آسیانیوز ایران؛ سرویس حقوقی:
تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی، فصل تازهای را آغاز کرده است. این بار، نامهایی که در لیست تحریم ظاهر شدهاند، سابقهای طولانی در رسانهها و محاکم قضایی ایران داشتهاند. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد که ۷ فرد و ۲ شرکت ایرانی را به فهرست تحریمهای مرتبط با ایران اضافه کرده است. این اقدام بر اساس ادعاهای مرتبط با «پشتیبانی مالی از رژیم ایران» انجام شده است. در میان اسامی اعلامشده، نامی آشنا و جنجالی به چشم میخورد: بابک زنجانی. مردی که روزگاری به عنوان تاجر پرنفوذ و یکی از بزرگترین بدهکاران بانکی ایران شناخته میشد و اکنون در زندان به سر میبرد. ظهور نام زنجانی در لیست تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا، پرسشهای متعددی را به وجود آورده است. چگونه فردی که سالهاست در بازداشت نهادهای امنیتی و قضایی ایران است، اکنون هدف تحریمهای یک دولت خارجی قرار گرفته است؟
این اقدام واشنگتن، میتواند تحلیلهای گوناگونی را در پی داشته باشد؛ از تلاش برای نشان دادن گستردگی دامنه تحریمها تا فرستادن پیامهای خاص به بازیگران داخلی و خارجی. تحریم شدن زنجانی در حالی صورت میگیرد که پرونده او در ایران، سالهاست با اتهاماتی مانند اختلاس، کلاهبرداری و اخلال در نظام اقتصادی کشور گره خورده و هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. این تصمیم آمریکا همچنین نشان میدهد که دستگاه سیاست خارجی این کشور، همچنان بر مسیر فشار حداکثری بر ایران از طریق ابزارهای اقتصادی و مالی پایبند است، حتی اگر هدف، افرادی باشند که در داخل ایران نیز تحت تعقیب و مجازات هستند. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این تحریم جدید، انگیزههای احتمالی پشت آن، و تأثیری که ممکن است بر روند داخلی پرونده بابک زنجانی و فضای اقتصادی ایران داشته باشد، میپردازد.
تحلیل بیانیه تحریم آمریکا؛ هدفگیری نمادین یا فشار راهبردی؟
- بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا معمولاً حول محور اتهاماتی مانند "پشتیبانی از دولت ایران"، "نقض تحریمها" یا "عضویت در شبکههای مالی خاص" میچرخد. گنجاندن نام زنجانی—که در ایران به اتهام کلاهبرداری چند میلیارد دلاری از بانکهای دولتی محکوم و زندانی است—در این لیست، از دو منظر قابل تحلیل است:
اول، یک اقدام نمادین برای نشان دادن اینکه دامنه تحریمها حتی افرادی را که دولت ایران نیز آنها را مجرم میداند در بر میگیرد. این کار ممکن است برای ایجاد ظاهری از "انصاف" یا "هدفگیری دقیق" انجام شود.
- دوم، ممکن است این اقدام بر اساس اطلاعات یا ادعاهای جدیدی باشد که واشنگتن در مورد نقش احتمالی زنجانی یا شبکه مرتبط با او در دور زدن تحریمها در گذشته (حتی پیش از بازداشتش) دارد. تحریم یک فرد زندانی، عملاً تأثیر مالی مستقیم کمی دارد، اما میتواند پیامی به شرکای احتمالی باقیمانده او در خارج یا افرادی با الگوی فعالیت مشابه باشد که حتی پس از افول نیز در تیررس قرار دارند.
این اقدام همچنین میتواند بخشی از روند عادی گسترش فهرستها باشد. نهادهای آمریکایی مرتباً بر اساس اطلاعات، اسامی جدیدی را اضافه میکنند. ممکن است نام زنجانی به دلیل حجم پرونده و شهرتش، صرفاً در این برهه خاص مورد توجه کارشناسان قرار گرفته و به لیست اضافه شده باشد.
وضعیت پارادوکسیکال زنجانی؛ مجرم داخلی، تحریمشده خارجی
بابک زنجانی در یک وضعیت کاملاً پارادوکسیکال قرار دارد. از یک سو، سیستم قضایی ایران او را به اتهامات سنگین اقتصادی محکوم کرد و به حبس محکوم؛ او از نظر حاکمیت ایران، یک مجرم مالی بزرگ است که به اقتصاد کشور آسیب زده است. از سوی دیگر، اکنون ایالات متحده او را به اتهاماتی احتمالاً مرتبط با "همکاری با دولت ایران" تحریم میکند. این دوگانگی، میتواند در تبلیغات و دیپلماسی عمومی مورد استفاده هر دو طرف قرار گیرد. طرف آمریکایی میتواند بگوید: "حتی مجرمانی که دولت ایران آنها را زندانی کرده، در شبکههای مالی مرتبط با آن رژیم نقش داشتهاند." طرف ایرانی نیز میتواند استدلال کند: "آمریکا حتی علیه کسی که خود ما به دلیل آسیب به کشورمان محکوم کردهایم، تحریم اعمال میکند که نشاندهنده خصومت آن است." در عمل، این تحریم تأثیر عملی چندانی بر خود زنجانی ندارد، چرا که او در زندان است و داراییهایش در ایران نیز توقیف شده است. اما ممکن است برای خانواده، بازماندگان کسبوکار یا شرکای سابق او در خارج از ایران مشکلاتی ایجاد کند و دسترسی مالی آنها را محدود نماید.
اهداف و پیامهای ضمنی تحریم برای مخاطبان داخلی و خارجی
این تحریم، پیامهایی برای مخاطبان مختلف دارد. برای جامعه بینالمللی و نهادهای مالی جهانی، این پیام را تقویت میکند که دامنه تحریمها گسترده است و حتی شخصیتهای به ظاهر سقوطکرده را نیز شامل میشود. این امر باعث افزایش احتیاط بانکها و شرکتهای بینالمللی در برخورد با هر نام مرتبط با ایران—حتی اگر در گذشته باشد—میشود. برای داخل ایران، این اقدام ممکن است چند پیام داشته باشد.
- اول، نمایش عزم ادامه فشار.
- دوم، احتمالاً ایجاد نوعی "اثر نمایشی" با هدفگیری یک نام آشنا.
- سوم، و مهمتر، ممکن است تلاشی برای تحریف روایت داخلی باشد.
با قرار دادن نام یک فرد منفور عمومی (به دلیل فساد مالی) در کنار دولت، سعی در القای این مفهوم است که کل سیستم یکپارچه و فاسد است. برای بازارهای منطقهای و دلالان سابق، این یک هشدار است که عواقب دور زدن تحریمها میتواند دیر یا زود گریبانگیر شود، حتی سالها پس از پایان فعالیت. این میتواند اثر بازدارندگی بر برخی شبکههای غیررسمی داشته باشد.
تأثیر بر روند حقوقی و اقتصادی داخلی پرونده زنجانی
از نظر حقوقی داخلی، این تحریم بعید است تأثیر مستقیمی بر روند دادگاههای تجدید نظر یا اجرای حکم زنجانی در ایران داشته باشد. قوه قضائیه ایران به اقدامات آمریکا به عنوان مداخله نگاه میکند و احتمالاً آن را بیتأثیر یا حتی موجب تأکید بر مواضع خود میداند. با این حال، از نظر اقتصادی و مالی، ممکن است پیچیدگیهایی ایجاد کند. اگر داراییهای خارج از کشور زنجانی یا مرتبط با او وجود داشته باشد که هنوز شناسایی یا توقیف نشده، این تحریم میتواند بازیابی آن داراییها توسط نهادهای ایرانی را پیچیدهتر کند، زیرا همزمان درگیر مکانیسمهای حقوقی بینالمللی و تحریمهای آمریکا خواهند شد. همچنین، این تحریم میتواند به عنوان یک سند تبلیغاتی در داخل مورد استفاده قرار گیرد. رسانههای نزدیک به دولت ممکن است از آن برای نشان دادن "همدستی آمریکا با عناصر فاسد" یا برعکس، برای نشان دادن "تحریم بیدلیل حتی مجرمان داخلی توسط دشمن" استفاده کنند. این موضوع میتواند در فضای رسانهای داخلی دستمایه بحث شود.
چشمانداز تحریمهای آتی و جایگاه افراد در استراتژی فشار حداکثری
گنجاندن نامی مانند زنجانی در لیست تحریمها، نشان میدهد که وزارت خزانهداری آمریکا به بایگانی پروندههای قدیمی نیز رجوع میکند و ممکن است بر اساس اطلاعات گذشته، افراد جدیدی را هدف بگیرد. این رویکرد حاکی از تداوم و تعمیق سیاست "فشار حداکثری" حتی در ابعاد جدید است. این امر میتواند زنگ خطری برای سایر شخصیتهای اقتصادی-تجاری باشد که در گذشته—حال با هر نیتی—درگیر تجارت بینالمللی ایران بودهاند. حتی اگر امروز فعالیتی نداشته یا تغییر موضع داده باشند، خطر هدف قرار گرفتن به دلیل فعالیتهای گذشته وجود دارد. در نهایت، این تحریم تأیید میکند که ابزار تحریمهای مالی همچنان سنگ بنای استراتژی آمریکا علیه ایران است. واشنگتن به جای تغییر رویکرد، در حال گسترش و ریزتر کردن دامنه این ابزار است. هدف نهایی، منزوی کردن هر چه بیشتر ایران از سیستم مالی جهانی و افزایش هزینه هرگونه مبادله—حتی برای افرادی که دولت ایران نیز با آنها برخورد قضایی کرده—میباشد.
نتیجهگیری
تحریم بابک زنجانی بیشتر از آنکه تأثیر عملی مستقیم و فوری داشته باشد، دارای ابعاد نمادین، روانی و ارتباطی است. این اقدام هم نشاندهنده تداوم سیاست فشار آمریکاست و هم انعکاسدهنده پیچیدگی موقعیت افرادی است که در تقاطع تحولات داخلی و تنشهای بینالمللی قرار گرفتهاند. تأثیر اصلی آن ممکن است نه بر خود زنجانی، بلکه بر فضا و روایتهای حاکم بر مناسبات ایران و آمریکا در حوزه اقتصادی باشد.