آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
پس از ساعاتی تنش و درگیری شدید در منطقه، تحولی مهم رخ داده است. از ساعاتی پیش تاکنون، حملات ارتش اسرائیل به سراسر لبنان متوقف شده است. ساعات آینده نشاندهنده تصمیم بعدی اسرائیل خواهد بود. این توقف حملات در حالی رخ میدهد که بامداد امروز (۱۸ خرداد) شاهد حملات متقابل ایران و اسرائیل و همچنین تشدید درگیریها در جنوب لبنان بودیم. منطقه در آستانه یک جنگ تمام عیار قرار داشت. کانال ۱۲ اسرائیل (یکی از معتبرترین شبکههای تلویزیونی این کشور) به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی خبر داده است که «به درخواست ترامپ، اسرائیل حملات علیه ایران را متوقف میکند.» این ادعا اگر صحت داشته باشد، نقش تعیینکننده واشنگتن در مدیریت بحران را نشان میدهد.
با این حال، توقف حملات به ایران به معنای پایان درگیریها در منطقه نیست. همان منبع ارشد اسرائیلی تأکید کرده است که «حملات در جنوب لبنان در روزهای آینده با حداکثر قدرت ادامه خواهد یافت.» یعنی جبهه لبنان همچنان داغ باقی میماند. اسرائیل همچنین یک خط قرمز مشخص برای حزبالله لبنان ترسیم کرده است. این مقام ارشد هشدار داده: «اگر حملات به شهرکهای ما ادامه یابد، ضاحیه (بیروت) را نیز بمباران خواهیم کرد.» ضاحیه بیروت، پایگاه اصلی و مرکز قدرت حزبالله است.
این اظهارات نشان میدهد که اسرائیل به دنبال «مدیریت تنش» و «جلوگیری از گسترش جنگ به جبهههای متعدد» است. ایران به دلیل فشار آمریکا از معادله خارج شده، اما حزبالله به عنوان بازوی نیابتی ایران، همچنان درگیر مستقیم با اسرائیل است. توقف حملات به ایران، پیروزی دیپلماتیک برای ترامپ محسوب میشود. رئیسجمهور آمریکا که در آستانه انتخابات میان دوره مجلس، به هیچ وجه نمیخواهد وارد یک جنگ تمام عیار دیگر در خاورمیانه شود. او با اعمال فشار بر نتانیاهو، موفق شده است دامنه درگیری را محدود نگه دارد. با این حال، وضعیت در لبنان بسیار شکننده و قابل انفجار است. اگر حزبالله در پاسخ به حملات اسرائیل به جنوب لبنان، حملات موشکی گستردهای به شهرکهای اسرائیلی انجام دهد، اسرائیل نیز تهدید کرده که ضاحیه بیروت را با خاک یکسان خواهد کرد. این سناریو میتواند جنگی ویرانگر و بیسابقه در لبنان ایجاد کند.
توقف حملات به ایران؛ پیروزی دیپلماتیک ترامپ یا عقبنشینی تاکتیکی اسرائیل؟
ادعای کانال ۱۲ اسرائیل مبنی بر توقف حملات به ایران «به درخواست ترامپ»، اگر صحت داشته باشد، یک رویداد بسیار مهم و تعیینکننده در مناسبات ایران، اسرائیل و آمریکا است. دونالد ترامپ که در آستانه انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۶ قرار دارد، به شدت از ورود به یک جنگ تمام عیار دیگر در خاورمیانه پرهیز میکند. تجربه جنگهای عراق و افغانستان برای حزب جمهوریخواه یک زخم کهنه و هزینهبر است. از این رو، ترجیح داده با اعمال فشار حداکثری بر نتانیاهو، او را مجاب کند که دامنه حملات تلافیجویانه را محدود کند. اما آیا این یک «پیروزی دیپلماتیک» برای ترامپ است یا یک «عقبنشینی تاکتیکی» برای اسرائیل؟ هر دو احتمال وجود دارد. از نظر اسرائیل، هدف اصلی در این مرحله، تضعیف حزبالله در لبنان است، نه درگیر شدن در یک جنگ فرسایشی و چندجبههای با ایران. ایران یک قدرت منطقهای با توان موشکی بالا و پدافند هوایی نسبتاً پیشرفته است. جنگ با ایران میتواند تلفات سنگینی به اسرائیل تحمیل کند. بنابراین، «توقف حملات به ایران» ممکن است یک «مدیریت ریسک هوشمندانه» از سوی اسرائیل باشد، نه صرفاً اطاعت از ترامپ.
با این حال، این توقف حملات احتمالاً موقتی و مشروط است. اسرائیل به ایران پیام داده است: «اگر شما نیز دست از حملات بکشید، ما نیز ادامه نمیدهیم. در غیر این صورت، پاسخ کوبندهتری دریافت خواهید کرد.» به عبارت دیگر، یک «بازدارندگی متقابل» نانوشته و شکننده بین دو طرف برقرار شده است. اما این بازدارندگی به محض کوچکترین اشتباه محاسباتی از سوی هر دو طرف، میتواند از بین برود.
توقف حملات به لبنان؛ آتشبس موقت یا پایان عملیات؟
خبر توقف حملات اسرائیل به «سراسر لبنان» از ساعاتی پیش، امیدهایی را برای برقراری آتشبس ایجاد کرده است. اما واقعیت میدانی و اظهارات مقامات اسرائیلی نشان میدهد که این توقف بیشتر یک «آتشبس تاکتیکی و موقت» است، نه پایان عملیات. اسرائیل ظرف چند ساعت گذشته حملات گستردهای به جنوب لبنان و ضاحیه بیروت انجام داده است. این حملات احتمالاً بخشی از یک عملیات محدود و از پیش طراحی شده بوده است. دلیل اصلی توقف حملات را باید در دو عامل جستجو کرد:
- اول، ارزیابی خسارت و تجمیع اطلاعات. پس از هر موج حمله، ارتش اسرائیل نیازمند زمان است تا تصاویر ماهوارهای، گزارشهای اطلاعاتی و نتایج عملیات را تحلیل کند و تصمیم بگیرد که هدف بعدی چه باشد.
- دوم، فشار بینالمللی. فرانسه، بریتانیا و حتی آمریکا خواستار خویشتنداری اسرائیل و جلوگیری از تشدید تنش در لبنان شدهاند. توقف حملات، میتواند پاسخی به این فشارهای دیپلماتیک باشد.
با این حال، اظهارات مقام ارشد اسرائیلی که میگوید «حملات در جنوب لبنان در روزهای آینده با حداکثر قدرت ادامه خواهد یافت»، نشان میدهد که اسرائیل مصمم به ادامه عملیات علیه حزبالله است. هدف اسرائیل، عقب راندن حزبالله از مناطق مرزی، تضعیف زیرساختهای نظامی آن و ایجاد یک منطقه حائل در جنوب لبنان است. بنابراین، سکون چند ساعته امروز، احتمالاً مقدمهای برای حملات شدیدتر فردا یا پس فردا است.
تهدید به بمباران ضاحیه بیروت؛ خط قرمزی برای اسرائیل
مهمترین و هشداردهندهترین بخش اظهارات مقام ارشد اسرائیلی، تهدید صریح به بمباران «ضاحیه بیروت» در صورت ادامه حملات حزبالله به شهرکهای اسرائیلی است. ضاحیه بیروت (منطقه شیعهنشین در جنوب پایتخت لبنان) مرکز سیاسی، نظامی و امنیتی حزبالله است. مقر شورای اجرایی، شورای جهاد، ساختمانهای فرماندهی و رسانهای حزبالله و همچنین منازل رهبران ارشد آن در این منطقه قرار دارد. تهدید به بمباران ضاحیه به معنای هدف قرار گرفتن قلب حزبالله است. در جنگ ۳۳ روزه (۲۰۰۶)، اسرائیل ضاحیه را به شدت بمباران کرد و زیرساختهای آن را ویران ساخت. اما حزبالله پس از آن بازسازی شد. با این حال، بمباران مجدد ضاحیه، تلفات سنگین انسانی (از جمله احتمال کشتن رهبران ارشد حزبالله) و خسارات مالی عظیمی را به همراه خواهد داشت. این یک اقدام تلافیجویانه بسیار شدید است.
اما چرا اسرائیل این خط قرمز را ترسیم کرده است؟
هدف اسرائیل، «بازدارندگی» است. اسرائیل میخواهد به حزبالله بگوید: «اگر شما شهرکهای غیرنظامی ما را هدف قرار دهید، ما ضاحیه شما (منطقه مسکونی و غیرنظامی) را ویران خواهیم کرد. پس دست نگه دارید.» این یک تهدید متقارن است: «حمله به مناطق مسکونی ما، پاسخ متقارن به مناطق مسکونی شما را در پی خواهد داشت.» این تهدید میتواند حزبالله را از حملات موشکی سنگین به شهرکهای اسرائیلی بازدارد، اما در عین حال، ریسک تشدید و گسترش جنگ را نیز افزایش میدهد.
نقش آمریکا در مدیریت بحران؛ ترامپ، نتانیاهو و آینده منطقه
اگر ادعای کانال ۱۲ اسرائیل درست باشد، ترامپ نقش کلیدی در توقف حملات اسرائیل به ایران ایفا کرده است. این نشان میدهد که برخلاف تصور عمومی که ترامپ را یک رئیسجمهور جنگطلب و مداخلهگر میدانست، او در عمل از ورود به یک درگیری نظامی تمام عیار پرهیز کرده است. دلیل آن روشن است: انتخابات. هر جنگی در خاورمیانه (با تلفات احتمالی سربازان آمریکایی، افزایش قیمت نفت و رکود اقتصادی) میتواند آرای ترامپ را به طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، ترامپ به اسرائیل چراغ سبز نشان داده است که در جنوب لبنان با حداکثر قدرت عمل کند. چرا؟
زیرا جنگ در لبنان (برخلاف جنگ با ایران) مستقیماً سربازان آمریکایی را درگیر نمیکند و هزینه سیاسی کمتری برای ترامپ دارد. آمریکا میتواند با تداوم حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی از اسرائیل، نظارهگر تضعیف حزبالله (که متحد ایران و دشمن اسرائیل و آمریکا است) باشد. بنابراین، استراتژی ترامپ دوگانه است: «جلوگیری از گسترش جنگ به ایران (جبهه گرانقیمت) و تشویق به تشدید جنگ در لبنان (جبهه ارزانقیمت)». این استراتژی ممکن است در کوتاهمدت به نفع اسرائیل تمام شود، اما در بلندمدت، بیثباتی و خشونت را در منطقه افزایش خواهد داد. لبنان سالها درگیر بحران اقتصادی و سیاسی است و یک جنگ ویرانگر دیگر میتواند این کشور را به طور کامل فرو بپاشد.
چشمانداز آینده؛ آتشبس شکننده و انتظار برای دور بعد
با توجه به تحولات امروز، منطقه در یک «آتشبس شکننده و ناپایدار» به سر میبرد. جنگ تمام عیار بین ایران و اسرائیل (حداقل فعلاً) مهار شده است، اما درگیریها در لبنان میتواند هر لحظه شعلهور شود. سه سناریو پیش روی منطقه است:
-
سناریوی اول (بهترین حالت)
آتشبس برقرار شود و طرفین وارد مذاکره شوند. این سناریو کماحتمال است، زیرا حزبالله و اسرائیل هیچ اعتمادی به یکدیگر ندارند و میانجی قابل قبولی نیز وجود ندارد.
-
سناریوی دوم (محتملترین حالت)
درگیری محدود و کنترلشده در جنوب لبنان ادامه یابد. اسرائیل با حملات هوایی و پهپادی، زیرساختهای نظامی حزبالله را هدف قرار دهد و حزبالله نیز با حملات راکتی و موشکی، شهرکهای مرزی را پاسخ دهد. تلفات محدود و منطقهای باشد. این سناریو میتواند ماهها و حتی سالها ادامه یابد.
-
سناریوی سوم (بدترین حالت)
حزبالله در پاسخ به حملات اسرائیل، موشکهای دوربرد و نقطهزن را به سمت شهرهای بزرگ اسرائیل (تلآویو، حیفا، قدس) شلیک کند. اسرائیل نیز ضاحیه بیروت و زیرساختهای حیاتی لبنان (فرودگاه، نیروگاههای برق، پلها) را با خاک یکسان کند. در این سناریو، هزاران نفر جان خود را از دست میدهند و منطقه وارد یک جنگ تمام عیار و ویرانگر میشود. همه باید امیدوار باشند که عقلای هر دو طرف، مانع از تحقق سناریوی سوم شوند.