جمعه / ۲۸ آذر ۱۴۰۴ / ۰۱:۳۴
کد خبر: 35333
گزارشگر: 548
۱۰۴
۰
۰
۱
از انتقاد وزیر داخله تا هشدار وزیر دفاع؛ تحلیل بحران عمیق داخلی طالبان

تروریست های طالبان بر لبه پرتگاه اختلاف و فروپاشی

تروریست های طالبان بر لبه پرتگاه اختلاف و فروپاشی
نگرانی از فروپاشی درونی، طالبان را بیش از هر زمان دیگری آشفته کرده است. انتقاد تند وزیر داخله این گروه از «حکومت ترس و ارعاب» و هشدار وزیر تحصیلات عالی درباره «بی‌اعتمادی»، پرده از عمق اختلافات در رهبری طالبان برداشته است. این اضطراب درونی، همزمان با فرسایش شدید حمایت‌های منطقه‌ای رخ داده است. پاکستان، حامی دیرین طالبان، اکنون علناً خواستار «تغییر رژیم» در کابل شده است. تحلیلگران می‌گویند طالبان در یک دوراهی تاریخی قرار گرفته‌اند: ادامه سیاست‌های افراطی و ریسک فروپاشی، یا انعطاف برای بقا و خطر شکاف عمیق در درون گروه. سرنوشت امارت در این میانه به شدت در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:

امارت طالبان! این روزها با چالشی روبروست که شاید از تهدیدهای خارجی هم خطرناکتر باشد: شکاف از درون. نشانه‌های این تردید و دودستگی، آشکارا در سخنان سران این گروه خود را نشان می‌دهد. مقام‌های بلندپایه‌ای که روزی شعار وحدت می‌دادند، امروز یکدیگر را به ایجاد «حکومت ترس و ارعاب» متهم می‌کنند. وزیر داخله طالبان، چهره‌ای امنیتی و سرسخت، حالا از ذلیل کردن مردم سخن می‌گوید. این انتقادات تنها به مسائل داخلی محدود نمی‌شود. ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی و از نزدیکان هبت‌الله، با اضطراب از «بی‌اعتمادی» و «اختلاف» در صفوف طالبان هشدار می‌دهد. این هشدارها در شرایطی مطرح می‌شود که طالبان پس از چهار سال حاکمیت مطلق، ناگهان احساس خطر کرده‌اند. خطری که این بار نه از سوی دشمنان خارجی، که از درون خودشان و از جانب متحدان دیروزشان برمی‌خیزد.

همه رهبران طالبان ناگهان از «رضایت مردم»، «جلوگیری از ظلم» و «خطر فاصله گرفتن مردم از نظام» سخن می‌گویند. این تغییر گفتمان، خود گواهی بر عمق بحران پیش روی این گروه است. حمایت منطقه‌ای که روزی سکوی صعود طالبان به قدرت بود، اکنون به سرعت در حال فرسایش است. از ایران و پاکستان تا روسیه و چین، هیچ‌کدام دیگر نظم طالبانی را باثبات و قابل اعتماد نمی‌دانند. حتی پاکستان، که روزی حامی و پناه‌دهنده طالبان بود، امروز آشکارا از «تغییر رژیم» در کابل سخن می‌گوید و رسانه‌هایش به حمایت از مخالفان مسلح طالبان برخاسته‌اند. این گزارش به تحلیل این پرسش حیاتی می‌پردازد که چرا طالبان پس از سال‌ها پیروزی، امروز این‌چنین هراسان و نگران به نظر می‌رسند؟ آیا این نشانه‌های فروپاشی داخلی است یا فقط یک بحران گذرا؟

تحلیل ریشه‌های اختلافات داخلی؛ ایدئولوژی در برابر عملگرایی

اختلافات کنونی در درون طالبان را می‌توان در تقابل دو جریان اصلی خلاصه کرد: جریان ایدئولوژیک-سخت‌گیر متشکل از روحانیون قندهاری به رهبری هبت‌الله آخندزاده، و جریان عمل‌گرا-سیاسی که شبکه حقانی و چهره‌هایی مانند سراج‌الدین حقانی نماد آن هستند. این تقابل پیشینه‌ای طولانی دارد اما اکنون به دلیل فشارهای خارجی تشدید شده است. جریان ایدئولوژیک، حفظ «خلوص» امارت و تطبیق بی‌کموکاست شریعت را بر هر چیزی مقدم می‌داند. برای این جریان، موضوعاتی مانند آموزش زنان، ارتباط با دنیای خارج و تشکیل حکومت فراگیر، نه تنها اولویت نیست، بلکه می‌تواند تهدیدی برای هویت گروه محسوب شود. سخنان مکرر نزدیکان هبت‌الله درباره «بیعت» و «اطاعت»، نشانه تلاش برای سرکوب هرگونه صدای مخالف تحت عنوان حفظ وحدت ایدئولوژیک است. در مقابل، جریان عمل‌گرا که بیشتر با واقعیت‌های اداره کشور و تعامل با جهان خارج سروکار دارد، به تدریج به این نتیجه می‌رسد که ادامه سیاست‌های سخت‌گیرانه، به قیمت انزوای کامل و سقوط نهایی نظام تمام خواهد شد. انتقادات سراج‌الدین حقانی و حتی وزیر داخله از شیوه حکومتداری، بازتاب همین نگرش است. آنها احتمالاً خواستار تعدیل مواضع، به ویژه در حوزه حقوق زنان و تعامل با جامعه بین‌الملل، برای کسب حداقل‌های مشروعیت و شکستن انزوا هستند.

بحران مشروعیت و فاصله گرفتن مردم؛ از شمشیر تا رضایت

طالبان در چهار سال گذشته مشروعیت خود را نه بر پایه رضایت مردم، که بر اساس زور و اجبار بنا نهاده بودند. اما اکنون به نظر می‌رسد حتی خود آنها نیز به بن‌بست این استراتژی پی برده‌اند. سخنان مکرر سران طالبان درباره «جلوگیری از ظلم» و «رضایت مردم»، فریاد هشدار از یک بحران عمیق مشروعیت است. این گروه با تکیه بر حافظه تاریخی خود از دهه ۹۰ و نیز تجربه جنگ با آمریکا، گمان می‌کرد می‌تواند با سرکوب و کنترل امنیتی محض، حکومت را تثبیت کند. اما اداره یک کشور در شرایط صلح (نسبی) با شرایط جنگ و شورش کاملاً متفاوت است. ناتوانی در ارائه خدمات اولیه، ایجاد اشتغال، بازسازی اقتصاد و پاسخگویی به نیازهای یک جامعه جوان و پیچیده، شکاف بین حکومت و مردم را روز به روز عمیق‌تر کرده است. ترس طالبان از «فاصله گرفتن مردم» تنها یک نگرانی امنیتی نیست؛ یک وحشت وجودی است. آنها به خوبی می‌دانند که اگر پشتوانه اجتماعیِ حداقلی خود را نیز از دست بدهند، حتی کنترل امنیتی مناطق نیز غیرممکن خواهد شد. این همان نقطه‌ای است که احزاب جهادی پیش از آنها در آن سقوط کردند. تاکید بر «شکرگزاری» مردم از حکومت، تلاشی مضحک و از سر درماندگی برای جبران این شکاف عظیم است.

فرسایش حمایت منطقه‌ای و تبدیل متحدان به تهدید

شاید هیچ عاملی به اندازه تغییر موضع کشورهای منطقه‌ای، طالبان را نگران نکرده باشد. ایران، پاکستان، روسیه و چین که هر کدام به دلیلی با حضور طالبان در قدرت کنار آمده بودند، اکنون همگی ناراضی و نگران هستند. این نارضایتی از سطح دیپلماتیک فراتر رفته و به اقدامات عملی تبدیل شده است. پاکستان، مهم‌ترین حامی و میزبان تاریخی طالبان، امروز آنها را منشأ «بزرگ‌ترین تهدید امنیتی» خود می‌داند. سازماندهی حملات تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان، روابط اسلام‌آباد را با کابل به پایین‌ترین سطح رسانده است. سخن گفتن مقامات پاکستانی از «تغییر رژیم»، پیام روشنی به طالبان است: یا کنترل مرزها و گروه‌های تروریستی، یا مواجهه با مداخله مستقیم. ایران نیز به حمایت از مخالفان سیاسی طالبان روی آورده و بر تشکیل یک حکومت فراگیر تأکید می‌ورزد. روسیه و چین نیز، که هر دو نگران سرریز تروریسم به قلمرو خود هستند، حاضر به سرمایه‌گذاری سیاسی و اقتصادی جدی در افغانستان طالبان نیستند. این انزوای منطقه‌ای، طالبان را به لحاظ اقتصادی در تنگنا قرار داده و از نظر سیاسی بشدت آسیب‌پذیر کرده است.

تهدید جانشینی؛ نبرد پنهان بر سر رهبری پس از هبت‌الله

زمینه بسیاری از تنش‌های کنونی را می‌توان در رقابت پنهان برای جانشینی هبت‌الله آخندزاده جستجو کرد. رهبر طالبان فردی بیمار و منزوی است که به ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شود. این وضعیت، رقابت برای تعیین جانشین را به اصلی‌ترین دغدغه جناح‌های درونی تبدیل کرده است. جناح قندهار به رهبری برادران آخندزاده (ملا برادر و یعقوب) و ندا محمد ندیم، تمام تلاش خود را به کار بسته تا جانشینی در دایره بسته خانواده و نزدیکان هبت‌الله باقی بماند. تأکید مکرر آنها بر «بیعت با امیر» و «حفظ نظام»، در واقع تأکید بر تداوم رهبری این جناح و جلوگیری از به قدرت رسیدن رقباست. در مقابل، شبکه حقانی به رهبری سراج‌الدین حقانی، خود را وارث مشروع جهاد و دارای پایگاه اجتماعی و نظامی قدرتمندی می‌داند. انتقادات حقانی و حذف تدریجی او از مرکز قدرت، می‌تواند نشانه‌ای از تلاش جناح قندهار برای خنثی کردن این رقیب خطرناک باشد. اگر اختلافات شدت یابد، امکان یک کودتا یا انشعاب جدی توسط شبکه حقانی که کنترل وزارتخانه‌های کلیدی امنیتی و بخش بزرگی از نیروهای نظامی را در دست دارد، دور از ذهن نیست.

سناریوهای پیش رو؛ اصلاح، انشعاب یا فروپاشی

  1. طالبان در آستانه یک انتخاب سرنوشت‌ساز قرار دارند:
    سناریوی اول، اصلاحات کنترل‌شده از بالا است. در این حالت، جناح قندهار تحت فشار داخلی و خارجی، ممکن است مجبور به اعطای امتیازات حداقلی در زمینه حقوق زنان، تشکیل یک دولت نسبتاً فراگیرتر و تعامل با جهان شود تا انزوای خود را بشکند. اما این کار ریسک شکاف عمیق با تندروها را دارد.
  2. سناریوی دوم، انشعاب و جنگ داخلی است. اگر جناح عمل‌گرا (به ویژه شبکه حقانی) احساس کند راهی برای تأثیرگذاری بر سیاست‌ها ندارد، ممکن است با استفاده از پایگاه قومی و نظامی خود، عملاً بخشی از کشور را تحت کنترل درآورده یا حتی برای تصرف کابل وارد عمل شود. این سناریو، بازتولید جنگ داخلی دهه ۷۰ خواهد بود.
  3. سناریوی سوم، فروپاشی تدریجی و سقوط است. در این حالت، طالبان با ادامه وضع موجود، شاهد تشدید اختلافات، فرسایش کامل مشروعیت، خیزش جنبش‌های مقاومت محلی و احتمالاً مداخله محدود کشورهای منطقه خواهند بود. در نهایت، نظم طالبانی از درون می‌پوسد و فرومی‌ریزد. نشانه‌های فعلی، بیش از هر چیز مؤید حرکت به سمت همین سناریوی سوم است. تاکید بر وحدت، زمانی رخ می‌دهد که وحدتی وجود نداشته باشد. هشدار نسبت به فروپاشی، زمانی شنیده می‌شود که فروپاشی نزدیک شده است.
https://www.asianewsiran.com/u/i3D
اخبار مرتبط
گروهک تروریستی طالبان با صدور حکمی فوری، نوشیدن قهوه را در افغانستان ممنوع اعلام کرد و ادعا نمود بر اساس تحقیقاتی!!! قهوه «سبب تحریک جنسی زنان» میشود. این تصمیم با انتقادات گسترده مواجه شده است.
گروهک تروریستی طالبان قانون جدیدی با عنوان «تنظیم مشاعره» منتشر کرده که بر اساس آن، سرودن اشعار عاشقانه، اشاره به روابط بین دختران و پسران و هرگونه انتقاد از فرامین و تصمیمات هبت‌الله آخوندزاده، سردسته ی جاهل این گروه، ممنوع است. این قانون که در جرائد رسمی به چاپ رسیده، شعر را از "عشق مجازی" خالی می‌خواهد و شاعران را ملزم می‌کند تا بر علیه جریان‌های فکری مانند فمینیسم و دموکراسی در اشعار خود موضع بگیرند.
سر دسته طالبان دستور حذف تصویر زنان از تمام مدارک رسمی را صادر کرد؛ تصمیمی که بخشی از قانون جدید "امر به معروف" است و حتی صدای زنان را نیز "عورت" می‌داند.
گروه تروریستی طالبان در اقدامی وحشیانه، نوجوان ۱۶ ساله‌ای به نام «جلال» را در ولایت کاپیسا تنها به اتهام داشتن بازی پابجی در تلفون همراهش تیرباران کردند. شاهدان می‌گویند برادر این نوجوان که شاهد اعدام بوده، با تفنگ شکاری به مقابله پرداخت، اما زخمی و دستگیر شد.
مقایسه دو سفرنامه تاریخی از افغانستان نشان می دهد گروهک تروریستی طالبان در ۲۳ سال گذشته کوچکترین تغییری نکرده اند. این گروه همچنان خشونت طلب، بیسواد و دور از اسلام واقعی هستند و آینده تاریکی را برای افغانستان رقم زده اند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید