جمعه / ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۲:۰۳
کد خبر: 41469
گزارشگر: 548
۱۳۳
۰
۰
۱
ادعای جنجالی فعال اصلاح طلب درباره نحوه شکل گیری خشونت در اعتراضات؛ از ماجرای روح الله عجمیان تا آتش زدن اتوبوس در خیابان نصرت

شکوری راد و روایت تازه از «کشته سازی»؛ پشت پرده پرونده عجمیان چه می گذرد؟

علی شکوری راد
علی شکوری راد، فعال سیاسی اصلاح طلب، در اظهاراتی تازه مدعی شده است که «کشته سازی از نیروهای خودی» یکی از روش های ایجاد زمینه برای سرکوب اعتراضات بوده و با اشاره به پرونده روح الله عجمیان، ادعاهایی درباره نحوه حضور او در میان معترضان، آغاز درگیری و شناسایی سریع افراد حاضر در صحنه مطرح کرده است. او همچنین درباره آتش گرفتن اتوبوسی در خیابان نصرت در جریان حوادث کوی دانشگاه مدعی شده که از عامل آن اطلاع دارد. این سخنان در حالی مطرح شده که روایت رسمی پرونده عجمیان با بخش هایی از ادعاهای او تفاوت دارد و حمید قره حسنلو نیز که ابتدا به اعدام محکوم شده بود، در نهایت به ۱۵ سال حبس در تبعید محکوم شد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

سخنان تازه علی شکوری راد درباره نحوه برخورد با اعتراضات، بار دیگر یکی از حساس ترین پرونده های اعتراضات سال ۱۴۰۱ را به مرکز توجه آورده است. این فعال سیاسی اصلاح طلب در اظهاراتی مدعی شده است که «کشته سازی از نیروهای خودی» یکی از روش هایی بوده که برای ایجاد زمینه سرکوب اعتراضات به کار گرفته شده است؛ ادعایی که اگر اثبات شود، می تواند روایت های موجود درباره برخی وقایع آن دوره را با پرسش های جدی روبه رو کند.

شکوری راد در بخش مهمی از سخنان خود به پرونده روح الله عجمیان اشاره کرده و مدعی شده است که او با لباس بسیج وارد جمعیت شده و سپس در جریان درگیری کشته شده است. او همچنین درباره چگونگی ثبت تصاویر صحنه و بازداشت سریع افرادی که در محل حضور داشتند، پرسش هایی را مطرح کرده و این روند را بخشی از یک طراحی قبلی دانسته است. این ادعاها در حالی مطرح می شود که پرونده روح الله عجمیان یکی از جنجالی ترین پرونده های قضایی اعتراضات ۱۴۰۱ بود. در جریان رسیدگی قضایی، برای شمار زیادی از متهمان پرونده احکام سنگین صادر شد و دو نفر، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، در نهایت اعدام شدند.

اما بخش دیگری از روایت شکوری راد به حمید قره حسنلو مربوط می شود؛ پزشکی که در ابتدا در این پرونده به اعدام محکوم شد، اما حکم نهایی او به ۱۵ سال حبس در تبعید تغییر کرد. به همین دلیل، عبارت مطرح شده از سوی شکوری راد درباره «اعدام یک دکتر» با سرنوشت نهایی قره حسنلو مطابقت ندارد و باید میان حکم اولیه و حکم نهایی تفکیک قائل شد. شکوری راد در ادامه سخنان خود پا را از وقایع سال ۱۴۰۱ فراتر گذاشته و به حوادث کوی دانشگاه نیز اشاره کرده است. او درباره آتش گرفتن یک اتوبوس در خیابان نصرت مدعی شده که از عامل آن اطلاع دارد و گفته است که محمود احمدی نژاد نیز در دوره ریاست جمهوری خود درباره چنین اتفاقاتی سخن گفته بود. این ادعا نیز برای اثبات نیازمند ارائه اسناد و شواهد مشخص است.

اهمیت سخنان اخیر فقط به محتوای ادعاها محدود نمی شود. آنچه به این اظهارات وزن بیشتری می دهد، جایگاه سیاسی گوینده و آشنایی او با فضای سیاسی ایران است. به همین دلیل، سخنان شکوری راد می تواند دست کم به عنوان روایتی سیاسی درباره نحوه مدیریت اعتراضات مورد توجه قرار گیرد؛ هرچند روایت سیاسی، به خودی خود جایگزین سند قضایی یا تحقیق مستقل نمی شود.

از سوی دیگر، پرونده عجمیان سال هاست محل اختلاف روایت هاست. روایت رسمی و قضایی بر نقش برخی متهمان در ضرب و جرح و مرگ عجمیان تاکید کرده است، در حالی که خانواده برخی متهمان و شماری از رسانه ها درباره روند بازداشت، رسیدگی قضایی و میزان نقش افراد مختلف در این حادثه پرسش هایی مطرح کرده اند. به همین دلیل، سخنان جدید شکوری راد را نمی توان صرفا با دوگانه «تایید یا رد» بررسی کرد. بخش مهم ماجرا این است که کدام قسمت از ادعاهای او قابل راستی آزمایی است، کدام بخش با اسناد موجود تعارض دارد و کدام قسمت همچنان در حد یک روایت سیاسی باقی می ماند. پاسخ به همین پرسش ها می تواند تصویر دقیق تری از وزن واقعی این اظهارات ارائه دهد.



«کشته سازی» در روایت شکوری راد دقیقا چه معنایی دارد؟

مفهوم «کشته سازی» در سخنان شکوری راد صرفا به کشته شدن یک نیروی حکومتی محدود نمی شود. او مدعی است که ایجاد یک قربانی از میان نیروهای خودی، می تواند فضای روانی اعتراضات را تغییر دهد و زمینه لازم برای برخورد شدیدتر با معترضان را فراهم کند. در چنین روایتی، قربانی شدن یک نیروی بسیج یا انتظامی به ابزاری برای تغییر افکار عمومی و مشروعیت بخشیدن به برخورد امنیتی تبدیل می شود.

از منظر سیاسی، چنین ادعایی بسیار سنگین است؛ زیرا اگر یک ساختار سازمان یافته عمدا چنین روندی را طراحی کرده باشد، موضوع از مدیریت اعتراضات به مسئله طراحی عملیات روانی و امنیتی تغییر می کند. اما برای اثبات چنین ادعایی، صرف طرح آن از سوی یک فعال سیاسی کافی نیست و باید شواهد مستقلی درباره دستور، سازماندهی، افراد دخیل و ارتباط میان حادثه و تصمیم های بعدی ارائه شود. در واقع، نقطه حساس همین جاست. میان «وجود خشونت در یک تجمع» و «طراحی قبلی خشونت برای ایجاد بهانه سرکوب» فاصله زیادی وجود دارد. اولی ممکن است با تصاویر، گزارش های پزشکی و شهادت شاهدان قابل بررسی باشد، اما دومی نیازمند مدارکی درباره قصد و سازماندهی است. سخنان شکوری راد بیشتر بر ادعای دوم تمرکز دارد و همین مسئله اهمیت راستی آزمایی آن را افزایش می دهد.

پرونده روح الله عجمیان و پرسش های بی پاسخ

روح الله عجمیان در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ در کرج جان باخت و پرونده ای قضایی درباره مرگ او تشکیل شد. بر اساس روایت قضایی جمهوری اسلامی، تعدادی از افراد حاضر در صحنه در ضرب و جرح او نقش داشته اند و در نهایت محمدمهدی کرمی و محمد حسینی اعدام شدند. گزارش های قضایی همچنین به فیلم ها، تصاویر، اظهارات متهمان و گزارش پزشکی قانونی درباره علت مرگ اشاره کرده اند. شکوری راد اما نقطه آغاز ماجرا را زیر سوال برده است.

او می پرسد چه کسی نخستین ضربه را وارد کرده، چرا عجمیان با لباس بسیج در میان جمعیت قرار گرفته و چه کسانی در همان لحظه مشغول فیلمبرداری بوده اند. این پرسش ها اگر با اسناد تازه همراه شوند، می توانند زمینه یک بررسی دوباره درباره روند شکل گیری حادثه را فراهم کنند؛ اما در حال حاضر خود این پرسش ها به تنهایی اثبات کننده ادعای «طراحی قبلی» نیستند. نکته مهم دیگر این است که حتی روایت رسمی پرونده نیز همه افرادی را که در صحنه حضور داشتند، به یک اندازه مسئول معرفی نکرده است. برای نمونه، در مورد حمید قره حسنلو، حکم اولیه اعدام بود اما حکم نهایی به ۱۵ سال حبس در تبعید تبدیل شد. همین تفاوت نشان می دهد که پرونده عجمیان را باید با تفکیک دقیق میان متهمان، اتهامات، احکام اولیه و احکام قطعی بررسی کرد.

ماجرای حمید قره حسنلو؛ یک اصلاح ضروری در روایت

یکی از حساس ترین بخش های سخنان شکوری راد، اشاره او به «اعدام یک دکتر» است. در اینجا یک اصلاح روایی مهم ضروری است: حمید قره حسنلو، پزشک متخصص رادیولوژی، ابتدا به اعدام محکوم شد، اما این حکم در ادامه تغییر کرد و او نهایتا به ۱۵ سال حبس در تبعید محکوم شد. این تفاوت از نظر خبری بسیار مهم است. ممکن است سخن شکوری راد ناظر به حکم اولیه پرونده باشد، اما عبارت به شکلی بیان شده که گویی اعدام واقعا اجرا شده است. در حالی که چنین اتفاقی درباره قره حسنلو رخ نداده است. بنابراین استفاده از این بخش سخنان او بدون توضیح وضعیت نهایی پرونده می تواند تصویری نادرست از سرنوشت این پزشک ایجاد کند.

از طرف دیگر، درباره نقش قره حسنلو در مرگ عجمیان نیز روایت های متضادی وجود دارد. رسانه های نزدیک به حکومت و گزارش های رسمی درباره برخی متهمان پرونده استدلال های متفاوتی ارائه کرده اند، در حالی که وکیل و خانواده قره حسنلو بر نبود نقش او در قتل تاکید کرده اند. حتی مرکز رسانه قوه قضائیه نیز در پاسخ به برخی ادعاها تصریح کرده بود که قره حسنلو با چاقو به عجمیان ضربه نزده و نقشی در قتل نداشته است؛ هرچند این به معنای بی ارتباط دانستن او با تمام اتهامات پرونده نبود. بنابراین، پرونده قره حسنلو نمونه روشنی از ضرورت تفکیک میان «اتهام»، «حکم اولیه» و «حکم قطعی» است. هر سه مرحله ممکن است در گزارش های رسانه ای کنار هم قرار بگیرند، اما معنای حقوقی یکسانی ندارند.

اتوبوس خیابان نصرت و بازگشت به حوادث کوی دانشگاه

شکوری راد در بخش دیگری از سخنانش به حادثه آتش گرفتن اتوبوس در خیابان نصرت در جریان حوادث کوی دانشگاه اشاره کرده و مدعی شده است که از عامل یا عوامل آن اطلاع دارد. او همچنین به اظهارات محمود احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری اش استناد کرده است. این بخش از سخنان او نیز از نظر تاریخی حساس است و نمی توان بدون مراجعه به اسناد و اظهارات اصلی، ادعای مطرح شده را قطعی تلقی کرد. حوادث کوی دانشگاه از جمله وقایعی است که روایت های متعددی درباره آن وجود دارد.

در چنین پرونده هایی، مرور دوباره فیلم های موجود، گزارش های رسمی، شهادت شاهدان و اظهارات مقام های سیاسی وقت می تواند به تفکیک روایت ها کمک کند. صرف اشاره یک سیاستمدار به اینکه «می دانم چه کسی این کار را کرده»، بدون ارائه نام، سند یا شاهد قابل بررسی، هنوز یک ادعا باقی می ماند. اهمیت این بخش از سخنان شکوری راد در این است که او میان حوادث مختلف یک الگوی مشترک ترسیم می کند؛ الگویی که به باور او، در آن برخی اقدامات خشونت آمیز می توانسته زمینه لازم برای برخورد گسترده تر را فراهم کند. اما اثبات وجود چنین الگوی مشترکی، نیازمند بررسی مورد به مورد حوادث است و نمی توان از شباهت ظاهری چند واقعه، به صورت خودکار به وجود یک سازوکار واحد رسید.

ارزش خبری این سخنان در چیست؟

ارزش اصلی سخنان شکوری راد در حال حاضر بیش از آنکه در اثبات قطعی یک روایت تاریخی باشد، در باز کردن دوباره پرونده هایی است که سال ها محل اختلاف بوده اند. وقتی یک چهره سیاسی با سابقه مشخص، روایت متفاوتی از وقایع مطرح می کند، این روایت می تواند زمینه ساز پرسش های تازه و مطالبه اسناد بیشتر شود. اما روزنامه نگاری دقیق باید میان «روایت تازه» و «واقعیت اثبات شده» فاصله بگذارد. در مورد سخنان اخیر شکوری راد، بخش هایی از ادعاها با اطلاعات موجود درباره پرونده عجمیان قابل تطبیق نیستند و بخش هایی نیز تاکنون با سند مستقل ارائه نشده اند.

به همین دلیل، انتشار این اظهارات باید همراه با ذکر روایت های دیگر و وضعیت حقوقی پرونده باشد. از همین منظر، شاید مهم ترین پرسش اکنون این نباشد که آیا روایت شکوری راد را باید پذیرفت یا رد کرد؛ پرسش مهم تر این است که آیا برای ادعاهای او سند تازه ای وجود دارد یا نه. اگر او یا دیگر افرادی که مدعی اطلاع از پشت پرده این حوادث هستند، اسناد، نام افراد، فیلم های کامل، مکاتبات یا شهادت های قابل بررسی ارائه کنند، موضوع می تواند وارد مرحله تازه ای از تحقیق شود.

در غیر این صورت، این سخنان در سطح یک روایت سیاسی مهم باقی می ماند؛ روایتی که به دلیل ارتباط با پرونده هایی مانند روح الله عجمیان و حوادث کوی دانشگاه ارزش خبری دارد، اما برای تبدیل شدن به یک نتیجه تاریخی قطعی، به شواهد مستقل بیشتری نیاز دارد. در نهایت، اهمیت پرونده هایی از این دست دقیقا در همین نقطه است. سال ها پس از وقوع یک حادثه، ممکن است روایت های تازه ای مطرح شوند؛ اما کار رسانه تنها بازنشر آنها نیست. وظیفه اصلی، کنار هم گذاشتن روایت ها، اسناد، احکام قضایی و شهادت های مختلف و روشن کردن مرز میان آن چیزی است که می دانیم و آن چیزی که هنوز صرفا ادعاست.

https://www.asianewsiran.com/u/jEc
اخبار مرتبط
حسن روحانی، رئیس‌جمهور سابق، در دیدار با جمعی از استانداران و فرمانداران دولت‌های یازدهم و دوازدهم، با انتقاد تند از عملکرد صداوسیما، به ویژه در جریان جنگ‌های اخیر، گفت که این رسانه ملی به جای تأمین منافع ملی، در اختیار یک گروه خاص قرار گرفته است. او با اشاره به شکل‌گیری دوقطبی‌های کاذب در جامعه، تأکید کرد که دیپلماسی و نیروهای مسلح هر دو در کنار هم از کشور دفاع می‌کنند و نباید آنها را در دو قطب متضاد قرار داد. روحانی در بخش دیگری از سخنان خود که با واکنش‌های گسترده‌ای همراه شد، از مسئولان خواست تا چارچوب اهداف ملی را با مردم در میان بگذارند و از آنها درباره‌ی ادامه جنگ با قدرت‌های بزرگ مشورت بگیرند.
محمد‌رضا نقدی، فرمانده‌ی پیشین نیروی مقاومت بسیج و از چهره‌های شاخص سپاه پاسداران، در اظهاراتی که موجی از واکنش‌های داخلی و خارجی را برانگیخته، گفته است که «هنوز وارد جنگ نامتقارن، یعنی جنگ در وال‌استریت، در منهتن و در هر مکان و هر زمانی نشده‌ایم» و اقدامات نظامی ایران تاکنون در چارچوب «جنگ متعارف» بوده است. این اظهارات، که به نوعی تهدید به گسترش دامنه‌ی عملیات‌های نظامی به قلب اقتصادی و سیاسی آمریکا تعبیر می‌شود، با انتقادات گسترده‌ای از سوی تحلیلگران سیاسی و نظامی رو به رو شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که این گونه سخنان، نه تنها هیچ گونه بازدارندگی مؤثری ایجاد نمی‌کند، بلکه به بهانه‌ای برای تشدید تحریم‌ها و حتی توجیه اقدامات نظامی احتمالی آمریکا تبدیل می‌شود.
خبرنگاری که در سال ۲۰۱۰ مصاحبه‌ای جعلی را تحت عنوان گفت‌وگو با سکینه محمدی آشتیانی در روزنامه گاردین منتشر کرده بود، پس از ۱۶ سال به جعل این گزارش اعتراف کرد. او در پیامی صریح نوشت که مصاحبه هرگز انجام نشده و کل داستان را خودش جعل کرده است. این گزارش که در آن زمان بازتاب گسترده‌ای در جهان داشت، به عنوان یکی از منابع اصلی روایت سنگسار در ایران و حتی در فیلم «سنگسار ثریا» مورد استفاده قرار گرفت. این خبرنگار سابق گاردین با ابراز پشیمانی، گفته است که به دلیل ادامه انتشار روایت‌های گمراه‌کننده درباره ایران، دیگر نمی‌توانسته سکوت کند.
محمدباقر خرازی، برادر همسر مسعود خامنه‌ای، در تازه‌ترین اظهارات خود از ۴۰ سال رفاقت با مجتبی خامنه‌ای سخن گفت و با لحنی تهدیدآمیز، پیش‌بینی کرد که دولت پزشکیان به پایان سال چهارم نخواهد رسید. او همچنین با اعلام فراخوانی برای جمع‌آوری ۲۵۰ هزار نفر و ریختن به تهران، خواستار سرنگونی دولت شد. خرازی مدعی شد که همه اتفاقات کشور را درست پیش‌بینی کرده و این بار نیز پیش‌بینی‌هایش به واقعیت خواهد پیوست. این اظهارات، واکنش‌های گسترده‌ای را در فضای سیاسی به همراه داشته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید