شنبه / ۴ مهر ۱۴۰۵ / ۱۷:۴۱
کد خبر: 41641
گزارشگر: 593
۱۳۹
۰
۰
۲
نگاهی به میراث معمار صهیونیسم سیاسی و پیوندهای انسانی ایران و یهودیان

تئودور هرتزل؛ روزنامه‌نگاری که رؤیای یک ملت را به برنامه تبدیل کرد

تئودور هرتزل در بازل
تئودور هرتزل با قلم، سازمان‌دهی و دیپلماسی، خواست امنیت یهودیان را به برنامه‌ای سیاسی تبدیل کرد. نوید جمشیدی در این مقاله، میراث انسانی و مدنی هرتزل و پیوند مثبت آن با حافظه تاریخی ایران و یهودیان را بررسی می‌کند.

به‌قلم: نوید جمشیدی | «آسیانیوز ایران»

در عکس مشهور بازل، مردی با ریش تیره بر نرده‌های بالکن تکیه داده و به آن سوی رودخانه نگاه می‌کند. تئودور هرتزل را اغلب با همین تصویر به یاد می‌آوریم؛ اما آنچه او را ماندگار کرد، در نگاه دوردستش خلاصه نمی‌شود. اهمیت هرتزل در کارهایی است که برای نزدیک‌کردن آن دوردست انجام داد: نوشتن، سازمان‌دادن، گفت‌وگوکردن و تبدیل خواست امنیت یک ملت به موضوعی جدی در سیاست جهان.

برای من، دفاع از هرتزل از همین‌جا آغاز می‌شود: از به‌رسمیت‌شناختن حق یهودیان برای زندگی امن و برخورداری از اختیار سیاسی، و از احترام به مردی که نپذیرفت تحقیر و آوارگی، سرنوشت همیشگی آنان باشد. این نگاه برای یک ایرانی نیز معنایی نزدیک دارد؛ ما وارث تاریخی هستیم که یکی از روشن‌ترین فصل‌هایش، در حافظه یهودیان با نام کوروش گره خورده است.

از بوداپست تا پاریس؛ روزنامه‌نگاری که مسئله را جدی گرفت

تئودور هرتزل (Theodor Herzl)، روزنامه‌نگار و نویسنده یهودی و چهره محوری صهیونیسم سیاسی مدرن، در ۲ مه ۱۸۶۰، برابر با ۱۲ اردیبهشت ۱۲۳۹، در پِست، بخش شرقی بوداپست امروزی، متولد شد. در مجارستان نام او را «هرتزل تیوادار» (Herzl Tivadar) می‌نویسند. بنیاد آموزشی هاوِر در روایت مجارستانی زادگاهش، خانه او را در کنار کنیسه خیابان دوهانی معرفی می‌کند؛ جایی که امروز بنای موزه یهودی قرار دارد. این نشانی، هرتزل را به زندگی واقعی یک شهر و یک جامعه پیوند می‌دهد.

او در وین حقوق خواند، اما نوشتن را جدی‌تر دنبال کرد و در پاریس خبرنگار روزنامه وینی «نویه فرایه پرسه» (Neue Freie Presse) شد. زندگی‌نامه عبری مرکز هرتزل در اورشلیم، مواجهه او با فضای رو به گسترش یهودستیزی در فرانسه را در تحول سیاسی‌اش برجسته می‌کند. ماجرای آلفرد دریفوس نیز بخشی از این زمینه بود: وعده برابری حقوقی در اروپای مدرن، هنوز تضمینی مطمئن در برابر تعصب فراهم نکرده بود.

ارزش تشخیص هرتزل این بود که رنج پراکنده را به پرسشی عمومی تبدیل کرد: مردمی که امنیتشان مدام به تحمل دیگران وابسته است، چگونه می‌توانند آینده خود را تضمین کنند؟ پاسخ او، نمایندگی سیاسی، سازمان و تلاش برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حق ملی یهودیان بود.

«دولت یهود»؛ وقتی آرمان به برنامه تبدیل شد

رساله «دولت یهود» (Der Judenstaat) در ۱۴ فوریه ۱۸۹۶، برابر با ۲۵ بهمن ۱۲۷۴، منتشر شد. هرتزل در آن، برای مسئله یهودیان راه‌حلی سیاسی پیشنهاد می‌کرد و به سازوکارهای عملی تحقق آن نیز می‌پرداخت. همین عبور از بیان آرزو به طراحی نهادها، مهم‌ترین دلیل تحسین اوست. او می‌دانست که همدردی، هر اندازه صادقانه، به‌تنهایی خانه و امنیت نمی‌سازد.

یک سال بعد، در ۱۸۹۷، برابر با ۱۲۷۶ خورشیدی، نخستین کنگره صهیونیستی در بازل تشکیل شد و هرتزل به ریاست سازمان صهیونیستی رسید. بنا بر روایت مرکز هرتزل، کسب شناسایی بین‌المللی و پشتوانه حقوقی برای برنامه ملی یهودیان، محور رویکرد او بود. در کارنامه‌اش، قلم و دیپلماسی ادامه یکدیگر بودند: نوشته باید مخاطب پیدا می‌کرد، مخاطبان باید سازمان می‌یافتند و سازمان باید با جهان سخن می‌گفت.

اینجا با امیدی روبه‌رو هستیم که برای خودش برنامه می‌نویسد. این خصلت هرتزل برای هر جامعه‌ای که آینده‌ای بهتر می‌خواهد، آموزنده است. او نمونه کم‌نظیری از روشنفکری بود که مسئولیت پیشنهادش را پذیرفت و برای پیش‌بردن آن، از جایگاه ناظر بیرون آمد.

صفحه عنوان چاپ نخست دولت یهود اثر تئودور هرتزل
صفحه عنوان چاپ نخست «دولت یهود»، ۱۸۹۶ / ۱۲۷۴ خورشیدی؛ اسکن اثر تاریخی در مالکیت عمومی.

امنیت یهودیان در کنار آزادی و برابری

یکی از روشن‌ترین بخش‌های «دولت یهود»، بحث هرتزل درباره نسبت دین و اداره کشور است. او حکومت دینی را پاسخ مطلوب خود نمی‌دانست و بر آزادی باور و برابری در برابر قانون تأکید می‌کرد. در همان متن، برخورداری پیروان ادیان و ملیت‌های دیگر از حمایت و برابری قانونی نیز تصریح شده است. این عبارات، امکان خواندنی انسانی و مدنی از آرمان هرتزل را فراهم می‌کنند.

رمان «آلت‌نویلاند» (Altneuland)، منتشرشده در ۱۹۰۲، در محدوده سال‌های ۱۲۸۰ و ۱۲۸۱ خورشیدی، این افق را با زبان داستان گسترش می‌دهد. در جامعه آرمانی کتاب، زنان حق رأی‌دادن و انتخاب‌شدن دارند؛ رشید بیگ (Reschid Bey)، شخصیت عرب داستان، نیز عضو جامعه نو است. این‌ها ویژگی‌های جهانِ تخیلی رمان‌اند، اما برای شناخت مطلوب سیاسی نویسنده، شواهدی مهم به شمار می‌روند.

از نگاه من، ارزش دفاع‌کردنی این میراث، پیوند عزت ملی با حقوق انسانی است. می‌توان به امنیت و آینده یهودیان عمیقاً متعهد بود و هم‌زمان، کرامت و حقوق دیگران را جدی گرفت. بازخوانی این بخش از هرتزل، راهی سازنده برای زنده‌نگه‌داشتن بهترین ظرفیت اندیشه اوست.

دفاع از میراث هرتزل، برای من دفاع از این اصل است: هیچ ملتی نباید برای برخورداری از امنیت و کرامت، به تحمل دیگران وابسته بماند؛ و امنیت پایدار با احترام به حقوق انسان‌ها استوارتر می‌شود.

هرتزل و یک پیوند مثبت با ایران؛ حافظه کوروش و حق بازگشت

پیوند ایرانی این بحث، تاریخی و انسانی است. دانشنامه ایرانیکا در مدخل «اورشلیم و ایران» توضیح می‌دهد که فتح بابل به دست کوروش در ۵۳۹ پیش از میلاد و فرمان منسوب به او برای بازگشت تبعیدیان، در حافظه یهودی آغاز دوره‌ای تازه تلقی شد. روایت بازگشت و بازسازی معبد در متون کتاب مقدس، نام یک فرمانروای ایرانی را با رهایی و امکان بازساختن زندگی پیوند می‌دهد.

در کنار این حافظه، خودِ زندگی دیرپای یهودیان در ایران نیز اهمیت دارد. مدخل جامعه‌های یهودی‌ـ‌ایرانی در ایرانیکا یادآور می‌شود که گروهی بازگشتند و گروهی در قلمرو ایران ماندند و زندگی ساختند. ایرانی‌بودن و یهودی‌بودن در این تاریخ، دو هویت قابل جمع‌اند. این پیشینه برای ما سرمایه‌ای فرهنگی است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند زبان احترام و نزدیکی میان مردم ایران و یهودیان را تقویت کند.

مقایسه‌ای که من میان این حافظه و آرمان هرتزل می‌بینم، بر حق بازساختن خانه و آینده تکیه دارد. این یک خوانش امروزی از دو تجربه تاریخی است، نه ادعای رابطه مستقیم میان هرتزل و کوروش. برای ایرانی‌ای که به میراث کشورش افتخار می‌کند، همدلی با خواست امنیت یهودیان می‌تواند امتداد همان احترام به رهایی و کرامت باشد.

این پیوند انسانی را در زندگی ایرانیان یهودی نیز می‌توان پی گرفت؛ از جمله در روایت زندگی آرزو هرسل‌ـ‌روهیلا، دیپلمات ایرانی‌تبار. تاریخ مشترک، وقتی با نام‌ها و زندگی‌های واقعی خوانده شود، ظرفیت بیشتری برای نزدیک‌کردن آدم‌ها دارد.

چرا هرتزل شایسته احترام است؟

هرتزل در ۳ ژوئیه ۱۹۰۴، برابر با ۱۲ تیر ۱۲۸۳، درگذشت و تشکیل دولت اسرائیل را ندید. سهم او را باید در صورت‌بندی آرمان، ایجاد سازمان و گشودن مسیر دیپلماسی شناخت؛ کاری که امکان تداوم یک پروژه جمعی را پس از مرگ بنیان‌گذارش فراهم کرد.

تحسین من نسبت به هرتزل، از شجاعت همین کار سرچشمه می‌گیرد: او رنج یک ملت را جدی گرفت، برای آن زبان سیاسی ساخت و در برابر دشواری تحقق آرمانش از تلاش دست نکشید. میراثش دعوت به مسئولیت است؛ اینکه آینده را بتوان تصور کرد، درباره‌اش نوشت و برای ساختنش قدم‌های مشخص برداشت. برای ما ایرانیان نیز این روحیه، در کنار احترام به آزادی و کرامت ملت‌ها، الهام‌بخش است.

کدام بخش از میراث هرتزل برای شما الهام‌بخش‌تر است: قدرت قلم، سازمان‌دهی سیاسی یا تأکید بر حقوق برابر؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات در پایین این مقاله آسیانیوز ایران بنویسید.

آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jGX
اخبار مرتبط
آرزو هِرسل‌-روهیلا، دیپلمات ایرانی‌تبار متولد تهران، پس از چهار سال معاونت سفارت اسرائیل در سوئد، اکنون مدیر بخش مقابله با یهودستیزی و پاسداشت یاد هولوکاست است و ریاست دوره‌ای کمیسیون بین‌المللی آرولزن را بر عهده دارد.
بر پایه منابع یونانی و رومی و شواهد معماری و کتیبه‌ها، پاسارگاد اثر جاودان کوروش بزرگ است که آرامگاه او در قلب این مجموعه قرار دارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید