آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در جهان خبرنگاری، هر تماس تلفنی که پاسخ داده نمیشود، هر ساعتی که دیر میکنند و هر مکانی که از آن بازنمیگردند، میتواند قلب را به تپش بیندازد. این داستان، داستان یکی از همین لحظات نگران کننده است. دیروز، میدان پانزده خرداد تهران، شاهد تجمعی از بازاریان بود. بازاریانی که دغدغهها و مطالبات خود را فریاد میزدند. در میان جمعیت، چهرهای آشنا برای اهالی رسانه در رفت و آمد بود: مهدی بیک، دبیر سیاسی روزنامه اعتماد. او مانند هر روز حرفهای خود، برای ثبت دقیق آنچه میگذرد، به میدان رفته بود. دوربین و قلمش را برداشته بود تا گزارش میدانی تهیه کند؛ گزارشی که خوانندگان روزنامه، فردای آن روز انتظار مطالعه آن را داشتند. ساعات گذشت و مهدی بیک به دفتر روزنامه یا به خانه بازنگشت. تلفن همراهش بیپاسخ ماند. سکوت مرموزی آغاز شد که برای نزدیکان و همکارانش، هر دقیقهاش به طول یک سال میگذشت. نگرانی رفتهرفته به دلهره تبدیل شد. بیست و چهار ساعت کامل از تماس آخرش گذشت. در فضای رسانهای، زمزمههایی شکل گرفت. پرسشهای بیپاسخ زیادی در ذهن همکاران و خانوادهاش میچرخید: آیا خطری برایش پیش آمده؟ آیا درگیر حاشیههای امنیتی تجمع شده؟ آیا صرفاً مشغول پیگیری گزارشی مهم است؟
ساعتها در نگرانی گذشت، تا اینکه خبر کوتاه و امیدوارکنندهای رسید: مهدی بیک، ساعتی پیش به خانه بازگشته است. خبر بازگشت او، همچون نسیمی تازه، نگرانیها را کاهش داد، اما داستان را به پایان نبرد. چرا او برای ۲۴ ساعت ناپدید شد؟ در این یک روز کامل چه گذشت؟ آیا بازداشت شده بود؟ آیا تحت بازجویی قرار گرفته بود؟ یا دلایل دیگری برای این غیبت ناگهانی وجود داشت؟ خودش چه توضیحی برای این اتفاق خواهد داد؟ این ماجرای کوتاه اما پرابهام، تنها مربوط به یک فرد نیست. این اتفاق، پنجرهای است به روی شرایط پیچیده و حساس فعالیت خبرنگاران میدانی، به ویژه در پوشش رویدادهایی که میتوانند حساسیتبرانگیز باشند. در ادامه، این رویداد را از زوایای مختلف تحلیل خواهیم کرد.
تحلیل ریسکهای حرفه خبرنگاری میدانی در پوشش رویدادهای عمومی
خبرنگاری میدانی، به ویژه در پوشش تجمعات، اعتصابات یا هر گونه گردهمایی عمومی، همواره همراه با سطحی از ریسک ذاتی است. خبرنگار در این موقعیتها، نه تنها ناظر، بلکه بخشی از صحنه است. او در معرض هیجان جمعیت، تنشهای احتمالی و همچنین مواجهه با نهادهای نظارتی حاضر در محل قرار دارد. در این شرایط، خبرنگار باید میان وظیفه حرفهای خود (ثبت و گزارش) و حفظ ایمنی شخصی تعادل برقرار کند. گاهی این خط بسیار باریک است. حضور در مکانی که ممکن است به سرعت از حالت مسالمتآمیز خارج شود، یا توجه نهادهای امنیتی را به دلیل فعالیت ثبتکننده جلب کند، میتواند خبرنگار را در موقعیت آسیبپذیری قرار دهد. ماجرای مهدی بیک، نمونه عینی این ریسکهاست. او برای انجام وظیفهاش به میدان رفته بود، اما نتیجه، ناپدید شدن ۲۴ ساعته او بود. این اتفاق به تمام خبرنگاران و رسانهها یادآوری میکند که در کنار شجاعت حرفهای، نیاز به پروتکلهای مشخص ایمنی، هماهنگی با تیم و اطلاعرسانی دقیق از مأموریت به مسئولان رسانه وجود دارد. اما آیا این پروتکلها همیشه کافی هستند؟
بررسی حقوقی و امنیتی؛ ابهام در مواجهه با خبرنگاران
وقتی یک خبرنگار در حین انجام وظیفه ناپدید میشود، اولین پرسشها درباره جایگاه حقوقی او مطرح میگردد. آیا خبرنگاران در زمان پوشش رویدادهای عمومی، از مصونیت یا حمایت خاصی برخوردارند؟ قوانین موجود تا چه حد از فعالیت حرفهای آنان در شرایط حساس محافظت میکند؟ در غیاب یک بیانیه رسمی از سوی مراجع مربوطه، فضای ابهام شکل میگیرد. این ابهام میتواند زمینهساز نگرانیهای گستردهتر شود. اگر خبرنگاری برای بازجویی یا پرسشوپاسخ بازداشت شود، آیا موظف است بلافاصله به خانواده یا محل کارش اطلاع دهد؟ سکوت ۲۴ ساعته، فارغ از دلیل آن، با استانداردهای شفافیت در یک جامعه مبتنی بر قانون مغایرت دارد. این اتفاق میتواند به عنوان یک پرونده مطالعاتی مورد بررسی قرار گیرد. آیا سازوکار مشخصی برای پیگیری سریع سرنوشت خبرنگاران گمشده در حین مأموریت وجود دارد؟ نقش نهادهای صنفی مانند خانه روزنامهداران یا انجمن صنفی روزنامهنگاران در چنین مواقعی چیست؟ تقویت چارچوبهای حقوقی و ایجاد خطوط ارتباطی شفاف بین رسانهها و نهادهای ناظر، میتواند از تکرار چنین ابهامآلودگیهایی جلوگیری کند.
تأثیر این رویداد بر فضای رسانهای و روانشناسی خبرنگاران
اتفاقی که برای یک همکار میافتد، بر کل جامعه حرفهای تأثیر میگذارد. ناپدید شدن ۲۴ ساعته یک دبیر سیاسی سرشناس، میتواند موجی از نگرانی و خودسانسوری را در بین دیگر خبرنگاران ایجاد کند. آیا پوشش برخی رویدادها، خطراتی اینچنینی به همراه دارد؟ آیا باید در انتخاب سوژهها یا شیوه گزارشدهی محتاطتر عمل کرد؟ این ترس و احتیاط، اگر گسترده شود، میتواند به «خبرنگاری از روی میز» منجر گردد؛ یعنی دوری از صحنههای واقعی و اتکا به اخبار دست دوم یا بیانیههای رسمی. نتیجه این روند، تهی شدن روزنامهنگاری از نقش اصلی خود، یعنی انعکاس بیواسطه و بیطرفانه واقعیتهای اجتماعی است. سلامت یک جامعه رسانهای، در گرو حضور آزاد و امن گزارشگرانش در میدان است. از سوی دیگر، بازگشت بدون توضیح مهدی بیک، اگرچه آرامشبخش است، اما پاسخگو نیست. این سکوت، میتواند حتی بیشتر از خود واقعه ناپدید شدن، باعث ایجاد ابهام و آسیب به فضای اعتماد شود. برای ترمیم این اعتماد، شفافیت درباره آنچه رخ داده، ضروری به نظر میرسد.
نقش مدیریت رسانه و پشتیبانی از خبرنگاران
در چنین موقعیتهایی، نقش مدیریت رسانه پررنگ میشود. سردبیران و مدیران مسئول، چه اقداماتی بلافاصله پس از گم شدن همکارشان انجام دادند؟ آیا پیگیریهای رسمی و فوری را از مجاری قانونی آغاز کردند؟ یا اینکه منتظر شدند تا مشکل به خودی خود حل شود؟ یک رسانه مسئول، موظف است نه تنها از محصول خبری، که از تولیدکننده آن (خبرنگار) نیز محافظت کند. این حمایت میتواند شامل آموزشهای لازم برای موقعیتهای خطرناک، تأمین بیمههای مناسب، برقراری خطوط ارتباطی اضطراری و مهمتر از همه، پیگیری قاطع و بدون وقفه در صورت بروز حادثه باشد. سکوت یا بیعملی رسانه در چنین مواردی، میتواند تبعات منفی گستردهای داشته باشد. تقویت این سازوکارهای حرفهای و داخلی، میتواند نخستین و مهمترین پناهگاه برای خبرنگاران در شرایط دشوار باشد.