آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
آمریکا در اقدام نظامی شدیدی علیه جمهوری اسلامی، حملات هوایی گستردهای را علیه چندین هدف استراتژیک در جنوب ایران آغاز کرد. این حملات که به دستور مستقیم دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و از اتاق وضعیت کاخ سفید هدایت میشود، همزمان با شنیده شدن صدای انفجارهای مهیب در بندرعباس، عسلویه، سیریک و کرگان میناب، منطقه را وارد مرحله جدیدی از تنش کرده است.
رسانههای داخلی ایران از لحظاتی پیش از وقوع چندین انفجار پیاپی در مناطق ساحلی و صنعتی خلیج فارس خبر دادهاند. بندرعباس به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای دریایی و تجاری ایران، و عسلویه که قلب تپنده صنعت گاز و پتروشیمی کشور محسوب میشود، در کانون این حملات قرار گرفتهاند. شاهدان عینی از دود غلیظ و شعلههای آتش در افق خبر میدهند. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با انتشار بیانیهای رسمی اعلام کرد که این حملات از ساعت ۵:۱۵ عصر به وقت شرق آمریکا (نیمه شب به وقت ایران) آغاز شده است. سنتکام این عملیات را «پاسخ دفاعی به تجاوزهای بیدلیل و ادامهدار ایران» توصیف کرده و تأکید دارد که اهداف نظامی و راهبردی را هدف قرار داده است. هنوز جزئیاتی از تلفات یا میزان خسارتها منتشر نشده است.
دونالد ترامپ، فرمانده کل قوای آمریکا، ساعاتی پیش از آغاز حملات در جمع خبرنگاران کاخ سفید لحنی تهدیدآمیز داشت. او گفت: «دیروز ضربات سنگینی به آنها وارد کردیم و امروز نیز بار دیگر بهشدت به آنها ضربه خواهیم زد.» ترامپ با تأکید بر اینکه «این حملات بسیار شدید خواهد بود»، اعلام کرد که توافق «کاملاً مذاکره و نهایی شده» اما جمهوری اسلامی همچنان در حال وقتکشی است. پیش از این، رسانه آمریکایی اکسیوس فاش کرده بود که در جریان سفر اخیر هیأت قطری به تهران، ایران پیشنهاد برگزاری یک نشست سه جانبه با حضور نمایندگان ایران، آمریکا و قطر را رد کرده است. این نشست قرار بود برای حل اختلافات باقیمانده در مذاکرات برگزار شود، اما به گفته منابع آگاه، تهران این درخواست را نپذیرفته و همین امر زمینهساز تشدید تنش شده است.
وزیر جنگ آمریکا نیز در گفتگویی کوتاه تأکید کرد: «تاسیسات مهم ایران را بمباران میکنیم. این حملات تنها محدود به یک منطقه نخواهد بود و تا زمانی که منافع آمریکا تأمین شود، ادامه مییابد.» این اظهارات نشان از عزم واشنگتن برای اعمال فشار حداکثری از طریق ابزار نظامی دارد. انفجارها در میناب، سیریک و بندرعباس همزمان با افزایش فوقالعاده آمادهباش نیروهای مسلح ایران گزارش شده است. برخی رسانههای محلی از قطعی گسترده برق در بخشهایی از استان هرمزگان و تخلیه برخی مراکز حساس خبر دادهاند. تا لحظه تنظیم این گزارش، سامانههای پدافندی ایران در منطقه فعال شده و آسمان این استانها میدان رزم هوایی سنگینی شده است. کارشناسان نظامی معتقدند هدف از این حملات، فلج کردن توان موشکی و انرژی ایران قبل از هرگونه پاسخ متقابل است. عسلویه به عنوان محل تجمع بزرگترین تأسیسات گازی جهان، و بندرعباس به دلیل پایگاههای دریایی سپاه و نیروی دریایی ارتش، نقاط حساسی هستند که ضربه به آنها میتواند معادلات انرژی در خاورمیانه را برای ماهها تحت تأثیر قرار دهد.
تحلیل انتخاب اهداف؛ چرا بندرعباس و عسلویه هدف شدند؟
انتخاب بندرعباس و عسلویه برای نخستین موج حملات هوایی، کاملاً راهبردی و حساب شده است. بندرعباس میزبان پایگاه یکم منطقه نیروی دریایی سپاه و همچنین پایگاه هوایی عباس دوران است که جنگندههای میگ و سوخوی ایران در آن مستقر هستند. علاوه بر این، این بندر به عنوان یکی از دو بندر اصلی صادرات نفت و ورود کالاهای اساسی، شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران محسوب میشود. ضربه به اسکلههای نفتی این بندر میتواند صادرات نفت ایران را برای ماهها مختل کند. عسلویه نیز به عنوان بزرگترین مجتمع گازی جهان، نه تنها نیاز داخلی ایران بلکه صادرات گاز به کشورهای همسایه را تأمین میکند. انهدام یا آسیب به تأسیسات گاز در عسلویه، زنجیره انرژی منطقه را دچار شوک میکند و بهای انرژی در بازارهای جهانی را به طور تصاعدی افزایش میدهد. واشنگتن با این انتخاب، پیام میدهد که خط قرمز جدید آن، تاسیسات حیاتی و زیرساختهای انرژی است.
افشای شکست دیپلماسی؛ رد نشست سه جانبه توسط ایران
ساعاتی پیش از حملات، رسانه اکسیوس فاش کرد که ایران پیشنهاد میانجیهای قطری برای برگزاری یک نشست سه جانبه با حضور نمایندگان ایران، آمریکا و قطر را رد کرده است. این نشست قرار بود آخرین فرصت برای حل اختلافات باقیمانده در مذاکرات باشد. تحلیلگران معتقدند که رد این پیشنهاد از سوی تهران، کاخ سفید را متقاعد کرد که مسیر دیپلماسی به بنبست رسیده است. ترامپ نیز در سخنان خود مستقیماً به «وقتکشی ایران» اشاره کرد. از منظر راهبردی، واشنگتن تلاش کرد با افشای این خبر پیش از حملات، بار حقوقی و رسانهای شکست مذاکرات را به گردن ایران بیندازد و حملات خود را در قالب «پاسخ به امتناع ایران از مذاکره» قاببندی کند. این یک تاکتیک کلاسیک در جنگ روانی است؛ یعنی نشان دادن اینکه «همه درها بسته شده و نظامی گری آخرین راه است».
فناوری هوایی به کار رفته؛ تفاوت حملات امسال با حملات گذشته
بر اساس گزارشهای اولیه از صحنه انفجارها، به نظر میرسد آمریکا در این موج از حملات از جنگندههای رادارگریز نسل پنجم مانند اف-۳۵ و همچنین موشکهای کروز دوربرد که از ناوهای مستقر در دریای عمان شلیک شدهاند، استفاده کرده است. شاهدان در بندرعباس صدای حرکت هواپیماهای مافوق صوت را قبل از انفجارها شنیدهاند، این نشان میدهد که پدافند هوایی ایران قادر به شناسایی یا انهدام این جنگندهها نبوده است.
بر خلاف حملات محدود پهپادی در سالهای قبل، این بار الگوی تخریب گستردهتر و دقیقتر است. استفاده از مهمات نقطهزن و بمبهای سنگرشکن در تاسیسات زیرزمینی عسلویه محتمل است. هدف آمریکا از به کارگیری این فناوریهای پیشرفته، کاهش تلفات جانبی غیرنظامی (برای مدیریت افکار عمومی) و در عین حال حداکثر تخریب زیرساختهای نظامی و انرژی ایران است.
پیامدهای اقتصادی و امنیتی برای بازار انرژی جهان
حمله به عسلویه و بندرعباس فقط یک رویداد نظامی نیست؛ بلکه یک زلزله اقتصادی در بازار نفت و گاز جهان محسوب میشود. پیشبینی میشود قیمت هر بشکه نفت در نخستین ساعات بازگشایی بازارهای آسیایی دستکم ۲۰ درصد جهش کند و در صورت تداوم حملات، امکان عبور از سقف ۱۵۰ دلار وجود دارد. همچنین قطر که بزرگترین تولیدکننده گاز طبیعی مایع (الانجی) در کنار ایران در میدان مشترک پارس جنوبی است، به دلیل اشتراک مخزن گازی با عسلویه، ممکن است مجبور به کاهش تولید پیشگیرانه شود. چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، شدیدترین ضربه را از این بحران خواهد خورد و این میتواند موازنه قدرت در شرق آسیا را تحت تأثیر قرار دهد. از منظر امنیت انرژی اروپا که اکنون به دنبال جایگزینی برای گاز روسیه است، تشدید تنش در خلیج فارس، یک فاجعه چندلایه محسوب میشود.
سناریوی پاسخ ایران؛ جنگ نیابتی یا تقارن زدایی؟
نکته کلیدی که تحلیلگران نظامی را نگران کرده، ماهیت پاسخ ایران است. با توجه به اینکه حملات کنونی مستقیماً خاک ایران را هدف گرفته (نه نیروهای نیابتی در خارج)، تهران عملاً در یک دوراهی راهبردی قرار دارد. سناریوی اول، واکنش متقارن و موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در قطر، بحرین و کویت است که میتواند جنگ منطقهای تمام عیار را کلید بزند. سناریوی دوم که محتملتر به نظر میرسد، تشدید حملات نیابتی از طریق یمن، حزب الله و گروههای عراقی علیه تاسیسات نفتی و پایگاههای آمریکایی در کل منطقه است. ایران ممکن است ترجیح دهد در دام جنگ متقارن نیفتد و با «پاسخ نامتقارن لایه لایه»، هزینه حملات را با اختلال در ترانزیت نفت از تنگه هرمز یا هدف قرار دادن سفارتهای آمریکا در منطقه افزایش دهد. ساعتهای آینده تعیین کننده این است که آیا منطقه وارد جنگ باز میشود یا یک دور جدید از جنگ سرد نیابتی سخت آغاز میگردد.