آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
تهران روز شنبه شاهد مراسمی پرشور و در عین حال غمانگیز بود. صدها تن از مهاجران افغانستان گرد هم آمدند تا بر پیکر فرمانده پیشین پلیس افغانستان، جنرال اکرامالدین سریع، که تنها سه روز پیش در پایتخت ایران ترور شده بود، ادای احترام کنند. این سومین بار در چهار ماه گذشته است که یک چهره سرشناس مخالف طالبان در خاک ایران به قتل میرسد. جنرال سریع که از چهرههای برجسته مخالف طالبان به شمار میرفت، روز چهارشنبه همراه با محمدامین الماس، فرمانده پیشین کندک ارتش افغانستان، در تهران ترور شد. مراسم تشییع در منطقه چهاردنگه تهران برگزار شد و حضور گسترده مهاجران افغان، نشان از نفوذ و احترام جنرال سریع در میان جامعه افغان مقیم ایران داشت. این مراسم در عین حال، نمادی از درد و رنج مهاجرانی است که نه تنها وطن خود را از دست دادهاند، بلکه امنیت را حتی در کشور میزبان نیز از دست میدهند. در این حمله مرموز، هنوز هیچ گروهی مسئولیت را بر عهده نگرفته است. اما گروههای مخالف طالبان، از جمله جبهه آزادی و جبهه مقاومت ملی، بدون تردید طالبان را عامل این ترور میدانند. آنها معتقدند طالبان در حال گسترش دایره ترور مخالفان خود به خارج از مرزهای افغانستان است.
نکته قابل تأمل، سکوت رسمی دو بازیگر اصلی این ماجراست: هم طالبان که حکومت کابل را در دست دارند، و هم جمهوری اسلامی که میزبان این ترور بوده است. این سکوت، فضایی از ابهام و حدسوگمان را ایجاد کرده است. برخی رسانههای ایرانی با انتقاد از این سکوت، طالبان را "شریک غیرقابل اعتماد" خواندهاند. آنها همچنین از واگذاری سفارتخانه و کنسولگری افغانستان در ایران به طالبان انتقاد کردهاند، عملی که به گفته آنها، ممکن است به طالبان اجازه داده باشد تا عملیاتهای خود را تا پایتخت ایران گسترش دهد. این ترورها پرسشهای امنیتی جدی را برای ایران مطرح میکند. چگونه گروههای تروریستی میتوانند در پایتخت ایران عملیات انجام دهند؟ آیا نهادهای امنیتی ایران کنترل کافی بر فعالیتهای گروههای افغان در خاک خود را دارند؟ برای جامعه افغانهای مقیم ایران نیز این ترورها پیام هشداردهندهای دارد: حتی در تبعید نیز در امان نیستند. این وضعیت میتواند تنشهای موجود میان مهاجران افغان و میزبان ایرانی را افزایش دهد و بر پیچیدگی روابط دوجانبه بیفزاید.
تحلیل امنیتی و الگوی ترورهای زنجیرهای
ترور جنرال سریع سومین مورد از یک الگوی نگرانکننده ترورهای برونمرزی علیه مخالفان طالبان در ایران طی چهار ماه اخیر است. این نشان میدهد که یا یک شبکه تروریستی فعال در ایران وجود دارد که مخالفان افغان را هدف میگیرد، یا اینکه نفوذ امنیتی یک بازیگر خارجی (احتمالاً طالبان) در ایران به حدی افزایش یافته که بتواند عملیات ترور طراحی و اجرا کند. این ترورها چند پیام امنیتی دارد: اول، ناامنسازی پناهگاه مخالفان. هدف ممکن است ترساندن سایر مخالفان طالبان در ایران و وادار کردن آنها به سکوت یا فرار باشد. دوم، آزمایش ضریب امنیتی ایران. ترور در پایتخت نشان میدهد که تروریستها محدودیت چندانی برای عمل احساس نمیکنند. سوم، ارسال پیام قدرت به ایران و جامعه بینالملل مبنی بر اینکه طالبان میتواند دشمنان خود را هر کجا که باشند، تنبیه کند. نکته کلیدی سکوت نهادهای امنیتی ایران است. آیا آنها قادر به شناسایی و متوقف کردن این شبکه نیستند؟ یا اینکه ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک مانع از اقدام قاطع آنها میشود؟ پاسخ به این سوالات برای درک عمق بحران حیاتی است.
ابعاد سیاسی و دیپلماتیک بحران
این ترورها در بستر روابط پیچیده ایران و طالبان رخ داده است. از یک سو، ایران طالبان را به رسمیت شناخته و سفارتخانهها را به آنها تحویل داده است. از سوی دیگر، میزبان هزاران مخالف طالبان است و با گروههای مقاومت ضد طالبان ارتباط دارد. ترورها این تناقض را بحرانی کرده است. ایران نمیخواهد رابطه با حکومت کابل را به خطر بیندازد، اما نمیتواند امنیت میهمانان خود را نیز نادیده بگیرد. سکوت رسمی ایران ممکن است نشانه تلاش برای مدیریت بحران بدون تشدید تنش با طالبان باشد، اما این سکوت باعث افزایش انتقادات داخلی و خارجی شده است. از منظر دیپلماتیک، این حوادث اعتماد بین ایران و طالبان را خدشهدار میکند. اگر طالبان مسئول باشد، یعنی آنها به حاکمیت و امنیت ایران احترام نگذاشتهاند. اگر هم مسئول نباشد، نشان میدهد که کنترل کافی بر گروههای تحت امر خود ندارد. در هر دو صورت، ایران در موضع ضعف قرار میگیرد.
واکنش جامعه افغانهای مقیم ایران و پیامدهای اجتماعی
حضور گسترده در مراسم تشییع نشاندهنده احساس همبستگی و خشم در جامعه افغانهای مقیم ایران است. برای بسیاری از آنها، این ترورها یادآور خاطرات تلخ دوران جنگ و ناامنی در افغانستان است که اکنون به پناهگاه آنها نیز سرایت کرده است. این حوادث میتواند چند پیامد اجتماعی داشته باشد: اول، افزایش احساس ناامنی در میان مهاجران. آنها ممکن است احساس کنند هدف بعدی هستند. دوم، تشدید گرایشهای قومی و سیاسی درون جامعه افغانها. سوم، ایجاد تنش با جامعه میزبان اگر احساس شود که نهادهای ایرانی نتوانستهاند امنیت را تأمین کنند. همچنین، این ترورها ممکن است فشار بر ایران برای بازگرداندن مهاجران را افزایش دهد، زیرا برخی ممکن است استدلال کنند که حضور آنها تهدید امنیتی ایجاد میکند. این مسئله میتواند به بحران انسانی دامن بزند.
نقش رسانهها و انتقاد از سیاست خارجی ایران
انتقاد تند برخی رسانههای ایران از سکوت دولت و "غیرقابل اعتماد خواندن طالبان"، نشاندهنده شکاف احتمالی بین نهادهای مختلف حکومت در قبال طالبان است. احتمالاً جریانهایی در ایران وجود دارند که با سیاست رسمی تعامل با طالبان مخالفند و از این ترورها برای زیر سؤال بردن این سیاست استفاده میکنند. این انتقادات بر چند نقطه متمرکز است:
۱. واگذاری سفارتخانه به طالبان که به آنها پایگاه دیپلماتیک و احتمالاً امنیتی در ایران داده است.
۲. عدم اقدام قاطع امنیتی برای جلوگیری از ترورهای مکرر.
۳. عدم شفافیت در تحقیقات و اطلاعرسانی به مردم.
رسانههای ایرانی با این انتقادات، در حال تنظیم افکار عمومی و احتمالاً تحت فشار گذاشتن نهادهای امنیتی و دیپلماتیک برای تغییر رویه هستند. موفقیت یا شکست آن ها نشان خواهد داد که فضای سیاسی ایران تا چه میزان اجازه نقد سیاست خارجی را میدهد.
چشمانداز آینده و راهکارهای پیش رو
برای خروج از این بنبست امنیتی و دیپلماتیک، چند گزینه پیش روی ایران وجود دارد:
۱. تقویت اقدامات امنیتی
ایران باید شبکههای تروریستی در خاک خود را شناسایی و منهدم کند، بدون در نظر گرفتن وابستگی احتمالی آنها به طالبان. این امر نیازمند همکاری اطلاعاتی قوی و احتمالاً پاکسازی درون جامعه افغانها است.
۲. دیپلماسی قاطع با طالبان
ایران باید به صورت رسمی و محرمانه با طالبان در سطح بالا مذاکره کند و هشدار دهد که ادامه چنین ترورهایی روابط دو جانبه را به خطر میاندازد. باید خواستار تضمین امنیتی و احتمالاً همکاری در تحقیقات شود.
۳. شفافیت و اطلاعرسانی
دولت باید به افکار عمومی داخلی و جامعه افغانها اطمینان دهد که وضعیت تحت کنترل است و برای حفظ امنیت آنها اقدام میکند. سکوت تنها به شایعات و بیاعتمادی دامن میزند.
۴. بازنگری در سیاست افغانستان
ممکن است ایران نیاز داشته باشد سیاست خود نسبت به طالبان را بازبینی کند. آیا ادامه تعامل با هزینه امنیتی و سیاسی فعلی به نفع ایران است؟ یا باید موضع سختتری اتخاذ کند؟
۵. همکاری منطقهای و بینالمللی
ایران میتواند با کشورهای همسایه و قدرتهای بینالمللی که نگران تروریسم طالبان هستند، همکاری کند تا فشار بر طالبان افزایش یابد.
در نهایت، ترور جنرال سریع تنها یک حادثه امنیتی نیست؛ آزمونی برای حاکمیت، امنیت و دیپلماسی ایران است. نحوه برخورد ایران با این بحران، هم بر روابط با افغانستان تأثیر خواهد گذاشت، هم بر امنیت داخلی، و هم بر جایگاه منطقهای آن. ادامه سکوت و بیعملی گزینهای نیست، زیرا ترور بعدی میتواند پیامدهای به مراتب خطرناکتری داشته باشد.