شنبه / ۲ خرداد ۱۴۰۵ / ۱۸:۰۰
کد خبر: 38438
گزارشگر: 548
۱۳۶۴
۰
۰
۱
روایتی بی‌پیرایه از زندگی محمدعلی رجایی

نقد فیلم «دولت عشق»

نقد فیلم «دولت عشق»
فیلم سینمایی «دولت عشق» به کارگردانی حمید بهمنی و بازی سیدجواد هاشمی در نقش محمدعلی رجایی، روایتی تأثیرگذار از زندگی دومین رئیس‌جمهور ایران از سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی تا روزهای پرالتهاب انقلاب و سپس دوران کوتاه ریاست‌جمهوری و در نهایت کشته شدن در هشتم شهریور ۱۳۶۰ است، با حداقل بودجه و امکانات ساخته شده و همین سادگی، آن را به اثری هم‌راستا با سبک زندگی مردی تبدیل کرده که به «محبوبِ فقرا» شهره بود. حمید بهمنی در این فیلم تلاش کرده است تا با تکیه بر مستندات تاریخی و بهره‌گیری از گریم مناسب سعید ملکان، تصویری واقعی و عاطفی از یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های انقلاب ارائه دهد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 سینمای ایران در چهار دهه اخیر همواره با مسئله «بازنمایی شخصیت‌های انقلابی و سیاسی» دست به گریبان بوده است. از یک سو، نیاز به حفظ حرمت و بزرگداشت این شخصیت‌ها وجود دارد و از سوی دیگر، ضرورت ساخت آثاری که در عین وفاداری به واقعیت، از جذابیت‌های دراماتیک نیز برخوردار باشند. فیلم سینمایی «دولت عشق» ساخته حمید بهمنی، یکی از تازه‌ترین تلاش‌ها در این زمینه است که به زندگی محمدعلی رجایی، دومین رئیس‌جمهور ایران، می‌پردازد. انتخاب رجایی به عنوان سوژه یک فیلم سینمایی، تصمیمی هوشمندانه و در عین حال چالش‌برانگیز است. هوشمندانه از این جهت که زندگی این مرد بزرگ (از کودکی و نوجوانی در قزوین، تا سال‌های خدمت در نیروی هوایی، مبارزات سیاسی، پیروزی انقلاب، وزارت آموزش و پرورش، نخست‌وزیری و در نهایت ریاست‌جمهوری و ترور) سرشار از فرازونشیب‌های دراماتیک و درس‌های اخلاقی است. چالش‌برانگیز از آن رو که تصویر کردن شخصیتی که هنوز در اذهان عمومی زنده است و بسیاری از نزدیکان و همراهانش در قید حیات هستند، نیازمند دقت و وفاداری تاریخی بالایی است.

حمید بهمنی، کارگردان فیلم، پیش از این نیز تجربه ساخت آثاری با مضامین دینی و انقلابی را داشته است. او در این فیلم تلاش کرده است تا زندگی رجایی را در سه مرحله به تصویر بکشد:

  1. مرحله نوجوانی (شکل‌گیری شخصیت و آشنایی با مفاهیم دینی و سیاسی)
  2. مرحله جوانی (ورود به نیروی هوایی و جذب در گروه‌های ملی-مذهبی)
  3. مرحله بزرگسالی (مبارزات سیاسی گسترده، زندان، آزادی، ورود به عرصه‌های اجرایی کشور و نهایتا ترور).

این تقسیم‌بندی سه مرحله‌ای، به فیلم ساختاری منسجم و قابل پیگیری می‌بخشد. یکی از مهم‌ترین عناصر موفقیت فیلم‌های زندگینامه‌ای، «بازیگر نقش اصلی» و «گریم» اوست. در «دولت عشق»، سیدجواد هاشمی (بازیگر مطرح سینمای جنگ و دفاع مقدس و مداح اهل بیت) در نقش رجایی انتخاب شده است. هاشمی به لحاظ فیزیک بدنی، نوع چهره و به ویژه به دلیل داشتن روحیات مذهبی و آشنایی با فضای انقلابی، شباهت و تناسب قابل قبولی با رجایی دارد. اما آنچه این شباهت را کامل می‌کند، «گریم مناسبی» است که سعید ملکان (چهره‌پرداز) روی هاشمی انجام داده است. نتیجه، تصویری باورپذیر و تأثیرگذار از رجایی در لحظات مختلف زندگی‌اش (از جوانی تا ریاست‌جمهوری) است.

با این حال، نکته‌ای که در نقدهای اولیه به «دولت عشق» بیش از همه جلب توجه می‌کند، «سادگی و بی‌پیرایگی» آن است. این فیلم با «حداقل بودجه» و «حداقل امکانات» ساخته شده است. به گفته خود حمید بهمنی، مسوولان تلویزیون این کار را در رده «سریال‌های تاریخی» نمی‌دیدند که بخواهند بیشتر از این پشتیبانی کنند. اما همین کمبود بودجه و امکانات، به یک ویژگی مثبت تبدیل شده است: فیلم «دولت عشق» همچون زندگی ساده و مستضعفانه رجایی، بی‌آلایش، بی‌تکلف و صمیمی از آب درآمده است. گویی تقدیر چنین بوده که این فیلم نیز همان مسیر زندگی قهرمانش را طی کند!

فیلم از لحاظ روایت، خطی و کلاسیک است؛ از کودکی تا ترور. این سبک روایت هرچند نوآورانه نیست، اما برای مخاطب عام (به ویژه مخاطب تلویزیون) که با این شخصیت آشنایی کامل ندارد، ساده و قابل فهم است. فیلمساز تلاش کرده است تا «لحظات کلیدی» زندگی رجایی را به درستی انتخاب و به تصویر بکشد: دستگیری‌های مکرر، هم بندی بودن با محمدجواد باهنر، پیروزی انقلاب اسلامی، قبول مسئولیت در سخت‌ترین شرایط، و نهایتا کشته شدن در کنار مردی که سال‌ها دوست و همکارش بود. این لحظات به خوبی بار دراماتیک فیلم را حفظ می‌کنند. کارگردانی حمید بهمنی در «دولت عشق»، متکی بر «واقع‌گرایی» و «پرهیز از اغراق» است. او صحنه‌های شکنجه را نه به صورت افراطی و سورئال، بلکه به شکلی مستندگونه و متکی بر گزارش‌های تاریخی به تصویر می‌کشد. همچنین از «مستندات آرشیوی» (مانند تصاویر واقعی از استقبال مردم از رجایی یا سخنرانی‌های او) به درستی استفاده کرده است تا حس باورپذیری را افزایش دهد. این ترکیب «بازسازی» و «مستند»، یکی از نقاط قوت فیلم است.

در نهایت، «دولت عشق» فیلمی است که شاید به لحاظ تکنیکی و بودجه‌ای در سطح آثار پرهزینه هالیوودی نباشد، اما با اتکا به «صداقت»، «سادگی» و «ارادت» به قهرمانش، می‌تواند قلب مخاطبان را لمس کند. این فیلم یادآوری می‌کند که سینما صرفاً به جلوه‌های ویژه و بودجه‌های میلیاردی نیست؛ گاهی یک روایت صادقانه و یک بازی باورپذیر، از هر تکنیکی قدرتمندتر است. برای نسلی که رجایی را فقط در کتاب‌های درسی خوانده یا از پدران و مادران خود شنیده، «دولت عشق» می‌تواند پنجره‌ای رو به «دولتی» باشد که عشق بود، نه قدرت. در ادامه، به تحلیل فنی و دقیق‌تر این فیلم در پنج محور اصلی خواهیم پرداخت.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ از کودکی تا ترور، سفری خطی اما تأثیرگذار

فیلمنامه «دولت عشق» (نوشته خود حمید بهمنی) ساختاری «خطی و کلاسیک» دارد؛ از تولد و کودکی رجایی در قزوین آغاز می‌شود، سپس نوجوانی، جوانی (خدمت در نیروی هوایی)، سال‌های مبارزه، زندان، پیروزی انقلاب، مسئولیت‌های اجرایی و نهایتاً شهادت را پشت سر می‌گذارد. این ساختار اگرچه نوآورانه نیست، اما برای روایت زندگی یک شخصیت تاریخی (به ویژه برای مخاطب ناآشنا با جزئیات آن) انتخابی مناسب و هوشمندانه است. مخاطب به راحتی می‌تواند مسیر زندگی قهرمان را دنبال کند و «تحول» او را از یک جوان مذهبی به یک مبارز سیاسی و سپس به یک رئیس‌جمهور شهید مشاهده نماید.

فیلمنامه تلاش کرده است تا بر «لحظات کلیدی» زندگی رجایی تمرکز کند. از جمله: دستگیری توسط ساواک (که بخش قابل توجهی از فیلم را به خود اختصاص داده است)، آشنایی و همکاری نزدیک با محمدجواد باهنر (که بعدها نخست‌وزیر و معاونش شد)، پیروزی انقلاب و قبول مسئولیت وزارت آموزش و پرورش (با آن بودجه ناچیز و آن سادگی معروف)، نخست‌وزیری در دولت بنی‌صدر و نهایتاً ریاست‌جمهوری و کشته شدن در انفجار دفتر نخست‌وزیری. انتخاب این لحظات نشان می‌دهد که فیلمنامه‌نویس به خوبی با فرازونشیب‌های زندگی قهرمانش آشنا بوده و سعی کرده است «کمیت» را فدای «کیفیت» نکند.

نکته قابل تأمل، «پرهیز فیلمنامه از اغراق و بزرگنمایی» است. فیلم سعی نکرده است از رجایی یک «ابرقهرمان» غیرواقعی بسازد. او را با همان سادگی، فروتنی و گاهی سخت‌گیری‌های اخلاقی‌اش (مثلاً در برابر سوءاستفاده‌ها از بیت‌المال) نشان می‌دهد. همچنین به «رنج‌های جسمی و روانی» او در دوران پهلوی می‌پردازد، بدون آن که این صحنه‌ها را به شکلی افراطی و سورئال (و خارج از عرف تلویزیون) به تصویر بکشد. این واقع‌گرایی، بزرگ‌ترین سرمایه فیلمنامه است. اگر ایرادی به فیلمنامه وارد باشد، شاید «شتابزدگی» در بخش پایانی (دوران ریاست‌جمهوری و ترور) باشد. به نظر می‌رسد فیلمساز زمان بیشتری برای پرداختن به این دوران (که شاید برای مخاطب امروز از همه جذاب‌تر باشد) نیاز داشته است.

کارگردانی و زبان بصری؛ واقع‌گرایی در خدمت روایت و احترام به مخاطب

حمید بهمنی در مقام کارگردان «دولت عشق»، سبکی «واقع‌گرا» و «مستندگونه» را در پیش گرفته است. او به جای تکیه بر تکنیک‌های اغراق‌آمیز و سینماییِ صِرف، سعی کرده است فضا و موقعیت‌های تاریخی را به شکلی ملموس و باورپذیر بازسازی کند. طراحی صحنه داریوش پیرو، به ویژه در بخش‌های مربوط به زندان ساواک و فضای دهه ۳۰ و ۴۰ ایران، قابل دفاع و دقیق است. با وجود بودجه کم، توانسته است حس و حال آن دوران را (با لباس‌ها، ماشین‌ها، کوچه‌ها و ساختمان‌های مناسب) به مخاطب منتقل کند.

نکته دیگر، «استفاده به جا از مستندات آرشیوی» است. فیلم در بخش‌هایی که به رویدادهای بزرگ تاریخی (مانند پیروزی انقلاب، سخنرانی‌های رجایی، استقبال توده‌های مردم از او) می‌پردازد، از تصاویر واقعی و آرشیوی استفاده کرده است. این ترکیب «بازسازی» و «مستند»، نه تنها هزینه تولید را کاهش داده، بلکه «حس باورپذیری» را نیز افزایش داده است. مخاطب می‌داند آنچه می‌بیند صرفاً یک «داستان تخیلی» نیست، بلکه بر اساس واقعیت‌های تاریخی ثبت شده ساخته شده است.

با این حال، فیلم از نظر «ریتم» و «ضرباهنگ» گاهی دچار کندی و کشش بیش از حد می‌شود. به ویژه در بخش میانی (سال‌های زندان)، برخی سکانس‌ها می‌توانستند کوتاه‌تر باشند. کارگردان علی‌رغم واقع‌گرایی، گاهی در نمایش «تکرار» (مثلاً دستگیری‌های مکرر) دچار اطناب شده است. همچنین «نورپردازی» فیلم چندان سینمایی نیست و بیشتر شبیه به آثار تلویزیونی است (که با توجه به بودجه کم، قابل درک است). در مجموع، کارگردانی بهمنی در «دولت عشق» «حرفه‌ای اما نه استادانه» است. او وظیفه خود را به درستی انجام داده است: روایتی صادقانه و قابل قبول از زندگی یک قهرمان ملی ارائه کرده است، هرچند اثری از آن «امضای کارگردانی منحصربه‌فرد» که فیلم را فراتر از روایت تاریخی ببرد، در کار نیست.

بازی‌ها؛ سیدجواد هاشمی، تجسم یک شهید زنده بر پرده

بازی سیدجواد هاشمی در نقش محمدعلی رجایی، بدون تردید «مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عنصر» فیلم «دولت عشق» است. هاشمی که پیشتر در نقش‌های مختلفی در سینمای دفاع مقدس ظاهر شده بود، این بار فرصت یافته است تا نقش یک شخصیت سیاسی-تاریخی را ایفا کند. او از عهده این مسئولیت به خوبی برآمده است. هاشمی موفق شده است «سادگی»، «فروتنی»، «صلابت» و در عین حال «آلام و رنج‌های» رجایی را در لحظات مختلف به تصویر بکشد. بازی او اغراق‌آمیز نیست، نمایشی نیست، بلکه «طبیعی» و «جاندار» است. نکته مهم، «شباهت فیزیکی» جواد هاشمی به رجایی است (که با گریم سعید ملکان تکمیل شده است). این شباهت (به ویژه در بخش میانسالی و پیری) چنان باورپذیر است که گاهی مخاطب احساس می‌کند خود رجایی را روی پرده می‌بیند. هاشمی به خوبی از «چشمان» خود بازی می‌گیرد؛ چشمانی که هم نافذ و پرصلابت هستند و هم پر از رنج و درد (در لحظات شکنجه). او همچنین «گویش قزوینی» رجایی را (هرچند کامل و اصولی) اما به اندازه کافی برای القای حس واقعیت، ادا کرده است.

سایر بازیگران نیز در نقش‌های خود قابل قبول هستند. احمد میررفیعی در نقش یکی از همبندی‌های رجایی، امیر گرجی، حبیب‌الله حداد و حمید اصغری تتماج، همگی نقش‌های مکمل خود را به درستی ایفا کرده‌اند. آنچه در مجموع بازی‌ها به چشم می‌خورد، «نداشتن بازی ضعیف و غیرحرفه‌ای» است. شاید نتوان گفت هیچ‌کدام از بازی‌ها در سطح یک شاهکار بازیگری است، اما همه آن ها در حد استاندارد و قابل قبول هستند. نکته قابل تقدیر، انتخاب بازیگران «چهره» و «موجه» برای نقش شخصیت‌های منفی (مأموران ساواک) است که از «کاریکاتوری و اغراق‌آمیز» شدن شخصیت آنان جلوگیری کرده است. در مجموع، بازی‌ها در «دولت عشق» را می‌توان یکی از نقاط قوت فیلم به شمار آورد.

طراحی صحنه، لباس و گریم؛ بازآفرینی یک دوره تاریخی با کمترین هزینه

با توجه به بودجه محدود فیلم، «طراحی صحنه و لباس» و «گریم» در «دولت عشق» عملکردی فراتر از انتظار داشته است. داریوش پیرو (طراح صحنه) توانسته است فضاهای مختلفی (از کوچه و بازار قزوین در دهه ۳۰ گرفته تا سلول‌های ساواک در دهه ۴۰ و ۵۰، و سپس ادارات و نهادهای انقلابی در دهه ۶۰) را با حداقل امکانات و باورپذیر بازآفرینی کند. شاید جزئیات در سطح لوکیشن‌های پرهزینه سینمایی نباشد، اما برای یک فیلم تلویزیونی (و با آن بودجه)، بیش از انتظار خوب است. طراحی لباس نیز با دقت و بر اساس عکس‌ها و فیلم‌های مستند آن دوره انجام شده است. لباس‌های زندان (لباس‌های راه راه خاکستری)، لباس نظامی دوره سربازی رجایی در نیروی هوایی، لباس روحانیت (پدر رجایی)، لباس ساده و معمولی یک معلم و مدیر، و نهایتاً کت و شلوار ساده و همیشگی دوران نخست‌وزیری و ریاست‌جمهوری -همه و همه- نشان از دقت طراح لباس دارد. این دقت در جزئیات، هرچند برای همه مخاطبان قابل تشخیص نیست، اما به «حس واقعیت» فیلم کمک شایانی می‌کند.

اما مهم‌ترین دستاورد فنی فیلم، بدون تردید «گریم سعید ملکان» است. ملکان با تکنیک‌های مختلف گریم (پروستتیک، تغییر فرم ابرو و گونه و چانه و ...) موفق شده است چهره سیدجواد هاشمی را به چهره رجایی (در سنین مختلف) نزدیک کند. این گریم علاوه بر شباهت ظاهری، «حس و حال» چهره رجایی (نوعی نگاه عمیق و در عین حال فروتنانه) را نیز منتقل می‌کند. در برخی نماهای نزدیک، به ویژه در بخش‌های مربوط به دوران ریاست‌جمهوری (که مستندات تصویری زیادی از رجایی در دست است)، این گریم چنان موفق از آب درآمده که واقعاً مخاطب را به شک می‌اندازد که آیا این «بازیگر» است یا خود رجایی! گریم ملکان، یکی از نقاط عطف فیلم و عامل مهمی در باورپذیری نقش اول است.

نسبت با سینمای بیوگرافی و دفاع مقدس؛ گامی مؤثر اما نه نهایی

سینمای بیوگرافی (زندگینامه‌ای) در ایران، سابقه‌ای دیرینه اما نه چندان درخشان دارد. از «مادر» و «روز واقعه» (درباره شخصیت‌های مذهبی) تا «چشم‌هایش» و «غریب» (درباره شخصیت‌های سیاسی و نظامی)، آثار متفاوتی ساخته شده، اما تعداد کمی از آن ها توانسته‌اند هم به لحاظ تجاری موفق باشند و هم در تاریخ سینما ماندگار شوند. «دولت عشق» در این رده بندی، در سطح «آثار متوسط اما مؤثر» قرار می‌گیرد. فیلم نه «شاهکار» است و نه «شکست». او توانسته است با اتکا به «صداقت» و «سادگی»، ارتباط عاطفی با مخاطب برقرار کند، بدون آنکه ادعای یک اثر سینمایی بزرگ و بودجه‌دار را داشته باشد.

در مقایسه با سایر آثار ساخته شده درباره شخصیت‌های انقلابی (مانند «بادیگارد» درباره قاسم سلیمانی، یا «موقعیت مهدی» درباره مهدی باکری)، «دولت عشق» از نظر بودجه و تکنیک در سطح پایین‌تری است. اما شاید «سادگی» ذاتی خود فیلم (که با زندگی ساده رجایی همخوانی دارد) این ضعف را به یک نقطه قوت تبدیل کرده است. مخاطب انتظار جلوه‌های ویژه و نبردهای حماسی ندارد؛ او انتظار دارد «انسانیت»، «فروتنی» و «ایثار» را روی پرده ببیند. و «دولت عشق» تا حدود قابل قبولی این انتظار را برآورده می‌کند.

اما سؤال این است: آیا «دولت عشق» می‌تواند نسل جوان امروز را که رجایی را فقط در کتاب‌های درسی (و آن هم به صورت خلاصه) دیده، جذب کند؟ پاسخ به این سؤال کمی دشوار است. فیلم از نظر فرم (ریتم کند، تکنیک‌های سنتی) ممکن است برای مخاطب عادت‌کرده به سینمای سریع و پرهیجان امروز، کمی «کند» و «قدیمی» به نظر برسد. با این حال، آنچه فیلم را برای نسل جوان ارزشمند می‌کند، «محتوا» و «پیام» آن است. پیام «سادگی در عین قدرت»، «خدمت به مردم بدون منت»، و «ایستادگی در برابر ظلم» -پیام‌هایی که رجایی تجسم زنده آنها بود. اگر «دولت عشق» بتواند حتی یک درصد از مخاطبان جوان خود را به مطالعه و تحقیق درباره زندگی رجایی ترغیب کند، رسالت خود را به انجام رسانده است. این فیلم «نهایی» نیست، اما «آغازگر» خوبی است برای اینکه سینماگران جوان و پرانگیزه، به سراغ ساخت آثاری با کیفیت‌تر و جذاب‌تر درباره این الگوی بی‌نظیر اخلاق و سیاست بروند.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/iRv
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «تهران کنارت» ساخته علی بهراد که پس از دو سال توقیف و کشوقوس‌های فراوان، سرانجام در پاییز ۱۴۰۴ روی پرده سینماها رفته است، این روزها به یکی از جنجالی‌ترین آثار اکران بدل شده است. خبرگزاری فارس با راه‌اندازی کمپین جمع‌آوری امضا در بخش «فارس من»، خواستار توقیف مجدد فیلم و مجازات صادرکنندگان مجوز آن شده است. دلایل اصلی مخالفت‌ها، استفاده از صدای «سوگند» (خواننده ایرانی مقیم خارج) در تیزر، وجود سکانس‌هایی با کشف حجاب و محتوایی است که به زعم منتقدان شامل رقص و آوازخوانی زنان و روابط خارج از چارچوب می‌شود. فارس فیلم را «پروژه نفوذ فرهنگی» و اجرای تئوری «قورباغه آب‌پز» برای حساسیت‌زدایی از جامعه خوانده است.
فیلم سینمایی «سرهنگ ثریا» به کارگردانی لیلی عاج و بازی ژاله صامتی که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با استقبال منتقدان مواجه شد، در حالی اکران خود را آغاز کرد که نقدهای تندی درباره فیلمنامه سست و کارگردانی شبیه به تله‌فیلم به آن وارد شد. این فیلم که بر اساس داستان واقعی «ثریا عبداللهی» -مادر یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق- ساخته شده، روایتگر تلاش بیست ساله او برای یافتن فرزندش در کمپ اشرف عراق است. با وجود سوژه بکر و جذاب، منتقدان معتقدند فیلم در تبدیل ایده اولیه به یک درام تکان‌دهنده ناتوان بوده و از حفره‌های داستانی متعدد رنج می‌برد.
پخش فیلم سینمایی «بودن یا نبودن» ساخته کیانوش عیاری از تلویزیون ایران، اگرچه به خودی خود اتفاقی مثبت و ارزشمند در جهت آشنایی مخاطبان عام با گنجینه‌های سینمای کشور محسوب می‌شود، اما متأسفانه با ممیزی‌های بی‌جای قیچی نظارتی مواجه شد. صحنه‌هایی از این فیلم که داستان تلاش بیماران نیازمند پیوند قلب برای جلب رضایت خانواده فرد دچار مرگ مغزی را روایت می‌کند، حذف شده است. «بودن یا نبودن» که در سال ۱۳۷۷ ساخته شده، یکی از شاخص‌ترین آثار سینمای جدی ایران در ژانر ملودرام اجتماعی به شمار می‌رود. لحن سرد و مستندگونه فیلم، بازی‌های طبیعی و بی‌تکلف بازیگرانی همچون عسل بدیعی، فرهاد شریفی و مریم بوبانی، و پرهیز از قطب‌بندی خوب و بد، از مهم‌ترین ویژگی‌های این اثر ماندگار است.
فیلم سینمایی «مخمصه» ساخته محمدعلی سجادی که در سال ۱۳۸۵ اکران شد، یکی از جدی‌ترین و حرفه‌ای‌ترین آثار ژانر پلیسی-گنگستری در سینمای ایران محسوب می‌شود. این فیلم که نام خود را با اثر کلاسیک مایکل مان یعنی «HEAT» شریک است، داستان تعقیب و گریز سروان رضا شمیرانی و تیمش را روایت می‌کند که در برابر گروهی از سارقان حرفه‌ای به رهبری خلافکاری مرموز (با بازی مسعود رایگان) قرار گرفته‌اند. سجادی که کارنامه‌ای پربار در ژانر پلیسی دارد، در این فیلم سعی کرده است با تلفیق ساختار کلاسیک داستان‌های دزد و پلیس با مؤلفه‌های بومی و ایرانی، تصویری ملموس و زمینی از نیروهای انتظامی و همچنین خلافکاران ارائه دهد.
فیلم سینمایی «فرشته‌ها با هم می‌آیند» به نویسندگی و کارگردانی حامد محمدی، ساخته سال ۱۳۹۲، دومین تجربه بلند این فیلمساز پس از موفقیت نسبی «طلا و مس» است. محمدی که در فیلم قبلی خود با نگاهی واقع‌بینانه به زندگی یک روحانی جوان قدم در مسیری تازه گذاشته بود، در این اثر نیز دوباره سراغ یک طلبه جوان رفته، اما این بار با فیلمنامه‌ای چندپاره و گنگ که نمی‌داند چه می‌خواهد بگوید. بازی جواد عزتی و نازنین بیاتی در نقش‌های اصلی، تنها برگ برنده فیلمی است که در فقدان یک درام منسجم، تماشاگر را سردرگم رها می‌کند. فیلم «فرشته‌ها با هم می‌آیند» ساخته حامد محمدی که در سال ۱۳۹۲ روی پرده سینماها رفت، با وجود بازی جواد عزتی و نازنین بیاتی و تکرار فضای طلبگی فیلم موفق «طلا و مس»، نتوانست رضایت منتقدان را جلب کند.
«تمرین‌هایی برای یک انقلاب» جدیدترین ساخته پگاه آهنگرانی، بازیگر و فیلمساز ایرانی، در بخش «نمایش‌های ویژه» جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمد و با واکنش‌های گسترده منتقدان بین‌المللی مواجه شد. این مستند که اولین تجربه کارگردانی بلند آهنگرانی محسوب می‌شود، برخلاف بسیاری از آثار سیاسی درباره ایران، رویکردی کاملاً شخصی و فرم‌محور در پیش گرفته است. فیلم به جای روایت خطی تاریخ، در قالب پنج پرتره از اعضای خانواده و نزدیکان فیلمساز، پنج دهه تاریخ معاصر ایران را روایت می‌کند. مهم‌ترین نقطه قوت این مستند، فرم روایی هوشمندانه و استفاده خلاقانه از تصاویر آرشیوی است. آهنگرانی فیلم را تقریباً به طور کامل از فیلم‌های آرشیوی خانگی، ویدئوهای خبری کم‌دیده‌شده و تصاویر موبایلی ساخته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید