آسیانیوز ایران؛ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵، برابر با ۴ نوامبر ۲۰۲۶، چهلوهفتمین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران است. بحران در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ آغاز شد و با آزادی آخرین گروه ۵۲ نفره از گروگانهای آمریکایی در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱، پس از ۴۴۴ روز، پایان یافت.
عدد ۵۲ به کسانی اشاره دارد که تا پایان بحران در اسارت ماندند و در آن روز آزاد شدند؛ نباید آن را بدون توضیح، شمار تمام افرادی دانست که در آغاز رویداد گرفتار شدند. این تفاوت کوچک، برای روایت دقیق یکی از پرپیامدترین وقایع تاریخ روابط ایران و آمریکا ضروری است.
بحران چگونه آغاز شد؟
بر اساس گاهشمار آرشیو ملی آمريکا، محمدرضا پهلوی در ۲۲ اکتبر ۱۹۷۹ برای درمان وارد ایالات متحده شد. گروهی از دانشجویان انقلابی که در ۴ نوامبر سفارت را اشغال کردند، پذیرش شاه در آمریکا را از دلایل اقدام خود اعلام کردند. حکومت تحت رهبری روحالله خمینی نیز از گروگانگیری حمایت کرد.
برای فهم زمینه تاریخی باید ادعاها و انگیزههای اعلامشده عاملان را شناخت؛ اما شرح یک انگیزه، بهخودیخود توجیه رفتار با افرادی نیست که در اختیار آنان قرار گرفتند. کارکنان یک نمایندگی دیپلماتیک، حتی در شدیدترین اختلاف میان دولتها، نباید ابزار فشار سیاسی شوند.
دادگاه لاهه درباره مسئولیت حکومت ایران چه گفت؟
دیوان بینالمللی دادگستری در رأی ۲۴ مه ۱۹۸۰، نقض تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا را احراز کرد و به اتفاق آرا خواستار پایان فوری بازداشت غیرقانونی و آزادی گروگانها شد. رأی دیوان فقط شرح یک اختلاف سیاسی نبود؛ مسئولیت حقوقی دولت را بررسی میکرد.
در بند ۷۴ رأی، تأیید اشغال و تصمیم به ادامه آن از سوی خمینی و دیگر ارکان حکومت، مبنای انتساب ادامه اشغال و گروگانگیری به دولت ایران قرار گرفت. به این ترتیب، نسبتدادن تمام ماجرا به گروهی دانشجو، نقش حکومت در تداوم بحران را از روایت حذف میکند.

عملیات نجات و اختلاف در دولت کارتر
اسناد منتشرشده دفتر تاریخنگار وزارت خارجه آمریکا نشان میدهد تصمیم به عملیات نجات در دولت جیمی کارتر بدون اختلاف نبود. سایروس ونس، وزیر خارجه وقت، با راهحل نظامی مخالفت کرد و در ۲۱ آوریل ۱۹۸۰ استعفای خود را تسلیم کرد. عملیات ۲۴ آوریل به آزادی گروگانها نینجامید.
دیوان لاهه نیز در همان رأی، نگرانی خود را از عملیات نظامی آمریکا در زمانی که رسیدگی قضایی جریان داشت بیان کرد. بااینحال تصریح کرد که داوری درباره قانونیبودن خود آن عملیات موضوع پرونده حاضر نیست و این رخداد، نتیجه بررسی رفتار پیشین حکومت ایران را تغییر نمیدهد. محکومیت گروگانگیری را نمیتوان تأیید بیقیدوشرط همه تصمیمهای طرف مقابل معنا کرد.
پایان ۴۴۴ روز انتظار
آرشیو ملی آمریکا، توافق الجزایر در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۱ را مرحله نهایی توافق برای پایان بحران ثبت کرده است. روز بعد، ۵۲ آمریکایی باقیمانده آزاد شدند؛ دقایقی پس از آنکه رونالد ریگان دوره ریاستجمهوری خود را آغاز کرد. دفتر تاریخنگار وزارت خارجه آمریکا نیز تاریخ آزادی و مدت ۴۴۴ روز اسارت را تأیید میکند.
در بازخوانی این پایان، باید از تبدیل انسانها به عدد پرهیز کرد. آنچه در تقویم سیاسی یک بحران نامیده میشود، برای فردی که از آزادی محروم شده و خانوادهای که منتظر بازگشت اوست، مجموعهای از روزهای زندگی است. ثبت زمان آزادی مهم است؛ بهیادداشتن حق زندگی امن و آزاد نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
برای ایران، کدام درس تاریخی باقی میماند؟
از نگاه تحلیلی، مهمترین پرسش این سالگرد، فاصله میان نمایش قدرت و حفظ منافع کشور است. سیاستی که امنیت اشخاص و قواعد ارتباط میان دولتها را به ابزار فشار تبدیل کند، هزینهای فراتر از یک رویارویی کوتاهمدت ایجاد میکند. مسئولیت آن باید متوجه تصمیمگیران و نهادهای دخیل بماند، نه تمام مردم ایران.
همزمان، نباید همه بحرانهای بعدی روابط تهران و واشنگتن یا هر تحریم بعدی را صرفاً نتیجه این یک واقعه معرفی کرد. چنین توضیحی، رویدادها و تصمیمهای دیگر را نادیده میگیرد. بازخوانی مسئولانه تاریخ، هم مسئولیت مشخص اشغال و ادامه گروگانگیری را روشن میکند و هم از یک علت ساده برای چند دهه تحولات پیچیده پرهیز دارد.
در چهلوهفتمین سالگرد ۱۳ آبان ۱۳۵۸، روشنترین معیار همچنان کرامت انسان و پاسخگویی حکومت است. نقد مستند این واقعه، هم به احترام قربانیان کمک میکند و هم راهی است برای اینکه تجربهای پرهزینه، پشت شعارهای سالانه پنهان نماند.
در آموزش تاریخ معاصر، کدام سند یا بخش کمترگفتهشده این بحران را باید بیشتر بررسی کرد؟ دیدگاه خود را با ذکر منبع بنویسید.