پنج شنبه / ۲ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۱:۰۱
کد خبر: 36129
گزارشگر: 548
۷۲
۲
۰
۲
تحلیل یک استاد استرالیایی: آینده ایران را تغییر رژیم خارجی نمی‌سازد

چرا در ایران انقلاب نمی شود؟!

چرا در ایران انقلاب نمی شود؟!
دکتر علم صالح، استاد دانشگاه ملی استرالیا، در مقاله‌ای تحلیلی استدلال کرده است که راهبرد تغییر رژیم ایران از طریق فشار خارجی، به بی‌ثباتی و تجزیه می‌انجامد، نه دموکراسی. او با اشاره به انسجام نهادهای امنیتی و نظامی ایران و پراکندگی اپوزیسیون، تأکید کرده که تنها مسیر ماندگار، اصلاحات تدریجی درونی است. از طرفی عده ای دیگر معتقدند اصلاحات، به خصوص کسانی که رفرمیست(اصلاح طلب) نامیده می شوند توان این اصلاحات را ندارند! این مقاله به بررسی اظهارات این استاد علوم سیای می پردازد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

موج‌های اخیر اعتراضات در ایران، بار دیگر بحث‌های داغی را درباره آینده این کشور برانگیخته است. آیا تغییر باید از درون و با اصلاحات تدریجی رقم بخورد، یا می‌توان با فشار خارجی و مداخله به دنبال تحول رادیکال بود؟ دکتر «علم صالح»، استاد دانشگاه ملی استرالیا، در مقاله‌ای تحلیلی در نشریه Amargi به واکاوی عمیق این پرسش پرداخته است. او با بررسی ساختار قدرت، تاریخ و واقعیت‌های منطقه‌ای، به نتیجه‌ای مشخص می‌رسد. بر اساس این تحلیل، ایران امروز از نظر نهادهای امنیتی، نظامی و اجتماعی، تفاوتی بنیادین با دوران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ دارد. نهادهای کنونی چندلایه، منسجم و تجربه‌دار هستند. در مقابل، اپوزیسیون خارج‌نشین از انسجام و مقبولیت داخلی برخوردار نیست و همسویی برخی از بخش‌های آن با قدرت‌های خارجی، اعتماد عمومی را از آنان سلب کرده است. نکته کلیدی دیگر، درس‌های تلخ منطقه‌ای از افغانستان و عراق تا لیبی و سوریه است. این تجربیات نشان داده که فروپاشی دولت مرکزی به ندرت به دموکراسی و آزادی منجر می‌شود، بلکه بیشتر به جنگ داخلی، تجزیه و بی‌ثباتی می‌انجامد. مقاله تأکید می‌کند که خشونت و سرکوب، چرخه‌ای مخرب ایجاد می‌کند که به نفع هیچ‌کس نیست و می‌تواند کشور را به ورطه «سوریه‌ای شدن» بکشاند. در عین حال، نویسنده به صراحت اشاره می‌کند که جمهوری اسلامی مسئولیت انکارناپذیری در قبال بحران‌های کنونی دارد. اما راه حل، تضعیف دولت مرکزی با توهم رسیدن به دموکراسی نیست. راه واقع‌بینانه‌تر، از نگاه این تحلیل، حرکت به سمت اصلاحات تدریجی و درون‌زاست.

مقایسه ساختار قدرت کنونی با شرایط پیش از انقلاب ۱۳۵۷

مقاله به درستی تفاوت بنیادین بین شرایط سال ۱۳۵۷ و امروز را برجسته می‌کند. در آن زمان، خروج شاه، انحلال ساواک، بی‌طرفی ارتش و بی تجربگی نهادهای امنیتی، خلأ قدرتی ایجاد کرد که سقوط رژیم وقت را ممکن ساخت. در مقابل، جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته، نهادهای نظامی و امنیتی چندلایه، منسجم و با تجربه‌ای در مدیریت بحران، جنگ و اعتراضات ساخته است. فقدان استعفا یا شکاف در بین مقامات ارشد امنیتی در اعتراضات اخیر، گواه این انسجام است. این ساختار، فروپاشی سریع را غیرممکن می‌سازد.

تحلیل شکاف‌های اپوزیسیون و فقدان جایگزین معتبر

مقاله به ضعف ساختاری اپوزیسیون، به ویژه بخش خارج‌نشین آن، می‌پردازد. در حالی که در ۱۳۵۷ یک ائتلاف انقلابی نسبتاً منسجم شکل گرفت، امروز اپوزیسیون میان سلطنت‌طلبان، چپ‌گرایان، قوم‌گرایان و لیبرال‌ها پراکنده است و فاقد چشم‌انداز سیاسی مشترک و ظرفیت نهادی است. مهم‌تر آن که، همسویی برخی جریان‌ها (با اشاره به تصاویر نمادین مسعود رجوی و همراهی وی با صدام و یا ملاقات رضا پهلوی با نتانیاهو)، اعتماد بخشی از جامعه داخل را از آن ها سلب کرده است. این بی‌اعتمادی تاریخی، مشروعیت آن ها را زیر سؤال می‌برد.

درس‌های منطقه‌ای: از افغانستان تا سوریه

مقاله با استناد به تجربیات افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و یمن، استدلال هایی علیه مداخله خارجی ارائه می‌دهد. این موارد نشان داده‌اند که فروپاشی دولت مرکزی اغلب به جای دموکراسی، به جنگ داخلی، تجزیه طلبی قومی-مذهبی، ویرانی زیرساخت‌ها و سلطه خارجی می‌انجامد. اصطلاح «سوریه‌ای شدن» گویای خطر تبدیل ایران به صحنه درگیری‌های نیابتی و فروپاشی است. این تجربیات، حافظه جمعی بخشی از ایرانیان را شکل داده و تمایل به تغییر رادیکالِ همراه با دخالت خارجی را کاهش می‌دهد.

چرخه خشونت و سرکوب و خطر تشدید بحران

نویسنده به چرخه معیوب «خشونت اعتراضی-سرکوب دولت» اشاره می‌کند. این چرخه نه به نفع جامعه است و نه به سود دولت، بلکه تنها بحران را عمیق‌تر و احتمال درگیری‌های فرسایشی را افزایش می‌دهد. غلبه گفتمان امنیتی بر گفتمان اصلاحی در درون حکومت، و افزایش خشونت در بخشی از معترضان، کشور را به سمتی می‌برد که نتیجه آن برای هیچ‌کس مطلوب نیست. این تحلیل، ضرورت خروج از این چرخه و جستجوی راه‌حل‌های غیرخشونت‌آمیز را یادآوری می‌کند.

راه‌حل پیشنهادی: اصلاح تدریجی درونی در مقابل مهندسی بیرونی

مقاله در نهایت، راه‌حل را نه در فروپاشی مهندسی‌شده از بیرون، بلکه در «تحول تدریجی، اما واقعی از درون» می‌داند. این تحول نیازمند سه رکن است:

  1. انسجام ملی (پرهیز از تنش‌های قومی و مذهبی و حفظ تمامیت‌ ارضی و جلوگیری از میدان داری جناح های تندرو سیاسی)
  2. بازدارندگی راهبردی (حفظ قدرت برای جلوگیری از تجاوز خارجی)
  3.  اصلاحات سیاسی و اقتصادی درونی.

نویسنده حتی به تجربه برجام اشاره می‌کند که نشان داده تنش‌زدایی با جهان می‌تواند به بهبود اقتصادی بینجامد، در حالی که فشار حداکثری تنها رنج مردم را افزایش داد. این نگاه، اگرچه منتقد حکومت است، اما واقع‌بینانه و مبتنی بر ملاحظات امنیت ملی و مصلحت عمومی است.

نظر شما چیست؟!

به نظر شما کدامیک از پارادایم های مورد اشاره این استاددانشگاه

عملی و واقعگرایانه است؟!

در بخش نظرات، با ما به اشتراک بگذارید!

منبع: مقاله ماه ژانویه دکتر علم صالح در Amargi
https://www.asianewsiran.com/u/igq
اخبار مرتبط
دونالد ترامپ در توییتی عجیب و خطاب به خودش مدعی شد: من پیش‌بینی می‌کنم ترامپ آزادانه به ایران سفر کند؛ ما در روزهای تاریخی هستیم. صبر کنید!
روزنامه هم میهن نوشت: در ایذه و رامهرمز تعداد کشته‌‌ها و مجروحان بالاست، در مشهد حدود ۱۰ فرد آسیب‌دیده اجتماعی جان باختند و بیشتر بازداشتی‌ها در گروه سنی ۲۰ تا ۲۵ ساله‌اند. اخبار غیررسمی از رخ دادن اعتراضات در بیش از 100 شهر ایران حکایت دارد؛ از شهرهایی کوچک مثل کوار و مرودشت و فسای فارس، هفشجان چهارمحال و بختیاری، آبدانان، ملکشاهی ایلام، جونقان اصفهان تا رشت، مشهد، تهران، اصفهان، شیراز، کیش، قشم و بندرعباس. حجم اعتراضات، جانباختگان و مجروحان به دلیل قطعی اینترنت و نبود آمارهای رسمی هنوز روشن نیست و هرآنچه از ‌آن اطلاع داریم، از پیش از قطعی رسمی اینترنت و گفت‌وگو با اهالی این شهرهاست.
روزنامه اطلاعات روز دوشنبه نوشت: آقایان مسئول! زمانی که تروریست‌ها داشتند مسلح می شدند کجا بودید؟ مگر نمی گفتید اگر چه فقر هست، اما امنیت داریم؟ مسئولان محترم! دغدغه‌ نان شب داشتن، ادا نیست، اعتراض به فقر و تورم افسارگسیخته، اغتشاش نیست. تا کی قرار است صدای اعتراض مردم شنیده نشود؟ نمی شود هر معترضی، برچسب معاند بخورد.
سناتور لیندسی گراهام که از تندروترین سناتورهای کنگره آمریکاست، سران ارشد ایران را تهدید کرد که ترامپ جان آن ها را خواهد گرفت! گراهام در مصاحبه ای با شبکه خبری محافظه کار "فاکس" آمریکا با اشاره به ناآرامی ها و اعتراضات جاری در برخی مناطق ایران، هشدار داد که اگر آیت‌الله ها به سرکوب معترضانی که خواستار زندگی بهتر هستند، ادامه دهد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آن ها را خواهد کشت.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
محمود
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

چون خایه ملتو کشیدن...چون دیگه تخمشو ندارن

نفیسه
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
1

انقلاب نمیشه چون تا 5 میلیون نون خور دولت هست، هیچی تکون نمیخوره


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید