آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد تنها به میز مذاکره و گفت و گوهای مستقیم میان دو طرف محدود نماند و خیلی زود به موضوعی در داخل فضای سیاسی ایران تبدیل شد. اکنون یک رسانه چینی در گزارشی، بخشی از توقف روند مذاکرات را به اختلافات داخلی ایران و انتقادهای جریان نزدیک به سعید جلیلی از تیم مذاکره کننده نسبت داده است؛ روایتی که در صورت صحت، می تواند ابعاد تازه ای به مناقشه بر سر آینده گفت و گوها اضافه کند. در این روایت، سعید جلیلی به عنوان یکی از چهره های اصلی جریان مخالف مذاکره با آمریکا معرفی شده و رسانه چینی مدعی است که مواضع او و نزدیکان سیاسی اش، برای دولت دونالد ترامپ امکان استفاده سیاسی از اختلافات داخلی ایران را فراهم کرده است. این ادعا در شرایطی مطرح می شود که اختلاف نظر درباره نحوه مذاکره با آمریکا پیش از این نیز در رسانه ها و محافل سیاسی ایران بازتاب پیدا کرده بود.
گزارش های مستقل نیز اصل وجود اختلاف در میان جریان های سیاسی ایران درباره مذاکرات با آمریکا را تایید کرده اند. در یکی از گزارش های تحلیلی، اختلاف میان حامیان محمدباقر قالیباف و جریان نزدیک به سعید جلیلی بر سر نحوه برخورد با مذاکرات اسلام آباد تشریح شده و حتی از مخالفت برخی نمایندگان نزدیک به این جریان با تیم مذاکره کننده سخن گفته شده است. با این حال، فاصله مهمی میان «وجود اختلاف داخلی» و «توقف مذاکرات به دلیل این اختلاف» وجود دارد. این دو گزاره را نمی توان بدون ارائه شواهد مستقل یکی دانست. به همین دلیل، ادعای مطرح شده از سوی رسانه چینی بیشتر باید به عنوان یک تفسیر سیاسی درباره عوامل موثر بر روند مذاکرات خوانده شود، نه گزارشی قطعی از تصمیمات پشت درهای بسته واشنگتن و تهران.
اهمیت این بحث زمانی بیشتر می شود که نقش پاکستان و اسلام آباد را در روند دیپلماسی ایران و آمریکا در نظر بگیریم. پاکستان در ماه های گذشته تلاش کرده است نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند و حتی در مقطعی توافقی اولیه میان دو طرف در اسلام آباد شکل گرفت. چین نیز از این روند حمایت کرده و بار دیگر خواستار بازگشت ایران و آمریکا به چارچوب توافق اسلام آباد شده است. از سوی دیگر، موضع چین در این پرونده تنها یک موضع سیاسی انتزاعی نیست. پکن با ایران روابط اقتصادی و راهبردی گسترده ای دارد و ادامه درگیری و بی ثباتی در منطقه می تواند بر منافع اقتصادی و مسیرهای انرژی و تجاری چین اثر بگذارد. به همین دلیل، تاکید مقام های چینی بر ادامه گفت و گو را می توان در چارچوب منافع گسترده تر پکن در ثبات منطقه نیز بررسی کرد.
در این میان، نام سعید جلیلی به دلیل سابقه طولانی او در پرونده هسته ای ایران و مواضعش درباره مذاکره با آمریکا، دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است. گزارش های تحلیلی پیش از این نیز او و جریان سیاسی نزدیک به وی را از مخالفان مهم برخی امتیازات در مذاکرات معرفی کرده اند. با این حال، ساختار تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران چندلایه است و نمی توان همه تصمیمات مربوط به مذاکرات را به یک چهره یا یک جریان سیاسی تقلیل داد. اکنون پرسش اصلی این است که اختلافات داخلی ایران تا چه اندازه بر محاسبات آمریکا اثر گذاشته و آیا می توان توقف یا کند شدن مذاکرات اسلام آباد را مستقیما به این اختلافات نسبت داد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان واقعیت های قابل مشاهده، ادعاهای رسانه ای و تحلیل های سیاسی است؛ تفکیکی که برای فهم دقیق تر آینده مذاکرات ایران و آمریکا اهمیت زیادی دارد.
ادعای چاینا نیوزویک دقیقا چه می گوید؟
هسته اصلی روایت چاینا نیوزویک این است که اختلافات سیاسی در ایران، از یک مسئله داخلی فراتر رفته و به عاملی قابل استفاده در محاسبات دولت آمریکا تبدیل شده است. بر اساس این روایت، انتقادهای جریان نزدیک به سعید جلیلی از تیم مذاکره کننده، این امکان را برای دونالد ترامپ ایجاد کرد که نبود پیشرفت در مذاکرات را به اختلافات داخلی ایران نسبت دهد. این نکته از منظر سیاسی قابل توجه است؛ زیرا در مذاکرات بین المللی، برداشت طرف مقابل از میزان انسجام داخلی یک کشور می تواند روی محاسبات مذاکره کنندگان اثر بگذارد. اگر یک دولت احساس کند تصمیم های مذاکره کننده آن کشور ممکن است در داخل با مخالفت جدی مواجه شود، ارزیابی آن از امکان اجرای توافق نیز می تواند تغییر کند.
با این حال، باید میان «اثرگذاری احتمالی اختلافات داخلی» و «علت قطعی توقف مذاکرات» تفاوت گذاشت. حتی گزارش های تحلیلی که از اختلاف میان جریان های سیاسی ایران سخن گفته اند، عوامل دیگری مانند اختلاف بر سر دامنه مذاکرات، خطوط قرمز هسته ای و مواضع آمریکا را نیز مطرح کرده اند. بنابراین نمی توان بدون شواهد مستقیم، یک رابطه علت و معلولی قطعی میان مواضع جلیلی و توقف مذاکرات ترسیم کرد.
چرا نام سعید جلیلی در پرونده مذاکرات برجسته شده است؟
سعید جلیلی به دلیل سابقه حضور در پرونده هسته ای و عضویت در شورای عالی امنیت ملی، از چهره هایی است که مواضع او درباره مذاکره با آمریکا سابقه طولانی دارد. رسانه های مختلف نیز طی سال های گذشته از او به عنوان یکی از منتقدان توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ و رویکردهای مذاکره با غرب یاد کرده اند. در تحولات سال ۲۰۲۶ نیز نام او در گزارش هایی درباره اختلافات داخلی بر سر مذاکرات اسلام آباد مطرح شده است. مرکز مطالعاتی تهدیدات بحرانی در گزارشی تحلیلی، سعید جلیلی و برخی چهره های نزدیک به جریان او را در میان مخالفان امتیازدهی در مذاکرات قرار داده و از اختلاف میان جناح های مختلف درباره نحوه ادامه گفت و گو با آمریکا نوشته است.
اما ساختار سیاسی ایران به گونه ای نیست که یک عضو شورای عالی امنیت ملی به تنهایی بتواند درباره ادامه یا توقف مذاکرات تصمیم بگیرد. تیم مذاکره کننده، نهادهای عالی تصمیم گیری، دولت و دیگر مراکز قدرت هر یک در این فرآیند نقش دارند. از همین رو، حتی اگر مخالفت های جریان نزدیک به جلیلی بر فضای سیاسی اثر گذاشته باشد، تبدیل آن به «تصمیم جلیلی برای متوقف کردن مذاکرات» نیازمند شواهدی بسیار مشخص تر است.
اختلاف داخلی واقعا وجود داشت؟
در این بخش، داده های موجود تصویر روشن تری ارائه می دهند. گزارش های منتشر شده در ماه های گذشته از اختلاف نظر جدی میان جریان های سیاسی ایران درباره مذاکره با آمریکا حکایت داشته اند. در برخی موارد، نمایندگان نزدیک به جریان جلیلی از عملکرد تیم مذاکره کننده انتقاد کرده اند و درباره دامنه مذاکرات یا امتیازات احتمالی هشدار داده اند. یکی از نمونه های قابل توجه، اظهارات محمود نبویان پس از مذاکرات اسلام آباد بود. گزارش هایی منتشر شد که نشان می داد او از نحوه مذاکرات انتقاد کرده و مذاکره درباره برخی موضوعات را مورد اعتراض قرار داده است. این موارد نشان می دهد اختلاف بر سر سیاست مذاکره صرفا یک ادعای رسانه ای نبوده و در فضای سیاسی ایران نیز بازتاب داشته است.
اما اختلاف داخلی لزوما به معنای فروپاشی یکپارچگی تصمیم گیری نیست. در بسیاری از نظام های سیاسی، مذاکره کنندگان ممکن است با انتقاد مخالفان داخلی مواجه شوند، بدون آنکه روند مذاکره متوقف شود. بنابراین ارزش تحلیلی این اختلافات بیشتر در این است که نشان می دهد تیم مذاکره کننده با چه محدودیت ها و فشارهای داخلی مواجه بوده است، نه اینکه به تنهایی سرنوشت مذاکرات را تعیین کرده باشد.
نقش ترامپ و مسئله استفاده سیاسی از اختلافات تهران
بخش مهم دیگر گزارش چاینا نیوزویک به دونالد ترامپ مربوط می شود. این گزارش معتقد است ترامپ از اختلافات داخلی ایران برای توضیح نبود پیشرفت در مذاکرات استفاده کرده است. چنین روایتی با توجه به فضای سیاسی مذاکرات قابل بررسی است، اما برای اثبات آن باید میان اظهارات رسمی ترامپ و تفسیر رسانه ای از انگیزه های او تفاوت گذاشت. در مذاکرات بین المللی، طرفین معمولا تلاش می کنند اختلافات داخلی طرف مقابل را در محاسبات خود وارد کنند. اگر دولت آمریکا به این نتیجه برسد که تیم مذاکره کننده ایران اختیار کافی برای اجرای توافق ندارد، ممکن است در تعیین میزان امتیازدهی یا زمان بندی مذاکرات محتاط تر شود. در مقابل، تهران نیز می تواند اختلافات سیاسی داخل آمریکا را به عنوان بخشی از محاسبات خود در نظر بگیرد.
از سوی دیگر، گزارش های مربوط به مذاکرات اسلام آباد نشان می دهد که اختلاف تنها در داخل ایران وجود نداشته است. طرف آمریکایی نیز خواسته های مشخصی داشته و در برخی مقاطع، مذاکره کنندگان دو طرف درباره دامنه و محتوای توافق با فاصله قابل توجهی مواجه بوده اند. در ژوئیه نیز عباس عراقچی و دیگر مقام های ایرانی درباره خواسته های آمریکا مواضعی متفاوت از روایت واشنگتن مطرح کردند. بنابراین توضیح توقف مذاکرات تنها با متغیر اختلافات داخلی ایران، تصویری ناقص از روند مذاکرات ارائه می دهد.
چرا چین خواهان باز ماندن مسیر مذاکره است؟
چین در ماه های گذشته بارها از ادامه گفت و گو میان ایران و آمریکا حمایت کرده است. در تازه ترین موضع گیری، وانگ یی، وزیر خارجه چین، از ایران و آمریکا خواست به تفاهم اسلام آباد بازگردند و سازوکار مذاکره را بر اساس توافق های قبلی دوباره فعال کنند. این موضع گیری در شرایطی انجام شد که پکن همزمان در حال مدیریت روابط خود با واشنگتن و تهران است. برای چین، ثبات منطقه اهمیت اقتصادی و راهبردی دارد. ایران یکی از شرکای مهم انرژی چین است و هرگونه تشدید طولانی مدت درگیری در منطقه می تواند بر مسیرهای انرژی، تجارت و حمل و نقل تاثیر بگذارد. به همین دلیل، حمایت پکن از مذاکره را می توان علاوه بر جنبه دیپلماتیک، از زاویه منافع اقتصادی و امنیتی چین نیز بررسی کرد.
از این منظر، گزارش چاینا نیوزویک درباره نقش جریان جلیلی را می توان بخشی از نگاه گسترده تر رسانه ای چین به بحران ایران و آمریکا دانست. نکته مهم این است که چین همزمان تلاش می کند از یک سو با ایران روابط راهبردی خود را حفظ کند و از سوی دیگر، مسیر گفت و گو با آمریکا بسته نشود. به همین دلیل، تاکید پکن بر بازگشت به مذاکرات اسلام آباد بیشتر از آنکه صرفا یک موضع درباره یک جناح سیاسی ایران باشد، نشان دهنده ترجیح چین برای کنترل دامنه بحران و جلوگیری از طولانی شدن آن است.
در نهایت، ادعای چاینا نیوزویک را باید در همین چارچوب خواند. اختلافات سیاسی در ایران درباره مذاکره با آمریکا مستند و قابل مشاهده است و جریان نزدیک به سعید جلیلی نیز از منتقدان جدی برخی رویکردهای مذاکره ای بوده است. اما از این واقعیت نمی توان به صورت خودکار نتیجه گرفت که تیم جلیلی عامل توقف مذاکرات اسلام آباد بوده است. آنچه فعلا می توان با اطمینان بیشتری گفت این است که اختلافات داخلی ایران یکی از متغیرهای موثر بر فضای مذاکرات بوده و طرف آمریکایی نیز می توانسته آن را در محاسبات سیاسی خود لحاظ کند. همزمان، موضع تازه چین نشان می دهد پکن همچنان ترجیح می دهد مسیر گفت و گو میان تهران و واشنگتن باز بماند. بنابراین آینده مذاکرات بیش از آنکه تنها به یک جریان سیاسی در تهران وابسته باشد، به مجموعه ای از عوامل شامل خواسته های دو طرف، تصمیم های نهادهای اصلی، نقش میانجی های منطقه ای و محاسبات آمریکا و چین بستگی خواهد داشت.