آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
صبح دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، ساکنان تهران در حالی از خواب بیدار شدند که صدای دو انفجار پیاپی حوالی ساعت ۴:۴۳ و ۴:۴۵ بامداد، غرب پایتخت را لرزاند. ساعاتی بعد مشخص شد که اسرائیل با هدایت سرویس اطلاعات نظامی خود، اهدافی را در تهران و غرب ایران مورد حمله قرار داده است. این حملات در حالی انجام شد که شب گذشته، اسرائیل منطقه ضاحیه در جنوب بیروت را هدف قرار داده بود و ایران نیز در پاسخ، حملات موشکی خود به سرزمینهای اشغالی را آغاز کرده بود. تنش نظامی میان دو کشور به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده بود. همزمان با حملات اسرائیل به ایران، صدای انفجار در سمت کرج نیز شنیده شد. رسانههای اسرائیلی مدعی شدند که جنگندههای این کشور از آسمان عراق موشک شلیک کردهاند و نیروی دریایی اسرائیل نیز در این حمله مشارکت داشته است.
سخنگوی آتشنشانی تهران اعلام کرد که نقاط شهری در تهران هدف قرار نگرفته و تلفات جانی برجای نمانده است. همچنین معاون امنیتی استاندار اصفهان تأیید کرد که حمله به نجفآباد تلفات جانی نداشته است. اما حملات تنها به تهران و اصفهان محدود نشد. شرکت پتروشیمی کارون در ماهشهر مورد تهاجم هوایی و اصابت پرتابههای اسرائیل قرار گرفت و بخشی از این شرکت آسیب دید. کارکنان منطقه ویژه پتروشیمی به صورت اضطراری تخلیه شدند. در سوی دیگر، ایران نیز حملات موشکی خود را ادامه داد. کانال ۱۲ اسرائیل اعلام کرد که ایران بین ۲۲ تا ۲۴ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرده است. موشکها و ترکشها در بیت شمش، غرب قدس و شهر بئرشبع در نقب فرود آمدند. حزبالله لبنان نیز همزمان با پهپاد به نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان حمله کرد.
قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا اعلام کرد که در پاسخ به حملات اسرائیل در جنوب لبنان و منطقه ضاحیه، نیروهای مسلح ایرانی پاسخی دردناک به این رژیم دادهاند و توقف عملیات نیروهای مسلح اعلام میگردد. اما در صورت تداوم حملات، اقدامات بسیار شدیدتر و کوبندهتر در راه خواهد بود. تا ظهر دوشنبه، خبرهای امیدوارکنندهای از کاهش تنش منتشر شد. یک منبع اسرائیلی ادعا کرد که به درخواست ترامپ، اسرائیل حملات علیه ایران را متوقف میکند. عراق آسمان خود را بازگشایی کرد و سازمان هوانوردی عراق از سرگیری پروازها را اعلام نمود. به نظر میرسد پس از چند ساعت تنش شدید، منطقه وارد فاز جدیدی از بازدارندگی شده است.
جغرافیای حملات اسرائیل؛ تهران، کرج، نجفآباد، ماهشهر؛ ارسالی پیام استراتژیک؟!
اسرائیل در این حمله، بر خلاف حملات محدود گذشته (که عمدتاً اهداف نظامی در حومه تهران یا پایگاههای سپاه در اصفهان را هدف قرار میداد)، این بار دامنه حملات خود را به طور قابل توجهی گسترش داد. هدف قرار دادن پتروشیمی کارون در ماهشهر، یک پیام استراتژیک روشن داشت: اقتصاد ایران و زیرساختهای نفتی و پتروشیمی دیگر خط قرمز نیستند. ماهشهر قلب صنعت پتروشیمی ایران است و هرگونه حمله به آن میتواند صادرات غیرنفتی و درآمدهای ارزی کشور را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. انتخاب این هدف، نشان میدهد که اسرائیل به دنبال فشار حداکثری بر اقتصاد ایران است.
همچنین حمله به نجفآباد (که در نزدیکی تأسیسات هستهای اصفهان قرار دارد) و غرب تهران (احتمالاً نزدیکی فرودگاه مهرآباد یا تأسیسات نظامی)، نشان از توانایی اطلاعاتی و عملیاتی بالای اسرائیل دارد. جنگندههای اسرائیلی با عبور از آسمان عراق (که حریم هوایی خود را بسته بود اما ظاهراً به روی جنگندههای اسرائیلی باز بوده یا اینکه از موشکهای دوربرد زمین به زمین استفاده شده است) توانستند به اهدافی در عمق ۱۰۰۰ کیلومتری خاک ایران ضربه بزنند. این نشان میدهد که پدافند هوایی ایران یا نتوانسته این حملات را شناسایی کند و یا نتوانسته آنها را رهگیری نماید.
نکته مهم دیگر، هماهنگی حملات هوایی با حملات پهپادی و موشکی است. گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل از ترکیبی از جنگندههای اف-۳۵ (رادارگریز)، پهپادها و موشکهای دوربرد استفاده کرده است. این یک عملیات ترکیبی و پیچیده بود که نیاز به هفتهها برنامهریزی و اطلاعات دقیق داشت. اسرائیل ثابت کرد که میتواند به هر نقطه از ایران ضربه بزند، اما همچنین نشان داد که عمداً از حمله به اهداف غیرنظامی و نقاط شهری (با توجه به تأکید آتشنشانی تهران بر نبود خسارت شهری) خودداری کرده است. این یک پیام دوگانه است:
«ما توانایی داریم، اما به دنبال جنگ تمام عیار نیستیم».
پاسخ موشکی ایران؛ حجم، دقت و تأثیر بازدارندگی
در مقابل حملات اسرائیل، ایران نیز حملات موشکی خود را با حجم قابل توجهی (۲۲ تا ۲۴ موشک بر اساس ادعای کانال ۱۲ اسرائیل) ادامه داد. نکته قابل توجه این است که این حملات پس از بیانیه قرارگاه خاتمالانبیا (که حالا اعلام کرده حملات اسرائیل پاسخ داده شده و عملیات متوقف میشود) انجام شد. یعنی ایران ضربات خود را زد و سپس دست نگه داشت. این یک استراتژی کلاسیک «بازدارندگی فعال» است: نشان دهیم که توانایی پاسخ داریم، اما از تشدید غیرقابل کنترل پرهیز کنیم.
سامانههای پدافندی اسرائیل (گنبد آهنین، پیکان و فلاخن دیوید) با چالش جدی مواجه شدند. برخی موشکها و ترکشها در بیت شمش، غرب قدس و بئرشبع فرود آمدند که نشان میدهد رهگیری 100% موفق نبوده است. اگرچه اسرائیل مانند روال همیشه مدعی رهگیری موفق شد، اما گزارش فرود ترکشها نشان میدهد که حداقل برخی از موشکها به سامانههای پدافندی نفوذ کردهاند. این یک موفقیت نسبی برای توان موشکی ایران محسوب میشود. هماهنگی حملات ایران با حزبالله لبنان (حمله پهپادی به جنوب لبنان) و همچنین احتمالاً با گروههای مقاومت در یمن و عراق، نشان از یک جبهه هماهنگ علیه اسرائیل دارد. ایران ثابت کرد که میتواند در چند جبهه به طور همزمان تنش ایجاد کند و هزینه پاسخگویی را برای اسرائیل افزایش دهد. با این حال، خودداری ایران از تشدید بیشتر (با وجود تهدید قبلی به حملات گستردهتر) نشان میدهد که تهران نیز به دنبال جنگ تمام عیار نیست. هدف، رساندن پیام بازدارندگی و بازگرداندن تعادل وحشت (موازنه هراس) بوده است، نه ورود به یک جنگ فرسایشی.
نقش آمریکا و توقف حملات به درخواست ترامپ
یکی از حساسترین و مهمترین بخشهای این رویداد، ادعای کانال ۱۲ اسرائیل مبنی بر اینکه «به درخواست ترامپ، اسرائیل حملات علیه ایران را متوقف میکند» بود. اگر این خبر صحت داشته باشد، نشاندهنده نقش تعیینکننده واشنگتن در مدیریت بحران است. آمریکا اگرچه اعلام کرد در حمله اسرائیل نقشی نداشته (کاخ سفید مدعی شد: ایالات متحده در حمله اسرائیل به ایران نقشی نداشت)، اما به طور حتم از اسرائیل خواسته است که دامنه حملات را محدود کرده و از هدف قرار دادن تأسیسات هستهای یا کشتن فرماندهان ارشد ایران خودداری کند. ترامپ که در آستانه انتخابات میان دوره ای و جام جهانی قرار دارد، به هیچ وجه نمیخواهد وارد یک جنگ تمام عیار جدید در خاورمیانه شود.
تجربه جنگهای عراق و افغانستان برای حزب جمهوریخواه یک زخم کهنه است. از این رو، ترامپ به نتانیاهو فشار آورده است که پس از چند حمله محدود و نمایش توانمندی، دست نگه دارد و اجازه دهد تنش فروکش کند. این یک پیروزی دیپلماتیک برای آمریکاست: هم به متحد خود (اسرائیل) اجازه پاسخگویی داده، هم از ورود به جنگی که هزینه سیاسی سنگینی دارد پرهیز کرده است. نشست کابینه نتانیاهو در ساعت ۱۱ صبح به وقت تل آویو (درست پس از توقف حملات) نشان میدهد که اسرائیل نیز با قید و بندهای آمریکایی موافقت کرده است. اسرائیل توانست دستاورد نظامی (ضربه به چند هدف استراتژیک در ایران) را به مردم خود نشان دهد، اما از تشدید آن به سطحی که ایران را مجبور به پاسخهای سنگینتر کند، خودداری کرد. این یک بازی باریک بین بازدارندگی و اجتناب از جنگ است که هر سه طرف (ایران، اسرائیل و آمریکا) در آن موفق عمل کردهاند.
واکنشها و پیامدهای داخلی در ایران
در داخل ایران، اولین اولویت مقامات، جلوگیری از بروز هراس عمومی بود. سخنگوی آتشنشانی تهران فوری اعلام کرد که «نقاط شهری هدف قرار نگرفته است» و معاون امنیتی استاندار اصفهان نیز بر «نداشتن تلفات جانی» تأکید کرد. این اطلاعرسانی سریع و شفاف (نسبت به حوادث مشابه گذشته) یک تغییر رویکرد مثبت در مدیریت بحران بود. دولت میدانست که در شرایط تنش نظامی، سکوت خبری به شایعات و وحشت عمومی دامن میزند.
توقف پروازها در فرودگاه مهرآباد، شیراز، کرمانشاه و سایر فرودگاههای کشور
توقف پروازها در فرودگاه مهرآباد، شیراز، کرمانشاه و سایر فرودگاههای کشور، اگرچه باعث سرگردانی مسافران شد، اما اقدامی پیشگیرانه و ضروری برای حفظ ایمنی بود. لغو تمام پروازهای سراسر کشور تا اطلاع ثانوی (بر اساس اطلاعیه شرکت فرودگاهها) نشان میدهد که مقامات ایرانی احتمال موج دوم حملات را نیز پیشبینی میکردند. اما بازگشایی آسمان عراق ظرف چند ساعت و از سرگیری برخی پروازها (مانند فرود یک فروند هواپیمای اماراتی در مهرآباد از مسیر شرق) نشان میدهد که تهدید فروکش کرده است.
اینترنت قطع نخواهد شد!
عباس پازوکی، معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور، در اقدامی بیسابقه، در همان ساعات اولیه بحران اعلام کرد که «نگرانی برای قطع اینترنت وجود ندارد و اینترنت قطع نمیشود». این یک وعده مهم بود، زیرا در تنشهای قبلی (آبان ۱۳۹۸ و برخی اختلالات دیگر) قطع اینترنت بزرگترین مشکل مردم بود. دولت میخواست نشان دهد که کنترل اوضاع را در دست دارد و قصد اعمال محدودیت گسترده را ندارد. همچنین سازمان اداری و استخدامی به استانداران اختیار داد تا در شرایط اضطرار، درصد حضور کارکنان را تعیین کنند. این آمادگی برای سناریوهای مختلف، نشان از بلوغ مدیریت بحران در ایران دارد.
چشمانداز آینده؛ پایان تنش یا مقدمهای برای دور بعد؟
بیانیه قاطع قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا دو بخش مشخص داشت: بخش اول، اعلام «پاسخ دردناک» و «توقف عملیات». بخش دوم، هشدار شدید: «در صورت تداوم حملات، از جمله در جنوب لبنان، اقدامات بسیار شدیدتر و کوبندهتر از قبل در راه خواهد بود». این فرمول «پاسخ دادیم، دست نگه داشتیم، اما آماده پاسخ کوبندهتر هستیم» یک استراتژی کلاسیک بازدارندگی است. ایران با این بیانیه به اسرائیل و آمریکا میگوید: خط قرمز ما جنوب لبنان است. اگر به حملات خود به حزبالله ادامه دهید، پاسخ شدیدتری دریافت خواهید کرد.
از سوی دیگر، یک منبع اسرائیلی به کانال ۱۴ گفته است: «در صورت حمله حزبالله به شهرکهای اسرائیلی، ضاحیه بیروت هدف قرار خواهد گرفت». یعنی اسرائیل نیز خط قرمز خود را مشخص کرده است: حملات حزبالله به شهرکهای اسرائیلی. بنابراین، لبنان به عرصه اصلی رویارویی غیرمستقیم ایران و اسرائیل تبدیل خواهد شد. در حالی که تنش مستقیم بین ایران و اسرائیل ظاهراً مهار شده است، جنگ نیابتی در لبنان، سوریه و یمن میتواند با شدت بیشتری ادامه یابد.
اسرائیل هیوم به نقل از منابع ادعا کرد که اسرائیل و آمریکا پیامی را به ایران مبنی بر این امر انتقال دادهاند که «اگر ایران مجدداً حمله نکند، حملات بیشتری علیه ایران صورت نخواهد گرفت». این یک چارچوب آتشبس دوفاکتو (واقعی اما اعلامنشده) است. نه ایران رسماً اعلام آتشبس کرده و نه اسرائیل. اما هر دو طرف به یک درک ضمنی رسیدهاند: تشدید بیشتر به نفع هیچ کس نیست. ایران نمیخواهد وارد جنگ با اسرائیل و آمریکا شود و اسرائیل نیز نمیخواهد با توجه به تمرکز بر غزه و لبنان، جبهه جدیدی با ایران باز کند. با این حال، این آتشبس شکننده است و کوچکترین اشتباه محاسباتی (مانند ترور یک فرمانده حزبالله یا حمله سایبری به زیرساخت ایران) میتواند دوباره آتش تنش را شعلهور کند. منطقه در فاز «بازدارندگی ناپایدار» به سر میبرد و همه منتظر قدم بعدی طرفین هستند.