آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
هنر و بروز آن، بازتابی از روح هر جامعه است. وقتی وارد یک کشور یا شهری غریبه میشویم، پیش از هرگونه ارتباط با افراد، تصور خود را از جامعه انسانی آن، از روی معماری، از رنگها، از در و دیوار و حتی از تابلوهای تبلیغاتی میسازیم. به عبارت دیگر، شخصیت و روح آن جامعه را در میزان و چگونگی بهرهبردنشان از هنر جستجو میکنیم. اما امروز، روح جامعه ایران بیمار است و هنر، اولین قربانی این بیماری. وقتی بحرانهای اقتصادی - اجتماعی شکل میگیرد، بسیار منطقی است که جامعه نسبت به حذف هزینههای غیرضروری اقدام کند. خورد و خوراک، ضرورتی اجتنابناپذیر است، هزینههای رفتوآمد و آموزش در اولویتهای بعدی هستند و در انتهای این فهرست، نام هزینههای فرهنگ و هنر قرار دارد که پیش از هر چیز دیگری حذف میشود. سعید باباوند، نمایشگاهگردان و هنرمند تجسمی، تأکید میکند: «هنر جزو مایحتاج اولیه نیست. آدمها چه زمانی به دیدن تئاتر میروند؟ زمانی که معیشت و امنیت زیستیشان برقرار باشد.»
بحرانهای جامعه روی هنرمند تأثیرگذار است و طبیعتاً وقتی اتفاقی ناخوشایند میافتد، او نیز دچار مشکل میشود. جامعه هنرهای تجسمی امروز ما به شدت اثرپذیر از فضای اجتماعی است. در یک دهه اخیر، هرگاه بحرانی اجتماعی پیش میآید، اولین عکسالعمل جامعه هنری، دست کشیدن از زیست معمول و فعالیتهای حرفهای روزمره است. این تصور وجود دارد که اگر در این شرایط هنرمندی نمایشگاه بگذارد، حتماً آسودهخیال است. اما آیا جامعه در بحران، نیاز به هنر و هنرمند ندارد؟ وظیفه هنرمند در بحران، خلق اثر است. او این که هنرمند در بحران دست از کار بکشد شبیه آن است که یک روانشناس بگوید چون جامعه در جنگ یا التهاب است من کار نمیکنم، در حالی که کار اصلی او در همین دوره است. ما به جامعه تعهد داریم و باید حال جامعه را خوب کنیم.
همزمان با افزایش قیمتها، هزینههای تولید آثار هنری نیز چندین برابر شده است. مواد اولیه موردنیاز برای کارهای هنری، به ویژه آثار تجسمی، عمدتاً وارداتی است و از آنجایی که در فهرست کالاهای اساسی قرار ندارد و هیچ نوع حمایت مالی از آن نمیشود، بارها و بارها بیشتر از دیگر کالاها دچار افزایش قیمت شده است. ضیایی میگوید: «از جنگ ۱۲ روزه به بعد، قیمت مواد اولیه هنر ۵۰۰ درصد افزایش داشته است.» بازار ملتهب است. همه ما هزینههای غیرضروری را حذف کردهایم و از اندوختههای پیشین برای گذران این دوره تا رسیدن به تعادل استفاده میکنیم. حالا افرادی یا اصنافی را تصور کنید که طی سالها معاششان رونقی نداشته و همواره هشتشان گروی نهشان بوده است. آنها اکنون با شدت یافتن بحران اقتصادی چه میکنند؟ بسته ماندن گالریها یعنی رسمیتدادن به بیبضاعت ماندن هنرمند. ضیایی توضیح میدهد: «در حال حاضر بسیاری از گالریدارها نمیتوانند اجاره ملکشان را بدهند. من متوجه شدم که همه ما در یک رودربایستی عمومی گیر کردهایم.» هنرمندان نیز در شرایط بحران، ترجیح میدهند کار نکنند، چون کسی برای دیدن اثر نمیآید و دل و دماغ دیدن کار نیست.
تحلیل اقتصادی؛ هنر، اولین قربانی بحران
در شرایط بحران اقتصادی، اولویتهای هزینهای خانوارها به شدت تغییر میکند. خورد و خوراک، مسکن و درمان در صدر اولویتها قرار میگیرند و فرهنگ و هنر، به عنوان کالایی لوکس، اولین حذفشده از سبد هزینه است. سعید باباوند به درستی اشاره میکند که «آدمها چه زمانی به دیدن تئاتر میروند؟ زمانی که معیشت و امنیت زیستیشان برقرار باشد.» این روند، ضربه مهلکی به اقتصاد هنر وارد میکند. گالریها تعطیل میشوند، فروش آثار هنری به شدت کاهش مییابد و هنرمندان با کاهش شدید درآمد مواجه میشوند. یک هنرمند در حالت تعادل، هر ۳۰ تا ۴۵ روز یک بار اثر میفروشد، اما اکنون اگر هم فروش وجود داشته باشد، بسیار نادر است. نکته نگرانکنندهتر، افزایش هزینههای تولید است. مواد اولیه هنرهای تجسمی عمدتاً وارداتی هستند و با افزایش نرخ ارز، قیمت آن ها سرسامآور شده است. از جنگ ۱۲ روزه به بعد، قیمت مواد اولیه هنر ۵۰۰ درصد افزایش داشته است. این افزایش هزینه، عملاً هنرمندان را از تولید بازمیدارد.
بحران هویت و رودربایستی عمومی
بحرانهای اجتماعی، تأثیر عمیقی بر روان جامعه و به تبع آن بر هنرمندان میگذارد. باباوند میگوید که در یک دهه اخیر، هرگاه بحرانی اجتماعی پیش میآید، اولین عکسالعمل جامعه هنری، دست کشیدن از زیست معمول و فعالیتهای حرفهای روزمره است. این واکنش، ریشه در احساس گناه جمعی دارد؛ گویی هنرمند اگر در بحران کار کند، به مردم پشت کرده است. جامعه هنرهای تجسمی، با وجود مخاطب اندک (کمتر از دههزار نفر حرفهای)، همین موضعگیری را از همه هنرمندان طلب میکند. این یک تناقض آشکار است: از یک سو، هنر جزو اولین حذفیات است و از سوی دیگر، هنرمندان موظف به واکنش نشان دادن هستند.
تعهد هنرمند به جامعه در بحران
آیا هنرمند در بحران وظیفه دارد کار کند یا تعطیل کند؟ هنرمند به جامعه تعهد دارد و باید حال جامعه را خوب کند. این که هنرمند در بحران دست از کار بکشد شبیه آن است که یک روانشناس بگوید چون جامعه در جنگ یا التهاب است من کار نمیکنم، در حالی که کار اصلی او در همین دوره است. با این حال، این تعهد در عمل چگونه باید اجرا شود؟ آیا هنرمند باید اثری خلق کند که مستقیماً به بحران بپردازد؟ آیا باید نمایشگاه برگزار کند و آثارش را بفروشد؟ یا صرفاً با حضور خود در فضاهای مجازی و ابراز همدردی، وظیفه خود را انجام داده است؟ یک هفته بعد از جنگ ۱۲ روزه، نمایشگاهی با عنوان «مام میهن» در گالری دنا برگزار شد که از هر دو نحله فکری فحش خورد؛ در حالی که اساسا، موضوع ایران بود! این تجربه نشان میدهد که هنرمندان در بحرانهای سیاسی، بین دو آتش گیر میافتند.
رگههایی از بازار هنر در بحران
با وجود تمام مشکلات، برخی فعالان بازار هنر امیدوار هستند. رگههایی از بازار مسترها و آثار بزرگان که به حراجیها و مجموعهدارها وصل است فعال بود. این یعنی سرمایهگذاران بزرگ، هنوز هم به خرید آثار هنری با ارزش بالا علاقه دارند. نکته مهم دیگر، سرریز سرمایه از بازارهای موازی به سمت هنر است. در بحرانها افراد تصمیم به خرید دلار و طلا و رمزارز گرفتند، در انتها سرریز این سرمایه به سمت بازار هنر آمد و درصد کمی از سرمایه به خرید آثار بسیار گرانقیمت بزرگان رسید. این موضوع، یک رگه امید در بازار تاریک هنر است. اگر اتفاقات اخیر تمام شود، زخمهای بازار هنر ظرف یک سال ترمیم خواهد شد. دولتها باید مانند دوره کرونا در آمریکا، اروپا و سنگاپور، به گالریها کمک کنند.
آینده هنر ایران پس از بحران
آیا هنر ایران پس از این بحرانهای پیاپی، توانایی احیا دارد؟ پاسخ به این سوال، به عوامل متعددی بستگی دارد:
- اولین عامل، مدت زمان بحران است. اگر بحران طولانی شود، خسارات وارده به اقتصاد هنر جبرانناپذیر خواهد بود.
- دومین عامل، حمایت دولت است. در بسیاری از کشورهای جهان، دولتها در دورههای بحران، از بازار هنر حمایت میکنند.
- سومین عامل، خلاقیت هنرمندان است. هنرمندانی که بتوانند خود را با شرایط جدید وفق دهند و راههای نوینی برای فروش آثار خود پیدا کنند، در این بحران دوام خواهند آورد.
در نهایت، آنچه مسلم است، این است که هنر جزئی جداییناپذیر از جامعه است. حتی در تاریکترین روزهای بحران، انسان به زیبایی نیاز دارد. شاید هنرمندان با یادآوری این نیاز اساسی، بتوانند راهی برای عبور از این بحران پیدا کنند.