آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ساعاتی پیش از آغاز دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری، مواضع مهم و راهبردی خود را درباره این مذاکرات اعلام کرد. اظهاراتی که میتواند بر روند و نتیجه این گفتوگوها تأثیر مستقیم بگذارد. ترامپ با لحنی که ترکیبی از تهدید و امیدواری بود، گفت: «من غیرمستقیم در این مذاکرات شرکت خواهم کرد و [این مذاکرات] بسیار مهم خواهند بود. خواهیم دید چه اتفاقی ممکن است بیفتد.» این جمله، نشاندهنده اهمیت فوقالعادهای است که کاخ سفید برای این دور از مذاکرات قائل است. او با اشاره به تجربه تعامل با ایران در گذشته، گفت: «منظورم این است که معمولا ایران مذاکرهکننده بسیار سرسختی است.» اما در ادامه، این سرسختی را نه یک نقطه ضعف، که یک ویژگی در مذاکرات دانست و تأکید کرد که به نظر او تهران «خواهان رسیدن به توافق است.»
رئیسجمهور آمریکا با یادآوری اقدام نظامی گذشته علیه تأسیسات ایران (اشاره به حمله با بمبافکنهای بی-۲)، گفت: «ما میتوانستیم به جای فرستادن بمبافکنهای بی-۲ برای از بین بردن پتانسیل هستهای آنها، به توافق برسیم. ما مجبور شدیم بمبافکنهای بی-۲ بفرستیم.» این جمله، یک هشدار آشکار و پرمعنا بود. ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاری که پرسید آیا به او گفته شده توافق «تقریبا غیرممکن» است، با قاطعیت پاسخ داد: «نه، فکر میکنم آنها میخواهند به توافق برسند. فکر نمیکنم که آنها عواقب عدم توافق را بخواهند.» این اظهارات، نشاندهنده اطمینان او از تمایل ایران به توافق است. با این حال، تکرار عباراتی مانند «بمبافکنهای بی-۲» و «عواقب عدم توافق»، نشان میدهد که گزینه نظامی همچنان روی میز است و واشنگتن از آن به عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده میکند. اکنون، با این اظهارات ترامپ، تیم مذاکرهکننده ایرانی در ژنو به وضوح میداند که طرف مقابل، هم به دنبال توافق است و هم آماده رویارویی. این موضع دوگانه، فضای مذاکرات را پیچیدهتر از همیشه کرده است.
تحلیل «شرکت غیرمستقیم» ترامپ در مذاکرات
اظهارات ترامپ درباره «شرکت غیرمستقیم» در مذاکرات، یک پیام مهم و راهبردی است. او با این جمله، نشان میدهد که کنترل کاملی بر روند مذاکرات دارد و تیم مذاکرهکننده آمریکایی (به ریاست استیو ویتکاف) صرفاً مجری سیاستهای اوست. این «حضور غیرمستقیم» میتواند به چند معنا باشد:
- نخست، هماهنگی مداوم و لحظهای تیم آمریکایی با کاخ سفید
- دوم، اعمال فشار یا انعطاف بر اساس دستورات مستقیم ترامپ
- سوم، استفاده از این حضور به عنوان یک اهرم روانی برای نشان دادن اهمیت مذاکرات و جدیت واشنگتن.
برای تیم ایرانی، این بدان معناست که مذاکره با ویتکاف، در واقع مذاکره با خود ترامپ است و هرگونه توافق احتمالی، باید مورد تأیید نهایی او قرار گیرد.
دوگانگی «سرسختی» و «خواهان توافق»
ترامپ با این دوگانگی، یک تصویر پیچیده از ایران ارائه میدهد. از یک سو، ایرانیها را «مذاکرهکنندگان سرسخت» میخواند که این خود میتواند به معنای احترام به توانایی آنها در دفاع از مواضعشان باشد. از سوی دیگر، تأکید میکند که آنها «خواهان توافق هستند.» این دوگانگی، یک پیام روشن به ایران دارد: «ما میدانیم که شما قدرتمندید و محکم میایستید، اما در عین حال میدانیم که از جنگ و عواقب آن هراس دارید و به دنبال توافق هستید. پس بهتر است به نتیجه برسید.» این رویکرد، یک استراتژی روانی برای تحت فشار قرار دادن ایران در مذاکرات است. ترامپ با این کار، میخواهد ایران را در موقعیتی قرار دهد که هم احساس قدرت کند و هم احساس نیاز به توافق.
تهدید نظامی با یادآوری بمبافکنهای بی-۲
یادآوری حمله با بمبافکنهای بی-۲ (استراتژیک بمبافکن) و گفتن اینکه «ما مجبور شدیم بمبافکنهای بی-۲ بفرستیم»، یک تهدید نظامی آشکار است. ترامپ با این کار، به ایران میفهماند که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، گزینه نظامی روی میز است و او از به کارگیری آن ابایی ندارد. این تهدید، همزمان دو هدف را دنبال میکند. نخست، افزایش فشار بر ایران برای دادن امتیازات بیشتر در مذاکرات. دوم، نشان دادن قدرت و قاطعیت به افکار عمومی داخلی و متحدان بینالمللی. با این حال، این تهدید میتواند نتیجه معکوس نیز داشته باشد. ایران ممکن است تحت فشار، موضع خود را سختتر کند و از پذیرش برخی خواستهها خودداری نماید. همچنین، این تهدید میتواند به افزایش تنشها و کاهش اعتماد متقابل منجر شود.
اطمینان ترامپ از تمایل ایران به توافق
ترامپ با قاطعیت تمام گفت که ایران خواهان توافق است و عواقب عدم توافق را نمیخواهد. این اطمینان، میتواند ناشی از اطلاعاتی باشد که از منابع اطلاعاتی یا کانالهای دیپلماتیک به دست آورده است. این اطمینان، یک نقطه ضعف و یک نقطه قوت برای مذاکرهکنندگان آمریکایی است. نقطه قوت آن است که آنها میدانند طرف مقابل به دنبال توافق است و احتمالاً حاضر به انعطاف خواهد بود. نقطه ضعف آن است که این اطمینان میتواند به غرور و سختگیری بیش از حد منجر شود و طرف ایرانی را از مذاکره ناامید کند. برای تیم ایرانی، این اطمینان ترامپ میتواند یک برگ برنده باشد. آنها میتوانند با نشان دادن اراده خود برای توافق، اما در عین حال پایبندی به اصول، از این اطمینان برای دستیابی به یک توافق عادلانه و متوازن استفاده کنند.
تحلیل چشمانداز مذاکرات و پیامدهای این اظهارات
اظهارات ترامپ، ساعاتی پیش از مذاکرات، فشار روانی را بر تیم ایرانی به شدت افزایش داده است. آنها باید در فضایی مذاکره کنند که تهدید نظامی در پس زمینه آن طنینانداز است. با این حال، این اظهارات همچنین نشان میدهد که آمریکا به شدت به دنبال یک توافق دیپلماتیک است و احتمالاً حاضر است برای رسیدن به آن، انعطافهایی از خود نشان دهد. نتیجه مذاکرات ژنو، تا حد زیادی به توانایی دو طرف در مدیریت این فضای پیچیده و یافتن نقاط مشترک بستگی دارد. اگر دو طرف بتوانند بر اساس منافع مشترک خود (پرهیز از جنگ و دستیابی به یک توافق باثبات) حرکت کنند، امکان موفقیت وجود دارد. اما اگر تهدیدها و بیاعتمادیها بر روند مذاکرات غلبه کند، شکست محتملترین گزینه خواهد بود.