آسیانوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی، شامگاه سهشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ میزبان یک مهمان ویژه و غیرمنتظره بود. علی لاریجانی، مشاور رهبر انقلاب و رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی، در سفری کوتاه و کاملاً محرمانه وارد این شهر شد. آنچه این سفر را به یک رویداد دیپلماتیک مهم تبدیل میکند، نه فقط شخصیت لاریجانی، که کوتاهی و محرمانه بودن آن است. سفری که آغاز و پایان آن در عرض چند ساعت رقم خورد و خبر آن نیز پس از بازگشت او به تهران منتشر شد. در دنیای دیپلماسی، سفرهای سریع و کوتاه معمولاً حامل پیامهای مهمی هستند. وقتی یک مقام ارشد بدون تشریفات معمول و حضور رسانهها به کشوری سفر میکند و پس از ساعاتی بازمیگردد، این نشاندهنده وجود موضوعی فوری، محرمانه یا بسیار حساس است. سفر لاریجانی به ابوظبی نیز از این قاعده مستثنی نیست. او که در سالهای اخیر به عنوان یک دیپلمات کهنهکار در برخی مأموریتهای حساس منطقهای ظاهر شده، این بار نیز مأموریتی ویژه را بر عهده داشته است. امارات متحده عربی در سالهای اخیر روابط پیچیدهای با ایران داشته است. از یک سو، این کشور به عنوان یک شریک تجاری مهم برای ایران محسوب میشود و بسیاری از کالاها و خدمات از طریق این کشور به ایران وارد میشود. از سوی دیگر، امارات با برخی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی روابط نزدیکی دارد و گاهی در تقابل با منافع منطقهای ایران عمل کرده است. این دوگانگی، روابط تهران-ابوظبی را به یک معادله چندوجهی تبدیل کرده است. تحلیلگران معتقدند سفر لاریجانی به ابوظبی میتواند با چند پرونده مهم مرتبط باشد.
- نخست، پرونده جزایر سهگانه که همواره محل مناقشه بین ایران و امارات بوده است.
- دوم، موضوع روابط اقتصادی و تسهیل مبادلات تجاری و بانکی.
- سوم، تحولات منطقهای به ویژه در لبنان و فلسطین و نقش آفرینی امارات در این زمینه.
- چهارم، احتمال میانجیگری امارات برای کاهش تنش بین ایران و غرب یا انتقال پیامهای محرمانه.
انتخاب علی لاریجانی برای این مأموریت، خود جای تحلیل دارد. لاریجانی که سالها ریاست مجلس و دبیری شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشته، از چهرههای با نفوذ در عرصه سیاست خارجی و امنیتی کشور محسوب میشود. او در سالهای اخیر چندین مأموریت دیپلماتیک مهم، از جمله سفر به روسیه و برخی کشورهای منطقه را انجام داده است. اعتماد رهبر انقلاب به او و سابقه طولانیاش در مذاکرات حساس، او را به گزینهای مناسب برای چنین سفرهایی تبدیل کرده است. سکوت رسانهای درباره نتایج این سفر، خود بخشی از راهبرد دیپلماتیک ایران به نظر میرسد. در شرایط کنونی، ایران ترجیح میدهد برخی مذاکرات و رایزنیها را پشت درهای بسته و دور از چشم رسانهها انجام دهد تا میز مذاکره با هیاهوی رسانهای تحت تأثیر قرار نگیرد. این رویکرد اگرچه ممکن است موجی از گمانهزنیها را ایجاد کند، اما از نظر دیپلماتیک میتواند منطقی باشد. در ابوظبی نیز واکنش خاصی به این سفر نشان داده نشده است. منابع رسمی امارات نیز مانند ایران سکوت اختیار کردهاند. این سکوت دوگانه، نشاندهنده توافق دو طرف بر محرمانه ماندن محتوای مذاکرات است. در دیپلماسی منطقهای، گاهی «شنیده نشدن» خبر از «مهم بودن» آن حکایت دارد. با توجه به سابقه سفرهای سریع لاریجانی در گذشته، میتوان حدس زد که این سفر نیز با هدفی مشخص و در چارچوب راهبرد کلان سیاست خارجی ایران انجام شده است. باید منتظر ماند و دید که آیا در روزهای آینده، نشانههایی از نتایج این سفر در تحولات منطقهای یا روابط دوجانبه ایران و امارات ظاهر خواهد شد یا اینکه این مأموریت سری، همچنان محرمانه باقی میماند.
شخصیتشناسی دیپلماتیک؛ چرا لاریجانی؟
انتخاب علی لاریجانی برای یک مأموریت حساس دیپلماتیک در ابوظبی، پرسشهایی را درباره دلیل این انتخاب برمیانگیزد. لاریجانی در کارنامه خود سابقه طولانی در عرصههای امنیتی و دیپلماتیک دارد. او از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ معاون وزیر امور خارجه بود و سپس دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. در آن دوره، او مذاکرهکننده ارشد ایران در پروندههای امنیتی و منطقهای بود. این پیشینه، او را به یک دیپلمات کارآزموده تبدیل کرده است که با ظرافتهای مذاکره آشناست. دومین ویژگی لاریجانی، جایگاه او به عنوان مشاور رهبر انقلاب است. این جایگاه به او وزن سیاسی بالایی میدهد و پیامهای او را به عنوان پیامهای سطوح بالای حاکمیت تلقی میکند. وقتی لاریجانی با مقامات یک کشور دیدار میکند، طرف مقابل میداند که با فردی سخن میگوید که مورد اعتماد عالیترین سطوح تصمیمگیری در ایران است. این ویژگی، در مذاکرات حساس که نیاز به تصمیمگیری سریع و تضمین اجرای توافقات وجود دارد، حیاتی است. سومین ویژگی، سابقه لاریجانی در مأموریتهای مشابه است. او در سالهای اخیر چندین سفر سریع به کشورهای منطقه از جمله روسیه، عراق و سوریه داشته است. این تجربهها، او را به یک چهره آشنا در محافل دیپلماتیک منطقه تبدیل کرده و شبکه ارتباطی گستردهای برای او ایجاد کرده است. در دیپلماسی، گاهی «شناخته شدن» و «اعتمادسازی» پیشین، به اندازه محتوای مذاکرات اهمیت دارد.
تحلیل بستر منطقهای؛ چرا ابوظبی و چرا اکنون؟
زمانبندی سفر لاریجانی به ابوظبی، تصادفی نیست. منطقه خاورمیانه در هفتههای اخیر شاهد تحولات مهمی بوده است. تحولات لبنان و بنبست در انتخاب رئیسجمهور، تحولات غزه و ادامه آتشبس شکننده، و نیز روند عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، همگی عواملی هستند که منطقه را در وضعیت شکنندهای قرار دادهاند. امارات به عنوان یکی از بازیگران فعال منطقهای، در همه این پروندهها نقش دارد. ابوظبی در سالهای اخیر رویکرد فعالتری در قبال ایران در پیش گرفته است. از یک سو، امارات تلاش کرده است تنشها با ایران را کاهش دهد و روابط دیپلماتیک را تقویت کند. از سوی دیگر، این کشور روابط نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد و گاهی در تقابل با منافع منطقهای ایران عمل میکند. این دوگانگی، روابط تهران-ابوظبی را به یک رابطه «رقابتی-همکارانه» تبدیل کرده است. سفر لاریجانی میتواند در چارچوب تلاش ایران برای «مدیریت تنش» با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تفسیر شود. ایران پس از سالها تنش، در دوره جدید به دنبال تنشزدایی و گسترش همکاریها با همسایگان جنوبی خود است. در این مسیر، امارات به دلیل وزن اقتصادی و سیاسی خود، جایگاه ویژهای دارد. رایزنی با این کشور میتواند به کاهش سوءتفاهمها و هماهنگی مواضع در پروندههای منطقهای کمک کند.
گمانهزنیهای محتوایی؛ محورهای احتمالی مذاکرات
با توجه به سکوت رسانهای، هرگونه تحلیل درباره محتوای مذاکرات لاریجانی در ابوظبی مبتنی بر گمانهزنی است. با این حال، با بررسی تحولات منطقه و پروندههای موجود، میتوان چند محور احتمالی را شناسایی کرد.
- محور نخست، تحولات لبنان است. لبنان در شرایط بسیار دشواری به سر میبرد و انتخاب رئیسجمهور جدید به بنبست رسیده است. ایران و امارات هر دو در تحولات لبنان نقش دارند و احتمالاً درباره راههای خروج از این بحران رایزنی کردهاند.
- محور دوم، موضوع جزایر سهگانه است. امارات همچنان بر ادعای خود درباره جزایر سهگانه ایرانی اصرار دارد و این موضوع همواره به عنوان یک مسئله حساس در روابط دو کشور مطرح بوده است. ممکن است در این سفر، طرفین درباره راههای مدیریت این اختلاف و جلوگیری از تشدید تنش بر سر آن گفتوگو کرده باشند. ایران بر حاکمیت خود بر این جزایر تأکید دارد و هرگونه مذاکره درباره آنها را رد میکند، اما ممکن است درباره نحوه تعامل با این موضوع در مجامع بینالمللی رایزنی شده باشد.
- محور سوم، موضوعات اقتصادی و تجاری است. امارات یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران است و بسیاری از کالاها از طریق این کشور وارد ایران میشود. تحریمهای بینالمللی، تجارت با امارات را با مشکلاتی مواجه کرده است. ممکن است در این سفر، راههای تسهیل مبادلات تجاری و بانکی و دور زدن تحریمها مورد بحث قرار گرفته باشد. گسترش همکاریهای اقتصادی میتواند به نفع هر دو کشور باشد و روابط را تقویت کند.
- محور چهارم، احتمال میانجیگری امارات در پرونده هستهای یا مذاکرات ایران و غرب است. امارات روابط نزدیکی با غرب دارد و گاهی به عنوان کانالی برای انتقال پیامهای محرمانه عمل میکند. با توجه به تحولات مربوط به مذاکرات هستهای، ممکن است امارات نقشی در این زمینه ایفا کرده باشد. سابقه لاریجانی در مذاکرات هستهای و امنیتی، این گمانهزنی را تقویت میکند.
تحلیل فرم؛ چرا سفر سریع و محرمانه؟
شکل انجام این سفر، یعنی کوتاه و محرمانه بودن آن، خود یک پیام دیپلماتیک است. در شرایط عادی، سفرهای رسمی معمولاً با اطلاعرسانی قبلی و حضور رسانهها انجام میشود. اما وقتی سفری با این ویژگیها انجام میشود، معمولاً نشاندهنده وجود موضوعی فوری، محرمانه یا بسیار حساس است که نباید در معرض هیاهوی رسانهای قرار گیرد. این رویکرد، از نظر راهبردی چند مزیت دارد.
- نخست، مانع از شکلگیری انتظارات کاذب در افکار عمومی میشود. اگر سفر با تبلیغات گسترده همراه باشد، مردم انتظار نتایج فوری و چشمگیر خواهند داشت و اگر نتیجهای حاصل نشود، دولتها با انتقاد مواجه میشوند.
- دوم، محرمانه بودن به طرفین اجازه میدهد با صراحت بیشتری گفتوگو کنند و به مسائل حساس بپردازند، بدون آنکه نگران درز اطلاعات باشند.
- سوم، سفرهای سریع گاهی برای «انتقال پیام» یا «هماهنگی مواضع» پیش از یک رویداد مهم انجام میشود. ممکن است این سفر مقدمهای برای یک رویداد دیپلماتیک بزرگتر، مانند سفر یک مقام بالاتر یا امضای یک توافق باشد. چهارم، این نوع سفرها به طرفین اجازه میدهد تا واکنشها و بازخوردها را پیش از علنی شدن موضوع، ارزیابی کنند.
پیامدها و چشمانداز؛ آینده روابط ایران و امارات
صرفنظر از محتوای مذاکرات، خودِ انجام این سفر یک پیام مثبت درباره وضعیت روابط ایران و امارات است. این سفر نشان میدهد که دو طرف اراده ادامه گفتوگو و رایزنی دارند و کانالهای ارتباطی بین آنها باز است. در دیپلماسی، تداوم ارتباط حتی در زمان اختلافات، خود یک موفقیت محسوب میشود. در کوتاهمدت، احتمالاً شاهد تأثیرات این سفر در تحولات منطقهای یا روابط دوجانبه خواهیم بود. اگر موضوع مذاکرات مربوط به لبنان بوده باشد، ممکن است تحرکات دیپلماتیک جدیدی در این کشور مشاهده شود. اگر موضوع اقتصادی بوده باشد، ممکن است تسهیلاتی در مبادلات تجاری ایجاد شود. اگر موضوع جزایر بوده باشد، احتمالاً تنشها در این زمینه کاهش خواهد یافت. در بلندمدت، سفر لاریجانی میتواند به عنوان گامی در مسیر تقویت روابط ایران و امارات تلقی شود. این دو کشور با وجود اختلافات، منافع مشترک زیادی نیز دارند. توسعه روابط اقتصادی، همکاری در حوزه انرژی و هماهنگی در پروندههای منطقهای میتواند به نفع هر دو باشد. سفرهای دیپلماتیک مانند این، زمینهساز چنین همکاریهایی است. با این حال، نباید انتظار معجزه داشت. اختلافات عمیق بین ایران و امارات، به ویژه در موضوع جزایر و رویکردهای متفاوت به تحولات منطقهای، همچنان پابرجاست. یک سفر کوتاه نمیتواند این اختلافات را حل کند. اما میتواند به مدیریت آنها و جلوگیری از تشدید تنش کمک کند. در نهایت، آینده روابط دو کشور به اراده سیاسی طرفین و تحولات کلان منطقهای بستگی دارد.