پنج شنبه / ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ / ۲۲:۳۴
کد خبر: 36666
گزارشگر: 548
۱۱۸
۰
۰
۲
ابرهای جنگی در خاورمیانه/ پنتاگون در آماده‌باش کامل برای حمله احتمالی به ایران

ماجرای اعزام ناوگان دوم آمریکا به منطقه

ماجرای اعزام ناوگان دوم آمریکا به منطقه
وال‌استریت ژورنال در گزارشی اختصاصی از آماده‌باش پنتاگون برای اعزام دومین ناوگروه هواپیمابر به خاورمیانه خبر داد. این اقدام هم‌زمان با آماده‌سازی ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، این گزارش را در شبکه اجتماعی تروث سوشال بازنشر کرده است. به گزارش این روزنامه معتبر اقتصادی، پنتاگون به دومین گروه ضربتی ناو هواپیمابر دستور داده برای اعزام به منطقه آماده شود و دستور اعزام ممکن است ظرف چند ساعت صادر گردد. با این حال، ترامپ تاکنون مجوز نهایی این استقرار نظامی را صادر نکرده و گزینه‌های خود را بررسی می‌کند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

خاورمیانه بار دیگر در آستانه طوفانی تازه قرار گرفته است. وال‌استریت ژورنال ساعاتی پیش در گزارشی شوکه‌کننده از آماده‌باش پنتاگون برای اعزام دومین ناوگروه هواپیمابر به منطقه خبر داد. این گزارش که با واکنش فوری دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال همراه شد، زنگ خطر را در تهران و پایتخت‌های منطقه به صدا درآورده است. بر اساس این گزارش، هم‌زمان با آماده‌سازی ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی ایران، پنتاگون به دومین گروه ضربتی ناو هواپیمابر دستور داده است که برای اعزام به منطقه آماده شود. این اقدام بی‌سابقه در سال‌های اخیر، نشان‌دهنده جدیت واشنگتن در سناریوی نظامی علیه تهران است. وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه خود نوشته که دستور اعزام ممکن است ظرف چند ساعت آینده صادر شود. با این حال، ترامپ تا این لحظه مجوز نهایی این استقرار نظامی را صادر نکرده و ظاهراً همچنان در حال ارزیابی گزینه‌های خود است.

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که مذاکرات ایران و آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای در حساس‌ترین مرحله خود قرار دارد. تناقض آشکار میان «ترجیح مذاکره» از زبان ترامپ و «آماده‌باش نظامی» در عمل پنتاگون، تصویری متناقض از استراتژی واشنگتن در قبال تهران ارائه می‌دهد. بازنشر گزارش وال‌استریت ژورنال توسط خود ترامپ در تروث سوشال، اقدامی بی‌سابقه و معنادار است. رئیس‌جمهور آمریکا که معمولاً اخبار نظامی را با احتیاط بیشتری مدیریت می‌کند، این بار خود عاملیت انتشار این خبر حساس را بر عهده گرفته است. این اقدام را می‌توان نوعی «دیپلماسی اجبار» با هدف افزایش فشار روانی بر ایران تفسیر کرد. حضور هم‌زمان دو ناوگروه هواپیمابر در یک منطقه، همواره نشانه‌ای از آمادگی برای درگیری نظامی در مقیاس بزرگ بوده است. آب‌های خلیج فارس و دریای عمان که پیش‌تر میزبان یک ناوگروه آمریکایی بود، حالا ممکن است به صحنه نمایش بی‌سابقه قدرت دریایی واشنگتن تبدیل شود. پنتاگون اگرچه تاکنون به طور رسمی این گزارش را تأیید یا تکذیب نکرده، اما سکوت معنادار آن در برابر چنین خبر حساسی، خود گواهی بر صحت آن است. منابع نزدیک به وزارت دفاع آمریکا می‌گویند که فرماندهان نظامی در حال بررسی سناریوهای مختلف علیه تأسیسات هسته‌ای و موشکی ایران هستند. در این میان، تهران همچنان سکوت اختیار کرده است. نه تأیید، نه تکذیب، نه تهدید و نه عقب‌نشینی. همان استراتژی ابهام راهبردی که سال‌هاست ایران در برابر تهدیدات آمریکا دنبال می‌کند. اما این بار، ابرهای جنگی بر فراز خاورمیانه انباشته‌تر از همیشه به نظر می‌رسند.

 نشانه‌شناسی اقدام ترامپ در بازنشر خبر

بازنشر گزارش وال‌استریت ژورنال توسط دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی شخصی خود، یک اقدام کاملاً حساب‌شده و هدفمند است. ترامپ که در دوره قبلی ریاست‌جمهوری خود به استفاده از توییت به عنوان ابزار دیپلماسی اجبار شهرت داشت، این بار نیز با بازنشر این خبر، بدون آنکه خود مستقیماً تهدید کند، پیام خود را به ایران و جهان مخابره کرده است: «منابع ناشناس می‌گویند آماده جنگیم، اما من هنوز تصمیم نگرفته‌ام.» این پیام دووجهی، همزمان دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، افزایش فشار روانی بر تهران برای پذیرش خواسته‌های آمریکا در مذاکرات؛ دوم، مدیریت انتظارات افکار عمومی داخلی آمریکا و متحدان بین‌المللی. ترامپ با این اقدام، هم «قدرتنمایی» کرده و هم «دوراندیشی» به خرج داده است. انتخاب شبکه تروث سوشال برای این پیام‌رسانی نیز معنادار است. ترامپ که پس از فیلتر شدن توسط توییتر سابق، پلتفرم خود را تأسیس کرده، حالا از آن به عنوان بستری برای اعلان‌های غیررسمی اما مهم استفاده می‌کند. این تغییر پلتفرم، قدرت نفوذ پیام‌های او را کاهش داده، اما او را در کنترل کامل بر پیام و بازخورد آن مستقل ساخته است.

توان نظامی یک ناوگروه هواپیمابر علیه ایران

یک ناوگروه هواپیمابر کلاس نیمیتز یا جرالد فورد شامل یک ناو هواپیمابر، ۴ تا ۶ ناوشکن، یک یا دو زیردریایی تهاجمی، یک ناو پشتیبانی و حدود ۶۰ تا ۷۰ فروند هواپیمای شکاری و پشتیبانی است. توان رزمی این ناوگروه معادل نیروی هوایی بسیاری از کشورهای متوسط جهان است. اما دو ناوگروه هواپیمابر، فقط دو برابر یک ناوگروه نیستند. حضور هم‌زمان دو ناوگروه در یک منطقه، امکان عملیات شبانه‌روزی و مستمر با شدت بالا را فراهم می‌کند و هزینه و ریسک عملیات پدافندی برای طرف مقابل را به شدت افزایش می‌دهد. این سطح از حضور دریایی، پیش‌نیاز هرگونه عملیات نظامی گسترده علیه کشوری با توان موشکی بالا مانند ایران است. با این حال، ایران نیز در دو دهه گذشته به طور مستمر توان خود را برای مقابله با چنین تهدیدی تقویت کرده است. موشک‌های بالستیک ضدکشتی، شناورهای تندرو، مین‌های دریایی و پهپادهای انتحاری، مجموعه‌ای از توانمندی‌های نامتقارن را تشکیل می‌دهند که هر فرمانده نظامی را در محاسبه هزینه-فایده حمله به ایران مردد می‌کند. ناوهای هواپیمابر آمریکایی دیگر «سنگرهای نفوذناپذیر» دیروز نیستند.

تحلیل همزمانی دیپلماسی و تهدید نظامی

هم‌زمانی مذاکرات ایران و آمریکا با آماده‌باش نظامی پنتاگون، یک پارادوکس ظاهری است. اما در واقع، این دو روی یک سکه‌اند. استراتژی «تهدید و مذاکره» ریشه‌ای دویست‌ساله در سیاست خارجی آمریکا دارد. واشنگتن همواره با چماق و هویج همزمان به میز مذاکره می‌آید. دستور آماده‌باش به دومین ناوگروه، پیش از صدور مجوز نهایی، یک «تهدید درجه دو» است. این سطح از تهدید، نه آنقدر قوی است که جمهوری اسلامی را به واکنش نظامی وادارد، و نه آنقدر ضعیف که بی‌اثر باشد. هدف دقیقاً میانه است: ایجاد انگیزه در ایران برای دادن امتیازات بیشتر در مذاکرات، بدون ایجاد بحران غیرقابل کنترل. جمهوری اسلامی نیز در این بازی بی تجربه نیست. سکوت معنادار مقامات تهران در برابر این تهدید، نشان‌دهنده اشراف کامل تهران به قواعد این بازی است. نه آنچنان نگران که عقب‌نشینی کند، و نه آنچنان مطمئن که تهدید را نادیده بگیرد. این موازنه ظریف، وضعیت کنونی مذاکرات را رقم زده است.

واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در برابر این تحول، به دو گروه تقسیم می‌شوند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی که در سال‌های اخیر سیاست تنش‌زدایی با ایران را در پیش گرفته‌اند، احتمالاً از تشدید تنش استقبال نمی‌کنند. این کشورها که در حال سرمایه‌گذاری بر روی پروژه‌های عظیم اقتصادی هستند، ثبات منطقه را بیش از هر چیز دیگری نیاز دارند. قطر و کویت نیز که روابط متوازن‌تری با ایران دارند، بی‌صدا خواهند کوشید نقش میانجی را ایفا کنند. عمان، میانجی سنتی، احتمالاً فعال‌تر از گذشته ظاهر خواهد شد. اسرائیل اما تنها کشوری است که آشکارا از تشدید تنش و حتی درگیری نظامی استقبال می‌کند. بنیامین نتانیاهو که ماه‌هاست جهان را به «ساعت شنی» نزدیک شدن ایران به بمب هسته‌ای دعوت می‌کند، اینک شاید خود را به هدفش نزدیک‌تر ببیند. روسیه و چین نیز نظاره‌گرانی بی تفاوت نیستند. مسکو که در اوکراین گرفتار است، قطعاً از گشایش جبهه جدیدی در خاورمیانه استقبال نمی‌کند. پکن نیز که منافع اقتصادی گسترده‌ای در ایران و منطقه دارد، هرگونه بی‌ثباتی را به زیان پروژه کمربند-راه خود می‌بیند. این دو قدرت، احتمالاً در پشت صحنه بر واشنگتن فشار خواهند آورد تا از تشدید بحران جلوگیری کند.

سناریوهای پیش رو

سه سناریو برای روزهای آینده قابل تصور است.

  1. سناریوی نخست و محتمل‌تر، «بحران کنترل‌شده» است. در این سناریو، دومین ناوگروه به منطقه اعزام می‌شود، اما عملیات نظامی رخ نمی‌دهد. حضور این ناوگروه به عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده می‌شود و پس از دستیابی به توافق (یا شکست مذاکرات)، منطقه را ترک می‌کند.
  2. سناریوی دوم، «عملیات نظامی محدود» است. در این سناریو، آمریکا با مشارکت اسرائیل یا به تنهایی، حملاتی را علیه تأسیسات هسته‌ای و موشکی ایران انجام می‌دهد. این حملات با هدف تخریب توانمندی‌های ایران و به تأخیر انداختن برنامه هسته‌ای طراحی می‌شود، نه سرنگونی نظام. این سناریو، پرهزینه و پرریسک اما ممکن است.
  3. سناریوی سوم، «عقب‌نشینی آمریکا» است. در این سناریو، ترامپ پس از مدتی انتظار و نمایش قدرت، دستور اعزام ناوگروه را صادر نمی‌کند و بحران به تدریج فروکش می‌کند. این سناریو اگرچه از نظر نظامی کم‌هزینه‌ترین گزینه است، اما از نظر سیاسی برای ترامپ پرهزینه خواهد بود؛ چرا که او را در برابر نتانیاهو و لابی قدرتمند اسرائیل در واشنگتن ضعیف نشان می‌دهد.
منبع: Wall Street Journal
https://www.asianewsiran.com/u/ip0
اخبار مرتبط
در پی ادعای سرنگونی پهپاد شاهد-۱۳۹ ایران توسط آمریکا، منابع بین‌المللی گزارش دادند ایران بلافاصله یک پهپاد نظارتی دیگر را به سمت ناوگان آمریکا در خلیج فارس اعزام کرده است. سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) دیروز تأیید کرد که این پهپاد در چارچوب دفاع از خود و پس از نزدیک شدن به ناو آبراهام لینکلن هدف قرار گرفته است. همزمان، برخی رسانه‌های بین‌المللی از خارج شدن رادار پهپاد دوم ایران از دسترس خبر دادند که می‌تواند حاکی از ایجاد اختلال یا رهگیری آن باشد.
وال استریت ژورنال در گزارشی ادعا کرد بامداد سه‌شنبه، شش قایق تندروی ایرانی به یک نفتکش آمریکایی در تنگه هرمز نزدیک شدند و به آن دستور توقف و بازرسی دادند. به گفته یک شرکت امنیت دریایی، نفتکش آمریکایی به دستور توقف عمل نکرد، سرعت خود را افزایش داد و پس از آن توسط یک ناو جنگی آمریکایی اسکورت شد. هنوز هیچ واکنش رسمی از سوی مقامات ایرانی یا آمریکایی در مورد جزئیات این ادعا منتشر نشده است.
گزارش‌های تازه از یک جلسه خصوصی در واشنگتن، پرده از تغییر چشمگیر موضع عربستان سعودی درباره ایران برداشته است. بر اساس این گزارش‌ها، وزیر دفاع عربستان به طور خصوصی بر لزوم اقدام نظامی آمریکا تأکید کرده، در حالی که همین کشور تا سه هفته پیش خواستار جلوگیری از جنگ بود. این تناقض‌گویی در اوج سردرگمی درباره استراتژی واقعی واشنگتن رخ می‌دهد؛ سردرگمی که حتی متحد نزدیک آمریکا در ریاض را نیز به اعتراف واداشته است. در همین حال، نشانه‌هایی از تحرکات دیپلماتیک و حتی عقب‌نشینی نسبی ناوگان نظامی آمریکا، معادله بحران را پیچیده‌تر کرده است. تحلیلگران معتقدند این شرایط، منطقه را در آستانه یک لحظه تاریخی و بسیار شکننده قرار داده است؛ لحظه‌ای که هر اقدام یا سوءتفاهم می‌تواند به تشنجی غیرقابل کنترل دامن بزند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید