمی‌فر)، پدر و مادر فرید، با توجه به خاطراتی که از کودتای ۲۸ مرداد دارند، به شدت نگران فرزندشان هستند و این نگرانی، موتور محرک اصلی داستان است.
در دل این نگرانی، ماجرایی شکل می‌گیرد که فیلم را از یک روایت خطی ساده به اثری پیچیده‌تر تبدیل می‌کند. مهناز که به دنبال فرید می‌گردد، به بیمارستان می‌رود و در آنجا با دختری مواجه می‌شود که از او می‌خواهد دوربین عکاسی‌اش را به یک آدرس ببرد. مهناز با رفتن به آن آدرس، متوجه می‌شود که فریدش، برخلاف تصورش، در یک گروه سیاسی فعالیت دارد. این کشف، ابعاد تازه‌ای به نگرانی او می‌بخشد و او را با واقعیتی جدید روبه‌رو می‌کند که نه تنها زندگی خودش، بلکه سرنوشت تمام اعضای خانواده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» در لایه‌های خود، به خوبی توانسته فضای پرتنش سال‌های منتهی به انقلاب و سال‌های پس از آن را بازتاب دهد. استفاده از راوی پیر (ملیحه نیکجومند) که به نوعی صدای تجربه و خاطره است، به فیلم عمقی تاریخی بخشیده و مخاطب را با خود در زمان به عقب و جلو می‌برد. این تکنیک روایی، که یادآور فیلم‌های مطرح سینمای جهان در بازنمایی خاطرات جمعی است، به فیلم امکان داده تا میان گذشته و حال، پلی معنادار برقرار کند و تأثیرات ماندگار تاریخ بر زندگی افراد را به تصویر بکشد.
بازیگران فیلم نیز هر کدام به سهم خود، در شکل‌گیری این فضای تأثیرگذار سهیم بوده‌اند. نازنین فراهانی در نقش مهناز، مادری که با تمام وجود نگران فرزندش است، توانسته احساسات پیچیده این شخصیت را به خوبی منتقل کند. میلاد کی مرام نیز در نقش فرید، جوانی که درگیر فعالیت‌های سیاسی شده، چهره‌ای باورپذیر از نسلی ارائه می‌دهد که در تقابل با نظام‌های سیاسی، مسیر خود را انتخاب می‌کند. ستاره پسیانی و فاطمه نقوی نیز در نقش‌های رویا، هر کدام در دوره‌های سنی متفاوت، به خوبی از پس شخصیت‌های خود برآمده‌اند و به عمق روایت افزوده‌اند. با وجود نقاط قوت فراوان، فیلم در برخی نقاط دچار شتاب‌زدگی در روایت می‌شود و برخی شخصیت‌های فرعی، چندان که باید، پرداخت نمی‌شوند. همچنین گاه دیالوگ‌ها به سمت توضیح‌پردازی (اکسپوزیسیون) بیش از حد می‌روند که این امر، از ظرافت فیلم می‌کاهد. با این حال، نمی‌توان از تأثیرگذاری عاطفی فیلم و توانایی آن در برانگیختن حس همدردی با شخصیت‌ها چشم پوشید. فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» به مخاطب یادآوری می‌کند که تاریخ، تنها در کتاب‌ها ثبت نمی‌شود، بلکه در زندگی روزمره افراد، نگرانی‌ها و عشق‌هایشان جاری است و گاه یک تصمیم کوچک، می‌تواند مسیر زندگی یک خانواده را برای همیشه تغییر دهد.

بررسی داستان فیلم

سینمای ایران همواره بستری برای بازتاب رویدادهای تاریخی و اجتماعی بوده است، اما کمتر فیلمی توانسته به اندازه «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» از دل یک واقعه تلخ تاریخی، قصه‌ای این چنین انسانی و ملموس را روایت کند. فیلم سعید ابراهیمی‌فر که خود نیز در آن به عنوان بازیگر حضور دارد، با تکیه بر فضای پرتنش حوادث ۱۷ شهریور و ارجاع به خاطره کودتای ۲۸ مرداد، داستانی از نگرانی مادرانه و تلاش برای حفظ خانواده در میان گرداب‌های سیاسی را به تصویر می‌کشد. فیلمی که با وجود روایت تاریخی‌اش، بیش از هر چیز بر احساسات و روابط انسانی متمرکز است.
داستان فیلم از یک اتفاق ساده آغاز می‌شود؛ خروج یک پسر از خانه به بهانه خرید، در روزی که قرار است به یکی از روزهای تلخ تاریخ ایران تبدیل شود. این خروج ساده، مادرش را به سفری پر از اضطراب و نگرانی می‌فرستد و به تدریج ابعاد پنهان زندگی خانواده‌اش را آشکار می‌کند. نازنین فراهانی در نقش مهناز، مادری که با تمام وجود نگران فرزندش است، یکی از نقش‌های به یادماندنی کارنامه خود را خلق کرده و با بازی تأثیرگذارش، مخاطب را با خود در این سفر پرالتهاب همراه می‌کند. نکته جالب توجه فیلم، نگاه دوگانه به تاریخ است. از یک سو، شخصیت‌های پیرتر فیلم با خاطرات کودتای ۲۸ مرداد، چشمی ترسیده به آینده دارند و از سوی دیگر، نسل جوان (نماینده‌اش فرید) با شور و شوقی انقلابی، به دنبال تغییر اوضاع است. این تقابل نسلی، یکی از نقاط قوت فیلم است که به خوبی فضای آن سال‌ها را بازنمایی می‌کند. سعید ابراهیمی‌فر در نقش منوچهر، پدر خانواده، نماد نسلی است که تلخی‌های تاریخ را چشیده و به همین دلیل، محافظه‌کاری و ترس را پیشه خود ساخته است.
لوکیشن‌های فیلم که عمدتاً در فضای شهری و خانه‌ها می‌گذرد، به خوبی فضای دلگیر و پرتنش آن سال‌ها را بازتاب می‌دهند. فیلم‌بردار با بهره‌گیری از نماهای بسته و نورپردازی‌های خاص، توانسته حس تعلیق و نگرانی را به مخاطب منتقل کند. بیمارستانی که مهناز به دنبال فرید به آنجا می‌رود و آدرسی که دختر ناشناس به او می‌دهد، به نمادهایی از ابهام و ناشناختگی تبدیل می‌شوند که فیلم را در فضایی از رمزآلودگی و تعلیق فرو می‌برند. بازیگران مکمل فیلم، از جمله ستاره پسیانی و فاطمه نقوی که نقش رویا را در دو دوره سنی بازی کرده‌اند، به خوبی از پس شخصیت‌های خود برآمده‌اند و به عمق روایت افزوده‌اند. ملیحه نیکجومند نیز در نقش پیرزن، به نوعی راوی خاطرات و تجربه‌های تلخ گذشته است که حضورش در فیلم، به آن عمقی تاریخی و فلسفی بخشیده است. همه این بازیگران با هم، یک پازل انسانی را شکل می‌دهند که هر قطعه‌اش، بخشی از یک روایت بزرگ‌تر را تکمیل می‌کند.
با این حال، فیلم در برخی نقاط دچار شتاب‌زدگی می‌شود و گاه برای انتقال مفاهیم تاریخی، به توضیح‌پردازی روی می‌آورد که تا حدی از ظرافت فیلم می‌کاهد. همچنین پایان‌بندی فیلم، گرچه تلاش دارد به نوعی گره‌گشایی و امیدواری برسد، اما کمی شتاب‌زده و بدون بسترچینی کافی به نظر می‌رسد.
با وجود این کاستی‌ها، فیلم در مجموع توانسته حس و حال آن دوران را به خوبی منتقل کند و مخاطب را با خود همراه سازد. سعید ابراهیمی‌فر به عنوان یک کارگردان، با انتخاب این سوژه تاریخی، نشان داده که دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی را در کنار روایت‌های انسانی دنبال می‌کند. او پیش از این نیز در آثاری چون «یک گزارش واقعی» و «ناخواسته» به موضوعات اجتماعی پرداخته بود، اما «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» شاید شخصی‌ترین و عاطفی‌ترین اثر او باشد. فیلمی که نه به دنبال سیاه‌نمایی یا سفیدنمایی تاریخ، بلکه به دنبال بازنمایی تأثیرات آن بر زندگی یک خانواده معمولی است. در نهایت، «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» فیلمی است که با وجود نقاط ضعف ساختاری، به دلیل بازی‌های خوب، فضاسازی مناسب و نگاه انسانی‌اش، می‌تواند برای مخاطب جدی و علاقه‌مند به سینمای اجتماعی و تاریخی، تجربه‌ای تأمل‌برانگیز باشد. فیلم به ما یادآوری می‌کند که تاریخ، فقط در کتاب‌ها ثبت نمی‌شود، بلکه در زندگی روزمره افراد، در نگرانی‌های مادران، در خاطرات پیران و در انتخاب‌های جوانان جاری است و گاه یک تصمیم کوچک، می‌تواند مسیر زندگی یک خانواده را برای همیشه تغییر دهد.
ساختار روایی و درون‌مایه تاریخی
فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» از ساختاری غیرخطی بهره می‌برد که در آن، گذشته و حال در هم می‌آمیزند و خاطرات، به مثابه عنصری تعیین‌کننده در شکل‌گیری شخصیت‌ها و تصمیمات آنها عمل می‌کنند. استفاده از راوی پیر (ملیحه نیکجومند) که در واقعیت، همان شخصیت مهناز در دوران پیری است، به فیلم امکان داده تا میان زمان‌ها و رویدادها پل بزند و نشان دهد که چگونه خاطرات تلخ گذشته، نگرانی‌های حال را شکل می‌دهند. این تکنیک روایی که ریشه در سینمای موج نوی ایران دارد، به فیلم عمقی فلسفی بخشیده و مخاطب را به تأمل در ماهیت زمان و حافظه دعوت می‌کند. روایت غیرخطی، همچنین به کارگردان اجازه داده تا با حذف برخی جزئیات و تأکید بر لحظات کلیدی، فضایی از ابهام و تعلیق را در فیلم حفظ کند که به جذابیت آن می‌افزاید.
درون‌مایه اصلی فیلم، برخورد دو نگرش نسلی به سیاست و تاریخ است. از یک سو، نسل کهن‌سالار که طعم تلخ کودتای ۲۸ مرداد و سرکوب‌های پس از آن را چشیده، با نگاهی محافظه‌کار و سرشار از ترس به آینده می‌نگرد و از هرگونه فعالیت سیاسی، هرچند در ظاهر بی‌خطر، می‌هراسد. از سوی دیگر، نسل جوان که تشنه تغییر است و با شور و شوقی آرمان‌خواهانه، به دنبال تحول در ساختارهای موجود است. این تضاد نسلی، در شخصیت‌پردازی منوچهر و فرید به خوبی نمایان شده است؛ جایی که پدر با اتکا به تجربه‌های تلخش، پسر را از مسیر انتخاب‌شده بازمی‌دارد و پسر با تکیه بر آرمان‌هایش، راه خود را ادامه می‌دهد. این کشمکش، نه فقط یک تقابل سیاسی، بلکه یک تراژدی خانوادگی است که در دل آن، عشق و نگرانی مادرانه جایگاهی محوری دارد.
با این حال، فیلم در برخی نقاط برای انتقال مفاهیم تاریخی، به توضیح‌پردازی و دیالوگ‌های طولانی روی می‌آورد که تا حدی از نمایشی بودن فیلم می‌کاهد. در سینما، کمتر گفتن، گاه تأثیرگذارتر از توضیح مفصل است و فیلم در برخی سکانس‌ها، با اعتماد بیش از حد به دیالوگ، ظرافت نمایشی را فدای انتقال اطلاعات تاریخی کرده است. اگر فیلم‌نامه با دقت بیشتری به سراغ نشان دادن (Show) به جای گفتن (Tell) می‌رفت، می‌توانست تأثیرگذاری عاطفی بیشتری بر مخاطب داشته باشد. با این وجود، درون‌مایه فیلم و ایده اصلی آن، به دلیل صادقانه بودن و نزدیکی به یک تجربه تاریخی مشترک، همچنان قدرتمند و تأثیرگذار باقی می‌ماند.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

سعید ابراهیمی‌فر در مقام کارگردان، با انتخاب بازیگرانی که هر یک سابقه‌ای درخشان در سینمای ایران دارند، توانسته تیمی منسجم و هماهنگ را گرد هم آورد. نازنین فراهانی به عنوان بازیگر نقش اول، یکی از بهترین بازی‌های خود را در این فیلم ارائه داده است. او در نقش مادری که با تمام وجود نگران فرزندش است، طیف وسیعی از احساسات را به نمایش می‌گذارد؛ از آرامش و صبوری اولیه تا اضطراب و نگرانی شدید و نهایتاً فروپاشی عاطفی در لحظات اوج. این بازی چندلایه و دقیق، نشان از تسلط فراهانی بر نقش و درک عمیق او از روانشناسی شخصیت مهناز دارد. میلاد کی مرام نیز در نقش فرید، با وجود کم‌بودن دیالوگ‌ها، با نگاه‌ها و حرکات بدنش، به خوبی از پس شخصیت یک جوان انقلابی برآمده است.
سعید ابراهیمی‌فر که خود نیز در نقش منوچهر ظاهر شده، توانسته با بازی متین و محکم خود، تضاد میان نگرش محافظه‌کارانه پدر و شور جوانانه پسر را به خوبی به تصویر بکشد. ستاره پسیانی و فاطمه نقوی نیز هر کدام در نقش رویا، در دو دوره سنی متفاوت، موفق عمل کرده‌اند و به عمق داستان افزوده‌اند. حضور ملیحه نیکجومند به عنوان راوی پیر، با وجود زمان کم حضور، بسیار مؤثر است و صدای او، که یادآور صداهای خاطره‌انگیز سینمای ایران است، به فیلم فضایی نوستالژیک و تأمل‌برانگیز بخشیده است. مدیریت دقیق کارگردان در هدایت این بازیگران، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب می‌شود. با این حال، در برخی صحنه‌های گروهی و پرهیجان، کارگردانی دچار تزلزل می‌شود و کنترل ریتم را تا حدودی از دست می‌دهد. میزانسن‌ها در برخی نقاط چندان دقیق نیست و حرکت دوربین، گاه به جای تأکید بر احساسات شخصیت‌ها، صرفاً به ثبت دیالوگ‌ها می‌پردازد که این امر، از پویایی صحنه‌ها می‌کاهد. به نظر می‌رسد که کارگردان در صحنه‌های آرام و دراماتیک، تسلط بیشتری داشته و در صحنه‌های پرتنش و اکشن، با چالش‌هایی روبرو بوده است. با این حال، مجموع کارگردانی فیلم، قابل قبول و در برخی نقاط، بسیار تأثیرگذار است و نشان از توانمندی ابراهیمی‌فر در خلق فضایی دراماتیک و هدایت بازیگران دارد.

فضاسازی و بازنمایی تاریخی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه»، موفقیت در بازسازی فضای پرتنش و دلهره‌آور سال‌های پیش و پس از انقلاب است. فیلم‌بردار با بهره‌گیری از نورپردازی کم‌کنتراست و سایه‌های سنگین، توانسته حس تهدید و ابهام را در فضا جاری کند. لوکیشن‌های فیلم، از کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی تهران گرفته تا فضای سرد و بیروح بیمارستان، همگی به خوبی حس و حال آن دوران را منتقل می‌کنند و مخاطب را به سفری در زمان می‌برند. لباس‌ها و گریم شخصیت‌ها نیز با دقت نظر انتخاب شده‌اند تا به باورپذیری هرچه بیشتر فضا کمک کنند. این توجه به جزئیات، نشان از وسواس کارگردان در بازنمایی تاریخی دارد.
استفاده از راوی پیر (ملیحه نیکجومند) نیز به عنوان یک تکنیک هوشمندانه برای ایجاد ارتباط میان گذشته و حال، به فیلم عمقی تاریخی بخشیده است. صدای پیرزن که خاطراتش را مرور می‌کند، یادآور روایت‌های شفاهی تاریخ است که در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. این تکنیک، همچنین به فیلم امکان داده تا از محدودیت‌های روایت خطی رها شود و با جهش‌های زمانی، ابعاد مختلف داستان را به تصویر بکشد. در واقع، فیلم با این رویکرد، نشان می‌دهد که تاریخ یک رویداد خطی نیست، بلکه یک شبکه پیچیده از خاطرات و تأثیرات است که در زندگی افراد جاری و ساری است.
با این حال، فیلم گاه به سمت کلیشه‌های رایج در بازنمایی تاریخی می‌رود و برخی شخصیت‌ها و موقعیت‌ها، بیش از حد شبیه به قهرمانان یا ضدقهرمان‌های مطلق می‌شوند. در سینمای اجتماعی، نشان دادن ابهام‌ها و تناقض‌های شخصیت‌ها، به واقع‌گرایی اثر می‌افزاید و فیلم در برخی نقاط از این قاعده فاصله گرفته است. به عنوان مثال، شخصیت فرید، چنان معصوم و آرمان‌خواه به تصویر کشیده شده که فاقد ابعاد خاکستری یک انسان واقعی است. اگر فیلم جرأت می‌کرد تا پیچیدگی‌های اخلاقی شخصیت‌ها را بیشتر به نمایش بگذارد، از کلیشه‌ها فاصله می‌گرفت و به اثری ماندگارتر تبدیل می‌شد. با این وجود، فیلم در بازنمایی فضای تاریخی و ایجاد حس همدردی با شخصیت‌ها، موفق عمل کرده است.

موسیقی و تأثیرات صوتی

موسیقی فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» نقش مهمی در ایجاد فضای تعلیق و احساسی فیلم دارد. در فیلم‌های تاریخی-دراماتیک، موسیقی معمولاً به عنوان عنصری برای برجسته‌سازی لحظات اوج و انتقال احساسات درونی شخصیت‌ها به کار می‌رود. در این فیلم، موسیقی متن با بهره‌گیری از نواهای سنتی و گاه مدرن، به خوبی فضای دوگانه سنت و مدرنیته را که در تقابل نسلی فیلم تجلی یافته، بازتاب داده است. در لحظات نگرانی و تعلیق، موسیقی با ریتمی تند و استفاده از سازهای زهی، حس اضطراب را در مخاطب برمی‌انگیزد و در لحظات آرام و تأملی، با نواهای ملایم‌تر، فضایی از اندوه و نوستالژی را خلق می‌کند.
صدابرداری فیلم نیز با دقت بالایی انجام شده تا صداهای محیطی و دیالوگ‌ها به خوبی منتقل شوند. در فیلم‌هایی که بر دیالوگ‌های روانشناختی و فضاسازی متکی هستند، کیفیت صدا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و فیلم در این زمینه موفق عمل کرده است. صداهای پس‌زمینه مانند صدای راهپیمایی‌ها، بوق ماشین‌ها و یا حتی سکوت‌های مرگبار، همگی به خوبی طراحی شده‌اند تا به ایجاد فضای پرتنش و واقع‌گرایانه فیلم کمک کنند. این توجه به جزئیات صوتی، به ویژه در صحنه‌های خیابانی و بیمارستان، به باورپذیری فضا افزوده است.
با این حال، گاه موسیقی بیش از حد بر صحنه‌ها غلبه می‌کند و به جای تقویت احساسات، توجه مخاطب را از بازیگران و دیالوگ‌ها منحرف می‌سازد. در سینمای حرفه‌ای، موسیقی باید مکمل تصویر و دیالوگ باشد، نه رقیب آنها. فیلم در برخی نقاط، با استفاده بیش از حد از موسیقی دراماتیک، به جای آنکه مخاطب را به کشف احساسات شخصیت‌ها وا دارد، احساسات را به او دیکته می‌کند که این امر، از ظرافت اثر می‌کاهد. با این وجود، در مجموع موسیقی و صداگذاری فیلم، در خدمت ایجاد فضای مطلوب بوده و به تأثیرگذاری عاطفی آن کمک کرده است.

پیام فیلم و تأثیرگذاری اجتماعی

فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» در لایه‌های خود، پیام‌هایی فراتر از یک روایت تاریخی ساده را حمل می‌کند. مهم‌ترین پیام فیلم، شاید این باشد که تاریخ و سیاست، از مرزهای خانه‌ها و روابط انسانی عبور نمی‌کنند و هر تصمیم سیاسی، در نهایت، زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فیلم با تکیه بر داستان یک خانواده معمولی، نشان می‌دهد که چگونه رویدادهای کلان تاریخی، می‌توانند بنیان‌های یک خانه را به لرزه درآورند و عشق و آرامش را از آن بستانند. این نگاه انسان‌محور به تاریخ، یکی از نقاط قوت فیلم است که آن را از یک اثر تاریخی صرف، به اثری جهانی و انسانی تبدیل می‌کند.
از سوی دیگر، فیلم به مسئله «انتخاب» و «مسئولیت» در شرایط بحرانی می‌پردازد. هر یک از شخصیت‌های فیلم، در مقطعی از داستان، با یک انتخاب سرنوشت‌ساز روبه‌رو می‌شوند؛ انتخاب بین امنیت و آرمان، بین خانواده و سیاست، بین سکوت و اعتراض. فیلم با نشان دادن عواقب این انتخاب‌ها، مخاطب را به تأمل در مورد مسئولیت‌های خود در قبال جامعه و خانواده دعوت می‌کند. فرید با انتخاب فعالیت سیاسی، و مهناز با انتخاب همراهی با پسرش، هر کدام به نوعی، بار مسئولیت انتخاب‌هایشان را به دوش می‌کشند و فیلم از قضاوت درباره درستی یا نادرستی این انتخاب‌ها خودداری می‌کند و این خود، نشان از نگاه بالغانه فیلمساز دارد.
با این حال، فیلم در پرداخت این پیام‌ها، گاه به سطحی‌نگری می‌افتد و از واکاوی عمیق‌تر انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی شخصیت‌ها خودداری می‌کند. به عنوان مثال، فعالیت سیاسی فرید، بیشتر به عنوان یک پیش‌فرض پذیرفته شده است و کمتر به ریشه‌های فکری و انگیزه‌های شخصی او پرداخته می‌شود. این امر، تا حدی از عمق روانشناختی شخصیت‌ها می‌کاهد و فیلم را به سمت روایتی خطی و تک‌بُعدی سوق می‌دهد. با وجود این، فیلم با نگاه انسانی و همدلانه خود، توانسته پیامی تأثیرگذار درباره تأثیرات ماندگار تاریخ بر زندگی افراد منتقل کند و مخاطب را به تأمل در مورد نقش خود در تاریخ و جامعه دعوت نماید.
* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jzE
اخبار مرتبط
تله فیلم «گوشی قرمز» به کارگردانی و نویسندگی صادق پروین آشتیانی و تهیه کنندگی هادی اکبرخواه و امین فرامرزی، محصول سال ۱۳۹۲، در ژانر طنز و ماجرایی ساخته شده است. این فیلم که صحنه های آن در چهار شهر کیش، رامسر، اصفهان و تهران فیلمبرداری شده، داستان جابه جایی اتفاقی گوشی های موبایل سه نفر را در فرودگاه روایت می کند. علیرضا خمسه، بهاره رهنما و امیرحسین صدیق از جمله بازیگران اصلی این فیلم هستند که هر کدام نقشی متفاوت را ایفا می کنند. مازیار فرهادی داور فوتبال، یلدا کمالی بازیگر سینما و غلام سربندی صاحب گاوداری، سه شخصیتی هستند که با عوض شدن گوشی هایشان وارد زندگی یکدیگر می شوند و ناخواسته از مشکلات کاری و شخصی هم باخبر می گردند.
فیلم «طعمه» به کارگردانی و نویسندگی فرامرز صدیقی که سال ۱۳۷۱ روی پرده سینماها رفت، تنها تجربه کارگردانی این بازیگر پیشکسوت است. این فیلم که در ژانر پلیسی-جنایی و با داستانی درباره مبارزه با قاچاق مواد مخدر ساخته شده، با وجود حضور بازیگران مطرحی چون فرامرز قریبیان، جمشید هاشم پور و هادی اسلامی، هیچ گاه به اندازه آثار هم دوره خود در خاطره جمعی مخاطبان جا نیفتاد. هرچند «طعمه» از حیث ساختار روایی و شخصیت پردازی، نقاط ضعفی دارد، اما به عنوان اولین و آخرین ساخته یک هنرمند که سال ها در عرصه بازیگری درخشیده، شایسته توجه و تحلیل است.
تله فیلم «وانتافه» به کارگردانی محمدحسین امانی، اولین تجربه کارگردانی این فیلمساز جوان محسوب می شود. این اثر که در ژانر طنز اجتماعی و با نگاهی به مشکلات اقتصادی و گرانی های اخیر ساخته شده، تلاش دارد تا با تکیه بر فضایی صمیمی و همذات پندار، مخاطب را با دغدغه های روزمره زندگی همراه کند. امانی که خود به ضعف های فیلم اذعان دارد، می گوید نوستالژی مجموعه های طنز رضا عطاران و آثار کمدی دهه های گذشته، الهام بخش اصلی او در ساخت این اثر بوده است. ترکیب بازیگران توانمندی چون مهران احمدی، امیر کربلایی زاده، سامان غنائمی و نفیسه روشن نیز تا حد زیادی توانسته است نقاط قوت فیلم را افزایش دهد و جذابیت های کمدی آن را رقم بزند. ‍
فیلم سینمایی «همسر» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده که در سال ۱۳۷۲ اکران شد، با وجود گذشت سه دهه همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سینمای اجتماعی ایران محسوب می‌شود. این فیلم با روایت داستان زن و شوهری که در یک شرکت همکارند و پس از انتخاب همسر به عنوان رئیس، زندگی مشترکشان با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو می‌شود، برای اولین بار در سینمای ایران به مسئله ناتوانی مردان در پذیرش موفقیت همسرانشان پرداخت. انتخاب جسورانه کارگردان برای به تصویر کشیدن یک پلیس زن در سال‌هایی که حتی پلیس زن در جامعه وجود نداشت، این فیلم را به اثری پیشرو و جلوتر از زمانه خود تبدیل کرد.
سریال تلویزیونی «در و تخته» به کارگردانی و نویسندگی محسن امانی و تهیه‌کنندگی مسعود ملکی، محصول سال ۱۴۰۵، یکی از آثار متفاوت و جسورانه شبکه دو سیما است که با پرداختن به موضوعی کمتر دیده‌شده (جابه‌جایی نوزادان در بیمارستان و پیامدهای شرعی و اجتماعی آن) توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه ۱۱ قسمتی که در مرکز سریال سوره تولید شده، داستان دو پدر (با بازی نادر فلاح و سید علی صالحی) را روایت می‌کند که پس از هفده سال متوجه می‌شوند دختر و پسرشان در بدو تولد جابه‌جا شده‌اند و دختر نسبت به خانواده‌ای که سال‌ها در آن بزرگ شده، از نظر شرعی نامحرم است. با این حال، این سریال برای مخاطبان خانواده و علاقه‌مندان به آثار اجتماعی-دینی، اثری است «دوست‌داشتنی» و «تأمل‌برانگیز».
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید