یکشنبه / ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۳:۱۳
کد خبر: 37905
گزارشگر: 548
۳۱
۰
۰
۱
بیمه سلامت، مرخصی با حقوق و برنامه‌های بازنشستگی از مهم‌ترین معیارهای کارکنان برای ماندن در شغل است

​حقوق تنها دیگر کافی نیست؛ منافع شغلی سدی در برابر استعفا

​حقوق تنها دیگر کافی نیست؛ منافع شغلی سدی در برابر استعفا
دهه‌ها بود که حقوق و پاداش به عنوان مهم‌ترین ابزار جذب و نگهداشت کارکنان تلقی می‌شد. قانون ساده بود: به افراد پول بیشتری بدهید تا بمانند. اما شواهد جدید نشان می‌دهد این داستان به این سادگی نیست. بر اساس مطالعه مرکز پژوهشی پیو، منافعی مانند بیمه سلامت، مرخصی با حقوق و برنامه‌های بازنشستگی از مهم‌ترین معیارهایی است که کارکنان در هنگام تصمیم‌گیری برای ادامه یک شغل یا استعفا، به آن‌ها توجه می‌کنند. امروزه، بسیاری از کارکنان در سکوت، بده‌بستان‌هایی انجام می‌دهند که مدیران منابع انسانی نمی‌توانند چشمان خود را به روی آن‌ها ببندند. آن‌ها ثبات را به حقوق، انعطاف‌پذیری را به پاداش و منافع را به حقوق پایه ترجیح می‌دهند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

برای دهه‌ها، باور عمومی بر این بود که پادشاه بی‌چون و چرای جذب و نگهداشت کارکنان، «حقوق» است. شرکت‌ها رقابت تنگاتنگی بر سر ارائه بالاترین رقم داشتند و تصور می‌کردند هر چه رقم بیشتر باشد، کارمند وفادارتر خواهد ماند. اما انگار قواعد بازی عوض شده است. امروزه کارمندان در سکوت، بده‌بستان‌های جدیدی انجام می‌دهند و مدیران منابع انسانی دیگر نمی‌توانند چشم خود را بر این تغیيرات ببندند. بر اساس مطالعه معتبر مرکز پژوهشی پیو، آنچه در رأس لیست خواسته‌های کارکنان قرار دارد، دیگر فقط اعداد و ارقام روی فیش حقوقی نیست. بیمه سلامت جامع، مرخصی با حقوق کافی و کافی بودن برنامه بازنشستگی، حالا به رقبای جدی خود حقوق تبدیل شده‌اند. در این میان، داده‌های موسسه گالوپ نشان می‌دهد کارکنانی که احساس کنند کارفرما واقعاً به سلامت جسم و روان آن‌ها اهمیت می‌دهد، احتمال استعفای بسیار کمتری دارند. این یعنی «حس تعلق» و «امنیت روانی» وزن بیشتری نسبت به پس‌انداز یک ماه اضافه پیدا کرده است.

آمیت نیو، مدیرمنابع انسانی شرکت آداما، این تغییر را عمیقاً حس کرده است. او توضیح می‌دهد که افزایش حقوق یک اثر کوتاه‌مدت دارد. فرد در لحظه خوشحال می‌شود، اما خیلی زود آن را امری عادی تلقی کرده و منتظر افزایش بعدی می‌ماند. اما منافعی مثل بیمه، هر روز کیفیت زندگی فرد را شکل می‌دهد. این منافع، غذا و سرپناه نیستند، بلکه "آرامش خاطر" هستند. یکی از جالب‌ترین نکات، "نامرئی بودن" این منافع است. کارمند حقوق خود را هر ماه می‌بیند، اما به ندرت متوجه می‌شود که کارفرما چقدر برای بیمه درمانی یا برنامه سلامت روان او هزینه می‌کند. اما گاهی پیش می‌آید که در بحبوحه زندگی روزمره، ناگهان به آن منافع نیاز پیدا می‌کند. آن زمان است که ارزش واقعی کارفرمایش را درک می‌کند. شرکت آداما نمونه بارزی از این رویکرد است. نیو می‌گوید منافع پزشکی این شرکت کم‌نظیر است و حتی کارمندانی که سال‌ها پیش شرکت را ترک کرده‌اند، هنوز از دست دادن آن منافع را به یاد دارند. این یعنی سیستم منافع به قدری قوی بوده که به یک "برند کارفرمایی" تبدیل شده است. با این حال، فقط تدوین یک برنامه خوب کافی نیست. نقش منابع انسانی بسیار کلیدی است. اگر مدیران میانی استراتژی منافع را درک نکنند و آن را به کارکنان منتقل نکنند، همه تلاش‌ها بی‌نتیجه خواهد ماند. نظارت بر اجرا و شفافیت در ارائه اطلاعات، رکن اصلی موفقیت این سیستم است. سخن پایانی این که حقوق همچنان مهم است؛ این هدیه ورودی شرکت است. اما منافع شغلی، هدیه ماندن است. سازمان‌های هوشمند آنهایی هستند که نه تنها کیف پول، بلکه کیفیت زندگی کارکنان را هم تأمین می‌کنند.

تحلیل داده‌های کمّی

مطالعه مرکز Pew نشان می‌دهد که ۵۷ درصد از کارمندانی که در دو سال گذشته شغل خود را ترک کرده‌اند، دلیل اصلی آن "احساس عدم احترام" و "نداشتن تعادل کار و زندگی" بوده است. این آمار بالاتر از افرادی است که به دلیل "حقوق کم" ترک کرده‌اند. به عبارت دیگر، منافع غیرنقدی مانند انعطاف‌پذیری (اجازه کار از خانه) و استقلال عمل (اختیار تصمیم‌گیری) در اولویت بالاتری قرار گرفته است. داده‌های گالوپ نشان می‌دهد که کارمندانی که از منافع شغلی خود رضایت دارند، ۴۳ درصد کمتر احتمال استعفا می‌دهند. این رقم برای شرکت‌های بزرگ با نرخ تناوب بالا (Turnover) یعنی صرفه‌جویی میلیون دلاری در هزینه‌های استخدام مجدد و آموزش. نکته جالب دیگر این است که این اولویت‌ها در نسل‌های مختلف متفاوت است. نسل Z (متولدین پس از ۱۹۹۶) انعطاف‌پذیری را بالاتر از حقوق می‌دانند، در حالی که نسل سنتی (متولدین قبل از ۱۹۴۶) هنوز به مزایای مالی وزن بیشتری می‌دهند.

امنیت روانی و نظریه خودتعیین‌گری

بر اساس نظریه خودتعیین‌گری (Self-Determination Theory)، انسان سه نیاز اساسی دارد: شایستگی (احساس توانمندی در کار)، خودمختاری (احساس کنترل بر کار) و ارتباط (احساس تعلق). بیمه سلامت و مرخصی با حقوق مستقیماً به نیاز "خودمختاری" و "امنیت" پاسخ می‌دهند. وقتی کارفرما بیمه درمانی کامل و مرخصی سخاوتمندانه فراهم می‌کند، این پیام را مخابره می‌کند که "ما تو را یک انسان می‌بینیم، نه فقط یک بازوی تولید". این احساس، به شدت به ایجاد "اعتماد عاطفی" منجر می‌شود که بسیار قوی‌تر از "اعتماد محاسباتی" (که بر مبنای محاسبه سود و زیان است) است. در مقابل، حقوق صرفاً یک مبادله اقتصادی است. کارمند می‌گوید: "من زمانم را می‌دهم، تو پول می‌دهی." اما منافع شغلی، مبادله را به یک "رابطه" تبدیل می‌کند که در آن کارمند احساس تعهد متقابل می‌کند.

چالش اجرا و ارتباطات

دست‌کم گرفتن نقش مدیران میانی یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در اجرای استراتژی منافع شغلی است. اگر یک مدیر خط (Line Manager) به کارمند خود بگوید "مرخصی می‌خواهی؟ حالا نه! اوضاع شلوغ است"، تمام زحمات واحد منابع انسانی برای تدوین برنامه سخاوتمندانه مرخصی بی‌اثر می‌شود. بنابراین، منابع انسانی باید بودجه‌ای برای "آموزش مدیران" اختصاص دهد. مدیران باید یاد بگیرند که چگونه انعطاف‌پذیری را تشویق کنند و چگونه اهمیت بیمه را برای کارمندان توضیح دهند. نیو به درستی می‌گوید: اگر مدیران درک نکنند، کارمندان هم درک نمی‌کنند. شفافیت اطلاعاتی نیز کلیدی است. بسیاری از کارمندان نمی‌دانند که کارفرما چقدر بابت بیمه تکمیلی آنها هزینه می‌کند. قرار دادن این اعداد در کنار فیش حقوقی (به عنوان "کل جبران خدمات") می‌تواند تأثیر روانی فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

بازگشت سرمایه (ROI) منافع شغلی

محاسبه بازگشت سرمایه برای منافع شغلی آسان نیست، اما غیرممکن نیست. بگذارید یک مثال ساده بزنیم: هزینه جایگزینی یک کارمند حرفه‌ای بین ۵۰ تا ۲۰۰ درصد حقوق سالانه اوست (شامل تبلیغات، مصاحبه، آموزش و کاهش بهره‌وری در دوره گذار). اگر با صرف سالانه ۱۰۰۰ دلار برای بیمه تکمیلی، مانع از استعفای ۱۰ کارمند کلیدی شوید، میلیون‌ها دلار پس‌انداز کرده‌اید. شرکت‌های بزرگ در غرب حتی هزینه "عدم حضور در محل کار" (Absenteeism) را نیز محاسبه می‌کنند. کارمندانی که از سلامت روان خوبی برخوردارند، کمتر مرخصی استعلاجی می‌گیرند و بازدهی بیشتری دارند. بنابراین، سرمایه‌گذاری در مشاوره روانشناسی و برنامه‌های مدیتیشن، عملاً یک هزینه نیست، بلکه یک سرمایه‌گذاری با بازده مثبت است. مک‌کینزی در گزارش خود اشاره کرده که به ازای هر ۱ دلار سرمایه‌گذاری در سلامت روان کارکنان، ۴ دلار بازگشت (از طریق کاهش غیبت و افزایش بهره‌وری) حاصل می‌شود.

آینده منافع شغلی در عصر هوش مصنوعی

با گسترش کار از راه دور (دورکاری) و هوش مصنوعی، مفهوم "منافع شغلی" نیز در حال تغییر است. دیگر خبری از ناهار رایگان در شرکت و وام وام مسکن نیست. منافع جدید عبارتند از: اشتراک نرم‌افزارهای همکاری آنلاین، کمک هزینه خرید تجهیزات خانگی (مانند صندلی ارگونومیک)، و حق عضویت در فضاهای کار اشتراکی. در آینده، کارمندان به دنبال منافعی خواهند بود که به آن‌ها کمک کند "تعادل" را حفظ کنند، نه "حضور" را افزایش دهند. مثلاً کمک هزینه مراقبت از کودک در حین کار از خانه، یا حق برخورداری از "ساعت خاموشی" (قطع اعلان‌های کاری بعد از ساعت ۶). همچنین، با افزایش اتوماسیون، شرکت‌ها برای جذب استعدادهای خلاق (که هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزینشان شود) رقابت شدیدتری خواهند کرد. در این رقابت، منافع شغلی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا خواهد کرد؛ زیرا حقوق پایه دیگر مزیت رقابتی پایدار نیست و به راحتی قابل کپی کردن است.

https://www.asianewsiran.com/u/iIR
اخبار مرتبط
هفته آخر اسفندماه، وزارت علوم از افزایش ۷۵ درصدی حقوق اعضای هیئت علمی خبر داد. این مصوبه که توسط هیئت امنای وزارت علوم تصویب شده، با واکنش منفی و تند کارمندان وزارت علوم مواجه شد. آن‌ها در تجمعات متعددی که آخرین آن یکشنبه ۲۳ فروردین در بیش از ۳۰۰ دانشگاه کشور برگزار شد، اعتراض خود را به این مصوبه که آن را «تبعیض‌آمیز» می‌دانند، اعلام کردند. مصوبه اخیر وزارت علوم، حقوق اعضای هیئت علمی را به عددی نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان می‌رساند، در حالی که حقوق کارمندان نزدیک به ۲۵ میلیون تومان است. این شکاف ۸ برابری، خشم کارمندان را برانگیخته است. آن‌ها این مصوبه را «قشری‌نگری، تبعیض سازمانی و نادیده‌گرفته‌شدن وضعیت معیشتی کارکنان» نامیده‌اند.
جنگ که آغاز شد، بسیاری از مردم ایران خود را برای قطعی اینترنت، اختلال در تردد و ناامنی اقتصادی آماده کردند. اما کمتر کسی تصور می‌کرد که کابوس "تعدیل نیرو" این‌قدر سریع و بی‌مهابا به سراغشان بیاید. هزاران کارگر و کارمند در روزهای اخیر با پیامی کوتاه از سوی کارفرمایان خود مواجه شده‌اند: "شما تعدیل شده‌اید." این سه کلمه، در بحبوحه جنگ و اضطراب، به فاجعه‌ای تازه برای معیشت خانواده‌ها تبدیل شده است. روایت‌ها از سراسر کشور می‌رسد. تبسم، کارمند یک شرکت دانش‌بنیان، بعد از چند روز مرخصی اجباری و دورکاری، نهایتاً از شرکت خود اخراج شد. دلیل اخراج، توقف برگزاری تورهای نمایشگاهی و بسته شدن سفارت‌ها بود.
اسعد صالحی، نماینده کارگران در شورای عالی کار مدعی شد ما پیش از این درخواست کرده بودیم که دستمزد کارگران را هرچه سریع تر تصویب کنند و با معاونت روابط کار نیز این مسأله را در میان گذاشتیم و انتظار می رفت تا پانزدهم این ماه تکلیف دستمزد مشخص نشود.این هفته یک جلسه اضطراری برگزار می شود و احتمال دارد که رقم دستمزد کارگران در این جلسه بسته شود. متاسفانه زمان زیادی برای اعلام هزینه سبد معیشت کارگران نداریم و با این شرایط ناچاریم هرچه سریع تر دستمزد را ببندیم تا روند پرداخت دستمزد در سال آینده دچار مشکل نشود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید