آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
خیلی از ما وقتی نام «سینمای اروتیک» را میشنویم، بیاختیار یاد فیلمهای ارزان و بیمحتوا میافتیم. اما حقیقت این است که بعضی از تأثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینما، دقیقاً از دل همین ژانر بیرون آمدهاند. فیلمهایی که نه برای تحریک زودگذر، که برای روایت چیزهایی ساخته شدند که نمیشد با کلمات عادی گفت. فرق یک صحنه سینماییِ خوب با یک صحنه هرزه کجاست؟ شاید همان تفاوتی باشد که بین یک نقاشی برهنه در موزه لوور و یک عکس روی جلد مجلههای زرد وجود دارد. یکی شما را وادار به فکر میکند، دیگری فقط چند ثانیه نگاه خیره. سینمای واقعی اروتیک همیشه در دسته اول بوده است.
برای فهمیدن این تفاوت باید برگردیم به دهه شصت و هفتاد میلادی. سالهایی که موجهای آزادی جنسی در اروپا و آمریکا به سینما هم کشیده شد. کارگردانهای جوان آن زمان فهمیدند که دوربین میتواند وارد اتاقهای دربسته شود و رازهایی را فاش کند که هیچکس جرأت گفتنشان را نداشته است. اما همین حرکت شجاعانه، بهایی هم داشت. خیلی از این فیلمسازان متهم به هرزهنگاری شدند. فیلمهایشان توقیف شد. بعضی از آنها حتی به زندان افتادند. با این حال، حالا بعد از پنجاه سال، همان فیلمها در دانشگاهها تدریس میشوند و نسل جدید فیلمسازان از آنها یاد میگیرند که ترس نداشته باشند.
یکی از نکات عجیب درباره سینمای اروتیک این است که همیشه با تابوهای اجتماعی گره خورده است. در هر دورهای، تابوها فرق میکنند. در یک دوره، نشان دادن مچ پای زن تابو بوده، در دورهای دیگر، بوسه طولانی. و سینمای اروتیک همیشه همان جایی ایستاده که خط قرمزها کشیده میشود. شاید به همین دلیل است که بسیاری از فیلمهای اروتیک کلاسیک، امروز برای نسل جوان اصلاً «جسورانه» به نظر نمیرسند. چون خط قرمزها عوض شده. چیزی که برای پدربزرگها تکاندهنده بود، برای نوهها عادی است. این یعنی سینمای اروتیک همیشه یک قدم جلوتر از جامعه راه میرود. اما خطر هم همین جاست. بعضی از فیلمسازان فکر میکنند برای جلب توجه کافی است چند صحنه برهنه به فیلمشان اضافه کنند. غافل از اینکه مخاطب امروز دیگر آنقدرها هم ساده نیست. مردم خیلی زود تشخیص میدهند که یک فیلم، حرفی برای گفتن دارد یا فقط میخواهد از تابوها سوءاستفاده کند.
در این مقاله از لایههای پنهان سینمای اروتیک میگوییم. از کارگردانهایی که با شجاعت از خطوط قرمز عبور کردند و شاهکارهایی خلق کردند که حالا جزو افتخارات تاریخ سینما هستند. همچنین یاد میگیریم چطور یک فیلم اروتیک خوب را از یک فیلم مبتذل تشخیص بدهیم. همراهمان باشید تا از مرز باریک بین تابو و هنر بگوییم.
تفاوت اروتیک با هرزهنگاری از نگاه نشانهشناسی
در سینما، تفاوت بین یک فیلم اروتیک و یک فیلم هرزه، در نیت کارگردان و نحوه استفاده از زبان دوربین خلاصه میشود. در فیلمهای هرزه، بدن انسان تبدیل به یک کالا میشود. دوربین با وسواس روی بخشهای خاصی از بدن میچرخد و هدف اصلی، تحریک فیزیولوژیک مخاطب است. اما در سینمای اروتیک، بدن یک عنصر روایی است نه هدف نهایی. اگر فیلم «آخرین تانگو در پاریس» را دوباره ببینید، متوجه میشوید که برتولوچی از صحنههای جنسی برای نشان دادن تنهایی و درماندگی استفاده کرده است. بدن بازیگران در آن فیلم، یک شیء لذت نیست؛ یک قربانی است. این همان چیزی است که منتقدان حرفهای به آن «بدن دراماتیک» میگویند. بدنی که درد دارد، نه فقط لذت میبرد. در مقابل، فیلمهای هرزه هیچ درامی پشت صحنههای خود ندارند. شما میتوانید صحنههای جنسی آنها را جدا کنید و فیلم همچنان سر جایش باشد. اما در یک اثر اروتیک واقعی، حذف آن صحنهها یعنی از بین رفتن معنی اصلی فیلم. به همین سادگی میتوان قاطی نکرد.
تابوهای اجتماعی و نقش سینما در شکستن آن ها
سینمای اروتیک همیشه یک رابطه دیالکتیکی با تابوهای جامعه داشته است. هر جامعای یک سری خط قرمزهای نانوشته دارد که معمولاً درباره بدن، جنسیت و روابط انسانی است. فیلمهای اروتیک میآیند و همان خطها را جابهجا میکنند. گاهی این کار آگاهانه است، گاهی هم فیلمساز فقط داستانش را صادقانه روایت میکند اما جامعه هنوز آماده شنیدنش نیست. در ایران اما ماجرا پیچیدهتر است. تابوهای جنسی در جامعه ایران آنقدر کمرشکن است که خیلی از فیلمسازان حتی جرأت نزدیک شدن به این ژانر را ندارند. آن هایی هم که تلاش کردهاند، یا فیلمشان توقیف شده یا مجبور شدهاند آنقدر خودسانسوری کنند که اثری بیروح تحویل بدهند. نتیجه این میشود که مخاطب ایرانی برای دیدن سینمای اروتیک واقعی، به سراغ فیلمهای خارجی یا قاچاقی میرود. جالب اینجاست که همین ممنوعیتها، گاهی خودشان تبدیل به تابوی جدیدی میشوند. فیلمی که ممنوع میشود، کنجکاوی بیشتری ایجاد میکند. مردم میخواهند بدانند چه چیزی آنقدر خطرناک بوده که جلوی دیده شدنش گرفته شده است. به این ترتیب، سانسور نه تنها تابوها را از بین نمیبرد، بلکه آنها را قدرتمندتر هم میکند.
نگاه کارگردانهای بزرگ به صحنههای جنسی
برگردیم به خود فیلمها و کارگردانهایشان. استنلی کوبریک در فیلم «چشمهای بسته» با نیکول کیدمن و تام کروز، شبی را روایت میکند که یک زوج مرفه وارد دنیای زیرزمینی مراسمهای جنسی عجیب میشوند. نکته جالب اینجاست که کوبریک هیچ صحنه مستقیمی نشان نمیدهد. همه چیز در سایه و نور و ابهام است. نتیجه؟ فیلمی که ده برابر از هر فیلم صریحی، مخاطب را به فکر فرو میبرد. یا برناردو برتولوچی که درباره فیلمش «آخرین تانگو در پاریس» گفت: «من نمیخواستم فیلمی درباره سکس بسازم. میخواستم فیلمی درباره تنهایی بسازم که در آن شخصیتها از سکس به عنوان آخرین پناهگاه خود استفاده میکنند.» این یعنی نیت کارگردان مهمترین کلید برای فهم یک صحنه جنسی در سینماست.
در سوی دیگر، کارگردانهای تازهنفس و کمتجربه گاهی فکر میکنند با گذاشتن چند صحنه سکسی، میتوانند فیلمشان را بفروشند. نتیجه معمولاً فیلمی است که هم منتقدان از آن متنفرند و هم مخاطب عادی بعد از چند دقیقه خسته میشود. چون مردم امروز دیگر آنقدرها هم گرسنه دیدن بدن لخت نیستند. شبکههای اینترنتی پر از چنین تصاویری است. چیزی که کمیاب است، یک ایده خوب و یک روایت صادقانه است.
سینمای اروتیک در ایران؛ از حاشیه تا متن
شاید خیلیها فکر کنند سینمای ایران هیچ ربطی به این ژانر ندارد اما واقعیت چیز دیگری است. حتی در سختگیرانهترین دوران پس از انقلاب، فیلمهایی ساخته شدهاند که میشود آنها را در مرزهای اروتیک تعریف کرد. فرقش با سینمای غرب در این است که به جای بدن لخت، از نماد و استعاره استفاده میشود. یک دست، یک مو، یک نگاه بلند. عباس کیارستمی در فیلم «طعم گیلاس» هیچ صحنهای نشان نمیدهد اما تمام فیلم درباره تنهایی و مرگ و نیاز به لمس شدن است. یا اصغر فرهادی در «درباره الی...» از یک دروغ کوچک آنقدر تنش جنسی و عاطفی خلق میکند که مخاطب تا دقیقه آخر میخکوب میشود. این را هم میشود یک نوع سینمای اروتیک شرقی نامید؛ جایی که سانسور، فیلمساز را مجبور به خلاقیت میکند. اما این روی سکه را هم باید دید که این سانسور دائمی، خیلی از استعدادهای جوان را هم سرخورده کرده است. فیلمسازانی که حرف تازهای دارند اما میدانند اگر از خط قرمزها عبور کنند، همه زندگیشان نابود میشود. نتیجه میشود سینمای بیخطر و بیروحی که فقط سفارشی فیلم میسازد. به این میگویند بهایی که جامعه در برابر ترس از تابوها میپردازد.
آینده سینمای اروتیک در عصر پلتفرمهای آنلاین
با آمدن سکوهای نمایش آنلاین مثل نتفلیکس و امثال آن، قواعد قدیمی سینما به هم ریخته است. دیگر خبری از آن سانسورچیهای سرسخت نیست. هر کسی میتواند هر فیلمی را هر جا که هست ببیند. این آزادی چه تأثیری بر سینمای اروتیک گذاشته؟ جواب شاید عجیب باشد: این ژانر را کمرونق کرده است. وقتی همه چیز در دسترس باشد، دیگر آن کنجکاوی و لذت ممنوعه معنا ندارد. نسل جدید که از کودکی به دیدن هر چیزی عادت کرده، دیگر برای دیدن یک صحنه برهنه هیجان زده نمیشود. در نتیجه، سینمای اروتیک مجبور شده دوباره به عقب برگردد و خودش را بازتعریف کند. حالا دیگر این ژانر باید حرف تازهای برای گفتن داشته باشد. به نظر میرسد آینده سینمای اروتیک در روایت داستانهای واقعی و انسانی است، نه نمایش بدن. مخاطب امروز تشنه عواطف صادقانه است، نه تصاویر تحریککننده. شاید به همین دلیل است که فیلمهایی مثل «کال» ساخته پدرو آلمودوار یا «پورترزال عشق» در جشنوارهها موفق میشوند. آن ها از سکس حرف میزنند اما حرف اصلیشان همیشه جای دیگریست؛ در دل آدمهایی که تنها و گم شدهاند!