جمعه / ۱۲ دی ۱۴۰۴ / ۲۰:۴۰
کد خبر: 35730
گزارشگر: 548
۳۱
۰
۰
۱
تلاشی ستاره‌محور با دست‌اندازهای فراوان در جاده‌ی سینمای اجتماعی

​نقد فیلم برای رعنا

​نقد فیلم برای رعنا
فیلم «برای رعنا» به کارگردانی ایمان یزدی، با وجود گردآوردن گروهی از بازیگران مطرح، نتوانسته از دام کلیشه‌های سینمای اجتماعی فرار کند. این فیلم که داستان خانواده‌ای فقیر و درگیر بیماری کودک را روایت می‌کند، به دلیل فیلمنامه شتابزده و کارگردانی ضعیف، اثری سطحی و سرهم‌بندی‌شده خلق کرده است. بازی پانته‌آ پناهی‌ها و پیام احمدی‌نیا نقطه قوت فیلم محسوب می‌شود. پناهی‌ها در نقش مادر خانواده، رنج و فداکاری را با عمق قابل توجهی به نمایش گذاشته و احمدی‌نیا نیز از نقش کلیشه‌ای خود فراتر رفته است. با این حال، ضعف در پرداخت شخصیت‌ها، ریتم کند و یکنواخت و ناتوانی در ایجاد ارتباط ارگانیک بین مضامین مختلف، «برای رعنا» را به فیلمی ضعیف در ژانر اجتماعی تبدیل کرده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

فیلم «برای رعنا» به کارگردانی ایمان یزدی و تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته، نمونه‌ای متأخر و گویا از یک پارادوکس رایج در سینمای امروز ایران است: گردآوردن گروهی از نام‌های آشنا و قابل احترام (هم در جلوی دوربین و هم پشت آن) برای خلق اثری که در نهایت، بیش از آنکه یادآور توانمندی‌های این چهره‌ها باشد، ضعف‌های بنیادین در ایده، فیلمنامه و کارگردانی را عریان می‌کند. این فیلم که در ژانر درام اجتماعی جای می‌گیرد، تلاش می‌کند تا با ترکیبی از مضامین احساس‌برانگیز (بیماری کودک، فقر، اهدای عضو، تعارض آرزوهای فردی و مسئولیت‌های خانوادگی) مخاطب ایرانی را که همواره نسبت به قصه‌های ریشه‌گرفته از دل جامعه حساس است، جذب کند. اما این تلاش، در نهایت به خلق اثری سرهم‌بندی‌شده، کلیشه‌ای و فاقد عمق لازم بدل شده است.

قصه‌ای آشنا با پرداختی سطحی

داستان حول محور عارف (حامد بهداد)، موتورسوار سیرک بلندپروازی می‌چرخد که رویای شکستن رکورد جهانی پرش را در سر دارد، اما بار سنگین مشکلات خانوادگی، به‌ویژه بیماری دخترخوانده‌اش رعنا که نیازمند پیوند قلب است، مسیر زندگی او را دگرگون می‌سازد. در موازی، ماجرای خانواده‌ای ثروتمند شامل پیرمردی بیمار، همسر صیغه‌ای جوان و زیبارویش (هدیه بازوند) و پسر طمعکار و ماجراجویش (پیام احمدی‌نیا) روایت می‌شود که سرنوشتشان به خانواده عارف گره می‌خورد.

مشکل اصلی از همین جا آغاز می‌شود:

فیلمنامه (حاصل همکاری حسین مهکام و ایمان یزدی) نه تنها در انتخاب این مضامین تازه‌رویی نشان نمی‌دهد، بلکه در پرداخت آن‌ها نیز دچار روزمرگی و شتابزدگی مفرط است. فیلم مانند فهرستی از «مشکلات اجتماعی» عمل می‌کند که یکی پس از دیگری و بدون ایجاد ارتباط ارگانیک و عمیق، به مخاطب عرضه می‌شوند: فقر، بیماری پرهزینه، صیغه‌گری برای پول، اختلاف خانوادگی بر سر ارث، فروش اعضای بدن، تعارض نسل‌ها و... . هر یک از این مضمون‌ها می‌توانست محور یک فیلم قوی باشد، اما در «برای رعنا» مانند تیزرهایی کوتاه و شعاری معرفی و سپس رها می‌شوند. شخصیت‌ها بیشتر به عنوان «نماد» یک مشکل (فقر، ثروت بی‌اخلاق، فداکاری) طراحی شده‌اند تا انسان‌هایی پیچیده و باورپذیر. این شتاب در روایت باعث می‌شود مخاطب نه تنها با شخصیت‌ها همذات‌پنداری نکند، بلکه حتی گاهی در فهم منطق رفتارهای آن‌ها دچار سردرگمی شود. علت قطع رابطه عارف با پدرش چیست؟ انگیزه واقعی برادر زن صیغه‌ای چیست؟ گذشته سودابه و رعنا چگونه شکل گرفته؟ فیلم به این پرسش‌ها پاسخ روشنی نمی‌دهد.

کارگردانی ضعیف و از دست دادن فرصت‌های دراماتیک

ایمان یزدی در نخستین تجربه سینمایی بلند خود، کنترل چندانی بر ریتم فیلم و قدرت بصری آن ندارد. فیلم با ریتمی کُند و یکنواخت پیش می‌رود، اما این کندی به معنای عمق‌بخشی به شخصیت‌ها یا فضاسازی نیست. سکانس‌های پرش با موتور که می‌توانست نقطه اوج‌های هیجانی و نمادین فیلم باشد، به حداقل ممکن تقلیل یافته و فاقد جذابیت بصری و حسی است. صحنه‌های گفتگو عموماً ایستا و فاقد ترکیب‌بندی‌های خلاقانه هستند. کارگردان حتی از عناصر محیطی مانند فضای سیرک، بیمارستان یا خانه‌های شخصیت‌ها نیز به شکل مؤثری برای تقویت حس فیلم یا بازتاب حالات درونی آن‌ها استفاده نمی‌کند. نتیجه، فیلمی است که به رغم حضور مدیر فیلمبرداری باتجربه‌ای مانند روزبه رایگا، از نظر بصری معمولی و فاقد لحظه‌های به یاد ماندنی است. تدوین (سمانه سزاوارمنش) نیز نتوانسته بر مشکل ساختاری فیلمنامه غلبه کند و گویی تنها به اتصال سکانس‌ها اکتفا کرده است.

بازی‌ها: نقطه روشن در میان ضعف‌ها

در این میان، بازی بازیگران اصلی فیلم، به خصوص بازیگران نقش‌های مکمل، نقطه قوت قابل توجه «برای رعنا» محسوب می‌شود. آن‌ها اغلب موفق شده‌اند با وجود ضعف فیلمنامه، شخصیت‌هایی نسبتاً باورپذیر خلق کنند.

  • پانته‌آ پناهی‌ها (در نقش سودابه) بدون شک تحسین‌برانگیزترین بازی فیلم را ارائه می‌دهد. او رنج خاموش یک مادر تحت فشار، عزت نفس زنی که در فقر دست و پا می‌زند، و عشق بی‌قید و شرطش به دختر و همسر را با چنان ظرافت و عمقی نشان می‌دهد که بسیاری از صحنه‌های فیلم را نجات می‌دهد. صحنه گفتگوی او با همکارش برای فروش طلاها یا مکالمه تلخش با عارف در خیابان، از معدود لحظات اصیل و تأثیرگذار فیلم هستند.
  • پیام احمدی‌نیا (در نقش پسر پیرمرد) نیز بسیار درخشان است. او از نقش کلیشه‌ای «پسر پولدار لوس و شرور» فراتر رفته و ابعادی انسانی به شخصیت می‌بخشد. طمع، بی‌مسئولیتی، اما در نهایت یک نوع شرف غریزی و تغییر نگرش در او، توسط احمدی‌نیا با مهارت به تصویر کشیده می‌شود. گریم و طراحی لباس او نیز در خدمت شخصیت‌پردازی موفق است.
  • نادر فلاح (در نقش پیرمرد) و هدیه بازوند (در نقش زن صیغه‌ای) نیز هر کدام در فرصت محدود خود، بازی‌های استاندارد و قابل قبولی ارائه می‌دهند و بر بافت فیلم می‌افزایند.
  • حامد بهداد (در نقش عارف) اما، در موقعیتی متناقض قرار دارد. او بازی بدی ارائه نمی‌دهد و سعی کرده حالت درونی و تحت فشار شخصیت را منتقل کند. اما همخوانی فیزیکی او با نقش یک موتورسوار حرفه‌ای و جوان سیرک، به شدت زیر سؤال است. علاوه بر این، فیلمنامه به او مجال چندانی برای نمایش طیف گسترده‌ای از احساسات یا کنش‌های دراماتیک مؤثر نمی‌دهد. دیالوگ‌هایش کم و اغلب تکراری است و فیلم از توانایی‌های این بازیگر مجرب به شکل بهینه استفاده نکرده است. در مقایسه با نقش‌آفرینی‌های عمیق او در آثار دیگری مانند «پیرپسر» یا «سعادت‌آباد»، این نقش بسیار سطحی و کم‌رنگ به نظر می‌رسد.

تناقض موفقیت‌های بین‌المللی و کیفیت اثر

موفقیت‌های بین‌المللی فیلم در جشنواره‌هایی مانند بوسان، کازان یا گوا، که بی‌ترتبیت حاصل اعتبار تهیه‌کننده (مرتضی شایسته) و نام بازیگرانش است، ممکن است توقعات نادرستی ایجاد کند. این حضورها لزوماً نشانه کیفیت بالای اثر نیست، بلکه گاه نشان از علاقه جشنواره‌ها به نمایش آثاری از جغرافیاهای سیاسی خاص یا با موضوعات اجتماعی مشخص دارد. «برای رعنا» دقیقاً اثری است که می‌تواند برای یک مخاطب غیرایرانی، به عنوان «نمایی از جامعه ایران» با آن مجموعه مضامین فشرده شده جذاب باشد، اما برای مخاطب ایرانی که با سینمای غنی اجتماعی دهه‌های گذشته ایران آشناست، اثری ضعیف، شتابزده و فاقد نوآوری به حساب می‌آید.

تحلیل فیلمنامه و ساختار روایی ناکام

فیلمنامه «برای رعنا» نوشته حسین مهکام و ایمان یزدی، بزرگ‌ترین ضعف فیلم است. فیلم نه تنها در انتخاب مضامین تازه‌رویی نشان نمی‌دهد، بلکه در پرداخت آن‌ها نیز دچار روزمرگی و شتابزدگی مفرط است. فیلم مانند فهرستی از «مشکلات اجتماعی» عمل می‌کند که یکی پس از دیگری و بدون ایجاد ارتباط ارگانیک، به مخاطب عرضه می‌شوند. از فقر و بیماری پرهزینه گرفته تا صیغه‌گری برای پول، اختلاف خانوادگی بر سر ارث و فروش اعضای بدن، هر یک از این مضامین می‌توانست محور یک فیلم قوی باشد. اما در «برای رعنا» مانند تیزرهایی کوتاه و شعاری معرفی و سپس رها می‌شوند. این شتاب در روایت باعث می‌شود مخاطب نه تنها با شخصیت‌ها همذات‌پنداری نکند، بلکه حتی در فهم منطق رفتارهای آن‌ها دچار سردرگمی شود. شخصیت‌ها بیشتر به عنوان «نماد» یک مشکل طراحی شده‌اند: عارف نماد فقر و فداکاری، پسر ثروتمند نماد طمع و بی‌اخلاقی، سودابه نماد رنج خاموش. این نگاه نمادین، باعث می‌شود شخصیت‌ها به انسان‌های پیچیده و باورپذیر تبدیل نشوند و فیلم از عمق لازم بی‌بهره بماند.

