آسیانیوز ايران؛ سرویس سیاسی:
افشاگری تکاندهنده یک نماینده مجلس، پرده از یک جلسه پشتپرده با وزیر ارتباطات برداشته است. مصطفی پوردهقان، نماینده اردکان در مجلس دوازدهم، فاش کرد که برخی جریانهای تندرو به وزیر اصرار داشتهاند که قطعی اینترنت ادامه یابد. به گفته این نماینده، تندروها در آخرین جلسه با وزیر ارتباطات استدلال میکردهاند که «مردم به قطع بودن اینترنت عادت کردهاند» و بنابراین نیازی به بازگشایی آن نیست. اصرار اصلی این جریان، تداوم قطعی اینترنت بینالملل به بهانه حمایت از پلتفرمهای داخلی بوده است. پوردهقان میگوید: «حتی میگفتند اینترنت بسته باشد تا پلتفرمهای داخلی رشد کنند.»
برداشت تندروها از اقدامات وزیر ارتباطات اما فراتر از یک اختلاف نظر ساده بوده است. به گفته پوردهقان: «برداشت آقایان در آن جلسه این بود که شما دارید در این حوزه خیانت میکنید و اینترنت بینالملل محفل فساد و ناامنی است.» نماینده اردکان اما با قاطعیت با این استدلالها مخالفت کرده و از وزیر دفاع نموده است. او تأکید دارد که نمیشود به دلیل وقوع چند تصادف، کل جاده را مسدود کرد. پوردهقان با مثالی ساده اما گویا، نادرست بودن منطق تندروها را توضیح میدهد: «این نباید بهانهای شود که یک شبه ایرانخودرو در فضای اینترنت ایجاد کنید و بعد بگویید داریم از تولید داخل حمایت میکنیم.» افشاگری این نماینده نشان میدهد که اختلافات عمیقی در سطوح بالای تصمیمگیری درباره مدیریت اینترنت در ایران وجود دارد. در یک سو، تندروهایی که خواستار محدودیت حداکثری هستند و در سوی دیگر، مدیرانی که به دنبال تعامل و دسترسی هستند. حالا باید دید آیا این افشاگری، تغییری در سیاستهای کلان مدیریت اینترنت ایجاد خواهد کرد یا تندروها همچنان بر موضع خود اصرار میورزند. سوال مهمتر اینکه آیا واقعاً مردم به قطعی اینترنت عادت کردهاند یا این ادعا، فقط یک بهانه برای ادامه محدودیتهاست.
«مردم عادت کردهاند»؛ استدلالی خطرناک یا واقعیت تلخ؟
ادعای تندروها مبنی بر اینکه «مردم به قطع بودن اینترنت عادت کردهاند»، اگرچه ظاهراً ساده به نظر میرسد، اما یک گزاره بسیار پیچیده و خطرناک است. از یک سو، نمیتوان انکار کرد که مردم ایران در سالهای اخیر با قطعیهای مکرر و طولانی اینترنت مواجه بودهاند. از قطعیهای سراسری در آبان ۱۳۹۸ گرفته تا اختلالات گسترده در دی ۱۴۰۴ و پس از آن، جامعه ایران بارها و بارها تجربه خاموشی اینترنت را داشته است. در این شرایط، شاید برخی از مردم به لحاظ روانی «عادت» کرده باشند که هر لحظه ممکن است اینترنت قطع شود.
اما از سوی دیگر، «عادت کردن» به یک پدیده نامطلوب، به هیچ وجه به معنای پذیرش یا رضایت از آن نیست. یک بیمار سرطانی ممکن است به درد شیمیدرمانی عادت کند، اما این به معنای دوست داشتن آن درد یا نخواستن درمان بهتر نیست. مردم ایران نیز به قطعی اینترنت عادت کردهاند به این معنا که راههای جایگزین (فیلترشکن، شبکههای خصوصی مجازی، اینترنت ماهوارهای) پیدا کردهاند، اما این عادت اجباری، هرگز به رضایت تبدیل نشده است. استدلال تندروها اساساً یک مغالطه است. آنها «تابآوری اجباری» مردم را با «رضایت» اشتباه گرفتهاند. مردم به دلیل نبود گزینه بهتر، راههای دور زدن قطعی را یاد گرفتهاند، نه به این دلیل که قطعی را دوست دارند. اگر فردا انتخابی بین اینترنت آزاد و قطعی داشته باشند، بدون تردید اولی را انتخاب خواهند کرد. پس ادعای «عادت کردن مردم» یک بهانه است، نه یک واقعیت جامعهشناختی.
حمایت از پلتفرمهای داخلی یا خفه کردن رقابت؟
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای افشاگری پوردهقان، اشاره به ادعای تندروها مبنی بر اینکه «اینترنت بسته باشد تا پلتفرمهای داخلی رشد کنند» است. در نگاه اول، حمایت از تولید و سرویسهای داخلی یک هدف شریف و ملی به نظر میرسد. بسیاری از کشورها نیز با وضع تعرفههای گمرکی یا ارائه یارانه، از صنایع نوپای خود در برابر رقبای خارجی حمایت میکنند. اما سوال اینجاست: آیا قطع کردن کامل اینترنت بینالملل، یک «حمایت» مشروع است یا «حذف رقابت» به زور؟
تجربه جهانی نشان داده است که حمایت مؤثر، حمایت موقتی و هدفمند است. مثلاً یک کشور نوپا برای دو سال از صنعت خودروی داخلی خود با تعرفه ۵۰ درصدی حمایت میکند تا فرصت رشد پیدا کند. اما حمایت نامحدود و با حذف کامل رقابت، نتیجه معکوس میدهد. پلتفرمهای داخلی وقتی رقیب خارجی نداشته باشند، دیگر انگیزهای برای نوآوری، بهبود کیفیت و کاهش قیمت نخواهند داشت. نتیجه نهایی، یک «شبه ایرانخودرو» در فضای مجازی خواهد بود؛ محصولی کمکیفیت، گران و غیررقابتی که کاربران از روی ناچاری از آن استفاده میکنند. نماینده اردکان دقیقاً به همین خطر اشاره کرده است. او میگوید: «این نباید بهانهای شود که یک شبه ایرانخودرو در فضای اینترنت ایجاد کنید و بعد بگویید داریم از تولید داخل حمایت میکنیم.» تشبیه او به صنعت خودروسازی ایران بسیار هوشمندانه است. خودروی ایرانی به دلیل حذف رقابت خارجی و حمایتهای تعرفهای بیرویه، سالهاست که نه کیفیت قابل قبولی دارد و نه قیمت رقابتی. آیا در فضای اینترنت نیز میخواهیم چنین سرنوشتی تکرار شود؟
اینترنت بینالملل؛ محفل فساد یا فرصت توسعه؟
تندروها در آن جلسه به وزیر ارتباطات گفتهاند که «اینترنت بینالملل محفل فساد و ناامنی است». این گزاره، اگرچه یک تهدید واقعی در خود دارد، اما یک روی دیگر سکه را نادیده میگیرد. نمیتوان انکار کرد که فضای مجازی و اینترنت باز، محملی برای فعالیتهای غیراخلاقی، کلاهبرداری، انتشار محتوای مضر و حتی اقدامات خصمانه امنیتی است. هر کشوری برای مقابله با این تهدیدها، قوانینی دارد. اما تفاوت در رویکرد است: برخی کشورها با فیلترینگ هوشمند و هدفمند و برخی با قطعی سراسری با این تهدیدها برخورد میکنند. رویکرد قطعی سراسری، مانند این است که به دلیل وجود چند دزد در یک محله، کل برق آن محله را قطع کنید. بله، دزدها دیگر نمیتوانند در تاریکی سرقت کنند، اما شهروندان دیگر نیز نمیتوانند از نور، یخچال، اینترنت و سایر مزایای برق استفاده کنند. به عبارت دیگر، هزینه را به همه مردم تحمیل میکنید در حالی که فقط تعداد محدودی خاطی وجود دارد. این نه تنها ناعادلانه است، بلکه ناکارآمد نیز هست.
اینترنت بینالملل، فراتر از تهدیدها، یک فرصت عظیم توسعه است. دسترسی به دانش روز، ارتباط با مشتریان خارجی، استفاده از پلتفرمهای آموزشی و پژوهشی، تجارت الکترونیک فرامرزی و حتی دیپلماسی عمومی، همه و همه به اینترنت باز وابسته هستند. کشوری که خود را از این فرصتها محروم کند، در رقابت جهانی عقب میافتد. به عبارت دیگر، بله اینترنت بینالملل ممکن است محفلی برای فساد هم باشد، اما قطع کردن آن، مجازات کل جامعه به جای مجازات مجرمان است.
اختلافات در سطوح بالای تصمیمگیری؛ جنگ قدرت پشت پرده
افشاگری پوردهقان، نشان از وجود اختلافات عمیق و جدی در سطوح بالای تصمیمگیری درباره مدیریت اینترنت در ایران دارد. در یک سو، طیفی از مدیران و کارشناسان (که ظاهراً وزیر ارتباطات نیز به آنها نزدیک است) معتقد به مدیریت هوشمندانه و هدفمند اینترنت با حداقل اختلال برای مردم هستند. در سوی دیگر، جریانهای تندرو (که پوردهقان آنها را افشا کرده) خواهان محدودیت حداکثری و حتی قطعی کامل هستند. این اختلاف، یک جنگ قدرت تمامعیار است.
اتهام «خیانت» به وزیر ارتباطات، یک اتهام بسیار سنگین است. تندروها در آن جلسه به وزیر گفتهاند که «شما دارید در این حوزه خیانت میکنید». این واژه، در نظام سیاسی ایران، تقریباً معادل اتهام همکاری با دشمن یا تضعیف امنیت ملی است. طرح چنین اتهامی علیه وزیر دولت چهاردهم در یک جلسه غیرعلنی، نشان میدهد که اختلافات به شدت سیاسی و شخصی شده و فراتر از یک بحث کارشناسی رفته است. نکته جالب این است که پوردهقان خود یک نماینده اصولگرا و نزدیک به جریان راست سنتی است، اما او از وزیر ارتباطات (که به جریان اعتدال و اصلاحطوری نزدیکتر است) در برابر تندروهای همجناح خود دفاع کرده است. این نشان میدهد که شکاف میان «اصولگرایان معتدل» و «تندروها» به اندازه شکاف میان اصلاحطلبان و اصولگرایان عمیق و جدی است. آینده سیاستگذاری اینترنت در ایران، تا حد زیادی به نتیجه این نبرد داخلی در اردوگاه اصولگرایان بستگی دارد.
افشاگری تا تغییر سیاست؛ آیا صدای مردم به گوش مسئولان میرسد؟
سوال مهمی که پس از خواندن این افشاگری به ذهن میرسد این است: آیا این سخنان، تغییری در سیاستهای کلان مدیریت اینترنت ایجاد خواهد کرد؟ تجربه نشان داده است که افشاگریهای نمایندگان، هرچند گاهی خبرساز میشوند، اما به ندرت منجر به تغییر سیاستهای اساسی میشوند. تندروهایی که در آن جلسه به وزیر فشار آوردهاند، احتمالاً همچنان در پستهای کلیدی دیگر حضور دارند و نفوذ خود را حفظ کردهاند.
با این حال، این افشاگری دو دستاورد مهم دارد:
- اولاً، پرده از یک واقعیت تلخ برمیدارد: بسیاری از تصمیمات درباره قطعی و محدودیت اینترنت، بر اساس تحلیلهای کارشناسی و منافع ملی گرفته نمیشود، بلکه حاصل فشار گروههای تندرو و ایدئولوژیک است.
- ثانیاً، به افکار عمومی نشان میدهد که حداقل برخی از مسئولان (مانند پوردهقان و وزیر ارتباطات) با این رویکرد مخالف هستند و تلاش میکنند جلوی افراطگری را بگیرند.
اگر فشار افکار عمومی و رسانهها ادامه یابد، و اگر نمایندگان معتدل مجلس به حمایت از وزیر ارتباطات ادامه دهند، شاید بتوان از تشدید محدودیتها جلوگیری کرد. اما برای بازگشت به وضعیت پیش از دی ۱۴۰۴ و رفع کامل قطعیها، نیاز به یک عزم جدی و ملی است. مردم ایران خسته شدهاند. آنها به جای اینکه به قطعی عادت کنند، به بیتدبیری و اختلافات مسئولان عادت کردهاند. شاید وقت آن رسیده که این عادت نیز شکسته شود.