آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
پس از ماهها رایزنی فشرده و پشتپرده، مذاکرات میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان و قطر به حساسترین و تعیینکنندهترین مرحله خود نزدیک شده است. گزارشها حاکی از آن است که دو طرف به درک مشترکی درباره بسیاری از مسائل دست یافتهاند، اما همچنان بر سر چند نقطه اختلافی مهم، راه به جایی نبردهاند. آمریکا که چندین بار متن تفاهمنامه پیشنهادی را اصلاح کرده و به تهران ارسال کرده است، اکنون منتظر پاسخ نهایی ایران است. منابع آگاه میگویند واشنگتن خواهان تعیین تکلیف سریع این مذاکرات است، اما تهران عجله ندارد و تأکید میکند که توافق خوب، بهتر از توافق سریع است. مهمترین و پیچیدهترین نقطه اختلاف میان دو طرف، موضوع ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است. آمریکا بر تعیین تکلیف این ذخایر، از جمله احتمال انتقال به کشور سوم یا رقیقسازی آن، تأکید دارد. اما مقامات ایرانی میگویند پرونده هستهای فعلاً در دستور کار مذاکرات نیست.
روسیه و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به عنوان ناظران و بازیگران مؤثر در این پرونده، گزینههای مختلفی از جمله انتقال اورانیوم به روسیه یا رقیقسازی در داخل ایران را مطرح کردهاند. اما تأکید دارند که هر گونه تصمیم نهایی، نیازمند موافقت صریح تهران است. ایران بارها اعلام کرده است که هدف اصلی مذاکرات، پایان جنگ و رفع تحریمهاست، نه بحثهای فنی درباره برنامه هستهای. مقامات ایرانی برخی گزارشها درباره انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از کشور را قویاً رد کرده و گفتهاند تمام مواد هستهای در داخل ایران باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، موضوع تنگه هرمز و نحوه اجرای هر گونه توافق نیز از دیگر نقاط اختلافی است. آمریکا خواهان تضمینهایی درباره امنیت کشتیرانی در این آبراه حیاتی است، در حالی که ایران تأکید میکند هر گونه توافق باید کاملاً متوازن و مبتنی بر احترام به حاکمیت ملی باشد. مقامهای دو طرف از ادامه تماسها و وجود شانس برای توافق سخن میگویند. اما هنوز هیچ نتیجه نهایی قطعی نشده است. برخی منابع از احتمال اعلام توافق در روزهای آینده خبر میدهند، در حالی که منابع دیگر معتقدند اختلافات عمیق همچنان پابرجاست. همه چشمها به پایتختهای دو کشور و دفاتر میانجیگران در اسلامآباد و دوحه دوخته شده است. آیا مذاکرات به توافق میانجامد یا بار دیگر با شکست مواجه میشود؟ پاسخ این سؤال، مسیر آینده منطقه را برای سالها تعیین خواهد کرد.
مراحل پایانی مذاکرات؛ واقعیت یا شگرد رسانهای؟
عبارت «مراحل پایانی» در ادبیات دیپلماتیک، یکی از پرتکرارترین و در عین حال مبهمترین اصطلاحات است. گاهی این عبارت واقعاً به معنای نزدیک شدن به توافق نهایی است و گاهی نیز یک شگرد رسانهای برای مدیریت انتظارات افکار عمومی و افزایش فشار بر طرف مقابل محسوب میشود. در مورد مذاکرات کنونی ایران و آمریکا، هر دو احتمال وجود دارد. از یک سو، منابع آگاه از نزدیک شدن دیدگاهها در بسیاری از موضوعات فرعی خبر میدهند. میانجیگران پاکستانی و قطری که در هفتههای اخیر رفت و آمدهای فشردهای بین تهران، واشنگتن، اسلامآباد و دوحه داشتهاند، نسبت به توافق ابراز امیدواری میکنند. اصلاح چندباره متن تفاهمنامه از سوی آمریکا نیز نشان میدهد که واشنگتن آماده انعطاف در برخی موارد است. از سوی دیگر، باقی ماندن اختلافات بر سر موضوعات کلیدی مانند برنامه هستهای و تنگه هرمز، نشان میدهد که راه زیادی تا توافق نهایی باقی مانده است. تهران تأکید دارد که «پرونده هستهای فعلاً در دستور مذاکرات نیست»، در حالی که واشنگتن اصرار دارد هر توافقی باید شامل تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم باشد. این شکاف اساسی، دستیابی به توافق را بسیار دشوار میکند.
اورانیوم غنیشده؛ گره کور مذاکرات
موضوع ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، قلب تپنده مذاکرات کنونی است. ایران در سالهای اخیر به میزان قابل توجهی اورانیوم را تا سطوح نزدیک به تسلیحاتی غنیسازی کرده است. این ذخایر برای آمریکا و متحدانش یک نگرانی امنیتی حیاتی محسوب میشود. آنان معتقدند تا زمانی که این ذخایر تعیین تکلیف نشوند، هر توافقی شکننده و موقتی خواهد بود.
سه گزینه اصلی بر سر میز مذاکره وجود دارد:
- گزینه اول، انتقال اورانیوم به کشور ثالث مانند روسیه است. این گزینه مورد علاقه آمریکاست زیرا ذخایر را از دسترس ایران خارج میکند.
- گزینه دوم، رقیقسازی اورانیوم تا سطح استاندارد (کمتر از ۵ درصد) در داخل ایران است. این گزینه مورد قبول روسیه و آژانس است.
- گزینه سوم، حفظ ذخایر با نظارت شدید آژانس است که گزینه مورد علاقه ایران محسوب میشود.
مقامات ایرانی بارها هرگونه گمانهزنی درباره انتقال اورانیوم به خارج را «شایعه» و «غیرواقعی» خواندهاند. آنان میگویند تمام مواد هستهای در داخل کشور باقی خواهد ماند و هرگونه تصمیمگیری درباره آن، صرفاً در چارچوب حقوق هستهای ایران و توسط مسئولان داخلی اتخاذ خواهد شد. این موضع گیری، مانع اصلی پیشرفت مذاکرات بر سر این موضوع است.
نقش میانجیگران؛ پاکستان و قطر در خط مقدم
در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، نقش میانجیگران حیاتی و تعیینکننده است. پاکستان و قطر به عنوان دو میانجی اصلی، هر کدام کارکردهای متفاوتی دارند. پاکستان به دلیل روابط نزدیک نظامی و امنیتی با هر دو طرف (هم با ایران و هم با آمریکا) و همچنین به دلیل همسایگی و منافع ژئوپلیتیک، نقشی راهبردی ایفا میکند. اسلامآباد بارها ثابت کرده است که میتواند پل ارتباطی مؤثری باشد. قطر نیز به عنوان یک میانجی قدرتمند و باتجربه در منطقه، نقش تسهیلگر و فراهمکننده فضای مذاکره را بر عهده دارد. دوحه میزبان بسیاری از مذاکرات حساس منطقهای و بینالمللی بوده و روابط دیپلماتیک گستردهای با ایران و آمریکا دارد. منابع قطری از وجود «اراده جدی» در دو طرف برای رسیدن به توافق خبر میدهند. علاوه بر این دو کشور، روسیه و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به عنوان ناظران و مشاوران فنی در برخی جلسات حضور دارند. روسیه گزینه رقیقسازی اورانیوم را قویاً دنبال میکند و آژانس نیز بر هر گونه فرآیند فنی نظارت خواهد کرد. هماهنگی میان این بازیگران متعدد، خود یک معادله پیچیده دیپلماتیک است که مدیریت آن به همان اندازه خود مذاکرات اهمیت دارد.
تنگه هرمز و نحوه اجرا؛ اختلافاتی که کم رنگ نشده است
اگر موضوع هستهای را کنار بگذاریم، دو نقطه اختلاف مهم دیگر باقی میماند: تنگه هرمز و نحوه اجرای توافق. تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین آبراههای جهان (عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن)، همواره در کانون مناقشات ایران و آمریکا بوده است. آمریکا خواهان تضمینهایی درباره امنیت کشتیرانی و عدم مزاحمت نیروهای ایرانی برای تردد شناورها است. موضع ایران در قبال تنگه هرمز روشن و ثابت است: ایران حاکمیت کامل بر آبهای سرزمینی خود دارد و هر گونه تردد باید مطابق قوانین بینالمللی و با رعایت کامل حاکمیت ملی ایران انجام شود. مقامات ایرانی بارها تأکید کردهاند که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز، فقط توسط کشورهای منطقه تأمین میشود و حضور نیروهای فرامنطقهای نه تنها کمکی به امنیت نمیکند، بلکه خود منشأ ناامنی است. موضوع نحوه اجرای توافق نیز به همان اندازه حساس است. ایران میخواهد هر گونه توافق، شامل لغو کامل و قابل راستیآزمایی تحریمها باشد. آمریکا اما به دنبال توافقی است که قابلیت بازگشت به تحریمها (مکانیزم ماشه) را در صورت نقض تعهدات از سوی ایران حفظ کند. این اختلاف در رویکرد، همچنان پابرجاست و یکی از موانع اصلی نهایی شدن تفاهم به شمار میرود.
چشمانداز آینده؛ سناریوهای محتمل پیش رو
سه سناریو اصلی برای آینده نزدیک این مذاکرات قابل تصور است.
-
سناریوی اول و خوشبینانه
دستیابی به توافق موقت یا جامع در هفتههای آینده. در این سناریو، ایران و آمریکا بر سر یک چارچوب توافق میکنند که شامل محدودیتهای داوطلبانه بر غنیسازی در ازای لغزاشدن بخشی از تحریمهاست. این توافق، تنشهای نظامی را کاهش میدهد و فضای منطقه را به سمت آرامش نسبی هدایت میکند.
-
سناریوی دوم و محتملتر
ادامه مذاکرات بدون نتیجه قطعی برای ماههای آینده. در این سناریو، طرفین به گفتگو ادامه میدهند و گاه و بیگاه خبرهایی از پیشرفت منتشر میشود، اما به دلیل اختلافات عمیق بر سر مسائل هستهای و تحریمها، توافق نهایی حاصل نمیشود. در این حالت، وضعیت موجود (نه جنگ، نه صلح، نه تحریمهای کامل، نه لغو آنها) ادامه مییابد.
-
سناریوی سوم و بدبینانه
شکست کامل مذاکرات و تشدید تنشها. اگر دو طرف نتوانند بر سر موضوع اورانیوم و تحریمها به توافق برسند، احتمال روی آوردن به گزینههای نظامی یا افزایش فشار حداکثاری وجود دارد. این سناریو برای همه بازیگران منطقه هزینههای سنگینی خواهد داشت. با این حال، به نظر میرسد عقلانیت سیاسی در دو طرف همچنان غالب است و هیچ یک خواستار ورود به فاز جدید تنش نیستند. در مجموع، سناریوی دوم یعنی ادامه مذاکرات بدون نتیجه قطعی، محتملترین گزینه به شمار میرود.