بررسی کارگردانی و ضعف‌های تکنیکی

ایمان یزدی در نخستین تجربه سینمایی بلند خود، کنترل چندانی بر ریتم فیلم و قدرت بصری آن ندارد. فیلم با ریتمی کُند و یکنواخت پیش می‌رود، اما این کندی به معنای عمق‌بخشی به شخصیت‌ها یا فضاسازی نیست. سکانس‌های پرش با موتور که می‌توانست نقطه اوج‌های هیجانی و نمادین فیلم باشد، به حداقل ممکن تقلیل یافته و فاقد جذابیت بصری و حسی است. صحنه‌های گفتگو عموماً ایستا و فاقد ترکیب‌بندی‌های خلاقانه هستند. کارگردان حتی از عناصر محیطی مانند فضای سیرک، بیمارستان یا خانه‌های شخصیت‌ها نیز به شکل مؤثری برای تقویت حس فیلم یا بازتاب حالات درونی آن‌ها استفاده نمی‌کند. نتیجه، فیلمی است که به رغم حضور مدیر فیلمبرداری باتجربه‌ای مانند روزبه رایگا، از نظر بصری معمولی و فاقد لحظه‌های به یاد ماندنی است. تدوین (سمانه سزاوارمنش) نیز نتوانسته بر مشکل ساختاری فیلمنامه غلبه کند و گویی تنها به اتصال سکانس‌ها اکتفا کرده است. عدم تعادل در زمان‌بندی سکانس‌ها و ناتوانی در ایجاد کشش دراماتیک، از دیگر ضعف‌های فنی فیلم است.

تحلیل بازی‌ها و تناقض نقش‌آفرینی‌ها

در میان ضعف‌های فراوان، بازی بازیگران اصلی فیلم — به خصوص بازیگران نقش‌های مکمل — نقطه قوت قابل توجه «برای رعنا» محسوب می‌شود. پانته‌آ پناهی‌ها (در نقش سودابه) بدون شک تحسین‌برانگیزترین بازی فیلم را ارائه می‌دهد. او رنج خاموش یک مادر تحت فشار، عزت نفس زنی که در فقر دست و پا می‌زند، و عشق بی‌قید و شرطش را با چنان ظرافت و عمقی نشان می‌دهد که بسیاری از صحنه‌های فیلم را نجات می‌دهد. پیام احمدی‌نیا (در نقش پسر پیرمرد) نیز بسیار درخشان است. او از نقش کلیشه‌ای «پسر پولدار لوس و شرور» فراتر رفته و ابعادی انسانی به شخصیت می‌بخشد. طمع، بی‌مسئولیتی، اما در نهایت یک نوع شرف غریزی و تغییر نگرش در او، توسط احمدی‌نیا با مهارت به تصویر کشیده می‌شود. حامد بهداد (در نقش عارف) اما، در موقعیتی متناقض قرار دارد. او بازی بدی ارائه نمی‌دهد، اما همخوانی فیزیکی او با نقش یک موتورسوار حرفه‌ای و جوان سیرک، به شدت زیر سؤال است. علاوه بر این، فیلمنامه به او مجال چندانی برای نمایش طیف گسترده‌ای از احساسات نمی‌دهد. در مقایسه با نقش‌آفرینی‌های عمیق او در آثار دیگری مانند «پیرپسر»، این نقش بسیار سطحی و کم‌رنگ به نظر می‌رسد.

بررسی موفقیت‌های جشنواره‌ای و تضاد با کیفیت اثر

«برای رعنا» نامزد جایزه بهترین فیلم از جشنواره بین‌المللی بوسان کره جنوبی شده است. او همچنین نامزد مدال گاندی در پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم «گوا»ی هند بوده است. حضور در جشنواره‌های بین‌المللی بارسلونا، مونیخ و مسکو ۲۰۲۵ و همچنین دریافت جایزه ویژه هیئت داوران چشم‌انداز روسیه در جشنواره کازان از جمله موفقیت‌های دیگر این فیلم است.

موفقیت‌های بین‌المللی فیلم در جشنواره‌هایی مانند بوسان، کازان یا گوا، که بی‌ترتبیت حاصل اعتبار تهیه‌کننده (مرتضی شایسته) و نام بازیگرانش است، ممکن است توقعات نادرستی ایجاد کند. این حضورها لزوماً نشانه کیفیت بالای اثر نیست، بلکه گاه نشان از علاقه جشنواره‌ها به نمایش آثاری از جغرافیاهای سیاسی خاص یا با موضوعات اجتماعی مشخص دارد. «برای رعنا» دقیقاً اثری است که می‌تواند برای یک مخاطب غیرایرانی، به عنوان «نمایی از جامعه ایران» با آن مجموعه مضامین فشرده شده جذاب باشد. اما برای مخاطب ایرانی که با سینمای غنی اجتماعی دهه‌های گذشته ایران آشناست، اثری ضعیف، شتابزده و فاقد نوآوری به حساب می‌آید. این تضاد، پرسش مهمی را درباره معیارهای انتخاب جشنواره‌های خارجی مطرح می‌کند. آیا آن‌ها به دنبال کشف آثار هنری عمیق هستند یا صرفاً به دنبال روایت‌های کلیشه‌ای از «جهان سوم»؟

جایگاه فیلم در سینمای اجتماعی ایران و درس‌های آینده

«برای رعنا» در مقایسه با آثار شاخص سینمای اجتماعی ایران -مانند فیلم‌های علی حاتمی، داریوش مهرجویی در دهه‌های گذشته یا حتی آثار متأخری مانند «ابد و یک روز» و «پیرپسر»- بسیار ضعیف و سطحی است. این فیلم فاقد آن عمق جامعه‌شناختی، شخصیت‌پردازی پیچیده و کارگردانی خلاقانه‌ای است که یک اثر اجتماعی ماندگار می‌سازد. درس اصلی این فیلم برای فیلمسازان جوان این است: گردآوردن ستاره‌ها و مضامین احساس‌برانگیز، بدون داشتن فیلمنامه‌ای محکم و کارگردانی توانمند، نتیجه‌ای جز خلق اثری ضعیف و فراموش‌شدنی ندارد. سینمای اجتماعی نیازمند پژوهش عمیق، صبر در پرداخت و شجاعت در روایت جزئیات است، نه فهرست کردن مشکلات. برای سینمای ایران، «برای رعنا» یک هشدار است: اگر سینمای اجتماعی به سمت کلیشه‌سازی و شعارزدگی برود، به زودی اعتماد مخاطب را از دست خواهد داد. حیات این ژانر، به آثاری عمیق‌تر، صادق‌تر و خوش‌ساخت‌تر از این نیاز دارد.

جمع‌بندی

«برای رعنا» یک درام اجتماعی ضعیف و سرهم‌بندی‌شده است که از فرط تلاش برای گنجاندن مشکلات متعدد اجتماعی در مدت زمان محدود، از پرداخت درست هر یک از آن‌ها بازمانده و در نهایت اثری کلیشه‌ای و سطحی خلق کرده است. کارگردانی بی‌رمز و راز، فیلمنامه‌ای شتابزده و شخصیت‌پردازی ناقص، اصلی‌ترین ضعف‌های این فیلم هستند. تنها نقطه روشن آن، بازی‌های خوب بازیگران به ویژه پانته‌آ پناهی‌ها و پیام احمدی‌نیا است که سعی می‌کنند به مواد خام ضعیف فیلمنامه جان ببخشند. تماشای این فیلم برای علاقمندان به بازی این بازیگران می‌تواند تا حدی قابل تحمل باشد، اما به عنوان یک اثر شاخص در ژانر اجتماعی سینمای ایران، «برای رعنا» نه تنها حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد، بلکه حتی از استانداردهای متوسط این ژانر نیز عقب است. این فیلم بیشتر گواهی است بر این واقعیت که گردآوری نام‌های بزرگ پشت و جلوی دوربین، بدون داشتن ایده‌ای محکم و کارگردانی توانمند، نمی‌تواند ضامن خلق یک اثر ماندگار باشد. حیات سینمای اجتماعی ایران، به آثاری عمیق‌تر، صادق‌تر و خوش‌ساخت‌تر از این نیاز دارد.

عوامل فیلم 

  • مدیر پروژه: سید یاسر جعفری
  • جانشین تهیه کننده و مجری طرح: محمدامین اسدی
  • نویسندگان: حسین مهکام، ایمان یزدی
  • مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا
  • مشاور کارگردان: حسین مهکام
  • تدوین: سمانه سزاوارمنش
  • صداگذاری و میکس: امیرحسین صادقی
  • مدیر صدابرداری: سهیل متولی
  • موسیقی: آرمان موسی پور
  • طراح گریم: امید گل زاده
  • طراح صحنه و لباس: سامان دلشاد
  • مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: علی نوابی
  • مدیر تولید : علی بهره مند
  • جانشین تولید و مدیر تدارکات: محسن گوهرشناس
  • جلوه های ویژه بصری و اصلاح رنگ و نور: نوید قناعی
  • منشی صحنه: شیما باقری
  • مستند پشت صحنه: فرجام نیک فرجام
  • عکاس: نیلوفر رضایی نظری
  • پخش بین الملل: ماداکتو پیکچرز
https://www.asianewsiran.com/u/ia0
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی، با نقدهای تندی درباره سیاست‌زدگی و تحریف تاریخ مواجه شده است. این فیلم که به نقش احمد کاظمی در امدادرسانی زلزله بم می‌پردازد، در جشنواره فجر برنده دو سیمرغ بلورین شد. منتقدان، رویکرد فیلم در مقابل قرار دادن سپاه و دولت وقت را غیرمنصفانه، فیلمنامه را ضعیف و شخصیت‌پردازی را سطحی دانسته‌اند. با این حال، جلوه‌های فنی، گریم و بازی ساره رشیدی مورد تحسین قرار گرفته است. این فیلم با بازی تینو صالحی در نقش اصلی، محصول مشترک حوزه هنری و شهرداری تهران است و به زودی به اکران عمومی درمی‌آید.
فیلم «دو روز دیرتر» به کارگردانی اصغر نعیمی و با بازی فرهاد آییش و پردیس احمدیه، پیش از اکران عمومی با حضور در جشنواره فیلم فجر مورد نقد و بررسی قرار گرفت. این کمدی رمانتیک با موضوع فرزندآوری، واکنش‌های متناقضی را برانگیخته است. منتقدان ضمن اشاره به ریتم مناسب و بازی قابل قبول فرهاد آییش، ضعف اصلی فیلم را فیلمنامه لاغر، شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای و شعارزدگی در پرداخت به مسئله اجتماعی می‌دانند. سرمایه‌گذاری بنیاد روایت فتح بر این فیلم نیز بر ابعاد ایدئولوژیک آن تأکید دارد. «دو روز دیرتر» در نهایت به عنوان فیلمی توصیف شده که به رغم قابلیت‌های فنی، به دلیل تناقض درونی و نگاه سفارشی، از تبدیل شدن به یک اثر ماندگار ناتوان مانده است.
فیلم سینمایی "کفایت مذاکرات" به کارگردانی سهیل موفق با استقبال سرد منتقدان روبرو شده است. این فیلم که در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، به عنوان یکی از ضعیف‌ترین آثار این دوره شناخته می‌شود. نقش آفرینی مهران غفوریان و محسن کیایی نتوانسته بر مشکلات اساسی فیلمنامه غلبه کند. فیلم با شخصیت‌پردازی نامنسجم و طنز سطحی، فرصت‌های بسیاری را از دست داده است. منتقدان معتقدند این فیلم نه تنها به استانداردهای هنری پایبند نیست، بلکه حتی در جذب مخاطب عام نیز با چالش روبرو خواهد بود.
فیلم آقای زالو به کارگردانی مهران احمدی، در دو هفته نخست اکران خود رکوردهای بی‌سابقه‌ای را شکست. این فیلم با جذب بیش از پانصد و هفتاد و دو هزار تماشاگر، از مرز مالی آثار پرفروش سال گذشت. نقش آفرینی درخشان امین حیایی و طنز سیاه اجتماعی، از جمله عوامل موفقیت این اثر محسوب می‌شوند. فیلم با نگاهی عمیق به چهار دهه تاریخ معاصر ایران، نقدی تند بر ریاکاری اجتماعی وارد می‌کند. اگرچه فیلم در بخش پایانی با تغییر ناگهانی لحن روبرو شده، اما در کل اثری جسورانه و قابل بحث در سینمای ایران محسوب می‌شود. این اثر بدون شک یکی از مهمترین فیلم‌های اجتماعی امسال سینمای ایران است.
فیلم "سینما شهر قصه" به کارگردانی علی اکبر حیدری و کیوان علی محمدی، رابطه پیچیده جامعه ایرانی با سینما را در بستر تاریخی چند دهه اخیر بررسی می‌کند. این اثر که همزمان هم ادای دین به سینمای ایران است و هم نقدی بر وضعیت کنونی آن، با واکنش‌های متفاوت منتقدان روبرو شده است. فیلم با نمایش تصاویر آرشیوی بهروز وثوقی و فردین پس از سال‌ها و پرداختن به شخصیت‌هایی مانند عطار به عنوان نماد افراطیون ضدسینما، تلاش کرده تا بحث‌های مهمی درباره جایگاه سینما در ایران معاصر را مطرح کند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید