دوشنبه / ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۷:۵۱
کد خبر: 41359
گزارشگر: 548
۱۶۸
۰
۰
۰
وی از لحظه اصابت موشک ایرانی، اجکت با چتر معیوب، شکستگی کمر و شانه و ۵۰ ساعت مقاومت در کوهستان‌ می‌گوید

روایت افسر هواپیمای سقوط کرده آمریکایی: 50 ​ساعت بقا در خاک ایران!

براوو خلبان جنگنده F-15 سقوط کرده در خاک ایران
افسر تسلیحات یک جنگنده اف-۱۵ ای آمریکایی که توسط ایران هدف قرار گرفته بود، در مصاحبه‌ای جزئیات تکان‌دهنده‌ای از لحظه اصابت موشک، اجکت با چتر معیوب و ۵۰ ساعت مقاومت در کوهستان‌های ایران را بازگو کرده است. به گفته این افسر با نام مستعار براوو، شدت ضربه به‌قدری زیاد بوده که همان لحظه متوجه شده‌اند هواپیما مورد اصابت قرار گرفته و خودش ضربه را شبیه برخورد با یک قطار باری توصیف می‌کند. پس از اجکت، بخشی از صندلی اجکت آسیب دیده بود و چتر نجاتش درست باز نشد و او با سرعتی در حدود ۷۰ تا ۱۰۰ مایل بر ساعت به زمین خورد که منجر به شکستگی کمر، دست و شانه‌اش شد. با وجود جراحات شدید، او از محل فرود فاصله گرفت و به سمت ارتفاع حرکت کرد تا شانس بقای خود را افزایش دهد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

عملیات‌های نظامی در خاک دشمن، همواره با خطرات و پیچیدگی‌های فراوانی همراه است و سرنگونی یک جنگنده، می‌تواند به یکی از دشوارترین و پرتنش‌ترین موقعیت‌ها برای خدمه آن تبدیل شود. در تازه‌ترین روایت منتشرشده، افسر تسلیحات یک جنگنده اف-۱۵ ای آمریکایی که توسط ایران هدف قرار گرفته بود، جزئیات تکان‌دهنده‌ای از لحظه اصابت موشک، اجکت با چتر معیوب، شکستگی‌های متعدد و ۵۰ ساعت مقاومت در کوهستان‌های ایران را بازگو کرده است. این روایت، که توسط یکی از خدمه هواپیما با نام مستعار براوو بیان شده، نشان‌دهنده شدت درگیری‌های هوایی در آسمان ایران و پیچیدگی عملیات نجات خدمه سرنگون‌شده است.

بر اساس این روایت، هواپیمای اف-۱۵ ای در یک مأموریت شبانه بر فراز ایران هدف قرار می‌گیرد. به گفته براوو، شدت ضربه به‌قدری زیاد بوده که همان لحظه متوجه شده‌اند هواپیما مورد اصابت قرار گرفته و خودش ضربه را شبیه برخورد با یک قطار باری توصیف می‌کند. برای مدت کوتاهی تلاش می‌کنند هواپیما را حفظ کنند، اما خیلی زود مشخص می‌شود که دیگر قابل کنترل نیست و خلبان تصمیم به اجکت می‌گیرد. براوو می‌گوید هنوز هم نجات جانش را تا حد زیادی مدیون تصمیم سریع خلبان برای اجکت می‌داند. این لحظات، نشان‌دهنده آن است که خدمه هواپیما در شرایط بحرانی، باید در کسری از ثانیه تصمیمات حیاتی بگیرند و همین تصمیمات، می‌تواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد.

مشکل اصلی براوو تازه بعد از اجکت شروع می‌شود

بخشی از صندلی اجکت در اثر اصابت آسیب دیده بود و چتر نجاتش هم درست باز نمی‌شود. می‌گوید در یک لحظه بالا را نگاه کرده و عملاً چتری بالای سرش ندیده است. در همان حال سعی کرده قسمت‌های گیرکرده چتر را با دست آزاد کند و هر مقدار سطحی که ممکن است از آن باز کند. بعداً بر اساس نوع جراحاتش به او گفته‌اند احتمالاً با سرعتی در حدود ۷۰ تا ۱۰۰ مایل بر ساعت به زمین خورده است. برخورد با زمین باعث شکستگی کمر، دست و شانه‌اش می‌شود و مچ پایش هم آسیب می‌بیند. این روایت، نشان‌دهنده آن است که حتی پس از اجکت، خطرات همچنان ادامه دارد و خدمه هواپیما باید با جراحات شدید، به بقا و فرار ادامه دهند.

با وجود جراحات شدید، براوو اولین کاری که کرده دور شدن از محل فرود بوده، چون فرضش این بوده که نیروهای ایرانی خیلی زود به دنبال خدمه هواپیما خواهند آمد. مدتی بعد هم متوجه می‌شود که واقعاً جستجو برای پیدا کردنش شروع شده است. منطقه‌ای که در آن فرود آمده، یک ناحیه کوهستانی و بیابانی با دره‌ها و صخره‌های بلند بوده. با وجود جراحاتش تصمیم می‌گیرد به سمت ارتفاع حرکت کند. استدلال خودش این بوده که ماندن نزدیک محل سقوط خطرناک‌تر است و ارتفاع هم امکان مخفی‌شدن و هم امکان برقراری ارتباط بهتری به او می‌دهد. در نهایت خودش را به یک خط‌الرأس در ارتفاع حدود ۷۰۰۰ فوت می‌رساند. این تصمیمات، نشان‌دهنده هوش و آموزش بالای خدمه هواپیما در شرایط بحرانی است که به آنها امکان می‌دهد حتی با وجود جراحات شدید، جان خود را حفظ کنند.

به خاطر آسیب صندلی اجکت، کیت اصلی بقا را هم همراه نداشته است. فقط جلیقه بقا با مقدار بسیار کمی آب، تجهیزات ارتباطی و چند وسیله اولیه همراهش بوده و تقریباً غذایی در اختیار نداشته. خودش می‌گوید اولویت اصلی‌اش این بوده که از محل فرود فاصله بگیرد، جایی برای پنهان‌شدن پیدا کند و فقط زمانی از تجهیزات ارتباطی استفاده کند که احساس کند این کار موقعیتش را لو نمی‌دهد. این رویکرد، نشان‌دهنده آگاهی بالای او از خطرات موجود و اهمیت حفظ مخفی‌کاری در خاک دشمن است. حدود شش ساعت پس از سقوط، خلبان نجات داده می‌شود و براوو از فاصله‌ای دور بخشی از عملیات نجات او را می‌بیند. خودش می‌گوید دیدن این صحنه برایش ناامیدکننده نبوده؛ برعکس، باعث شده مطمئن شود عملیات برای پیدا کردنش ادامه خواهد داشت.

در شب بعد، شرایط برای براوو سخت‌تر می‌شود؛ سرمای ارتفاع، باد، نبود غذا و مقدار بسیار کم آب، در کنار شکستگی‌ها. در بخشی از مصاحبه تأکید می‌کند که می‌دانسته نیروهای ایرانی در حال نزدیک‌شدن هستند و حتی احتمال درگیری یا اسارت را هم در ذهن داشته، اما تلاش کرده به جای فکر کردن به نتیجه نهایی، فقط روی مسئله بعدی تمرکز کند: کجا حرکت کند، کجا پنهان شود و چطور زمان بیشتری برای رسیدن نیروهای نجات بخرد. این رویکرد روانی، یکی از مهم‌ترین عوامل بقا در شرایط بحرانی محسوب می‌شود که به فرد امکان می‌دهد بدون گرفتار شدن در اضطراب و ناامیدی، بر وظایف فوری خود تمرکز کند. در مرحله پایانی عملیات، CIA نیز در مشخص‌کردن محل دقیق براوو و منحرف‌کردن جست‌وجوی نیروهای ایرانی نقش داشته است. پیش از ورود تیم نجات نیز به نیروهای نزدیک منطقه حمله می‌شود تا مسیر باز شود. سپس تیم نجات وارد یک باند موقت در منطقه می‌شود و از آنجا بالگردهای کوچک لیتل برد برای رسیدن به خط‌الرأسی که براوو روی آن قرار داشته اعزام می‌شوند. دو نیروی پارا-ریسکیو یا همان PG در نهایت خودشان را به او می‌رسانند. وقتی از او می‌پرسند به نیروهای نجات چه گفته، جواب کوتاهش این است: «بریم.» اما خروج از ایران هم بدون مشکل نبوده. هواپیماهای تیم نجات در خاک و شن باند موقت گیر می‌کنند و امکان بلندشدن پیدا نمی‌کنند. در نهایت براوو به همراه بیش از ۹۰ نفر از نیروهای عملیات ویژه از منطقه خارج می‌شود و هواپیماهای باقی‌مانده نیز بعداً توسط آمریکا منهدم می‌شوند تا تجهیزاتشان باقی نماند. از زمان سرنگونی تا رسیدن براوو به محل امن حدود ۵۰ ساعت گذشته بود. این روایت، نشان‌دهنده پیچیدگی و خطرات عملیات‌های نظامی در خاک دشمن و اهمیت آمادگی و آموزش نیروهای ویژه است.

بررسی لحظه اصابت موشک و تصمیم به اجکت

لحظه اصابت موشک به جنگنده اف-۱۵، یکی از بحرانی‌ترین لحظات در این روایت محسوب می‌شود که نشان‌دهنده شدت و قدرت تسلیحات ایرانی است. به گفته براوو، شدت ضربه به‌قدری زیاد بوده که همان لحظه متوجه شده‌اند هواپیما مورد اصابت قرار گرفته و خودش ضربه را شبیه برخورد با یک قطار باری توصیف می‌کند. این توصیف، نشان‌دهنده آن است که موشک ایرانی با دقت و قدرت بالایی به هدف اصابت کرده و خسارات سنگینی را به هواپیما وارد کرده است. برای مدت کوتاهی، خدمه تلاش می‌کنند هواپیما را حفظ کنند، اما خیلی زود مشخص می‌شود که دیگر قابل کنترل نیست و خلبان تصمیم به اجکت می‌گیرد. این تصمیم سریع و قاطع، نقش کلیدی در نجات جان خدمه داشته است. از منظر فنی، اجکت از یک جنگنده آسیب‌دیده، یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین عملیات‌ها محسوب می‌شود که نیازمند آموزش‌های تخصصی و آمادگی روانی بالاست. خدمه هواپیما باید در کسری از ثانیه تصمیم بگیرند که آیا هواپیما قابل کنترل است یا خیر و در صورت عدم کنترل، باید فوراً اجکت کنند. تأخیر در این تصمیم، می‌تواند به از دست رفتن فرصت اجکت و سقوط هواپیما با خدمه منجر شود. براوو می‌گوید هنوز هم نجات جانش را تا حد زیادی مدیون تصمیم سریع خلبان برای اجکت می‌داند که این امر، نشان‌دهنده اهمیت آموزش و آمادگی خدمه در شرایط بحرانی است.

نکته قابل توجه دیگر، آسیب‌های وارده به صندلی اجکت و چتر نجات است که نشان‌دهنده شدت اصابت موشک و خسارات ناشی از آن است. بخشی از صندلی اجکت در اثر اصابت آسیب دیده بود و چتر نجات نیز درست باز نشد و همین امر، به برخورد شدید براوو با زمین و شکستگی‌های متعدد منجر شد. این روایت، نشان‌دهنده آن است که حتی پس از اجکت، خطرات همچنان ادامه دارد و خدمه هواپیما باید با جراحات شدید، به بقا و فرار ادامه دهند. بنابراین، طراحی صندلی‌های اجکت و چترهای نجات، باید به‌گونه‌ای باشد که در شرایط آسیب‌دیدگی نیز بتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند و جان خدمه را حفظ کنند.

پیامدهای روانی و جسمی ۵۰ ساعت بقا در خاک دشمن

۵۰ ساعت بقا در خاک دشمن، با جراحات شدید و بدون تجهیزات کافی، یکی از دشوارترین تجربیاتی است که یک انسان می‌تواند تجربه کند و پیامدهای روانی و جسمی متعددی به همراه دارد. براوو با شکستگی کمر، دست و شانه و آسیب مچ پا، در یک منطقه کوهستانی و بیابانی با دره‌ها و صخره‌های بلند، به مدت دو روز مقاومت کرد. این مدت زمان، نیازمند تحمل درد شدید، مقابله با سرمای ارتفاع، باد، گرسنگی و تشنگی و در عین حال، حفظ هوشیاری و تمرکز برای فرار از نیروهای ایرانی بود. این تجربه، نشان‌دهنده قدرت روانی و جسمی بالای خدمه هواپیما و اهمیت آموزش‌های بقا در شرایط سخت است.

از منظر روانی، براوو با هوشمندی توانست بر اضطراب و ناامیدی غلبه کند و بر وظایف فوری خود تمرکز کند. او می‌گوید به جای فکر کردن به نتیجه نهایی، فقط روی مسئله بعدی تمرکز می‌کرد: کجا حرکت کند، کجا پنهان شود و چطور زمان بیشتری برای رسیدن نیروهای نجات بخرد. این رویکرد، که به «تفکر گام‌به‌گام» معروف است، یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های بقا در شرایط بحرانی محسوب می‌شود که به فرد امکان می‌دهد بدون گرفتار شدن در اضطراب و ناامیدی، بر وظایف فوری خود تمرکز کند و شانس بقای خود را افزایش دهد. بنابراین، آموزش این تکنیک به خدمه هواپیما و نیروهای نظامی، می‌تواند به افزایش توانایی آنها در شرایط بحرانی کمک کند. از منظر جسمی، براوو با وجود شکستگی‌های متعدد، توانست خود را به یک خط‌الرأس در ارتفاع حدود ۷۰۰۰ فوت برساند که این امر، نیازمند تحمل درد شدید و توان جسمی بالاست. او همچنین با کمبود شدید آب و غذا روبرو بود و تنها مقدار بسیار کمی آب و چند وسیله اولیه همراه داشت. این شرایط، نشان‌دهنده اهمیت تجهیزات بقا و آموزش‌های مربوط به مدیریت منابع در شرایط بحرانی است. اگر براوو آموزش‌های لازم را ندیده بود، احتمالاً نمی‌توانست به مدت ۵۰ ساعت در چنین شرایطی زنده بماند. بنابراین، سرمایه‌گذاری در آموزش‌های بقا و تجهیزات مناسب، یکی از اولویت‌های اساسی برای نیروهای نظامی محسوب می‌شود.

عملیات نجات و نقش سیا و نیروهای ویژه

عملیات نجات براوو، یکی از پیچیده‌ترین و پرخطرترین عملیات‌های نجات در خاک دشمن محسوب می‌شود که با همکاری سیا و نیروهای ویژه آمریکایی انجام شد. در مرحله پایانی عملیات، سیا در مشخص‌کردن محل دقیق براوو و منحرف‌کردن جست‌وجوی نیروهای ایرانی نقش داشته است. پیش از ورود تیم نجات نیز به نیروهای نزدیک منطقه حمله می‌شود تا مسیر باز شود. سپس تیم نجات وارد یک باند موقت در منطقه می‌شود و از آنجا بالگردهای کوچک لیتل برد برای رسیدن به خط‌الرأسی که براوو روی آن قرار داشته اعزام می‌شوند. دو نیروی پارا-ریسکیو یا همان پی‌جی در نهایت خودشان را به او می‌رسانند. این عملیات، نشان‌دهنده هماهنگی و توانایی بالای نیروهای ویژه آمریکایی در انجام عملیات‌های نجات در خاک دشمن است. از منظر فنی، استفاده از بالگردهای کوچک لیتل برد برای رسیدن به خط‌الرأس، یکی از تکنیک‌های پیشرفته در عملیات‌های نجات کوهستانی محسوب می‌شود. این بالگردها، به‌دلیل ابعاد کوچک و توانایی پرواز در ارتفاع بالا، می‌توانند به مناطقی دسترسی پیدا کنند که بالگردهای بزرگ‌تر قادر به رسیدن به آنها نیستند. همچنین، حضور نیروهای پارا-ریسکیو که آموزش‌های تخصصی در زمینه نجات در شرایط سخت را دیده‌اند، یکی از عوامل کلیدی موفقیت این عملیات محسوب می‌شود. این نیروها، با تجهیزات پیشرفته و آموزش‌های تخصصی، می‌توانند در شرایط دشوار، جان خدمه سرنگون‌شده را نجات دهند.

نکته قابل توجه دیگر، خروج دشوار تیم نجات از ایران است. هواپیماهای تیم نجات در خاک و شن باند موقت گیر می‌کنند و امکان بلندشدن پیدا نمی‌کنند. در نهایت براوو به همراه بیش از ۹۰ نفر از نیروهای عملیات ویژه از منطقه خارج می‌شود و هواپیماهای باقی‌مانده نیز بعداً توسط آمریکا منهدم می‌شوند تا تجهیزاتشان باقی نماند. این روایت، نشان‌دهنده پیچیدگی و خطرات عملیات‌های نظامی در خاک دشمن و اهمیت برنامه‌ریزی دقیق برای خروج از منطقه است. از زمان سرنگونی تا رسیدن براوو به محل امن حدود ۵۰ ساعت گذشته بود که این مدت زمان، نشان‌دهنده دشواری و پیچیدگی عملیات نجات در خاک دشمن است.

تحلیل اهمیت آموزش‌های بقا و آمادگی روانی در نیروهای نظامی

آموزش‌های بقا و آمادگی روانی، یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در نجات جان خدمه هواپیما در شرایط بحرانی محسوب می‌شود که در روایت براوو به‌خوبی نمایان است. براوو با وجود شکستگی‌های متعدد، توانست به مدت ۵۰ ساعت در کوهستان‌های ایران زنده بماند و از دست نیروهای ایرانی فرار کند. این موفقیت، نه‌تنها مدیون توان جسمی او، بلکه مدیون آموزش‌های بقا و آمادگی روانی بالای او بود. او می‌دانست که چگونه از تجهیزات ارتباطی استفاده کند بدون اینکه موقعیتش لو برود، چگونه در ارتفاع پناه بگیرد و چگونه بر اضطراب و ناامیدی غلبه کند. این آموزش‌ها، در شرایط بحرانی، تفاوت میان زندگی و مرگ را رقم می‌زنند و بنابراین، سرمایه‌گذاری در آنها، یکی از اولویت‌های اساسی برای نیروهای نظامی محسوب می‌شود.

از نظر روانی، آمادگی روانی و توانایی مقابله با فشارهای روانی، یکی از مهم‌ترین عوامل بقا در شرایط بحرانی است. براوو با تمرکز بر وظایف فوری و پرهیز از فکر کردن به نتیجه نهایی، توانست بر اضطراب و ناامیدی غلبه کند و به مبارزه برای بقا ادامه دهد. این رویکرد، که در آموزش‌های نیروهای ویژه آمریکایی به آن تأکید می‌شود، به فرد امکان می‌دهد که در شرایط دشوار، بدون گرفتار شدن در احساسات منفی، بر وظایف خود تمرکز کند و شانس بقای خود را افزایش دهد. بنابراین، آموزش‌های روانی و تکنیک‌های مقابله با استرس، باید بخشی از آموزش‌های استاندارد نیروهای نظامی باشد. نکته قابل توجه دیگر، اهمیت تجهیزات بقا و آموزش‌های مربوط به مدیریت منابع در شرایط بحرانی است. براوو به‌دلیل آسیب صندلی اجکت، کیت اصلی بقا را همراه نداشت و تنها مقدار بسیار کمی آب و چند وسیله اولیه در اختیار داشت. این کمبود تجهیزات، شرایط را برای او دشوارتر کرد، اما او با مدیریت صحیح منابع و استفاده بهینه از آنها، توانست به مدت ۵۰ ساعت زنده بماند. این روایت، نشان‌دهنده اهمیت طراحی تجهیزات بقا به‌گونه‌ای است که حتی در شرایط آسیب‌دیدگی، بتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند و جان خدمه را حفظ کنند. همچنین، آموزش‌های مربوط به مدیریت منابع، باید بخشی از آموزش‌های استاندارد نیروهای نظامی باشد تا آنها بتوانند در شرایط بحرانی، با کمترین منابع، بیشترین بهره را ببرند.

درس‌های آموخته از این روایت

  1. روایت ۵۰ ساعت بقای براوو در خاک ایران، درس‌های ارزشمند متعددی برای نیروهای نظامی و برنامه‌ریزان عملیات‌های نظامی به همراه دارد که می‌تواند به بهبود آمادگی و کارایی آنها در شرایط بحرانی کمک کند. یکی از مهم‌ترین درس‌ها، اهمیت آموزش‌های بقا و آمادگی روانی برای خدمه هواپیما و نیروهای ویژه است. این روایت نشان داد که حتی با وجود جراحات شدید و کمبود تجهیزات، آموزش‌های مناسب می‌تواند به فرد امکان دهد که به مدت طولانی در خاک دشمن زنده بماند و از دست نیروهای دشمن فرار کند. بنابراین، سرمایه‌گذاری در آموزش‌های بقا، تکنیک‌های مقابله با استرس و مدیریت منابع، باید در اولویت برنامه‌های آموزشی نیروهای نظامی قرار گیرد.
  2. درس دوم، اهمیت هماهنگی و همکاری میان نهادهای مختلف در عملیات‌های نجات است. در روایت براوو، سیا، نیروهای ویژه، پارا-ریسکیو و سایر نهادها با همکاری یکدیگر توانستند او را در یک عملیات پیچیده و پرخطر نجات دهند. این هماهنگی، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، ارتباطات مؤثر و تمرین‌های مشترک است تا در شرایط بحرانی، هر نهاد بتواند نقش خود را به‌درستی ایفا کند. بنابراین، تقویت همکاری‌های بین‌نهادی و برگزاری تمرین‌های مشترک، یکی از اولویت‌های اساسی برای بهبود عملیات‌های نجات محسوب می‌شود.
  3. درس سوم، اهمیت طراحی تجهیزات و فناوری‌های مناسب برای شرایط بحرانی است. آسیب صندلی اجکت و چتر نجات، شرایط را برای براوو دشوارتر کرد و نشان داد که تجهیزات باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که حتی در شرایط آسیب‌دیدگی، بتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند. همچنین، استفاده از بالگردهای کوچک لیتل برد و تجهیزات ارتباطی پیشرفته، نقش کلیدی در موفقیت عملیات نجات داشت. بنابراین، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه تجهیزات و فناوری‌های نوین، یکی از اولویت‌های اساسی برای افزایش توانایی نیروهای نظامی در شرایط بحرانی محسوب می‌شود. در نهایت، این روایت نشان‌دهنده پیچیدگی و خطرات عملیات‌های نظامی در خاک دشمن و اهمیت آمادگی، آموزش و هماهنگی برای موفقیت در چنین شرایطی است.
https://www.asianewsiran.com/u/jCq
اخبار مرتبط
خبرگزاری فرانسه به نقل از نخست‌وزیر نروژ گزارش داد که یک پهپاد در جریان سفر ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین به اسلو، به هواپیمای حامل او بسیار نزدیک شده است. این حادثه امنیتی در مسیر پرواز از مولداوی به نروژ و هنگام برخاستن هواپیما رخ داده و خطر برخورد جدی ارزیابی شده است. به گفته یوناس گار استوره، نخست‌وزیر نروژ، پهپاد به‌قدری به هواپیمای زلنسکی نزدیک بوده که «تقریبا مورد اصابت» قرار گرفته است و تنها با یک مانور سریع خلبان، از برخورد جلوگیری شده است. هنوز جزئیات بیشتری از این حادثه از سوی منابع رسمی منتشر نشده و مشخص نیست که این پهپاد متعلق به چه کشوری یا گروهی بوده و آیا این اقدام عمدی بوده است یا یک اشتباه ترافیک هوایی.
«رجانیوز» در تحلیلی تازه مدعی شده خلبان بالگرد حامل سیدابراهیم رئیسی که ۲۴ سال فقط مسئول جابه‌جایی رئیس‌جمهور بود و حتی پنج درجه انحراف را قبول نمی‌کرد، در حادثه پایانی نه تنها ارتفاع نگرفت، بلکه ۶۰ درجه چرخش کرده و مستقیم به کوه زده است. بر اساس این گزارش، از دقیقه ابلاغ مسیر جدید توسط تیم هدایت پرواز تا لحظه سقوط، هیچ تماس رادیویی از سوی خلبان مصطفوی مخابره نشده و سکوت رادیویی مرموزی حاکم بوده است. این اظهارات، معمای جدیدی درباره علت تغییر ناگهانی مسیر و عدم ارسال هرگونه پیام هشدار از سوی خلبانی با آن سابقه حساس، پیش روی کارشناسان هوانوردی قرار داده است.
در یک حادثه هوایی دلخراش، دو فروند جنگنده EA-18 گراولر از تیم نمایش نیروی دریایی آمریکا در آسمان ایالت آیداهو با یکدیگر برخورد کردند. این حادثه ساعاتی پیش و در جریان یک نمایش هوایی رخ داده است. طبق ویدئوهای منتشرشده از صحنه حادثه، هر دو فروند جنگنده به طور کامل منهدم شده و از بین رفته‌اند. خبر خوش اینکه هر چهار خلبانی که در این دو جنگنده حضور داشتند، موفق شده‌اند پیش از برخورد با زمین، صندلی پرتاب (اجکت) را فعال کرده و با چتر نجات فرود آیند. وضعیت جسمانی این خلبانان هنوز به طور رسمی اعلام نشده است، اما ویدئوها نشان می‌دهد که چترهای نجات به درستی باز شده‌اند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید