آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
اینترنت در ایران این روزها حال و هوای عجیبی دارد. کاربران به جای اتصال پایدار، شاهد نوسانهای پی در پی و غیرقابل پیشبینی هستند. گویی شبکه در یک وضعیت آزمایشی دائمی به سر میبرد. یکی از نشانههای این ناپایداری، دریافت نوتیفیکیشنهای شبکههای اجتماعی در لحظاتی کوتاه است. کاربران برای چند ثانیه امیدوار میشوند که اینترنت جهانی بازگشته، اما این اتصال ناگهان قطع میشود. این تجربهای است که بسیاری در روزهای گذشته از سر گذراندهاند. کارشناسان میگویند این قطع و وصلهای مکرر اتفاقی تصادفی یا ناشی از مشکلات فنی ساده نیست. به نظر میرسد تحولی ساختاری در مدیریت دسترسی به اینترنت در حال وقوع است. تحولی که میتواند آینده فضای مجازی کشور را به کلی دگرگون کند. در گذشته، مدل غالب فیلترینگ در ایران مبتنی بر «لیست سیاه» بود. یعنی دسترسی به همه سرویسها آزاد در نظر گرفته میشد، مگر آنهایی که به طور مشخص در فهرست ممنوعه قرار میگرفتند. این مدل اگرچه محدودیتهایی ایجاد میکرد، اما هنوز فضایی برای دسترسی به بخشهای گستردهای از اینترنت جهانی باقی میگذاشت.
اما اکنون نشانههایی وجود دارد که حکایت از حرکت به سمت مدل «لیست سفید» دارد. در این مدل، اصل بر انکار دسترسی است. یعنی همه چیز به طور پیشفرض مسدود است و تنها سرویسها و پلتفرمهای خاصی که در فهرست مجاز قرار بگیرند، قابل دسترسی خواهند بود. این تغییر تنها یک جابجایی فنی نیست، بلکه تحولی فلسفی در نگرش به اینترنت محسوب میشود. در مدل لیست سفید، اینترنت از یک شبکه جهانی به یک شبکه داخلی با دروازههای محدود تبدیل میشود. کاربران تنها میتوانند به مقاصد از پیش تأییدشده متصل شوند. کارشناسان نگران هستند که قطع و وصلهای اخیر در واقع بخشی از فرآیند آزمون و خطای این سیستم جدید باشد. گویی مسوولان در حال آزمایش این هستند که کدام سرویسها را میتوانند به لیست سفید اضافه کنند و کاربران چگونه به این تغییر واکنش نشان میدهند. این تغییر اگر به طور کامل پیاده شود، میتواند تأثیرات عمیقی بر کسب و کارهای دیجیتال، ارتباطات بینالمللی، دسترسی به اطلاعات و حتی زندگی روزمره مردم داشته باشد. آینده فضای مجازی ایران در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
تحلیل فنی تغییر از بلکلیست به وایتلیست؛ تحول در معماری شبکه
از دید فنی، حرکت از مدل بلکلیست به وایتلیست یک تحول اساسی در معماری کنترل دسترسی شبکه محسوب میشود. در مدل بلکلیست، فایروالها یا سیستمهای فیلترینگ بر اساس یک دیتابیس از آدرسها، دامنهها یا کلمات کلیدی ممنوعه عمل میکنند. در این مدل، ترافیک به طور پیشفرض مجاز است مگر آن که در لیست سیاه قرار گیرد. اما در مدل وایتلیست یا «شبکه با انکار پیشفرض»، منطق کاملاً معکوس است. در اینجا، تمام ترافیک شبکه به طور خودکار مسدود میشود و تنها ترافیک به مقاصد مشخص و از پیش تأییدشده مجوز عبور دریافت میکند. این مدل نیازمند یک سیستم مرکزی قدرتمند برای مدیریت فهرست مجازها و نیز زیرساخت نظارتی بسیار قویتر است. پیادهسازی چنین سیستمی پیچیدگیهای فنی زیادی دارد. نیاز به شناسایی و تأیید تک تک سرویسهای مجاز، مدیریت درخواستهای جدید برای اضافه شدن به فهرست سفید و نیز مقابله با روشهای دور زدن این سیستم (مانند VPN و پروکسی) از جمله این چالشهاست. قطع و وصلهای مکرر گزارش شده، ممکن است نشاندهنده آزمون این سیستم، بهینهسازی قوانین فیلترینگ یا رفع اشکالات فنی در این معماری جدید باشد.
پیامدهای اقتصادی؛ تهدید جدی برای اقتصاد دیجیتال و کسبوکارهای آنلاین
مدل وایتلیست تهدیدی جدی برای کل اکوسیستم اقتصاد دیجیتال ایران محسوب میشود. بسیاری از کسبوکارهای آنلاین، استارتآپها و حتی شرکتهای بزرگ برای فعالیت خود به دسترسی بیدغدغه به طیف وسیعی از سرویسهای بینالمللی وابسته هستند. این سرویسها میتوانند شامل پلتفرمهای ابری، خدمات پرداخت بینالمللی، ابزارهای توسعه نرمافزار، شبکههای تبلیغاتی و حتی منابع اطلاعاتی تخصصی باشند. در مدل وایتلیست، هیچ تضمینی وجود ندارد که این سرویسهای حیاتی برای کسب و کار در فهرست مجاز قرار بگیرند. حتی اگر امروز در لیست باشند، ممکن است فردا به دلایل مختلف حذف شوند. این نااطمینانی دائمی، برنامهریزی بلندمدت را غیرممکن میکند و سرمایهگذاری در بخش فناوری اطلاعات را با ریسک بسیار بالا مواجه میسازد. علاوه بر این، شرکتهای بینالمللی نیز تمایل کمتری برای همکاری با شرکای ایرانی خواهند داشت اگر نتوانند به ابزارهای ارتباطی و عملیاتی معمول خود دسترسی داشته باشند. این انزوا میتواند به تدریج اقتصاد دیجیتال کشور را از گردونه اقتصاد جهانی خارج کند و آسیبهای جبرانناپذیری به همراه آورد.
تأثیر بر ارتباطات اجتماعی و دسترسی به اطلاعات
اینترنت تنها یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه بستری برای ارتباطات اجتماعی، تبادل نظر و دسترسی به اطلاعات است. مدل وایتلیست با محدود کردن شدید دسترسیها، میتواند شکاف دیجیتالی را در جامعه عمیقتر کند. تنها افرادی که به منابع خاص یا روشهای فنی دور زدن فیلترینگ دسترسی دارند، میتوانند به اطلاعات فراتر از لیست سفید دست یابند. این وضعیت میتواند به شکلگیری یک «اطلاعرسانی طبقاتی» منجر شود. از یک سو، اقلیتی با دسترسی به اطلاعات متنوع و از سوی دیگر، اکثریتی با دسترسی محدود به منابع تأییدشده. چنین شکافی میتواند درک جامعه از مسائل مختلف داخلی و بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد و فضای گفتوگو را محدود کند. همچنین، این مدل میتواند ارتباط ایرانیان با دیاسپورا (جامعه پراکنده ایرانیان خارج از کشور)، محققان بینالمللی و نهادهای علمی جهانی را با مشکل مواجه سازد. تبادل دانش و فرهنگ که از طریق فضای مجازی تسهیل میشود، ممکن است به شدت محدود یا حتی قطع شود.
ابعاد امنیت ملی و حاکمیت سایبری؛ دوراهی کنترل در برابر انزوا
دلایل طرفداران مدل وایتلیست عمدتاً حول محور امنیت ملی و حاکمیت سایبری میچرخد. آنها استدلال میکنند که در دنیای امروز، اینترنت یک میدان نبرد امنیتی است و کشوری که نتواند جریان اطلاعات در مرزهای سایبری خود را کنترل کند، در معرض تهدیدات مختلف از جمله جنگ نرم، نفوذ فرهنگی، جاسوسی سایبری و انتشار اخبار جعلی قرار دارد. از این منظر، مدل وایتلیست امکان کنترل حداکثری و نظارت دقیق بر هر بسته اطلاعاتی که وارد یا خارج میشود را فراهم میآورد. این مدل به دولت اجازه میدهد تا تنها محتوایی را که مطابق با معیارهای امنیتی، فرهنگی و سیاسی میداند، عبور دهد. اما منتقدان این رویکرد هشدار میدهند که این سطح از کنترل، هزینه سنگینی به نام «انزوای سایبری» دارد. کشوری که خود را از جریان اصلی اطلاعات و تعاملات جهانی جدا کند، ممکن است در درازمدت از پیشرفتهای علمی، فناوری و حتی دیپلماسی عمومی عقب بماند. این دوراهی بین کنترل و انزوا، یکی از پیچیدهترین چالشهای حکمرانی در عصر دیجیتال است.
چشمانداز آینده؛ سناریوهای محتمل و راهکارهای جایگزین
با توجه به شواهد موجود، به نظر میرسد حرکت به سمت مدل وایتلیست حداقل به صورت آزمایشی و تدریجی در جریان است. برای آینده میتوان چند سناریو را متصور شد:
- سناریوی اول، اجرای کامل و سراسری این مدل است که اینترنت ایران را عملاً به یک اینترنت ملی بسیار محدود تبدیل میکند.
- سناریوی دوم، اجرای ترکیبی یا دوپاره است. در این حالت، ممکن است دسترسی برای کاربران عادی به شدت محدود (وایتلیست) باشد، اما برای بخشهای خاصی مانند دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شرکتهای دانشبنیان یا نهادهای دولتی، دسترسی گستردهتری با نظارت ویژه فراهم شود. این مدل میتواند شکاف دیجیتالی را نهادینه کند.
- سناریوی سوم، عقبنشینی از این طرح به دلیل پیچیدگیهای فنی، فشارهای اقتصادی یا نارضایتی اجتماعی است. در این حالت، ممکن است سیستم به مدل قبلی بازگردد یا یک مدل میانی مبتنی بر بلکلیست پیشرفتهتر ایجاد شود.
راهکار جایگزین میتواند توسعه یک «اینترنت پاک» یا سرویسهای داخلی قدرتمند باشد که نیازهای کاربران را برطرف کند و رقابت سالم با پلتفرمهای جهانی داشته باشد. اما این راهکار نیازمند سرمایهگذاری کلان، جلب اعتماد کاربران و سالها زمان است. در کوتاهمدت، به نظر میرسد فضای مجازی ایران در آستانه تحولی بنیادین و پرتنش قرار دارد.