آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در نشستی که با عنوان «قدرت رسانه در مدیریت بحران» در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد، حمزه صفوی از فعالان رسانهای کشور با صراحت از روزنامهنگارانی گفت که از ایران رفتهاند اما هرگز خائن به این خاک نبودهاند. صفوی در این نشست تأکید کرد: بسیاری از روزنامهنگارانی که اکنون در رسانههای خارجی فعال هستند و من آنها را میشناسم، یا زندان رفتهاند و یا از ایران خارج شدهاند. ذاتشان با کشور هماهنگ بود؛ یعنی ایران را دوست داشتند. او با ابراز تأسف از برخوردهای گذشته با این روزنامهنگاران گفت: «آنقدر اذیتشان کردند که این پتانسیلها از دست رفت.» این جمله یکی از صریحترین انتقادات به نحوه تعامل حاکمیت با اهالی رسانه در سالهای اخیر بود.
به گفته این فعال رسانهای، بسیاری از روزنامهنگاران مهاجر، به دلیل عشق به ایران و دغدغه مشکلات کشور، سالها در داخل فعالیت میکردند، اما فشارها و محدودیتها آنها را ناچار به ترک وطن کرد. صفوی با اشاره به ظرفیت بالای روزنامهنگاران در حل بحرانهای کشور تأکید کرد: «اگر نگاه حاکمیتی به رسانه و روزنامهنگاران اصلاح شود، من فکر میکنم جواب بسیاری از سوالات و بحرانهایمان را خواهیم گرفت.» نشست «قدرت رسانه در مدیریت بحران» با هدف بررسی نقش رسانهها در کاهش اثرات بحرانهای طبیعی، سیاسی و اجتماعی برگزار شد. حمزه صفوی از جمله سخنرانانی بود که به تحلیل تعامل دولت و رسانه پرداخت.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که موج مهاجرت روزنامهنگاران و فعالان رسانهای در سالهای اخیر به کشورهای مختلف از جمله کانادا، آلمان، فرانسه و بریتانیا افزایش یافته است. بسیاری از این افراد در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور مشغول به فعالیت هستند. دفتر توسعه آموزش رسانه که میزبان این نشست بود، نهادی است که با هدف ارتقای مهارتهای رسانهای و تحلیل سیاستهای ارتباطی کشور فعالیت میکند. برگزاری چنین نشستهایی با حضور سخنرانان منتقد، نشان از فضای بازتر گفتگو در برخی محافل تخصصی دارد.
محتوای اظهارات حمزه صفوی و نقد رویکرد حاکمیتی
حمزه صفوی در این نشست، یک روایت رسمی را به چالش کشید. در سالهای اخیر، برخی مقامات قضایی و امنیتی، روزنامهنگاران مهاجر را متهم به «همکاری با دشمن» و «تبلیغ علیه نظام» کرده بودند. صفوی با تأکید بر اینکه این افراد «خائن به این خاک نبودند»، عملاً اتهامات قبلی را رد میکند. او با شجاعت از کسانی دفاع کرد که شاید در نگاه اول، در «اردوگاه رقیب» قرار دارند. او همچنین به «اذیت کردن» روزنامهنگاران اشاره کرد. این «اذیت کردن» میتواند مصادیق مختلفی داشته باشد: احضارهای مکرر به دادسرا، ممنوعیت خروج از کشور، توقیف روزنامه، مسدودی حساب بانکی، فشار بر خانواده، و حتی بازداشت و حبس. صفوی معتقد است که این فشارها، نه تنها تأثیر مثبتی نداشته، بلکه باعث «از دست رفتن پتانسیلها» شده است. به عبارت دیگر، نظام با دست خود، سرمایههای انسانی خود را از دست داده است.
نکته جالب توجه، لحن صفوی است. او از منظر «دلسوزی برای کشور» صحبت میکند، نه از منظر مخالفت با نظام. او میگوید «اگر نگاه حاکمیتی اصلاح شود، جواب بحرانهایمان را میگیریم». یعنی راهکار برون رفت از مشکلات، درون نظام است. این یک نقد «درون ساختاری» است، نه برون ساختاری. به همین دلیل، احتمال تأثیرگذاری این سخنان بر تصمیمگیران بیشتر است.
موج مهاجرت روزنامهنگاران و علل آن
در دهه ۱۳۹۰، موج سنگین مهاجرت نخبگان (از جمله روزنامهنگاران) به خارج از کشور آغاز شد. دلایل متعددی برای این پدیده وجود دارد:
- اول، «فشارهای قضایی و امنیتی». قوانین مطبوعاتی ایران (به ویژه ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی) به گونهای طراحی شده است که هر تحلیل انتقادی را میتوان «نشر اکاذیب» یا «تبلیغ علیه نظام» تلقی کرد. این ابهام قانونی، بهانهای برای احضار و بازداشت مکرر روزنامهنگاران فراهم میکند.
- دوم، «مشکلات اقتصادی». با تورم افسارگسیخته، حقوق روزنامهنگاران در ایران بسیار پایین است (معادل ۳ تا ۵ میلیون تومان در ماه). در مقابل، یک روزنامهنگار مهاجر در کانادا یا آلمان میتواند ۳ تا ۵ هزار دلار در ماه درآمد داشته باشد (۱۰ تا ۱۵ برابر ایران). این اختلاف فاحش درآمدی، انگیزه مهاجرت را حتی برای کسانی که با نظام مشکلی ندارند، ایجاد میکند.
- سوم، «نبود آزادی بیان». حتی اگر روزنامهنگاری تمایل به فعالیت در چارچوب قانون داشته باشد، باز هم نمیتواند به درستی مشکلات جامعه را منعکس کند. خطوط قرمز متعدد (نقد رهبری، نقد سپاه، نقد سیاست خارجی، نقد حجاب اجباری، و...) انتشار هر تحلیلی را با ریسک همراه میکند. بسیاری از روزنامهنگاران برای اینکه مجبور نباشند بین «سکوت» و «زندان» یکی را انتخاب کنند، مهاجرت را ترجیح میدهند.
نقش روزنامهنگاران مهاجر در رسانههای خارجی
روزنامهنگاران مهاجر ایرانی، هم اکنون در رسانههای مختلف خارج از کشور مشغول به فعالیت هستند. برخی از آنها در رسانههای فارسیزبان وابسته به دولتهای خارجی (مانند بیبیسی فارسی، صدای آمریکا، منوتو، ایران اینترنشنال) کار میکنند. برخی دیگر نیز در رسانههای مستقل (کانالهای تلگرامی، یوتیوب، پادکستها) فعالیت میکنند. سوال مهم این است:
آیا این روزنامهنگاران در خارج از کشور، «صدای ایران» هستند یا «صدای دشمن»؟
پاسخ ساده نیست. برخی از آنها واقعاً به دنبال بازتاب آزادانه مشکلات ایران (بدون سانسور) هستند. آنها به ایران عشق میورزند، اما از حاکمیت ناراضی هستند. برخی دیگر نیز ممکن است به دلیل تأمین مالی از سوی دولتهای خارجی، دچار سوگیری رسانهای شوند و اخبار را یکسویه و اغراقآمیز منتشر کنند. حمزه صفوی بر دسته اول تأکید دارد. او میگوید این افراد ذاتاً با کشور هماهنگ بودند و ایران را دوست داشتند، اما اذیت شدند. این تحلیل نشان میدهد که راه حل، «برخورد امنیتی» با رسانههای خارج از کشور نیست (که نتیجه معکوس دارد)، بلکه «رفع علل مهاجرت در داخل» است. اگر فضای رسانهای در ایران بازتر شود و فشارها کاهش یابد، بسیاری از این روزنامهنگاران بازخواهند گشت.
قدرت رسانه در مدیریت بحران؛ غایب بزرگ در ایران
موضوع اصلی نشست، «قدرت رسانه در مدیریت بحران» بود. صفوی با اشاره به تجربیات بینالمللی گفت که رسانهها در کشورهای پیشرفته، نقش کلیدی در کاهش اثرات بحرانها (بلایای طبیعی، بیماریها، ناآرامیهای اجتماعی) دارند. اما در ایران، رسانهها یا حذف میشوند یا محدود. به عنوان مثال، در جریان سیل ۱۳۹۸، رسانههای مستقل توانستند جان هزاران نفر را نجات دهند، اما دولت به جای همکاری با آنها، به دنبال سانسور اخبار بود. در جریان بیماری کرونا (۱۳۹۹-۱۴۰۰)، رسانههای خارج از کشور (مانند منوتو) اطلاعات دقیقتری از آمار فوتیها و کمبود تجهیزات پزشکی منتشر کردند تا صداوسیما. در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز، دولت اینترنت را قطع کرد تا رسانهها نتوانند اخبار را پوشش دهند، در حالی که این قطع اینترنت خود به بحران (اقتصادی و روانی) دامن زد. صفوی معتقد است که اگر روزنامهنگاران حرفهای و متخصص در داخل میماندند، میتوانستند به دولت در مدیریت بحرانها کمک کنند. اما وقتی آنها را از کشور بیرون میکنید، یا در زندان میگذارید، نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه از خارج از کشور نیز روایتهای منفی و منتقدانه تولید میکنند. این یک «باخت-باخت» است.
چشمانداز آینده و ضرورت تغییر نگاه حاکمیتی
آیا نگاه حاکمیتی به رسانه تغییر خواهد کرد؟ شواهد امیدوارکنندهای وجود دارد. در دولت چهاردهم (پزشکیان)، برخی از چهرههای رسانهای که قبلاً ممنوعالکار بودند، مجوز فعالیت گرفتهاند. همچنین، واتساپ و یوتیوب (پلتفرمهای خارجی) در حال رفع فیلتر هستند. این نشان میدهد که ممکن است سیاست جدیدی در قبال فضای مجازی و رسانه در حال شکلگیری باشد. با این حال، مقاومت نهادهای امنیتی و قضایی بسیار بالاست. تا زمانی که قوانین مطبوعاتی اصلاح نشود (حذف اتهامات کلی مانند «نشر اکاذیب» و «تبلیغ علیه نظام»)، هیچ تضمینی وجود ندارد که روزنامهنگاران دوباره احضار و بازداشت نشوند.
همچنین تا زمانی که اقتصاد روزنامهنگاری (تبلیغات دولتی، حمایت از روزنامههای مستقل) ساماندهی نشود، روزنامهنگاران مجبور به مهاجرت یا تغییر شغل خواهند شد. حمزه صفوی به عنوان یک فعال رسانهای میانهرو، صدای اصلاحطلبان و اعتدالگرایان در حوزه رسانه است. او بر این باور است که راهکار «توسعه امنیت» به جای «امنیتی کردن» است. اگر به روزنامهنگاران اجازه داده شود آزادانه بنویسند (در چارچوب قانون)، نه تنها امنیت ملی تهدید نمیشود، بلکه بحرانها نیز بهتر مدیریت میشوند. زمان نشان خواهد داد که آیا دولت و حاکمیت به این نتیجه خواهند رسید یا خیر.