آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در گوشهای از جهان، دور از وطن و در جستجوی یک زندگی بهتر، سرنوشت مردی با آرزوهای صلحآمیز، به تاریکترین شکل ممکن تغییر کرد. داستانی که از خیابانهای سن پترزبورگ آغاز شد و به خاک خونین اوکراین ختم گردید. آرش دربندی، عکاس ۳۴ ساله اهل اهواز، هرگز فکر نمیکرد روزی دوربین خود را زمین بگذارد و اسلحه به دست گیرد. او برای یافتن کار راهی روسیه شده بود، با ویزای توریستی و امید به آیندهای روشنتر. درآمدزایی از طریق عکاسی از رهگذران خیابانی، همه آن چیزی بود که به آن فکر میکرد. اما یک درگیری کوچک با مأمور پلیس، تمامی محاسبات او را برهم زد. این درگیری، سرآغاز یک کابوس بیپایان شد. دربندی به جای اخراج از کشور یا تحمل مجازات متناسب، با یک اولتیماتوم هولناک روبرو گردید: یا سالها زندان یا اعزام اجباری به جبهه جنگ.
به گزارش United 24 او که هیچ سابقه نظامیای نداشت و حتی خودش میگوید "هرگز چاقو هم در دست نگرفته بود"، ناگهان در پادگانی نظامی در سن پترزبورگ محبوس شد. برای ماهها در آنجا نگه داشته شد تا سرانجام راهی اردوگاه آموزش نظامی در نزدیکی شهر بلگراد شود. ترس از جنگ و مرگ، او را به اقدام ناامیدانهای واداشت: خودزنی عمدی با شکستن دستش. او امیدوار بود با این کار از خدمت معاف شود، اما این نقشه مؤثر نبود. پس از شش ماه بستری و استراحت اجباری، دوباره به چرخه وحشت بازگردانده شد. آموزشهای نظامی سخت و همراه با خشونت، همراهی با سربازان خارجی از نقاط مختلف جهان، و تهدید مداوم، بخشی از زندگی جدید او شده بود. او در مصاحبهاش تأکید میکند که خارجیها در این سیستم، هیچ حقی ندارند و تنها به عنوان "قابل مصرف" دیده میشوند. سرانجام، او را با وعدههای دروغین به خط مقدم فرستادند. جایی که نه غذایی به آنها دادند و نه راه فراری باقی گذاشتند. حمله یک پهپاد اوکراینی، نقطه پایان حضور اجباری او در این جنگ بود و جراحات شدیدی برایش به جای گذاشت. اما همین حمله، سرآغاز نجات او نیز بود. پس از روزها تحمل درد در خاکریز، سربازان اوکراینی او را نجات دادند و برای درمان به بیمارستان منتقل کردند. اکنون او با احساس گناه از حضور در خاک اوکراین، روایت خود را بازگو میکند تا دیگران قربانی چنین سرنوشتی نشوند.
مکانیسم به دام انداختن غیرنظامیان خارجی توسط ارتش روسیه
روایت دربندی، پرده از یک سیستم برنامهریزیشده برای شکار غیرنظامیان خارجی حاضر در خاک روسیه برمیدارد. به نظر میرسد این سیستم از نقاط ضعف قانونی و موقعیت آسیبپذیر مهاجران یا گردشگران استفاده میکند. دربندی با ویزای توریستی وارد شده بود و احتمالاً از حمایت کنسولی کافی برخوردار نبود. این امر او را در مواجهه با مقامات روسی بسیار آسیبپذیر کرده بود. استفاده از جرایم کوچک اداری یا خیابانی به عنوان اهرم فشار، یک الگوی خطرناک است. اولتیماتوم "زندان یا جبهه"، مهاجران را در برابر یک انتخاب غیرانسانی قرار میدهد. بسیاری ممکن است از ترس زندان در کشوری بیگانه، راه دوم را انتخاب کنند. این مکانیسم، یک دوراهی ساختگی ایجاد میکند که در هر دو صورت، آزادی فرد سلب میشود. نکته حائز اهمیت، نادیده گرفتن کامل حقوق اولیه انسانی و قضایی است. دربندی به درستی اشاره میکند که حداقل مجازات برای یک خارجی در چنین شرایطی، معمولاً اخراج از کشور است. اما این مکانیسم، کاملاً خارج از چارچوبهای شناخته شده بینالمللی عمل میکند و حکم یک آدمربایی سازمانیافته را دارد.
وضعیت سربازان خارجی در ساختار نظامی روسیه
بر اساس روایت آرش داربندی، سربازان خارجی در یک سیستم تبعیض سیستماتیک و جداگانه قرار دارند. جدا بودن محل خواب و زندگی از سربازان روس، نشاندهنده نگاه "غیرخودی" و ابزاری به آنان است. این جداسازی، علاوه بر تحقیر، امکان نظارت و کنترل بیشتر و همچنین محدود کردن ارتباطات را فراهم میآورد. رفتار خشونتآمیز، آموزشهای ناکافی و نگاه "قابل مصرف" بودن، از دیگر ویژگیهای این سیستم است. به گفته وی، آموزش عملاً به دویدن و راهپیمایی خلاصه میشد و آموزش سلاح به حداقل ممکن کاهش یافته بود. این امر نشان میدهد که هدف، آمادهسازی واقعی سربازان نیست، بلکه تنها فرستادن بدنهای بیشتر به خط مقدم برای مصرف شدن است. تهدید به کشتن توسط خود نیروهای روس در صورت تسلیم شدن، یکی از هولناکترین بخشهای این روایت است. این تهدید، هر گونه راه فرار از میدان نبرد را میبندد و سربازان خارجی را در دام مرگی حتمی قرار میدهد. ادعای کشته شدن بسیاری از خارجیها توسط نیروهای خودی، اگر صحت داشته باشد، نشان از جنایت جنگی آشکار دارد.
روانشناسی اجبار و مقاومت منفی
دربندی نمونهای از مقاومت منفی و تلاش برای حفظ جان در شرایط غیرممکن است. اقدام به خودزنی عمدی (شکستن دست)، اگرچه ناامیدانه، نشان از اراده قوی او برای عدم مشارکت در جنگ دارد. او ترجیح داد بدن خود را بشکند تا دیگران را نکشد. این عمل، فریادی علیه سیستم اجبار است. ادامه ابراز درد و ناتوانی حتی پس از "بهبود" ظاهری، نیز شکلی از مقاومت غیرمستقیم بود. اگرچه در نهایت مؤثر نبود، اما نشان میدهد که او تا آخرین لحظه تسلیم نشد. این مقاومتهای خاموش، در شرایطی که مقاومت مسلحانه ممکن نیست، قابل تحلیل است. احساس گناه عمیق او پس از نجات، حتی با وجود اجباری بودن تمام اقدامات، از دیگر جنبههای روانشناختی مهم است. این احساس گناه نشان از وجدان بیدار و ارزشهای انسانی او دارد. پذیرش مسئولیت اخلاقی و ابراز تمایل به جبران، او را از یک "قربانی صرف" به یک "شاهد مسئول" تبدیل میکند.
ابعاد بینالمللی و نقض قوانین
این روایت، نقض فاحش چندین کنوانسیون بینالمللی از جمله کنوانسیون ژنو را نشان میدهد. اجبار غیرنظامیان به شرکت در مخاصمات مسلحانه، استفاده از آنان به عنوان سرباز، رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز، و تهدید به کشتن اسرا، همگی مصادیق جنایت جنگی محسوب میشوند. این موضوع، تنها مربوط به روابط دوجانبه ایران و روسیه نیست، بلکه یک مسئله جهانی است. اگر سازوکار ادعاشده صحت داشته باشد، شهروندان سایر کشورها نیز میتوانند در معرض چنین خطری باشند. این مسئله، امنیت سفر و مهاجرت به روسیه را زیر سؤال میبرد. روایت دربندی، مستنداتی علیه استفاده روسیه از سربازان خارجی ارائه میدهد. این موضوع میتواند در مجامع بینالمللی مورد پیگیری حقوقی قرار گیرد. کشورهای متبوع این افراد میتوانند از طریق دیپلماتیک یا حقوقی، موضوع را پیگیری کنند.
نقش روایتگری و رسانه
انتشار این روایت توسط رسانه اوکراینی (UNITED24)، نشان از اهمیت جنگ روایتها در کنار جنگ نظامی دارد. این مصاحبه، در راستای افشای روشهای روسیه برای جبران کمبود نیروی انسانی و ارائه تصویری غیرانسانی از این روشها است. دربندی با ارائه جزئیات عینی (نام مکانها، زمانها، توصیف صحنهها) و نشان دادن آثار فیزیکی جراحات (جاهای زخم)، به روایت خود اعتبار میبخشد. این جزئیات، روایت را از یک ادعای کلی خارج میکند. پیام نهایی او به مردم جهان برای "همکاری نکردن با روسیه"، فراتر از یک هشدار شخصی است. این یک دعوت به اقدام و آگاهیبخشی است. این روایت، میتواند الگویی برای سایر افرادی باشد که ممکن است قربانی چنین مکانیسمهایی شده باشند تا صدای خود را به گوش جهانیان برسانند.