آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
به گزارش صابرین نیوز، روابط ایران و فرانسه، دو کشوری که روزگاری از آن به عنوان "دوستی دیرینه" یاد میشد، در چهار دهه اخیر به یکی از پرتنشترین و پرچالشترین روابط ایران با کشورهای اروپایی تبدیل شده است. در حالی که پاریس همواره تلاش کرده خود را در قامت یک میانجی بیطرف یا حتی دوست ایران معرفی کند، مرور تاریخ نشان میدهد که این کشور کارنامهای تاریک و پرفروغ از خصومت با ملت ایران دارد. اگر بخواهیم فهرستی از اقدامات خصمانه فرانسه علیه ایران تهیه کنیم، بیتردید اولین و مهمترین مورد، حمایت همهجانبه این کشور از صدام حسین در طول هشت سال دفاع مقدس است. فرانسه در آن سالها به عنوان یکی از مهمترین تأمینکنندگان تسلیحات پیشرفته برای رژیم بعث عراق عمل کرد. هواپیماهای میراژ، تانکها و موشکهای فرانسوی بودند که علیه رزمندگان ایرانی به کار گرفته شدند و هزاران نفر از مردم ایران را به خاک و خون کشیدند. اما دشمنی فرانسه به جنگ ختم نشد. در سالهای بعد، ماجرای تراژیک "خونهای آلوده" به یکی دیگر از نشانههای این خصومت تبدیل شد. در دهه ۱۳۶۰، فرانسه مقادیری فاکتورهای انعقادی آلوده به ویروس اچآیوی به ایران ارسال کرد که منجر به مبتلا شدن صدها بیمار هموفیلی و دریافتکنندگان خون به ایدز شد. این فاجعه انسانی که بعدها به "پرونده خونهای آلوده" معروف شد، تا سالها ابعاد تازهای از بیمسئولیتی و حتی عمدی بودن این اقدام را برملا کرد.
اما شاید آشکارترین و ماندگارترین نماد دشمنی فرانسه با ملت ایران، حمایت بیحد و حصر این کشور از گروهک تروریستی منافقین باشد. منافقین که در تاریخ معاصر ایران کارنامهای سیاهتر از آن نمیتوان یافت، مسئول ترور و کشتار هزاران ایرانی بیگناه از جمله زنان و کودکان هستند. با این حال، فرانسه نه تنها این گروهک تروریستی را در خاک خود پناه داد، بلکه امکانات گستردهای در اختیار آن قرار داد و رسماً از آنها حمایت کرد. اقامتگاه اصلی منافقین در فرانسه، مقر معروفی در حومه پاریس بود که سالها به عنوان مرکز فرماندهی این گروهک برای طراحی و اجرای عملیات تروریستی علیه ایران استفاده میشد. مقامات فرانسوی در عین حال که ایران را به نقض حقوق بشر متهم میکردند، سرکردگان گروهی را در آغوش خود جای داده بودند که نامشان با فجیعترین جنایتهای تاریخ معاصر ایران گره خورده است. اما جدیدترین سندی که نشان میدهد فرانسه همچنان به حمایتهای خود ادامه میدهد، افشای صدور پاسپورتهای جعلی برای دو نفر از مهمترین سرکردگان منافقین است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، فرانسه برای مریم رجوی (همسر مسعود رجوی و از رهبران اصلی این گروهک) پاسپورتی به نام "فرزانه دربحانی" صادر کرده است. همچنین برای زهرا مریخی (از چهرههای کلیدی منافقین) نیز پاسپورتی با هویت جعلی "پروانه همدانی" تهیه شده است. این اقدام در حالی صورت میگیرد که هر دو نفر دارای "وانت قرمز" اینترپل هستند. اخطار قرمز (Red Notice) بالاترین سطح هشدار بینالمللی برای تحت تعقیب بودن افراد است و کشورهای عضو اینترپل موظف به همکاری برای بازداشت و استرداد این افراد هستند. صدور پاسپورت جعلی برای افراد دارای وانت قرمز، نه تنها نقض آشکار تعهدات بینالمللی فرانسه، که به معنای حمایت فعال از تروریسم بینالمللی است. این اقدام فرانسه در شرایطی افشا میشود که پاریس در سالهای اخیر تلاش کرده است با ژستهای دیپلماتیک، چهره خود را در ایران بهبود بخشد. اما واقعیتهای میدانی چیز دیگری میگوید. فرانسه نه تنها از مواضع خصمانه خود عقبنشینی نکرده، که با این اقدام جدید، ثابت کرده است همچنان به دنبال حمایت از گروههای تروریستی و ایجاد چالش برای امنیت ملی ایران است. افکار عمومی ایران این اقدام را بیپاسخ نخواهد گذاشت و وزارت امور خارجه کشورمان نیز قطعاً این موضوع را از طریق مجاری دیپلماتیک و حقوقی بینالمللی پیگیری خواهد کرد.
تحلیل تاریخی؛ ریشههای دشمنی فرانسه با ایران
برای درک خصومت پایدار فرانسه با ایران، باید به دهههای پایانی قرن بیستم بازگردیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرانسه به همراه سایر قدرتهای غربی، از دست دادن متحد کلیدی خود در منطقه (رژیم پهلوی) را برنتابید. اما انگیزههای فرانسه فراتر از این همبستگی غربی بود. پاریس در آن سالها قراردادهای میلیاردی تسلیحاتی و هستهای با ایران داشت که پس از انقلاب لغو شد. این ضربه اقتصادی، زمینهساز کینهای شد که در سالهای بعد در قالب حمایت از صدام تبلور یافت. در طول جنگ تحمیلی، فرانسه نه تنها تسلیحات پیشرفته به عراق فروخت، بلکه اطلاعات نظامی و مشاوران خود را نیز در اختیار صدام قرار داد. هواپیماهای سوپر اتاندارد و موشکهای اگزوسه فرانسوی بودند که نفتکشهای ایران را در خلیج فارس هدف میگرفتند. این حمایتها، فرانسه را به یکی از مسئولان اصلی طولانیشدن جنگ و تداوم خونریزی تبدیل کرد. پس از جنگ، فرانسه مسیر دیگری برای خصومت با ایران انتخاب کرد: حمایت از گروهکهای تروریستی. انتخاب منافقین به عنوان گزینه اصلی، نشاندهنده عمق کینهتوزی پاریس بود. منافقین که در آن سالها از حمایت عراق برخوردار بودند و به اردوگاه صدام پناهنده شده بودند، پس از فروپاشی نظام بعث، به تدریج به اروپا و به ویژه فرانسه منتقل شدند. پاریس با آغوش باز از آنان استقبال کرد.
صدور پاسپورت جعلی و نقض تعهدات بینالمللی
صدور پاسپورت جعلی برای افراد دارای وانت قرمز اینترپل، یکی از جدیترین نقضهای تعهدات بینالمللی محسوب میشود. اینترپل به عنوان بزرگترین سازمان پلیس بینالمللی، نظام اخطارهای خود را برای هماهنگی میان کشورهای عضو در زمینه تعقیب مجرمان طراحی کرده است. وانت قرمز به معنای درخواست بازداشت موقت فرد به منظور استرداد است و کشورهای عضو موظفند در صورت شناسایی این افراد، اقدام لازم را انجام دهند. فرانسه به عنوان یکی از اعضای مؤسس اینترپل و از امضاکنندگان اساسنامه آن، این تعهدات را پذیرفته است. صدور پاسپورت جعلی برای مریم رجوی و زهرا مریخی، نه تنها همکاری با اینترپل را نقض میکند، بلکه به معنای کمک فعال به فرار این افراد از عدالت است. این اقدام میتواند مبنای شکایت حقوقی ایران در دیوان بینالمللی دادگستری یا سایر مجامع بینالمللی قرار گیرد. علاوه بر این، صدور هویت جعلی برای سرکردگان منافقین، با کنوانسیونهای بینالمللی مبارزه با تروریسم نیز در تضاد است. منافقین در فهرست گروههای تروریستی بسیاری از کشورها (از جمله عراق و پیشتر آمریکا و اتحادیه اروپا) قرار داشتهاند. حمایت از اعضای یک گروه تروریستی، مصداق بارز "همدستی با تروریسم" است و میتواند مسئولیت بینالمللی فرانسه را به دنبال داشته باشد.
دوگانگی پاریس در ادعاهای حقوق بشری
فرانسه همواره در مجامع بینالمللی به عنوان یکی از مدعیان اصلی حقوق بشر ظاهر شده و ایران را به نقض این حقوق متهم کرده است. اما پرونده حمایت از منافقین، دوگانگی آشکار پاریس را برملا میکند. چگونه کشوری که مدعی دفاع از حقوق بشر است، میتواند از گروهی حمایت کند که کارنامهاش پر از ترور، انفجار و کشتار مردم بیگناه است؟ منافقین در تاریخ معاصر ایران مسئول دهها عملیات تروریستی از جمله انفجار در اماکن عمومی، ترور شخصیتهای سیاسی و مذهبی، و حتی مشارکت در سرکوب مردم عراق در کنار صدام حسین هستند. این گروهک در عملیات "فروغ جاویدان" (حمله به خاک ایران در سال ۱۳۶۷) که به کشتار هزاران نفر از اعضای خود و نیروهای ایرانی انجامید، نقش اصلی را ایفا کرد. حمایت فرانسه از چنین گروهکی، اعتبار ادعاهای حقوق بشری پاریس را زیر سوال میبرد. این دوگانگی رفتاری، در حالی که فرانسه خود را در قامت مدعی اخلاقی جهان معرفی میکند، بیش از هر چیز ماهیت ابزاری و سیاسی رویکرد این کشور به حقوق بشر را آشکار میسازد. به عبارت دیگر، از نگاه پاریس، حقوق بشر برای دوستان و متحدان معنا دارد، نه برای همه.
پیامدهای حمایت فرانسه از تروریسم برای امنیت ملی ایران
حمایت فرانسه از منافقین، پیامدهای امنیتی مستقیمی برای ایران داشته است. منافقین در طول سالهای اقامت در فرانسه، از این کشور به عنوان پایگاهی برای طراحی و هدایت عملیات تروریستی علیه ایران استفاده میکردند. ارتباطات گسترده آنان با سرویسهای اطلاعاتی غربی، به ویژه فرانسه، به این عملیاتها مشروعیت و پشتیبانی میبخشید. اگرچه منافقین پس از فشارهای بینالمللی و تغییر شرایط، ناچار به ترک فرانسه و انتقال مقر خود به آلبانی شدند، اما شبکههای نفوذ و ارتباطات آنان با اروپا همچنان پابرجاست. صدور پاسپورتهای جعلی برای سرکردگان این گروهک، نشان میدهد که فرانسه همچنان به دنبال حمایت لجستیکی و اطلاعاتی از آنان است. این حمایتها میتواند به تداوم فعالیتهای تروریستی علیه ایران منجر شود. از سوی دیگر، حضور اتباع ایرانی دارای هویت جعلی در اروپا، تهدیدی برای شهروندان عادی ایران نیز محسوب میشود. این افراد میتوانند با سوءاستفاده از هویت جعلی خود، به اقدامات خرابکارانه یا جاسوسی علیه ایران و ایرانیان مقیم اروپا دست بزنند. پیگیری حقوقی این موضوع از طریق مجاری بینالمللی، برای جلوگیری از این تهدیدات ضروری است.
افشای اسناد و تأثیر آن بر روابط ایران و فرانسه
افشای صدور پاسپورت جعلی برای سرکردگان منافقین، روابط ایران و فرانسه را در آستانه یک چالش جدی جدید قرار میدهد. وزارت امور خارجه ایران به احتمال زیاد با احضار سفیر فرانسه، مراتب اعتراض شدید خود را اعلام و مدارک لازم را ارائه خواهد کرد. همچنین احتمال دارد ایران از طریق مجاری حقوقی بینالمللی، شکایتی را علیه فرانسه به دلیل نقض تعهداتش در مبارزه با تروریسم تنظیم کند. در عرصه دیپلماسی عمومی، این افشاگری میتواند افکار عمومی جهان را نسبت به دوگانگی غرب در مبارزه با تروریسم حساستر کند. رسانههای ایران و کشورهای همسو میتوانند با پوشش گسترده این موضوع، تصویر فرانسه را به عنوان حامی تروریسم در افکار عمومی جهانی برجسته کنند. این موضوع میتواند به کاهش اعتبار دیپلماتیک فرانسه در مجامع بینالمللی منجر شود. در بلندمدت، این افشاگری ممکن است به بازنگری در روابط دو کشور منجر شود. ایران احتمالاً در مذاکرات و تعاملات آینده با فرانسه، این موضوع را به عنوان یکی از موانع اصلی اعتمادسازی مطرح خواهد کرد. پاریس نیز برای جبران این خسارت دیپلماتیک، ناچار خواهد بود یا مواضع خود را در قبال منافقین تغییر دهد یا با پیامدهای منفی آن در روابط با ایران مواجه شود.