آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
تصمیمی از جنس بیتوجهی، زندگی هزاران جوان جویای علم را در آستانه سرگردانی قرار داده است. جوانانی که شهر و خانه خود را ترک کردهاند تا در پایتخت، آیندهای روشنتر برای خود و خانوادهشان بسازند.اما این روزها، آینده برای بسیاری از این دانشجویان شهرستانی، نه در کتابها و کلاسها، که در جستوجوی یک سرپناه امن و مقرونبهصرفه تعریف میشود. خوابگاههایی که ماهها پیش رزرو و هزینهشان پرداخت شده، ناگهان و بدون هشدار قبلی تعطیل شدهاند. همزمان، اعلام دیرهنگام مجازی شدن کلاسها نیز بر آتش این بیبرنامگی دمیده است. دانشجویانی که برنامه کار، زندگی و تحصیل خود را بر اساس حضور فیزیکی در دانشگاه چیده بودند، یکباره خود را در میانه راه، بدون پناهگاه و با کلاسهایی مواجه میبینند که به فضای مجازی کوچ کردهاند.
تهران، به عنوان قلب تپنده آموزش عالی کشور، در مدیریت این بحران ناکام مانده است. پرترددترین و پرجمعیتترین شهر ایران، اغلب در اعلام تصمیمات حیاتی با تاخیر و سردرگمی عمل میکند و هزینه این سردرگمی را آسیبپذیرترین قشر جامعه دانشگاهی میپردازند. در این میان، دانشجویان شاغل، بیشترین فشار را تحمل میکنند. آنان که برای تأمین هزینههای زندگی و تحصیل خود، ساعاتی از روز را به کار اختصاص میدهند، اکنون نه تنها درآمد خود را از دست دادهاند، بلکه باید هزینههای اضافی برای اسکان موقت نیز بپردازند. این دانشجویان، این روزها ناچار شدهاند به پانسیونها و اقامتگاههای غیردانشجویی با هزینههای بالا و در مواردی، با سطح امنیت پایین پناه ببرند. اتاقهای کوچک و اغلب نامناسب، تبدیل به پناهگاه موقت کسانی شده که باید رویای ساختن فردایی بهتر را در سر میپروراندند.
این وضعیت، موجی از نگرانی را در میان خانوادههای این دانشجویان نیز ایجاد کرده است. خانوادههایی که با اطمینان از وجود سرپناهی امن و مقرونبهصرفه در شهر غریب، فرزندان خود را راهی پایتخت کرده بودند، اکنون شبها را با دغدغه امنیت و آسایش آنان سپری میکنند. این گزارش، روایتی است از بیپناهی نسلی که قرار بود در آرامش کتابخانهها و کلاسها پرورش یابد، اما اکنون درگیر یافتن مکانی برای استراحت شبانه است. روایتی که نشان میدهد تصمیمگیریهای شتابزده و دور از واقعیت، چگونه میتواند بحران بیافریند.
تحلیل حقوقی تعهدات دانشگاه در قبال دانشجویان خوابگاهی
رابطه دانشجو و دانشگاه در حوزه خوابگاه، یک رابطه قراردادی و تعریفشده بر اساس ضوابط و مقررات مصوب است. دانشجو با پرداخت هزینه برای یک ترم تحصیلی، حق استفاده از خدمات خوابگاه را خریداری میکند و دانشگاه متعهد به ارائه این خدمات در بازه زمانی مشخص میشود. تعطیلی ناگهانی خوابگاهها بدون جبران خسارت یا ارائه راهحل جایگزین مناسب، نقض صریح این تعهد قراردادی محسوب میشود. این اقدام از نظر حقوقی میتواند تحت عنوان «عدم ایفای تعهد» یا «اخلال در قرارداد» مورد پیگرد قرار گیرد، هرچند دانشجویان به دلیل موقعیت نابرابر و ترس از عواقب اداری، کمتر به این مسیر حقوقی وارد میشوند. علاوه بر این، بسیاری از دانشگاهها در قبال امنیت جانی و مالی دانشجویان در خوابگاهها مسئولیت دارند. انتقال اجباری دانشجویان به پانسیونهای غیراستاندارد و فاقد نظارت دانشگاه، میتواند مسئولیت حقوقی دانشگاه را در صورت بروز هرگونه حادثهای برای دانشجویان افزایش دهد. این بیمسئولیتی، خطرات جبرانناپذیری را ایجاد میکند.
تأثیرات روانی و تحصیلی بیثباتی مسکن بر دانشجویان
بیثباتی در محل اسکان، یکی از عوامل اصلی استرس و اضطراب در دانشجویان است. نیاز به جستوجوی مکرر مسکن، نگرانی بابت هزینههای اضافی و عدم امنیت روانی در مکان جدید، ظرفیت ذهنی دانشجو را برای تمرکز بر امور تحصیلی به شدت کاهش میدهد. این وضعیت میتواند به افت عملکرد تحصیلی، کاهش انگیزه، احساس درماندگی و در موارد حادتر، به ترک تحصیل منجر شود. دانشجویی که ذهنش درگیر یافتن مکانی برای خواب است، نمیتواند به کیفیت پژوهش، پروژههای درسی یا آمادگی برای امتحانات تمرکز کند. از سوی دیگر، احساس بیعدالتی و نادیده گرفته شدن از سوی نهاد دانشگاه، که باید حامی و پناهگاه دانشجو باشد، سبب ایجاد بیاعتمادی عمیق به سیستم آموزش عالی میشود. این بیاعتمادی، رابطه دانشجو و دانشگاه را از یک مشارکت سازنده به یک تقابل مخرب تبدیل میکند.
ابعاد اقتصادی بحران و فشار مضاعف بر دانشجویان شاغل
برای دانشجویان شهرستانی که فاقد پشتوانه مالی قوی هستند، هزینههای زندگی در پایتخت به خودی خود سنگین است. پرداخت هزینه خوابگاه دانشجویی معمولاً بخش عمدهای از بودجه محدود آنان را تشکیل میدهد. تعطیلی خوابگاهها و اجبار به پرداخت هزینههای چندبرابری برای اسکان موقت، این بودجه را به طور کامل از بین میبرد. دانشجویان شاغل با دو بحران همزمان روبرو شدهاند: از یک سو، ممکن است شغل خود را به دلیل تغییر شرایط (مثلاً مجازی شدن کلاسها و ضرورت بازگشت به شهرستان یا تغییر محل سکونت) از دست بدهند. از سوی دیگر، باید هزینههای سرسامآور جدیدی را متقبل شوند. این فشار دوگانه، آنان را در خطر ورشکستگی مالی و انصراف از تحصیل قرار میدهد. این بحران، نابرابری اقتصادی موجود در جامعه دانشجویی را نیز تشدید میکند. دانشجویان برخوردار میتوانند این شوک را جذب کنند، اما دانشجویان کمدرآمد در معرض آسیبهای جدی قرار میگیرند. این امر به جای کاهش شکاف طبقاتی، آن را در محیط دانشگاه عمیقتر میسازد.
مدیریت بحران و نقد تصمیمگیری شتابزده در نهادهای آموزشی
اتخاذ تصمیمات مهمی مانند تعطیلی خوابگاهها یا تغییر وضعیت کلاسها بدون برنامهریزی قبلی و بدون در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی آن، نشان از ضعف شدید در نظام مدیریت بحران دانشگاهها و وزارت علوم دارد. یک تصمیمگیرنده کارآمد باید بتواند تأثیرات اقدام خود بر همه ذینفعان، به ویژه آسیبپذیرترین گروهها را پیشبینی و برای آن چارهاندیشی کند. عدم وجود «پلن B» یا راهحل جایگزین برای اسکان دانشجویان، حاکی از نگاه بخشی و تکبعدی به مسئله است. گویی تنها بعد آموزشی یا بهداشتی مدنظر بوده و ابعاد اقتصادی، روانی و اجتماعی زندگی دانشجویی کاملاً نادیده گرفته شده است. این شتابزدگی و بیبرنامگی، اعتماد عمومی به صلاحیت مدیریتی مسئولان آموزش عالی را خدشهدار میکند. دانشجویان و خانوادهها این سوال را مطرح میکنند که اگر دانشگاه قادر به مدیریت یک تغییر ساده در وضعیت خوابگاه نیست، چگونه میتواند رسالت بزرگتری مانند تربیت نسل آینده کشور را بر عهده داشته باشد؟
راهکارهای فوری و بلندمدت برای خروج از بحران
راهکارهای فوری
۱. بازگشایی فوری بخشی از خوابگاهها: برای دانشجویان بیبضاعت، شاغل یا در شرایط ویژه با رعایت پروتکلها.
۲. پرداخت کمک هزینه اسکان اضطراری: دانشگاه یا وزارت علوم باید کمک هزینهای برای جبران بخشی از هزینههای اضافی دانشجویان نیازمند در نظر بگیرد.
۳. ایجاد سامانه شفاف اطلاعرسانی: ارائه برنامه زمانبندی دقیق و قابل اتکا برای دانشجویان تا بتوانند برای زندگی خود برنامهریزی کنند.
راهکارهای بلندمدت
۱. تدوین طرح جامع مدیریت بحران برای خوابگاهها: شامل سناریوهای مختلف برای شرایط غیرعادی (مانند آلودگی هوا، بیماریهای واگیر، تعطیلیهای ناگهانی) و راهحلهای از پیش تعیینشده.
۲. تنوعبخشی به مدلهای اسکان دانشجویی: توسعه خوابگاههای خودگردان، مشارکت با بخش خصوصی برای ایجاد پانسیونهای دانشجویی با قیمت کنترلشده، و تشویق به اسکان در خانوادههای معتمد.
۳. تقویت سیستم پشتیبانی اقتصادی از دانشجویان نیازمند: از طریق بنکارت غذایی، کمکهای هزینه مسکن و اشتغالزایی دروندانشگاهی، تا در برابر شوکهای مشابه مقاومتر باشند.
این بحران فرصتی است برای بازنگری اساسی در نگاه به دانشجو نه به عنوان یک «شماره دانشجویی»، بلکه به عنوان یک «انسان» با نیازهای زیستی، اقتصادی، روانی و اجتماعی که پیششرط موفقیت تحصیلی او فراهم کردن حداقلهای یک زندگی با ثبات و کرامتمند است.