دوشنبه / ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۰:۰۹
کد خبر: 36584
گزارشگر: 548
۴۲
۰
۱
۱
آیا ساختارشکنی بدون عمق، یک فیلم را نجات می‌دهد؟

بررسی فیلم «آرام‌بخش» با بازی الناز شاکردوست

بررسی فیلم «آرام‌بخش» با بازی الناز شاکردوست
فیلم «آرام‌بخش» به کارگردانی سعید زمانیان و با بازی الناز شاکردوست، در جشنواره فیلم فجر با نقدهای منفی مواجه شده است. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی بلند زمانیان محسوب می‌شود، نتوانسته انتظارات را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر ریتم کند، فیلمنامه ضعیف، شخصیت‌پردازی ناقص و تناقض‌های روایی متمرکز است. فیلم با وجود تلاش برای ساختارشکنی، نتوانسته پیام خود را به طور مؤثر منتقل کند. ضعف‌های فنی از جمله گریم ناپایدار و دکوپاژ نامنسجم نیز از دیگر مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته و فیلم را به اثری ضعیف در جشنواره تبدیل کرده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

 سینمای ایران بار دیگر در جشنواره فیلم فجر شاهد تولد یک کارگردان جدید است. سعید زمانیان با اولین فیلم بلند خود، «آرام‌بخش»، پا به عرصه گذاشته تا قصه‌ای ملتهب و اجتماعی را بر اساس یک داستان واقعی روایت کند. اما آیا این شروع، نویدبخش آینده‌ای درخشان است؟ فیلم «آرام‌بخش» که با پروانه ساخت آذر ۱۴۰۳ و فیلمبرداری سریع در فروردین امسال به پایان رسید، در نهمین روز جشنواره فیلم فجر اکران خواهد شد. این فیلم که با بازی الناز شاکردوست همراه است، تلاش دارد تا از مرزهای معمول روایت فراتر رود. سعید زمانیان که پیشتر با فیلم کوتاه «سور بز» شناخته شده بود، این بار با فیلم‌نامه‌ای که به همراه پدرام پورامیری نوشته، تلاش کرده تا دغدغه‌های اجتماعی خود را به تصویر بکشد. اما این دغدغه‌ها چقدر توانسته‌اند در قالب سینمایی قدرتمند ارائه شوند؟

از همان ابتدا، فیلم با ریتمی کند و شروع متوسطی همراه است. نه آنقدر بد که مخاطب را فراری دهد، نه آنقدر جذاب که او را میخکوب کند. این آغاز خاکستری، نشانه‌ای از کلیت فیلم است: تلاشی برای گفتن حرف‌های بزرگ، اما با زبانی لکنت‌دار. فیلم با شعار «من مثل دخترهای دیگه نیستم» سعی در ساختارشکنی دارد. صحنه‌هایی چون پوشیدن حوله، اشاره مستقیم به عادت ماهیانه و موتورسواری زنانه، همه تلاش‌هایی برای عبور از خطوط قرمز هستند. اما پرسش اینجاست: آیا این ساختارشکنی هدفمند است یا صرفاً تظاهر به جسارت؟ شخصیت اصلی فیلم، «آرام»، زنی چهل ساله با بحران‌های عمیق روانی است که می‌خواهد بدون حضور پدر، خانواده‌ای تازه برای یک کودک بسازد. این ایده جسورانه، در اجرا دچار تناقض‌های متعدد شده و مخاطب را در هاله‌ای از ابهام رها می‌کند. فیلم «آرام‌بخش» با وجود داشتن بازیگرانی چون الناز شاکردوست و حسن پورشیرازی، نتوانسته از دام ضعف‌های فنی و روایی رهایی یابد. از گریم ناپایدار تا دکوپاژ نامنسجم، همه نشان از تجربه‌ای ناکامل دارند. در نهایت، این فیلم بیشتر به چالشی علیه نهاد خانواده تبدیل شده تا نقدی عمیق و مسئولانه. اثری که قصد داشت آرامش بخش باشد، اما بیشتر آشفته‌ساز از کار درآمده است.

بحران هویت در ساختارشکنی سطحی

فیلم «آرام‌بخش» از همان ابتدا ادعای ساختارشکنی دارد. صحنه‌هایی مانند پوشیدن حوله توسط بازیگر زن، اشاره صریح به عادت ماهیانه و نمایش موتورسواری به عنوان وسیله نقلیه اصلی زن، همه نشان‌دهنده تلاش کارگردان برای عبور از مرزهای معمول است. اما این ساختارشکنی یک مشکل اساسی دارد: فقدان عمق و هدفمندی. شعار اصلی فیلم «من مثل دخترهای دیگه نیستم» به جای آنکه بیانگر هویت مستقل و خودآگاه شخصیت باشد، تبدیل به کلیشه‌ای تکراری شده است. این جمله نه از درون شخصیت می‌جوشد، نه در طول فیلم بسط می‌یابد. بلکه بیشتر شبیه برچسبی است که کارگردان بر پیشانی قهرمان خود زده تا او را «متفاوت» نشان دهد. این تفاوت اما مصنوعی و تحمیلی است. ساختارشکنی زمانی معنا پیدا می‌کند که در خدمت روایت یا توسعه شخصیت باشد. در «آرام‌بخش» این صحنه‌ها بیشتر شبیه چک‌لیستی از موتیف‌های مدرن هستند که بدون ارتباط ارگانیک با کلیت داستان، به فیلم الحاق شده‌اند. نتیجه این می‌شود که به جای ایجاد همذات‌پنداری با شخصیت، مخاطب از او فاصله می‌گیرد و او را موجودی مصنوعی و غیرواقعی می‌بیند.

تناقض‌های روایی و گسست در منطق داستانی

یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های «آرام‌بخش»، تناقض‌های متعدد در روایت است. شخصیت اصلی فیلم، آرام، زنی چهل ساله با سابقه خودکشی، بیکاری و مشکلات عمیق روانی است که می‌خواهد کودکی را به فرزندی قبول کند. این تصمیم از پایه با مشکل منطقی مواجه است: چرا باید سرنوشت یک کودک به فردی با این سطح از بحران روانی سپرده شود؟ فیلم سعی می‌کند مسئول بهزیستی را به عنوان ضدقهرمان معرفی کند، اما در واقعیت، تردیدهای این شخصیت کاملاً منطقی و مسئولانه است. اینجا فیلم در دام تضاد ایدئولوژیک می‌افتد: از یک سو می‌خواهد آرام را قهرمانی رنج‌دیده نشان دهد، از سوی دیگر نمی‌تواند تناقضات تصمیم او را نادیده بگیرد. نتیجه این می‌شود که نه از آرام حمایت می‌کند، نه انتقاد منطقی از او ارائه می‌دهد. تناقض دیگر در سبک زندگی شخصیت است. آرام از یک سو برای رفت‌وآمد موتور می‌گیرد (که نشان از بی‌پروایی دارد)، از سوی دیگر به دنبال شغلی ثابت در روزنامه است (که نشان از conservatism دارد). این ناسازگاری‌ها بدون توجیه روان‌شناختی باقی می‌مانند و شخصیت را به موجودی پارادوکسیکال و غیرقابل درک تبدیل می‌کنند. مخاطب نمی‌داند آرام واقعاً چه می‌خواهد و چرا این تصمیمات متناقض را می‌گیرد.

ضعف در شخصیت‌پردازی و بازی‌گری

شخصیت آرام با بازی الناز شاکردوست، قلب تپنده فیلم است. اما این قلب ضربان منظمی ندارد. شاکردوست اگرچه بازیگر توانمندی است، اما در این نقش نتوانسته تفاوت محسوسی با نقش‌های پیشین خود ایجاد کند. میمیک صورت، حرکات بدن و بیان دیالوگ‌ها بیشتر شبیه اجرای تئاتری است تا بازی سینمایی طبیعی. بازی شاکردوست در برخی سکانس‌ها مصنوعی به نظر می‌رسد. به ویژه در صحنه‌های عاطفی که نیاز به عمق بیشتری دارد، بازی او سطحی و فاقد لایه‌های پیچیده روانی است. این ضعف بیشتر ناشی از فیلمنامه است تا توانایی بازیگر. شخصیت آرام آنقدر مغشوش و ناپخته نوشته شده که حتی بازیگر توانمند نیز نمی‌تواند آن را باورپذیر کند. در مقابل، حسن پورشیرازی بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد. او تنها بازیگر فیلم است که توانسته شخصیت خود را درک کند و اجرایی طبیعی ارائه دهد. صابر ابر اما، درست مانند کاراکترش، حرف خاصی برای گفتن ندارد. حضور او در فیلم کم‌اثر و خنثی است و به پیشبرد داستان کمکی نمی‌کند. این ناهماهنگی در سطح بازی‌گری، یکی از عوامل کاهش کیفیت کلی فیلم است.

مشکلات فنی و ضعف در کارگردانی

سعید زمانیان در اولین تجربه کارگردانی بلند خود با چالش‌های متعددی مواجه شده است. یکی از آشکارترین مشکلات، گریم ناپایدار الناز شاکردوست است. در سکانس‌های مختلف، گریم شخصیت تغییرات محسوسی دارد که پیوستگی بصری را مخدوش می‌کند. این ضعف فنی نشان از عدم نظارت دقیق کارگردان بر جزئیات تولید دارد. دکوپاژ فیلم نیز از انسجام لازم برخوردار نیست. میزانسن‌ها در بسیاری از صحنه‌ها پراکنده و بی‌هدف به نظر می‌رسند. دوربین بیشتر نظاره‌گر است تا راوی فعال. این مسئله به ویژه در صحنه‌های دیالوگ‌محور مشهود است که در آنها دوربین کاری جز ثبت گفتگو انجام نمی‌دهد. ریتم کند فیلم نیز از ضعف‌های کارگردانی است. زمانیان نتوانسته تعادل مناسبی بین صحنه‌های مختلف ایجاد کند. برخی سکانس‌ها بیش از حد طولانی هستند در حالی که صحنه‌های کلیدی به سرعت عبور می‌کنند. این ناهماهنگی در ریتم، تماشاگر را خسته می‌کند و علاقه او را برای ادامه فیلم کاهش می‌دهد. کارگردانی زمانیان بیشتر شبیه گردآوری صحنه‌ها است تا خلق یک کل منسجم.

ایدئولوژی یا سینما؟ تعارض در رسالت فیلم

«آرام‌بخش» بیش از آنکه یک فیلم سینمایی باشد، بیانیه‌ای ایدئولوژیک است. فیلم از همان ابتدا اصرار دارد پیام خود را به مخاطب تحمیل کند. دیالوگ‌های شعاری، ارجاعات سیاسی مستقیم و طعنه‌های اجتماعی همه نشان می‌دهند که اولویت فیلم، انتقال پیام است نه روایت داستان. این رویکرد دو مشکل اساسی ایجاد می‌کند: اول اینکه شخصیت‌ها به عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی تبدیل می‌شوند که فقط حرف‌های کارگردان را تکرار می‌کنند. دوم اینکه پیام فیلم به جای آنکه از دل داستان و شخصیت‌ها بیرون بیاید، به صورت تحمیلی ارائه می‌شود. نتیجه این می‌شود که نه فیلم تاثیر هنری دارد، نه پیام آن قانع‌کننده است. فیلم به جای ارائه نقدی عمیق و مسئولانه از ساختارهای اجتماعی، بیشتر بنیاد خانواده سنتی را نشانه گرفته است. تلاش برای نمایش خانواده‌ای بدون پدر به عنوان الگوی جایگزین، بدون پرداخت عمیق روان‌شناختی و اجتماعی، بیشتر شبیه شعار است تا تحلیل. در نهایت، «آرام‌بخش» نه می‌تواند خانواده سنتی را به چالش بکشد، نه الگوی جایگزین قابل قبولی ارائه دهد. این تعارض فیلم را در فضایی خاکستری رها می‌کند که نه آرامش‌بخش است، نه انقلابی.
https://www.asianewsiran.com/u/inG
اخبار مرتبط
فیلم «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی، نویسنده شناخته‌شده سینمای ایران، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر با نقدهای تندی مواجه شده است. این فیلم که روایتگر زندگی خانواده‌ای در گیرودار جنگ است، نتوانسته انتظارات مخاطبان و منتقدان را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر شخصیت‌پردازی ضعیف، روایت آشفته و کارگردانی غیرحرفه‌ای متمرکز است. بازی‌های مصنوعی، اسلوموشن‌های کلیشه‌ای و دیالوگ‌های بی‌جان ازجمله مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم با وجود بازیگران مطرحی چون سام درخشانی و فریبا نادری نتوانسته از دام ضعف‌های اساسی فیلمنامه و کارگردانی رهایی یابد و به عنوان یکی از آثار ضعیف جشنواره شناخته می‌شود.
امیرحسین ثقفی، کارگردان فیلم «زندگی کوچک کوچک»، در نشست خبری این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به تشریح فلسفه و ایده‌های پشت اثر خود پرداخت. او تأکید کرد که این فیلم با الهام از داستان کوتاه «بازی تمام شد» نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده و هدف آن نمایش بحران‌های فردی و اجتماعی، به ویژه پدیده خشونت، و جست‌وجوی راه‌های رهایی از آن است. ثقفی سینما را وسیله‌ای برای خلق جهانی نو دانست و از تأثیرپذیری خود از فیلمسازانی چون آندری تارکوفسکی، عباس کیارستمی و کیانوش عیاری سخن گفت. این فیلم با بازی نابازیگرانی مانند محمود نظرعلیان و یاشار جناق‌چی، داستان رابطه یک پدر و پسر را در بستر چالش‌های عمیق فردی روایت می‌کند و پرسش‌هایی اساسی درباره تنهایی و آرزوهای انسانی مطرح می‌سازد.
فیلم سینمایی «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، به عنوان دومین تجربه این کارگردان پس از «مجنون»، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. این فیلم با بازی امیر آقایی و آرمان درویش، روایتی از زندگی شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان در دوران دفاع مقدس است. داستان فیلم برشی از زندگی این شهید شاخص و نقش سرنوشت‌ساز او در طراحی و اجرای عملیات بزرگ و پیچیده «نصر ۴» را روایت می‌کند. «جانشین» در ژانر بیوگرافی و در حوزه سینمای دفاع مقدس تولید شده و با توجه به سابقه درخشان شامحمدی در دوره قبلی جشنواره، انتظارات زیادی از آن وجود دارد. امیر آقایی با سابقه قابل توجه در جشنواره فجر و کسب سیمرغ بلورین، و آرمان درویش با تجربه‌های متنوع بازیگری، از جمله بازیگران اصلی این فیلم هستند.
«قایق‌سواری در تهران»، جدیدترین ساخته رسول صدرعاملی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم با نویسندگی و بازی پیمان قاسم‌خانی و همراهی سحر دولتشاهی، داستان مرد میانسالی را روایت می‌کند که پس از ۲۵ سال برای ازدواج به ایران بازمی‌گردد و درگیر خاطرات گذشته و مسئولیت‌های ناخواسته حال می‌شود. صدرعاملی در این اثر نیز همچون فیلم‌های پیشین خود، بر مفهوم خانواده و روابط انسانی تمرکز کرده، اما این بار با چاشنی طنز و در قالب یک کمدی اجتماعی-عاشقانه. فیلم اگرچه با استقبال خوب مخاطبان روبه‌رو شده، اما از نظر منتقدان در مقایسه با آثار قبلی کارگردان و نویسنده، ضعف‌های محسوسی دارد.
فیلم سینمایی «پل» به کارگردانی محمد عسگری امروز در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر اکران می‌شود. این فیلم که سومین اثر عسگری در ژانر دفاع مقدس است، داستان نوجوانی را روایت می‌کند که برای یافتن برادر رزمنده‌اش به جبهه می‌رود. در این سفر، او با یک نوزاد بی‌سرپرست در میان هور مواجه می‌شود و مأموریتش برای نجات کودک و پیدا کردن برادرش آغاز می‌گردد. روح‌الله زمانی، سروش صحت و سعید آقاخانی از بازیگران اصلی این فیلم هستند. «پل» با نگاهی انسانی و به دور از کلیشه‌های رایج جنگی، به زندگی رزمندگان در خط مقدم و روابط آنان می‌پردازد.
فیلم سینمایی «حاشیه»، نخستین اثر بلند محمد علیزاده‌فرد، امروز در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر اکران می‌شود. این فیلم که در ژانر معمایی-پلیسی ساخته شده، داستان دو پدر را روایت می‌کند که در پی گم شدن فرزندانشان در حاشیه تهران، برای یافتن آن‌ها متحد می‌شوند. هادی کاظمی و مهران احمدی نقش‌های اصلی این فیلم را بازی می‌کنند. مشاور کارگردان این پروژه کمال تبریزی است و تهیه‌کنندگی آن را یوسف منصوری بر عهده دارد. «حاشیه» علاوه بر روایت یک معمای جنایی، نگاه اجتماعی خود را معطوف به زندگی و چالش‌های ساکنان مناطق حاشیه‌ای شهر کرده است.
فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی، داستانی خانوادگی و عاشقانه را در پس‌زمینه جنگ ۱۲ روزه روایت می‌کند. این فیلم مستقیماً به جنگ نمی‌پردازد، بلکه از آن به عنوان محرکی برای تغییر مناسبات شخصیت‌ها استفاده می‌کند. داستان در یک کافه بین‌راهی به نام «کافه سلطان» اتفاق می‌افتد که با آغاز جنگ، مسافران و یک خانواده در آن گیر می‌افتند. محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان در نقش زوج اصلی این درام ایفای نقش کرده‌اند. تهیه‌کننده فیلم تأکید کرد که تحقیقات میدانی گسترده‌ای برای بازسازی فضای واقعی کافه‌های بین‌راهی در دوران جنگ انجام شده و انتخاب بازیگران بر اساس انطباق با شخصیت‌های فیلمنامه بوده است.
فیلم «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی و تهیه‌کنندگی حسین کاکاوند، در ششمین روز از چهل و ششمین جشنواره فیلم فجر اکران شد. این اثر به زندگی زوجی پزشک می‌پردازد که رابطه‌شان به دلیل تروماهای گذشته زن، دچار بحرانی عمیق شده است. فیلم با جسارت موضوعی قابل توجه، مشکلات جنسی زناشویی را که معمولاً تابو محسوب می‌شوند، دستمایه روایت خود قرار داده است. نگاه از دریچه مرد داستان و اهمیت او به حل مسئله، از ویژگی‌های بارز این فیلم به شمار می‌رود. با این حال، «حال خوب زن» در پرداخت روان‌شناختی عمیق و جمع‌بندی منطقی قصه با چالش مواجه است و استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی در صحنه پایانی آن، بحث‌برانگیز شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید