آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
در چهارمین روز چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، پرده سینما میزبان روایتی تکاندهنده از دل یکی از بزرگترین حوادث صنعتی ایران بود. فیلم سینمایی «گیس» به کارگردانی محسن جسور و تهیهکنندگی سید مهدی جوادی، در گالری ملت روی پرده رفت. این فیلم، بر فاجعه انفجار پتروشیمی مارون در اردیبهشتماه ۱۴۰۱ متمرکز است؛ حادثهای ویرانگر که دامنه آن به چندین پتروشیمی دیگر از جمله امیرکبیر، جم و تندگویان نیز کشیده شد و خسارات جانی و مالی سنگینی به بار آورد. اما «گیس» تنها بازسازی یک فاجعه نیست. کارگردان در نشست خبری تأکید کرد که این فیلم، روایتی از ایستادگی برای ساختن کشور است. او پیوند عمیق معیشت کارگران و امنیت ملی را محور اثر خود قرار داده است. داستان، روند پرشتاب و معجزهآسای بازسازی پتروشیمی مارون را روایت میکند؛ عملیاتی که گفته میشود در تنها ۷۷ روز به سرانجام رسید. این بازسازی، صحنه رویارویی ارادهی جمعی کارگران و مهندسان با منافع گروههایی است که به گفته فیلم، مخالف راهاندازی مجدد تولید داخلی بودند.
فیلم با بازیگرانی چون حامد بهداد، الهه حصاری، بهنوش طباطبایی، عرفان طهماسبی، حسین پورکیانی و سپهر گندمی، تلاش دارد چهره انسانی این ماجرا را به تصویر بکشد؛ چهرههایی که پشت آمار و اخبار گم شدهاند. جسور در توصیف اثرش گفت: «گیس صدای طبقهای است که نان خود را با سختی به دست میآورد.» او هشدار داد که اگر این صدا روایت نشود، خود به یک «مسئله اجتماعی» تبدیل خواهد شد. این سخن، اشارهای به اهمیت بازتاب زندگی و دغدغههای قشر کارگر در سینما دارد. پس از اکران، نشست خبری فیلم با حضور کارگردان و تهیهکننده و بدون حضور بازیگران برگزار شد. این نشست فرصتی بود برای واکاوی بیشتر اهداف و چالشهای ساخت فیلمی بر اساس یک حادثه واقعی و ملی. «گیس» در شرایطی در جشنواره فجر حضور یافته که سینمای ایران بیش از پیش به سراغ سوژههای اجتماعی و تاریخی رفته است. این فیلم، آزمونی برای سینمای اقتباس از حوادث واقعی با پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادیست.
انتخاب سوژه؛ از فاجعه صنعتی تا نماد ایستادگی ملی
انتخاب حادثه انفجار پتروشیمی مارون به عنوان سوژه یک فیلم سینمایی، انتخابی جسورانه و پرچالش است. این واقعه نه تنها یک فاجعه صنعتی، بلکه یک شوک بزرگ اقتصادی و اجتماعی بود که امنیت انرژی کشور را تحت تأثیر قرار داد. فیلمسازان با تمرکز بر بخش «بازسازی ۷۷ روزه»، سعی کردهاند روایت را از حادثهمحوری صرف، به سمت «امید و ایستادگی» سوق دهند. این تغییر زاویه، میتواند از فیلم یک درام فاجعهبار صرف، به یک درام انسانی-ملی ارتقا دهد. تبدیل این سوژه پیچیده و چندوجهی به یک ساختار دراماتیک منسجم، بدون شک بزرگترین چالش پیش روی فیلمنامهنویس و کارگردان بوده است.
گفتمان فیلم؛ پیوند معیشت کارگر و امنیت ملی
گفتمان اصلی فیلم، همانطور که کارگردان تصریح کرده، پیوند ناگسستنی معیشت قشر کارگر با امنیت ملی است. این دیدگاه، فیلم را از یک درام شغلی ساده، به اثری با عمق سیاسی و اجتماعی تبدیل میکند. فیلم ظاهراً به منافع گروههایی اشاره دارد که مخالف راهاندازی مجدد تولید داخلی بودند. این امر، لایهای از تعلیق و تقابل را به داستان میافزاید و پرسشهایی درباره «دشمن داخلی» یا منافع متضاد در برابر خودکفایی ملی را مطرح میسازد. این گفتمان، «گیس» را در زمره آثاری قرار میدهد که به نقش قشر زحمتکش در پایداری نظام اقتصادی کشور میپردازند و سعی در بازتعریف مفهوم قهرمان در بستری غیرنظامی دارند.
ترکیب بازیگران و چالش بازسازی واقعیت
حضور بازیگران شناختهای مانند حامد بهداد، الهه حصاری و بهنوش طباطبایی، میتواند هم مزیت باشد و هم چالش. از یک سو، به دیده شدن فیلم کمک میکند و از سوی دیگر، ممکن است بار واقعنمایی اثر را تحت تأثیر شهرت آنان قرار دهد. کلید موفقیت در این است که این چهرهها در نقش خود ذوب شوند و مخاطب را باور کند که با یک کارگر، مهندس یا مدیر درگیر در فاجعه روبروست، نه با یک ستاره سینما. غیبت بازیگران در نشست خبری جشنواره فیلم فجر (که احتمالا به دلیل اعتراضات مردمی دی ماه 1404بوده)، تمرکز را بیشتر بر محتوا و ایده فیلم قرار داد و از حواشی ستارهمحور دور کرد.
موقعیت فیلم در جشنواره و بازتابهای احتمالی
ارائه «گیس» در جشنواره فجر، آزمونی مهم برای سنجش واکنش منتقدان و نخبگان فرهنگی است. این جشنواره بستری است برای دریافت بازخوردهای فنی و محتوایی پیش از اکران عمومی. موضوع فیلم به گونهای است که میتواند بازتابهای دوگانهای داشته باشد: از یک سو، تحسین برای پرداختن به سوژهای ملی و از سوی دیگر، نقدهای احتمالی درباره عمق پرداخت به علل حادثه یا سادهسازی مناسبات پیچیده اقتصادی. نحوه برخورد فیلم با علل فاجعه (سوء مدیریت، فرسودگی تجهیزات، خطای انسانی) و تمرکز آن بر فرآیند بازسازی، تعیینکننده نحوه قضاوت درباره انصاف و واقعنمایی اثر خواهد بود.
چشمانداز اثر و جایگاه سینمای مسئلهمحور
«گیس» در صورت موفقیت، میتواند راه را برای ساخت آثار بیشتر درباره حوادث سرنوشتساز صنعتی و اقتصادی کشور باز کند. این حوزه، گنجینهای از درامهای واقعی است که کمتر به آن پرداخته شده است. سخن کارگردان درباره «تبدیل نشدن صدا به مسئله اجتماعی» اشاره به نقش پیشگیرانه سینما دارد. سینمای مسئلهمحور میتواند با انعکاس مشکلات و ایستادگیهای اقشار مختلف، هم به آگاهیبخشی کمک کند و هم از انباشت نارضایتیهای روایتنشده بکاهد. آینده این فیلم پس از جشنواره، به اکران عمومی و استقبال قشری که فیلم ادعای روایت صدای آنان را دارد؛ یعنی کارگران و مهندسان صنعتی، گره خورده است. پذیرش از سوی این جامعه، بزرگترین نشان موفقیت «گیس» خواهد بود.