آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در دنیای دیپلماسی پرتلاطم خاورمیانه، هر خبری درباره امکان گفتوگوی ایران و آمریکا میتواند توجه جهانیان را به خود جلب کند. خبری که این روزها در محافل سیاسی و رسانهای غرب پیچیده، اما گویا به سرنوشت محتوم بسیاری از طرحهای مشابه دچار شده است. بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانههای غربی، دولت دونالد ترامپ، طرحی را که برای از سرگیری مذاکرات با ایران تهیه شده بود، کنار گذاشته است. طرحی که به نام «ویتکاف» شناخته میشد و وعده یک گشایش کوچک دیپلماتیک را میداد. این طرح پیشنهادی، حاصل تلاشهای دیپلماتیک دو کشور عربی، عربستان سعودی و عمان بود. این دو کشور که روابط متفاوتی با واشنگتن و تهران دارند، سعی کرده بودند تا به عنوان میانجی، زمینهای برای شروع دوباره گفتوگوها فراهم کنند.
گفته میشود طرح ویتکاف، در ازای برخی اقدامات محدود از سوی ایران، پیشنهاد میکرد که آمریکا به صورت موقت و کوتاهمدت، بخشی از تحریمهای خود علیه ایران را متوقف کند. این طرح به نوعی یک «یخشکن» برای ایجاد فضای اعتماد در نظر گرفته شده بود. اما به نظر میرسد این یخشکن هرگز فرصت استفاده پیدا نکرد. تصمیم ترامپ برای کنار گذاشتن این طرح، نشان میدهد که کاخ سفید تمایل چندانی برای تغییر در رویکرد حداکثر فشاری خود ندارد. این تصمیم در حالی گرفته میشود که فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران در اوج خود قرار دارد و دور جدیدی از تحریمها نیز در راه است. کنار گذاشتن طرح مذاکره، میتواند به معنای تشدید این فشارها در هفتهها و ماههای آینده باشد. برای تحلیلگران مسائل بینالمللی، این اقدام تعجبآور نبود. دولت ترامپ همواره بر رویکرد «تغییر رفتار» از طریق فشار حداکثری تأکید کرده و نسبت به هرگونه گشایش دیپلماتیک بدون دریافت امتیازات عمده، بدبین بوده است. حالا سوال اینجاست که آیا این پایان تمام تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش است؟ یا راههای دیگری در پشت پرده در جریان است؟ آینده روابط پرتنش تهران و واشنگتن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
تحلیل ماهیت طرح «ویتکاف» و اهداف طراحان آن
طرحی که با عنوان «ویتکاف» (Truce یا آتشبس موقت) مطرح شد، به احتمال زیاد یک ابتکار دیپلماتیک چندجانبه با محوریت دو کشور عربستان سعودی و عمان بود. عربستان، به عنوان متحد اصلی آمریکا در منطقه و رقیب استراتژیک ایران، انگیزه داشت تا از طریق کاهش تنش ایران و آمریکا، امنیت خود را افزایش دهد. عمان نیز با سابقه طولانی در میانجیگری بیطرفانه، میتوانست نقش کانال ارتباطی قابل اعتماد را ایفا کند. ماهیت این طرح احتمالاً مبتنی بر یک «اقدام متقابل محدود و قابل بازگشت» بود: شاید کاهش محدود فعالیتهای هستهای ایران در ازای تعلیق موقت برخی تحریمهای غیراصلی آمریکا. هدف نهایی، شکستن بنبست و ایجاد فضایی برای مذاکرات جدیتر بود. رد این طرح نشان میدهد که فاصله بین پیشنیازهای دو طرف برای حتی یک گام کوچک اعتمادساز، همچنان بسیار زیاد است.
دلایل احتمالی رد طرح از سوی دولت ترامپ
دلایل متعددی را میتوان برای این تصمیم ترامپ برشمرد. اول، الزامات انتخاباتی: ترامپ در آستانه رقابتهای انتخاباتی، نمیخواهد به عنوان کسی که نسبت به ایران «نرمش» نشان داده، تصویر شود. پایبندی به گفتمان «حداکثر فشار» بخشی از پایگاه انتخاباتی او را راضی نگه میدارد. دوم، عدم اطمینان از نتایج: تیم ترامپ ممکن است باور نداشته باشد که یک آتشبس موقت بتواند به تغییر رفتار پایدار ایران منجر شود و آن را صرفاً تاکتیکی برای کاهش فشار میدانست. سوم، فشار متحدان منطقهای خاص: ممکن است برخی متحدان مانند اسرائیل یا جناحهایی در خود عربستان، نسبت به هرگونه کاهش تنش با ایران، حتی اگر موقت باشد، هشدار داده و علیه آن لابی کرده باشند. چهارم، نگاه حداکثری به برجام: تجربه خروج از برجام به ترامپ این باور را داده که تنها یک توافق کاملاً جدید با شروط بسیار سنگینتر میتواند قابل قبول باشد، نه یک گام میانی.
تأثیر این تصمیم بر سیاست منطقهای عربستان سعودی و عمان
این رد صلح، برای میانجیگران اصلی یعنی عربستان سعودی و عمان یک بازدارنده دیپلماتیک محسوب میشود. برای عربستان سعودی که تحت حمایت امنیتی آمریکاست اما نگران تشدید درگیری با ایران است، این اقدام نشان میدهد که واشنگتن اولویتهای خود را دارد و لزوماً تنشزدایی مورد نظر ریاض را دنبال نمیکند. این ممکن است عربستان را به ادامه یا تشدید گفتوگوهای مستقیم یا غیرمستقیم با تهران (مانند آنچه در عراق جریان دارد) سوق دهد تا منافع امنیتی خود را مستقلتر دنبال کند. برای عمان که اقتصاد و امنیت آن به ثبات منطقه گره خورده، این شکست دیپلماتیک میتواند انگیزه برای تلاشهای جدید را کاهش دهد، اما موقعیت تاریخی مسقط به عنوان واسطه بیطرف، احتمالاً آن را برای فرصتهای آتی آماده نگه میدارد. هر دو کشور اکنون باید استراتژی خود را در شرایطی بازنگری کنند که راه حل آمریکایی محور برای بحران ایران کمرنگتر شده است.
پیامدهای امنیتی و راهبردی برای ایران در کوتاهمدت
برای ایران، رد این طرح از سوی آمریکا چند پیامد دارد. اول، تأیید درستی تحلیل آن که دولت ترامپ صرفاً به دنبال تسلیمسازی است و قصد مذاکره واقعی ندارد. این موضوع، دست طرفهای طرفدار مذاکره در داخل ایران را تضعیف میکند. دوم، افزایش انگیزه برای ادامه یا تشدید استراتژی صبر و فشار متقابل، از جمله افزایش ذخایر اورانیوم غنیشده یا اقدامات تقابلی در منطقه. سوم، تقویت گفتمان امنیتی-نظامی در برابر گفتمان دیپلماسی در مدیریت بحران با آمریکا. چهارم، تمرکز بیشتر بر روابط با قدرتهای دیگر مانند چین و روسیه و تلاش برای دور زدن تحریمها. در کوتاهمدت، فضای برای هرگونه پیشرفت دیپلماتیک بسیار تیره میشود و احتمال بروز درگیریهای محدود و نیابتی افزایش مییابد.
چشمانداز آینده و سناریوهای محتمل
با کنار گذاشته شدن این طرح، چشمانداز روابط در آستانه انتخابات آمریکا چند سناریو دارد:
- سناریوی اول، تشدید حداکثری فشار: آمریکا به اجرای تحریمها و ایجاد فشار حداکثری ادامه میدهد و ایران نیز به تدریج از تعهدات برجامی خود بیشتر عقب مینشیند.
- سناریوی دوم، بروز درگیری محدود: افزایش تنش ممکن است به یک درگیری نظامی محدود (مثلاً در عراق یا سوریه) بین نیروهای نیابتی یا حتی مستقیم منجر شود.
- سناریوی سوم، رکود و انتظار: دو طرف در وضعیت رکود باقی میمانند و منتظر نتیجه انتخابات نوامبر آمریکا میمانند. در این حالت، ممکن است ارتباطات پشت پرده برای جلوگیری از تشدید غیرقابل کنترل حفظ شود.
- سناریوی چهارم، فعالشدن سایر بازیگران بینالمللی مانند اتحادیه اروپا، چین یا روسیه برای جلوگیری از بحران کامل.
به نظر میرسد در حال حاضر، سناریوی اول (ادامه فشار) و سوم (انتظار) محتملتر هستند. این رد صلح، نشان داد که ترامپ ترجیح میدهد بحران ایران را به عنوان یک کارت انتخاباتی حفظ کند، نه آن را حل نماید.