آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:
آیا تا به حال برای تهیه داروی مورد نیاز خود یا عزیزانتان، از داروخانهای به داروخانه دیگر دویدهاید و با پاسخ «موجود نیست» مواجه شدهاید؟ این تجربه تلخ، امروز برای بسیاری از هموطنان به واقعیتی روزمره تبدیل شده است. بازار دارویی کشور در سکوت خبری، با چالشی عمیق دست و پنجه نرم میکند؛ چالشی که مستقیماً سلامت میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است. اظهارات تازه یک کارشناس ارشد دارویی، پرده از ابعاد نگران کننده این بحران برداشته است. بر اساس این گزارش، شمار داروهای دچار کمبود در بازار مصرف عمومی و بیمارستانی، از مرز ۲۰۰ قلم فراتر رفته است. این رقم به تنهایی گویای عمق مسئله است. این کمبودها تنها به داروهای خاص و کمیاب محدود نیست. بلکه داروهای پرمصرف و حیاتی برای بیماریهای شایع نیز در دایره این نایابی قرار گرفتهاند.
برای نمونه، قرص «آسنترا» که از داروهای کلیدی در حوزه درمان اختلالات اعصاب و روان است، این روزها به کالایی نایاب در قفسه داروخانهها تبدیل شده است. نایابی این دارو میتواند روند بهبود بسیاری از بیماران را با اختلال جدی مواجه کند. حوزه دیگری که با مشکل مواجه شده، داروهای استنشاقی و اسپریهای دهانی است. این داروها برای بیماران مبتلا به آسم و مشکلات تنفسی، همچون اکسیژن حیاتی هستند. حتی برخی از قرصهای رفع سرگیجه نیز در تیررس این کمبود قرار دارند. این گستردگی، نشان میدهد که بحران، بخشهای مختلف نظام دارورسانی را درنوردیده است. اما سؤال اینجاست: ریشه این طوفان نایابی در چیست؟ آیا این کمبودها موقتی است یا نشانهای از یک مشکل ساختاری عمیقتر در زنجیره تأمین دارو؟ ادامه این گزارش را بخوانید تا به لایههای پنهان این بحران سلامتی بپردازیم.
ابعاد و دامنه بحران نایابی دارو
کمبود بیش از ۲۰۰ قلم دارو، تنها یک عدد خشک نیست. این رقم نشان دهنده آن است که تقریباً بخشهای گستردهای از سبد دارویی کشور با اختلال مواجه شدهاند. این کمبودها از داروهای تخصصی بیمارستانی که شاید نام آنها به گوش عموم نرسد شروع میشود و تا داروهای بسیار پرمصرف و شناخته شدهای که شهروندان عادی ممکن است ماهانه تهیه کنند، ادامه دارد. چنین گستردگیای باعث میشود تا بحران، همزمان هم سیستم درمان بیمارستانی را تحت فشار قرار دهد و هم کیفیت زندگی و درمان سرپایی میلیونها نفر را تهدید کند. وقتی دارویی مانند «آسنترا» که برای اختلالات اضطرابی و افسردگی تجویز میشود نایاب میشود، ادامه روند درمان بیماران به شدت دچار وقفه شده و خطر بازگشت یا تشدید بیماری به وجود میآید.
تمرکز بر داروهای مزمن و حیاتی
نکته حائز اهمیت در این بحران، تأثیر آن بر بیماریهای مزمن و طولانیمدت است. داروهای اعصاب و روان، اسپریهای تنفسی (مخصوص بیماران آسم و COPD) و داروهای سرگیجه (که اغلب برای مشکلات عصبی یا قلبی تجویز میشوند) در زمره داروهایی هستند که بیماران به مصرف مداوم و منظم آنها وابستهاند. نایابی ناگهانی این داروها میتواند عواقب بالینی فوری و خطرناکی داشته باشد. برای مثال، قطع ناگهانی داروهای اعصاب گاه منجر به نشانههای ترک دارو یا تشدید حاد بیماری میشود. این موضوع نشان میدهد بحران حاضر، تنها یک مشکل لجستیکی نیست، بلکه یک تهدید جدی برای سلامت عمومی محسوب میشود.
ریشهیابی بحران؛ تحریم، مشکلات ارزی یا مدیریت داخلی؟
برای تحلیل این بحران باید به دنبال ریشههای چندلایه بود. بدون شک، تحریمهای ظالمانه و محدودیت در نقل و انتقالات مالی بینالمللی، دسترسی به مواد اولیه دارویی و واردات داروهای خاص را با دشواری مواجه ساخته است. از سوی دیگر، مشکلات داخلی در مدیریت ذخیره استراتژیک، پیشبینی نیازها و توزیع بهینه نیز نمیتواند نادیده گرفته شود. همچنین، نوسانات نرخ ارز و مشکلات تخصیص ارز ترجیحی به حوزه دارو، میتواند انگیزه واردکنندگان را کاهش داده باشد. به نظر میرسد این بحران، حاصل ترکیبی از همه این عوامل است و حل آن نیاز به عزمی ملی و راهکارهای فوری و بلندمدت همزمان دارد.
تبعات اجتماعی و روانی نایابی دارو
بحران کمبود دارو، تبعاتی فراتر از حوزه سلامت فیزیکی دارد. هنگامی که بیمار یا خانوادهاش مجبور میشوند ساعتها در داروخانههای مختلف به جستجو بپردازند یا با قیمتهای چندبرابری در بازار غیررسمی مواجه شوند، فشار روانی و اضطراب زیادی را متحمل میشوند. این امر به ویژه برای بیماران مبتلا به اختلالات روانی که خود در برابر استرس آسیبپذیرتر هستند، میتواند فاجعهبار باشد. همچنین، این وضعیت میتواند به کاهش اعتماد عمومی به نظام سلامت و برنامهریزی کلان کشور بینجامد. احساس ناامنی و بیپناهی در تأمین ابتداییترین نیازهای درمانی، آرامش اجتماعی را خدشهدار میکند.
راهکارهای ممکن و فوریت اقدام
برای فائق آمدن بر این بحران، نیاز به اقدام در چند جبهه به صورت فوری احساس میشود. اولویت نخست، شفافسازی کامل و اطلاعرسانی دقیق از سوی مسئولان درباره فهرست داروهای نایاب، علل کمبود و برنامه زمانی رفع آن است تا از شایعات و سواستفادهها جلوگیری شود. دوم، تقویت تولید داخل داروهای جایگزین با کیفیت معادل و تسریع در فرآیندهای نظارتی برای رهاسازی آنها به بازار است. سوم، ایجاد سامانهای یکپارچه برای رصد موجودی داروخانهها و توزیع عادلانه داروهای موجود در نقاط مختلف کشور ضروری به نظر میرسد. در بلندمدت نیز بازنگری در سیاستهای ذخیره استراتژیک، ایجاد روابط پایدار با تأمینکنندگان بینالمللی و سرمایهگذاری جدی در پژوهش و تولید داروهای حیاتی داخل، میتواند کشور را در برابر تکرار چنین بحرانهایی مقاوم کند.