آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهگی هنری:
سینمای ایران در جشنواره امسال، شاهد تولد دوباره یک ژانر مهیج با روایتی عمیقاً انسانی بود. «اسکورت»، دومین ساخته سینمایی یوسف حاتمیکیا، پس از نمایش در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، به عنوان یکی از آثار جسورانه و تکنیکی این دوره مورد توجه قرار گرفت. این فیلم، اکشن را از سطح تعقیب و گریزهای معمول فراتر برده و آن را به بستری برای کندوکاو در تاریکترین زوایای وجدان انسانی تبدیل کرده است. داستان فیلم، ما را به دنیای خطرناک و مرموز «شوتیها» میبرد؛ رانندگانی که با خودروهای خود در جادههای صعبالعبور مرزی، به قاچاق کالا مشغولند. این پدیده اجتماعی که سالها در حاشیه اخبار و گزارشها وجود داشته، برای نخستین بار با این صراحت و در قالب یک فیلم سینمایی ژانرمحور، دستمایه روایت یک درام بزرگ شده است. در مرکز این روایت، یک سرباز پلیس قرار دارد که در میان دو آتش وظیفه و دوستی گرفتار شده است. او برای نجات جان دوست مبتلا به سرطانش، ناگزیر میشود وارد بازی مرگ و زندگی شود و حفاظت از یک شوتی زن را در سفری مرگبار بر عهده بگیرد. این انتخاب، آغاز سفری است که هم در جادههای خاکی مرز و هم در پیچوخمهای درونش اتفاق میافتد.
یوسف حاتمیکیا، که پیش از این با فیلم «شب طلایی» شناخته شد، این بار پهلو به ژانر اکشن و ماجراجویانه زده است. اما نگاه او به اکشن، صرفاً نمایش صحنههای مهیج نیست؛ بلکه او از هیجان به عنوان موتور محرکهای برای پیش برد یک کشمکش درونی عمیق استفاده میکند. انتخاب چنین سوژهای، خود نشان از جسارت و علاقه این فیلمساز جوان به پرداختن به موضوعات چالشی و کمتردیدهشده دارد. در نقش اصلی این درام پیچیده، امیر جدیدی قرار دارد. بازیگری که پس از حضورش در فیلم پرفروش «قهرمان» اصغر فرهادی، انتظارات زیادی را برانگیخته است. حضورش در نقش یک پلیس گرفتار در تعارض اخلاقی، میتواند یکی از به یادماندنیترین نقشآفرینیهای او باشد. در کنار او، هدی زینالعابدین در نقش شوتی زن ایستاده است؛ نقشی که خود سراسر رمز و راز و چالش است. فیلم از نظر فنی نیز یک گام بلند محسوب میشود. استفاده پیشرو از تکنولوژی صدای سهبعدی اتموس برای نخستین بار در سینمای ایران، تلاشی است برای غرق کردن مخاطب در فضای پرتنش و هراسآور جادههای مرزی و درون کابین خودروها. این انتخاب، نشان میدهد تیم سازنده به دنبال خلق یک «تجربه» سینمایی تمامعیار هستند. «اسکورت» حاصل همکاری نهادهای بزرگی مانند بانک کشاورزی و بنیاد سینمایی فارابی است و تهیهکنندگی آن را محمدرضا منصوری بر عهده داشته. این پشتوانه، امکان پرداخت فنی درخور و ساخت فیلمی با استانداردهای جهانی را فراهم آورده است. در نهایت، این فیلم بیش از هر چیز یک پرسش بزرگ را پیش روی مخاطب میگذارد: مرز اخلاق و بقا کجاست؟ وقتی قانون نتواند جان یک عزیز را نجات دهد، آیا نقض آن برای نجات یک زندگی توجیهپذیر است؟ «اسکورت» با پیگیری این پرسش در دل یک سفر پرخطر، وعده یک تجربه سینمایی هم هیجانانگیز و هم فکری را میدهد.
تحلیل جامعهشناختی؛ پرده برداری از دنیای «شوتیها»
فیلم «اسکورت» با انتخاب سوژه «شوتیها»، یک پدیده اجتماعی حاشیهای اما پرتکرار را به مرکز توجه یک اثر سینمایی پرBudget (بودجه) تبدیل کرده است. شوتیها که عموماً از مناطق مرزنشین و در شرایط اقتصادی دشوار هستند، سالهاست به عنوان بخشی از اقتصاد غیررسمی و پرخطر مرزها شناخته میشوند. فیلم با ورود به این فضا، فرصتی برای نگاهی از درون به انگیزهها، ترسها و زندگی این افراد فراهم میآورد. این انتخاب، فیلم را در موقعیتی بین ژانر اکشن و سینمای اجتماعی قرار میدهد. از یک سو، فضای مرز، جادههای خاکی، تعقیب و گریز و درگیریهای فیزیکی، مواد اولیه یک اکشن مهیج هستند. از سوی دیگر، شخصیت شوتی زن (با بازی هدی زینالعابدین) و بافت اجتماعی که از آن برخاسته است، فیلم را به سمت بررسی ریشههای اقتصادی و فرهنگی این پدیده سوق میدهد. موفقیت فیلم در تلفیق این دو بعد است. با این حال، پرداختن به چنین موضوعی همواره با خطر سادهانگاری یا قهرمانپردازی از بزهکاران همراه است. فیلم باید بتواند بدون توجیه کردن عمل قاچاق، شرایطی را ترسیم کند که مخاطب بتواند با شخصیتها و انگیزههای پیچیده آنها همذاتپنداری کند. ظرافت فیلمنامه در نشان دادن این تناقضات، یکی از کلیدهای موفقیت آن خواهد بود.
معماری دراماتیک؛ تقابل «وظیفه» و «دوستی» در بستر اکشن
هسته دراماتیک فیلم بر یک تضاد اخلاقی کلاسیک اما همیشه مؤثر استوار است: نجات یک زندگی بیگناه (دوست بیمار) از طریق انجام عملی نادرست (همکاری با قاچاق). این معماری دراماتیک، به کارگردان اجازه میدهد تا کشمکش درونی شخصیت اصلی (با بازی امیر جدیدی) را به موتور محرکه کل فیلم تبدیل کند. هرچه سفر مرزی پیش میرود، فشار اخلاقی بر شخصیت بیشتر شده و از درون متلاشی میشود. استفاده از ژانر اکشن به عنوان بستر این کشمکش، هوشمندانه است. خطرات فیزیکی سفر (تعقیب مأموران، درگیری با رقبا، سختی جاده) نه تنها بر هیجان فیلم میافزایند، بلکه استعارهای از خطرات اخلاقی و روانی هستند که شخصیت اصلی را تهدید میکنند. هر نزدیک شدن به مقصد، به معنای دور شدن از اخلاقیاتش است. این تقارن، قدرت درام را دوچندان میکند. چالش اصلی فیلم در این بخش، جلوگیری از افت کشش دراماتیک در میانه راه است. سفرهای جادهای در سینما اگر به درستی مدیریت نشوند، ممکن است به تکرار بینجامند. تنوع در موانع (هم فیزیکی و هم اخلاقی) و تحول رابطه بین پلیس و شوتی زن در طول سفر، میتواند این ریسک را خنثی کند. دیالوگهای این دو شخصیت و افشای تدریجی رازهای هر یک، کلید حفظ تعلیق است.
نوآوری فنی؛ انقلاب صوتی با تکنولوژی اتموس
یکی از جسورانهترین جنبههای فیلم «اسکورت»، استفاده از تکنولوژی میکس و پخش صدای سهبعدی اتموس (Atmos) برای نخستین بار در تاریخ سینمای ایران است. این فناوری که توسط شرکت دالبی توسعه یافته، به جای محدود کردن صدا به کانالهای ثابت (چپ، راست، مرکز و...)، امکان مکانیابی دقیق و حرکت دادن صداها در یک فضای سهبعدی بالای سر و اطراف تماشاگر را فراهم میکند. در فیلمی مانند «اسکورت» که بخش عمدهای از آن در فضای بسته خودروها و در جادههای باز و پرطنین میگذرد، این تکنولوژی میتواند معجزه کند. مخاطب میتواند صدای موتور خودروهای تعقیبکننده را از جهتهای مختلف، طنین صدای شلیک در کوهستان، وزش باد و حتی نفسهای سنگین شخصیتها را به طور محسوس و جهتدار بشنود. این امر، حس غرقشدگی و واقعگرایی را به شدت افزایش میدهد. این انتخاب، یک پیام مهم دارد: سینمای ایران برای رقابت در سطح بینالمللی و جذب مخاطب امروزی، باید به استانداردهای فنی روز دنیا توجه کند. موفقیت این تجربه میتواند راه را برای دیگر فیلمسازان برای استفاده از چنین فناوریهایی باز کند. البته، موفقیت آن منوط به این است که استفاده از این فناوری در خدمت داستان باشد و نه صرفاً یک نمایش تکنیکی توخالی.
بازیگری؛ انتظارات از بازگشت امیر جدیدی و نقش مکملهای کارکشته
حضور امیر جدیدی در نقش اصلی، مهمترین نقطه اتکای بازیگری فیلم است. جدیدی پس از بازی درخشان در «قهرمان» که برایش شهرت جهانی به ارمغان آورد، حالا باید در نقش یک پلیس معمولی اما با معضلی فوقالعاده شخصی، هم اعتماد به نفس و اقتدار یک مأمور قانون را نشان دهد و هم آسیبپذیری، ترس و عذاب وجدان یک انسان در تنگنا را. طیف احساسی که او باید نمایش دهد، بسیار گسترده است. هدی زینالعابدین در نقش شوتی زن نیز نقشی به همان اندازه پیچیده دارد. او باید هم سرسختی و تجربه یک قاچاقچی مرزگرد را داشته باشد، هم ترسها و رازهای پنهان یک زن را. شیمی بین این دو بازیگر که پیشتر در «عرق سرد» همکار بودهاند، میتواند به باورپذیری رابطه پرتنش اما وابسته آنها کمک شایانی کند. در نقشهای مکمل، حضور بازیگران باتجربهای مانند رضا کیانیان و افشین هاشمی، تضمینکننده کیفیت بازیگری صحنههای فرعی است. این بازیگران میتوانند حتی در حضور کوتاه، با ایفای نقشهای مقتدر (مانند رئیس پلیس یا رئیس باند قاچاق) فضای فیلم را غنیتر کنند. تعادل بین نقش اصلی و مکملها در چنین فیلمهایی بسیار مهم است.
جایگاه در کارنامه حاتمیکیا و چشمانداز اکران
«اسکورت» دومین فیلم یوسف حاتمیکیا پس از «شب طلایی» (۱۴۰۰) است. در فیلم اول، او یک درام خانوادگی حول محور یک شمش طلای گمشده را کارگردانی کرد. جهش از آن فضای داخلی و گفتگو-محور به یک اکشن-درام جادهای با مضامین اجتماعی وسیعتر، نشان از جسارت و عدم ترس این فیلمساز از تجربه ژانرهای مختلف دارد. این روحیه برای سینمای جوان ایران امیدوارکننده است. با این حال، این جهش ریسکهایی نیز دارد. مدیریت صحنههای اکشن، هماهنگی فیلمبرداری در لوکیشنهای دشوار مرزی و حفظ ریتم سریع بدون قربانی کردن عمق شخصیتپردازی، نیازمند تجربه و مهارت فنی بالاست. موفقیت یا شکست «اسکورت» میتواند مسیر حرفهای آینده حاتمیکیا را به عنوان یک کارگردان ژانر یا یک نویسنده-کارگردان شخصیمحور تعیین کند. در مورد اکران، فیلم به دلیل داشتن عناصر جذاب برای مخاطب عام (ستاره، اکشن، موضوع روز) شانس خوبی در گیشه دارد. اما رقابت در فضای اکران ایران بسیار سخت است. کمپین تبلیغاتی باید بر روی دو عنصر «بازگشت امیر جدیدی» و «تجربه سینمایی صوتی بیسابقه» متمرکز شود. همچنین، نقد و بازخورد جشنواره میتواند به ایجاد اعتبار هنری برای فیلم کمک کند. در نهایت، «اسکورت» میتواند هم یک موفقیت گیشهای باشد و هم اثری که از نظر تکنیکی، سینمای ایران را یک گاه به جلو ببرد.