چهارشنبه / ۱۷ دی ۱۴۰۴ / ۰۳:۰۷
کد خبر: 35859
گزارشگر: 548
۱۴۱۷
۰
۰
۱
تحلیل دو اقتصاددان از تناقض آشکار در مصرف: کارمندانی با حقوق ۲۱ میلیونی، پیتزای بیف استروگانف سفارش می‌دهند!

نمایش فقر در لباس لاکچری! چرا قفسه‌های شهروند در مناطق بالاشهر زود خالی می‌شوند؟

نمایش فقر در لباس لاکچری! چرا قفسه‌های شهروند در مناطق بالاشهر زود خالی می‌شوند؟
یک اقتصاددان با اشاره به تناقض فاحش بین شکایات معیشتی و نمایش مصرف گرایی در جامعه، از شکل‌گیری «اقتصاد رژ لبی» خبر داده است. پدیده‌ای که در آن افراد برای حفظ ظاهر، زندگی خود را بیش از توان مالی‌شان نمایش می‌دهند. وی به مشاهدات عینی مانند کارمندان با حقوق متوسط اما با الگوی مصرف بسیار بالا، و نیز خالی شدن سریع قفسه‌های کالاهای اساسی در برخی فروشگاه‌های سطح بالا اشاره کرد. از عوامل دیگر، توزیع گسترده کارت‌های اعتباری دولتی با اعتبارات کلان بین کارمندان بخش عمومی است. به گفته این تحلیلگر، این نمایش مصرف، واقعیت زوال طبقه متوسط و عمیق‌تر شدن شکاف طبقاتی را پنهان می‌کند و منجر به برداشت‌های نادرست از قدرت خرید واقعی جامعه می‌شود.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

 اگر این روزها پای صحبت مردم بنشینید، با دو روایت کاملاً متضاد مواجه خواهید شد. از یک سو، گلایه از گرانی، فشار معیشت و خالی شدن سفره‌هاست و از سوی دیگر، صحنه‌هایی از خریدهای آنچنانی در فروشگاه‌های لوکس و صف‌های طولانی جلوی رستوران‌های گران‌قیمت. این تناقض آشکار، ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. آیا واقعاً بخشی از جامعه در اوج رفاه به سر می‌برند؟ یا این نمایشی است که واقعیت تلخ اقتصادی پشت آن پنهان شده است؟

دکتر شیرین نوری، اقتصاددان، در گفتگو با من، طی صحبت های تفصیلی، همچون یک معلم و استاد، پرده از این معما برداشته است. او از مشاهدات عینی من به عنوان پایه بحث استفاده کرده: «از کارمندی با حقوق ماهیانه ۲۱ میلیون تومان که هر روز پیتزا و بیف استروگانف سفارش می‌دهد و سیگارهای گران‌قیمت می‌کشد، تا جوانانی که با وجود نداشتن شغل ثابت، زندگی‌ای لاکچری را به نمایش می‌گذارند. این صحنه‌ها در حالی است که گزارش‌های میدانی از برخی فروشگاه‌های زنجیره‌ای در مناطق بالاشهر حاکی از آن است که قفسه گوشت و مرغ در ساعات اولیه روز خالی می‌شود. اما آیا این نشانه قدرت خرید بالای عموم مردم است؟» اما دکتر شیرین نوری، هشدار می‌دهد که این نمایش مصرف گرایی، ممکن است ناشی از پدیده‌ای به نام «اقتصاد رژ لبی» باشد. یعنی زندگی از درون تهی شده، اما فرد برای حفظ اعتبار اجتماعی یا امید به آینده، تظاهر به رفاه می‌کند.

عامل دیگری که در این تحلیل مطرح می‌شود، نقش «پول‌پاشی» دولت از طریق کارت‌های اعتباری مانند «کارت شهروند» و «کارت رفاه» به کارمندان بخش دولتی است. کارت‌هایی با اعتبار ماهیانه گاه تا ۶۰ میلیون تومان که تنها برای خرید کالاهای مصرفی قابل استفاده است و تصویری کاذب از توان مالی ایجاد می‌کند. این موضوع، مسئله «زوال طبقه متوسط» را نیز پررنگ می‌کند. به گفته این کارشناس، جامعه به سمت یک دوقطبی خطرناک در حرکت است: عده‌ای کم‌شمار با رفاه نسبی (اغلب وابسته به رانت یا مشاغل خاص) و اکثریتی که روز به روز فقیرتر می‌شوند. این مقاله به بازخوانی و تحلیل این گفت‌وگوی تأمل‌برانگیز می‌پردازد و تلاش می‌کند پشت پرده نمایش مصرف گرایی در بحران اقتصادی را واکاوی کند.


اقتصاد رژ لبی چیست؟!

اقتصاد رِژ لِبی (به انگلیسی: Lipstick Economy یا Lipstick Effect) یک نظریه اقتصادی و رفتاری است که توضیح می‌دهد در دوران رکود اقتصادی یا بی‌ثباتی مالی، مصرف‌کنندگان (به ویژه زنان) تمایل دارند به جای خرید کالاهای لوکس بزرگ و پرهزینه، به خرید کالاهای لوکس کوچک و مقرون‌به‌صرفه روی بیاورند. این کالاها معمولاً جنبه‌ای از زیبایی، آراستگی یا ایجاد حس خوبِ مقطعی دارند.

دلیل نام‌گذاری

نام این نظریه از رژلب به عنوان نماد یک کالای لوکس کوچک، مقرون‌به‌صرفه و در دسترس گرفته شده است. ایده این است که وقتی مردم نمی‌توانند یک خودروی لوکس، مسافرت گران‌قیمت یا لباس مارک‌دار بخرند، برای حفظ روحیه و احساس رضایت، به خرید یک رژلب، عطر کوچک، کرم یا اقلام مشابه روی می‌آورند.

مکانیسم اثر رژلبی

  1. جبران روانی

    در شرایط دشوار اقتصادی، این خریدهای کوچک به عنوان یک پاداش روانی عمل می‌کنند و تا حدی احساس محرومیت از خریدهای بزرگ‌تر را جبران می‌کنند.
  2. قیمت پایین‌تر

    این کالاها نسبتاً ارزان‌تر هستند و حتی در شرایط کاهش درآمد واقعی نیز قابل خریداری‌اند.
  3. حفظ هویت اجتماعی

    افراد از طریق این خریدها، تا حدی سبک زندگی و هویت مطلوب خود را حفظ می‌کنند، بدون آنکه هزینه گزافی متحمل شوند.

مثال‌های دیگر از کالاهای "اثر رژلبی"

  • عطرهای کوچک
  • محصولات مراقبت پوست
  • شکلات‌های گران‌قیمت
  • لوازم تزئینی کوچک
  • نوشیدنی‌های ویژه (مانند قهوه مرغوب)
  • اشتراک‌های دیجیتال ارزان (مانند پلتفرم‌های استریمینگ)

محدودیت‌ها و انتقادات

  1. این نظریه لزوماً در همه جوامع یا همه دوره‌های رکودی صادق نیست.
  2. ممکن است در جوامعی که فشار اقتصادی بسیار شدید است، حتی خرید این کالاهای کوچک نیز کاهش یابد.
  3. برخی تحلیلگران معتقدند این اثر بیشتر مربوط به طبقات متوسط به بالا است که هنوز مقداری قدرت خرید دارند.

در بازار ایران

در اقتصاد ایران با توجه به تورم بالا و کاهش قدرت خرید، ممکن است شواهدی از "اقتصاد رژلبی" در قالب رونق نسبی بازار محصولات آرایشی با قیمت متوسط، فروش کالاهای کوچک تشویقی یا اشتراک‌های اینترنتی دیده شود. این امر نشان‌دهنده تلاش خانوارها برای تخصیص بودجه محدود به اقلامی است که حداقل رضایت روانی ایجاد می‌کند. در کل، اقتصاد رژلبی شاخصی از انعطاف مصرف‌کننده و تغییر الگوی خرید به سمت کالاهای لوکس کوچک در پاسخ به فشارهای اقتصادی است.


تحلیل مفهوم «اقتصاد رژ لبی» و روانشناسی مصرف نمایشی

اصطلاح «اقتصاد رژ لبی» (یا اقتصاد نمایشی) به وضعیتی اشاره دارد که در آن، افراد یا خانوارها برای حفظ جایگاه اجتماعی، جبران احساس حقارت یا امیدواری به آینده‌ای بهتر، سطح مصرف خود را بالاتر از توان واقعی اقتصادی‌شان نگه می‌دارند. این رفتار ریشه در چند عامل روانشناختی دارد: اول، «اثر تظاهر» در جوامعی که موفقیت با مظاهر مادی سنجیده می‌شود. دوم، «ترس از حذف اجتماعی»، به ویژه در نسل جوان که تحت تأثیر شبکه‌های اجتماعی، زندگی لاکچری را عادی جلوه می‌دهند. سوم، «بی‌اعتمادی به آینده و پول ملی» که افراد را به سمت تبدیل سریع ریال به کالاهای ملموس (حتی لوکس و غیرضروری) سوق می‌دهد، زیرا ارزش پول را در آینده‌ای نزدیک از دست‌رفته می‌بینند. این الگوی مصرف، یک شاخص کاذب از رفاه ایجاد می‌کند و سیاست‌گذار را گمراه می‌کند، در حالی که در واقع، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری مولد در حال نابودی است.

نقش رانت‌ها و پول‌پاشی‌های هدفمند در ایجاد توهم رفاه

بخشی از مصرف چشمگیر در بخش‌هایی از جامعه، ناشی از تزریق مستقیم منابع مالی از طریق کانال‌های رانتی یا سیاست‌های پول‌پاشی دولتی است. توزیع «کارت‌های اعتباری ویژه» (مانند کارت شهروند با اعتبارات ۳۰ تا ۶۰ میلیون تومانی) میان کارکنان برخی نهادهای دولتی یا شرکت‌های وابسته به دولت، نمونه‌ای بارز است. این کارت‌ها که معمولاً فقط در فروشگاه‌های خاصی قابل استفاده هستند، تقاضای متمرکز و کاذبی برای کالاهای مصرفی (و نه سرمایه‌ای) ایجاد می‌کنند. این اقدام دو پیامد دارد:

  1. اول، ایجاد یک «حباب مصرفی» موضعی در بخشی از اقتصاد که تصویر کلی را مخدوش می‌کند.
  2. دوم، تعمیق بی‌عدالتی بین کسانی که به این رانت دسترسی دارند و دیگران که با حقوق ماهانه مشابه در بخش خصوصی، از چنین امکانی محرومند.

این سیاست در بلندمدت نه تنها مشکل فقر را حل نمی‌کند، که تورم را نیز به دلیل افزایش نقدینگی هدفمند، دامن می‌زند.

زوال طبقه متوسط و قطبی‌شدن خطرناک جامعه

گفته اقتصاددان مبنی بر ناپدید شدن طبقه متوسط، هشداری جدی است. طبقه متوسط سنتی، که بر اساس درآمد پایدار، پس‌انداز و مصرف معقول تعریف می‌شد، در حال محو شدن است. فشار تورمی، کاهش ارزش واقعی دستمزدها و ناامنی شغلی، این طبقه را به دو سو می‌راند: بخشی به حاشیه رانده و به قشر کم‌درآمد می‌پیوندند و بخش کوچکی که با اتصال به رانت‌ها، مشاغل خاص یا درآمدهای دلاری، خود را در جرگه پردرآمدها حفظ می‌کنند. نتیجه، شکل‌گیری یک جامعه «دو قطبی» است:

  • اقلیتی با الگوی مصرف افراطی
  •  اکثریتی با مصرف فشرده و حداقلی

این شکاف، علاوه بر آثار اجتماعی مخرب، برای اقتصاد نیز مهلک است، زیرا طبقه متوسط موتور محرک تقاضا برای کالاهای با دوام و سرمایه‌گذاران خرد هستند. نابودی آن، به معنای رکود عمیق در تولید داخلی است.

تحلیل جغرافیای مصرف و تناقض در آمارهای کلان

مشاهده خالی شدن قفسه گوشت در یک فروشگاه شهروند در منطقه بالاشهر (مثل تختی)، در مقابل موجودی مناسب در شعبه‌ای در منطقه پایین‌شهر (مثل نازی‌آباد تهران)، خود یک داده مهم است. این پدیده نشان می‌دهد «توزیع جغرافیایی تقاضا» بسیار ناهمگون است. در مناطق برخوردار، تراکم افرادی که به رانت‌های دولتی یا درآمدهای ویژه دسترسی دارند، بیشتر است. همچنین، فرهنگ مصرف نمایشی در این مناطق قوی‌تر است. از سوی دیگر، آمارهای کلان ملی مانند «سرانه مصرف گوشت» که کاهش یافته، میانگینی از این دو دنیای متفاوت است. وقتی این آمار را می‌خوانیم، ممکن است کاهش مصرف را حس کنیم، اما وقتی صحنه خریدهای آنچنانی در مناطق خاص را می‌بینیم، دچار تناقض شناختی می‌شویم. کلید حل این تناقض، درک «چندپارگی اقتصاد ایران» است. اقتصاد ما دیگر یک کل یکدست نیست، بلکه از چند اقتصاد موازی با الگوهای مصرف، درآمد و دسترسی به منابع کاملاً متفاوت تشکیل شده است.

آینده‌نگری؛ از اعتبارات اقساطی تا فروپاشی تصویر رفاه جامعه

برای حفظ چرخه مصرف در شرایط فقدان قدرت خرید واقعی، مکانیزم‌های جایگزینی مانند «پرداخت اعتباری و اقساطی» (مثل سرویس اسنپ) گسترش یافته‌اند. این روش‌ها به افراد اجازه می‌دهند امروز مصرف کنند و فردا (یا فرداهای دور) بپردازند. این در کوتاه‌مدت تقاضا را زنده نگه می‌دارد، اما در میان‌مدت، بار بدهی خانوارها را افزایش داده و آنان را آسیب‌پذیرتر می‌کند. سناریوی محتمل آینده، «ترکیدن حباب مصرف نمایشی» است. زمانی که انباشت بدهی‌ها به حدی برسد که دیگر امکان بازپرداخت نباشد، یا منابع رانتی (مثل کارت‌های اعتباری دولتی) به دلیل فشار مالی بر بودجه دولت قطع شود، آنگاه تصویر رفاه کاذب فرو می‌ریزد. نتیجه می‌تواند کاهش شدیدتر تقاضا، ورشکستگی بنگاه‌هایی که روی این مصرف سرمایه‌گذاری کرده‌اند و تشدید رکود باشد. راه برون‌رفت، نه تحریک مصنوعی مصرف، بلکه ایجاد درآمدهای پایدار و مولد از طریق رونق تولید و اشتغال واقعی است.

نظر شما چیست؟!
چرا بعضی از مردم شریف ما

با وجود درآمدهای پایین

همچنان دست به هزینه های هنگفت می زنند؟!

به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/ic5
اخبار مرتبط
علی مدنی زاده، وزیر اقتصاد، در پاسخ به سوالی درباره افزایش قیمت دلار، واکنش غیرمنتظره‌ای نشان داد. هنگامی که خبرنگار به روند صعودی نرخ ارز اشاره کرد، وزیر اقتصاد پاسخ داد: «الان یا الان؟». این گفتگو در حاشیه یکی از کنفرانس‌های خبری اخیر وزیر اقتصاد رخ داده است. در این کنفرانس خبری، سوالات مختلفی درباره سیاست‌های اقتصادی دولت مطرح شد. پاسخ کوتاه وزیر اقتصاد به سوال قیمت دلار، بازتاب گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی داشته و واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است.
دبیرکل فدراسیون طیور کشور از احتمال افزایش شدید قیمت تخم‌مرغ خبر داد. سیدفرزاد طلاکش گفت قیمت هر شانه تخم‌مرغ بسته به نحوه تأمین نهاده دامی، بین ۳۶۰ تا ۴۲۰ هزار تومان خواهد بود. او توضیح داد: اگر نهاده با نرخ توافقی تأمین شود، قیمت هر شانه به ۳۶۰ هزار تومان می‌رسد. اما اگر با ارز ۱۳۰ هزار تومانی خریداری شود، این رقم تا ۴۲۰ هزار تومان افزایش می‌یابد. این اعلام نشان می‌دهد تصمیم درباره نرخ ارز نهاده‌های دامی، تأثیر مستقیم و فوری بر قیمت نهایی تخم‌مرغ در بازار مصرف خواهد گذاشت.
دکتر ملیکا ملک‌آرا، پژوهشگر اقتصادی و آینده پژوه، با هشدار درباره وضعیت «رکود تورمی مزمن» در اقتصاد ایران گفت: این وضعیت که ترکیب پایدار تورم بالا، رشد ضعیف و بیکاری ساختاری است، مهم‌ترین هشدار پیش از سقوط اقتصادی محسوب می‌شود. وی تأکید کرد رکود تورمی مزمن نشان می‌دهد مشکل ریشه در ساختارهای ناکارآمد و ناترازی‌های انباشته دارد و زمان اصلاحات تدریجی به پایان رسیده است. این وضعیت باعث فرسایش سرمایه اجتماعی، از بین رفتن اعتماد عمومی و هدایت سرمایه به سمت فعالیت‌های غیرمولد می‌شود. به گفته این تحلیلگر، اقتصاد درگیر این بحران، از مسیر بهره‌وری جهانی عقب می‌ماند و خروج از آن بدون اصلاحات عمیق و پرهزینه ممکن نیست. تصمیم‌گیری امروز تعیین می‌کند که اقتصاد از پرتگاه بازگردد یا سقوط کند.
رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور از نامشخص بودن زمان و سازوکار پرداخت یارانه ۷۰۰ هزار تومانی خبر داد. حمید پورمحمدی گفت تصمیم نهایی در این زمینه هنوز گرفته نشده است. وی با اشاره به حساسیت دولت نسبت به فشار تورم بر اقشار ضعیف، اولویت فعلی را انجام اصلاحات اقتصادی و تعیین نحوه بهینه استفاده از منابع محدود کشور عنوان کرد. پورمحمدی بر رویکرد جدید دولت برای انتقال مستقیم حمایت‌ها به مردم و کاهش دخالت واسطه‌ها تأکید کرد و گفت این موضوعات هنوز در مرحله بررسی است.
دکتر محمدرضا جهان‌بیگلری، اقتصاددان، در تحلیلی دقیق به نقد مفهوم «جراحی اقتصادی» در سیاست‌گذاری ایران پرداخته است. به گفته او، آنچه در عمل به نام جراحی اقتصادی اجرا شده، صرفاً افزایش قیمت کالاهای اساسی و حامل‌های انرژی بوده است. جهان‌بیگلری تأکید می‌کند که بدون اصلاحات نهادی و ساختاری — مانند تغییر نظام بودجه‌ریزی، اصلاح نظام بانکی و بهبود محیط کسب‌وکار — افزایش قیمت‌ها نه تنها به اصلاح منجر نمی‌شود، بلکه تورم و رکود را تشدید می‌کند. او نمونه افزایش قیمت بنزین را بررسی کرده و دلیل ناکامی آن را وابستگی به نرخ ارز به عنوان ابزار درآمدی دولت می‌داند. در پایان، راهکارهایی محدود مانند اصلاح نظام یارانه‌ای بنزین را به عنوان گام‌های میانی پیشنهاد می‌دهد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید