آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
عصر امروز، میدان تجریش یک لحظه نفسش بند آمد. دود سیاه و غلیظی از میان موکبهای مستقر در بازار سر به آسمان کشید. مردم دویدند، دستفروشها بساطشان را جمع کردند، رانندهها بوق میزدند و نمیدانستند کدام طرف بروند. شایعه به شایعه پیوست. بعضی میگفتند یک مغازه بزرگ سوخته، بعضی میگفتند بازار دارد میسوزد. اما حقیقت چیز دیگری بود. سخنگوی آتشنشانی تهران چند دقیقه بعد همه چیز را روشن کرد. یک موکب، یک گاز پیک نیک، یک لحظه بیاحتیاطی. شعله زبانه کشید به چادر و سیاهیها. دود بلند شد. همان دودی که همه تجریش را پر کرد. اما آتش ترسناک تر از آن چیزی که فکر میکردید، نبود. فقط چند دقیقه طول کشید تا آتشنشانان برسند و همه چیز را تمام کنند.
با خودتان بگویید نکند این همان آتشسوزی معروف دی ماه ۱۴۰۳ است که پنج مغازه را خاکستر کرد؟ نه، اشتباه نکنید. آن یکی قصه دیگری بود. دی ماه پارسال، یک مغازه سوهان و شیرینیپزی در تجریش آتش گرفت. سقف چوبی و قدیمی، دست به دست هم دادند تا پنج باب مغازه بسوزد. اما امروز، قضیه فرق میکند. امروز فقط یک موکب آسیب دیده، و یک چادر سوخته. خبری از مغازههای تجاری نیست. با این حال، نگرانی مردم بیجا نبود. تجریش قلب تپنده شمال تهران است. یک روز تعطیل، هزاران نفر در آن رفت و آمد میکنند. بازار تجریش هم برای خیلیها فقط یک بازار نیست، یک خاطره است، یک سنت است، یک وعده غذایی است که باید در رستورانهای قدیمیاش خورد. پس وقتی دود میآید، همه نگران میشوند.
آتشنشانان اما در کوتاهترین زمان ممکن خود را رساندند. سه ایستگاه آتشنشانی، با تجهیزات کامل، در کمتر از ده دقیقه در محل حاضر شدند. شعله را خاموش کردند، دود را پراکندند، و مردم را نفس راحت دادند. مهمتر از همه: هیچ مصدومی نداشتیم. نه عابر پیاده، نه فروشنده، نه رهگذر. فقط یک چادر سوخت و یک گاز پیک نیک منفجر شد. سخنگوی آتشنشانی تاکید کرد که بازار تجریش هیچ آسیبی از این حادثه ندیده است. مغازهها سر جایش هستند، سقف چوبی قدیمی نسوخته، سوهان و شیرینیها هم سالم. این یک اخطار بود، نه یک فاجعه. اخطاری به همه موکبدارها و دستفروشهایی که از گاز پیک نیک استفاده میکنند. یک لحظه بیتوجهی، میتواند دودش تا آسمان برود. اما تجربه تلخ دی ماه را نباید فراموش کرد. همان موقع هم اگر آتشنشانان چند دقیقه دیرتر میرسیدند، فاجعه بزرگتری رخ میداد. سقف چوبی و متصل مغازهها، مثل فیوز عمل کرده بود و آتش را از یک مغازه به مغازه دیگر میرساند. خوشبختانه امروز خبر از آن سقفها نبود. موکب مستقل بود، چادر هم جدا. آتش به خودش بسنده کرد و به همسایه سرایت نکرد. حالا تجریش دوباره به روال عادی برگشته است. مردم در حال قدم زدن هستند، بازار داغ است، و فقط یک لکه سیاه روی زمین یادآور حادثهای است که میتوانست بزرگ شود اما نشد. در ادامه این گزارش، هم جزئیات آتشسوزی امروز را میخوانید، هم مروری میکنیم بر آن آتشسوزی تلخ دی ماه که پنج مغازه را خاکستر کرد.
گاز پیک نیک؛ قاتل خاموش در دستهای بیاحتیاط
شاید سادهترین وسیله در هر موکب، کافه، چایخانه و دستفروشی، همین گاز پیک نیک کوچک باشد. ارزان، قابل حمل، در دسترس. اما همین وسیله ساده اگر درست استفاده نشود، میتواند تبدیل به یک بمب ساعتی شود. در این حادثه، به گفته مسئولان آتشنشانی، نشت گاز از یکی از همین پیک نیکها باعث آتشسوزی شده. شعله به چادر پلاستیکی و سیاهیهای پارچهای برخورد کرده و در عرض چند ثانیه همه چیز شعلهور شده است.
کارشناسان آتشنشانی بارها هشدار دادهاند که استفاده از گاز پیک نیک در فضاهای بسته یا نیمهباز که تهویه مناسبی ندارند، بسیار خطرناک است. گاز مایع سنگین تر از هواست. اگر نشت کند، روی زمین جمع میشود و تا مدتها باقی میماند. کافی است جرقهای ایجاد شود، حتی جرقه استاتیک ناشی از لباس پشمی، تا همه چیز منفجر شود. در موکبها معمولاً فضای شلوغ است، کپسولهای متعدد کنار هم چیده شده، و نظارت مدونی بر آنها وجود ندارد.
نکته مهم اینکه گاز پیک نیک در ایران استانداردهای ایمنی مشخصی دارد اما بسیاری از نمونههای قاچاق یا تقلبی که در بازار یافت میشوند، فاقد شیر ایمنی هستند. شیر ایمنی در هنگام افزایش فشار یا حرارت، گاز را تخلیه میکند تا از انفجار جلوگیری کند. در این حادثه، هنوز مشخص نیست که پیک نیک استاندارد بوده یا نه. اما آنچه مسلم است، بیاحتیاطی در استفاده از آن، یا نقص فنی در وسیله، هر دو میتوانند فاجعهساز باشند.
سقف چوبی تجریش؛ میراثی کهنه که هر لحظه ممکن است بسوزد
حادثه امروز اگرچه به موکب محدود ماند، اما ناخودآگاه خاطره آتشسوزی دی ماه ۱۴۰۳ را زنده کرد. آن روز، یک مغازه سوهان و شیرینیپزی در بازار تجریش آتش گرفت. سقف چوبی و قدیمی که میان مغازهها مشترک بود، باعث شد آتش از ناحیه سقف به چهار مغازه دیگر سرایت کند. دلیل اصلی فاجعه، «حوزه بندی نبودن مغازهها» بود. در بازارهای سنتی، دیوارها گاهی تا زیر سقف نمیرسند و فضای بالای سقف هم مشترک است.
این معماری سنتی که زمانی برای تهویه هوا و زیبایی طراحی شده بود، امروز به یک دردسر بزرگ تبدیل شده است. اگر یک واحد دچار آتشسوزی شود، شعله از طریق حفرههای سقف به واحدهای مجاور میرود، بدون اینکه از در یا پنجره عبور کند. در حادثه دی ماه، آتشنشانان گفتند که آتش بیشتر در ناحیه سقف بوده و اجناسی که روی سقف چیده شده بودند، مثل فتیله عمل کرده و آتش را پخش کردهاند. پس از آن حادثه، وعده داده شد که سقفهای چوبی بازار تجریش ایمنسازی شود. اما تا امروز، چقدر از این وعده عملی شده؟ آتشسوزی امروز نشان داد که حداقل موکبهای مستقل مشکل سقف ندارند (چادر هستند)، اما مغازههای ثابت همچنان با همان سقف چوبی قدیمی مشغول کارند. یک بیاحتیاطی کوچک میتواند دوباره همان فاجعه را تکرار کند. شاید وقت آن رسیده که میراث فرهنگی و آتشنشانی دست به دست هم بدهند و یک بار برای همیشه این معضل را حل کنند.
سرعت عمل آتشنشانان؛ تفاوت بین یک حادثه کوچک و یک فاجعه بزرگ
در هر آتشسوزی، سه عامل تعیین میکنند که ماجرا به یک حادثه کوچک ختم میشود یا یک فاجعه بزرگ: زمان رسیدن آتشنشانان، تجهیزات آنها، و مهارتشان در مهار شعله. امروز در تجریش، هر سه عامل به نفع مردم بود. ماموران سه ایستگاه آتشنشانی در کمتر از ده دقیقه خود را به محل رساندند. تجهیزات کافی همراه داشتند. و با تجربهای که از حادثه دی ماه به دست آورده بودند، میدانستند از کجا وارد شوند.
نکته جالب این است که آتشنشانان مجبور شدند هم از داخل و هم از سقف وارد شوند. چون موکب چادر بوده، ساختار مشخصی نداشته و شعله در حال گسترش به سیاهیها بوده. اما آنها با دقت عمل کردند، شعله را از ریشه قطع کردند، و مهمتر از همه، نگذاشتند آتش به بازار تجریش سرایت کند. اگر چند دقیقه بیشتر طول میکشید، داستان فرق میکرد. سازمان آتشنشانی تهران در سالهای اخیر سرمایهگذاری زیادی روی کاهش زمان پاسخگویی کرده است. میانگین زمانی رسیدن به محل حادثه در مناطق مرکزی تهران اکنون حدود ۸ دقیقه است که در مقایسه با استانداردهای جهانی رقم خوبی محسوب میشود. اما تجریش با ترافیک همیشه سنگینش، یک چالش ویژه است. امروز اما خیابان خلوتتر بود، یا شانس یار بود، یا برنامه از قبل چیده شده بود. به هر حال، مردم تجریش امروز مدیون سرعت عمل آتشنشانان هستند.
شایعه در مقابل واقعیت؛ روانشناسی وحشت جمعی در لحظات بحران
لحظهای که اولین فواره دود از میدان تجریش بلند شد، شهروندان چه کردند؟ دویدند، فریاد زدند، به عزیزانشان زنگ زدند، و در شبکههای اجتماعی خبر پخش کردند. اما متاسفانه بسیاری از این خبرها نادرست بود. یکی میگفت بازار کامل آتش گرفته، یکی میگفت چندین نفر سوختهاند، یکی میگفت بمب گذاری شده بود. این همان «وحشت جمعی» است که در روانشناسی اجتماعی به آن «هیستری جمعی» میگویند.
وقتی انسانها در یک فضای مبهم و پراسترس قرار میگیرند، مغز آنها به دنبال سریعترین پاسخ میگردد نه دقیقترین پاسخ. به همین دلیل است که اولین گزارشها از هر حادثهای معمولاً اغراقآمیز و اشتباه هستند. در این موارد، نقش رسانههای رسمی و مسئولان بسیار حیاتی میشود. هر چه سریعتر اطلاعات دقیق منتشر شود، وحشت زودتر فروکش میکند.
سخنگوی آتشنشانی تهران امروز خیلی زود وارد عمل شد. او با انتشار یک پیام کوتاه و شفاف، هم واقعیت را گفت، هم نگرانی را کاهش داد. گفت آتش کوچک بوده، مصدوم نداشته، و بازار آسیبی ندیده. همین سه جمله ساده، جلوی موج شایعات را گرفت. تجربه نشان داده که در بحرانها، «سکوت» بدترین واکنش است. امروز اما سکوت شکسته شد و مردم آرام گرفتند.
درسهایی از دو آتشسوزی؛ تجریش نیاز به بازنگری دارد
- دو آتشسوزی در کمتر از دو سال در یک محدوده. یکی دی ماه ۱۴۰۳ با پنج مغازه سوخته، یکی خرداد ۱۴۰۵ با یک موکب سوخته. شاید وقت آن رسیده که از این دو حادثه درس بگیریم. درس اول: مواد آتشزا مثل گاز پیک نیک در مکانهای شلوغ و پرجمعیت باید با نظارت مضاعف استفاده شوند. یک دستورالعمل ساده مثل «دوری کپسول از چادر» و «خاموش کردن شعله قبل از ترک محل» میتواند نجاتبخش باشد.
- درس دوم: ایمنسازی سقفهای چوبی بازار تجریش نباید معطل بماند. اگر امروز آتش به جای موکب، از یک مغازه شروع میشد، داستان فرق میکرد. سقف چوبی و متصل، آتش را به سرعت به دهها مغازه میرساند. سازمان میراث فرهنگی باید اجازه دهد که یا سقفها عایقبندی شوند، یا در صورت غیرممکن بودن، سیستم اعلام و اطفای حریق خودکار نصب شود. هزینه این کار در مقابل خسارت یک آتشسوزی بزرگ، ناچیز است.
- درس سوم: مردم نیاز به آموزش دارند. بسیاری از شهروندان نمیدانند در هنگام آتشسوزی چه کنند. برخی به جای فرار به سمت آتش میروند تا فیلم بگیرند، برخی در ترافیک گیر میکنند و راه آتشنشانان را میبندند، برخی بدون دلیل وحشت میکنند. اگر هر سال چند ساعت آموزش همگانی اجباری در مدارس و محلهای کار برگزار شود، شاهد حوادث کمتری خواهیم بود. تجریش امروز نجات یافت، اما شاید فردا نوبت محله شما باشد.