سه شنبه / ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ / ۰۴:۰۹
کد خبر: 39032
گزارشگر: 548
۳۵
۰
۰
۱
از اتاق تاریک سانسور تا شبکه‌های اجتماعی بدون فیلتر؛ چطور جهان در یک نسل، حرف‌های ناگفتنی را فریاد زد؟

​از تابو تا آزادی؛ روایت شصت سال تغییر نگاه جامعه به مسائل جنسی!

​از تابو تا آزادی؛ روایت شصت سال تغییر نگاه جامعه به مسائل جنسی!
سال ۱۹۶۰ را تصور کنید. در آمریکا و اروپا، زن و شوهری که در تخت خواب مشترک بخوابند، در فیلم‌ها نشان داده نمی‌شد. شبکه‌های تلویزیونی از ترس جریمه، کلمه «باردار» را هم حذف می‌کردند. اما فقط یک دهه بعد، فیلم «آخرین تانگو در پاریس» با صحنه‌های جنسی صریح روی پرده رفت. چه اتفاقی در این ده سال افتاد؟ انقلاب جنسی، پیشگیری از بارداری، موج دوم فمینیسم و سینمای جسور. حالا شصت سال از آن روزها گذشته. در این گزارش روایت می‌کنیم که جامعه جهانی از دیوار بلند تابوها به کدام سمت رسیده است. از کشورهای اسکاندیناوی که نیمی از بچه‌ها خارج از ازدواج به دنیا می‌آیند تا ایران که بحث از سکس هنوز در خیلی از خانواده‌ها ممنوع است. پرونده‌ای باز از تحولی که همه ما را بی‌استثنا تحت تأثیر قرار داده، چه بدانیم چه ندانیم.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

تا همین پنجاه سال پیش در خیلی از کشورهای جهان، حرف زدن از سکس در جمع، یک رسوایی بود. نه اینکه مردم سکس نمی‌کردند، نه. اما وانمود می‌کردند که نمی‌کنند. اسمش را گذاشته بودند «نجابت». پشت درهای بسته هر کاری می‌خواستی بکن ولی حق نداشتی حتی اشاره کنی که چنین چیزی وجود دارد. این شد همان تابوی بزرگ. اما نسل شصت و هفتاد میلادی آمد و همه چیز را عوض کرد. جنبش‌های آزادی خواهی خواهان حقوق برابر زنان شدند. قرص ضدبارداری به بازار آمد. انقلاب جنسی در گرفت. ناگهان سکس از پشت درهای بسته بیرون زد و روی جلد مجله‌ها نشست. این اولین ضربه بزرگ به دیوار تابوها بود.

سینما در این میان نقشی کلیدی داشت. فیلمسازان جرأت کردند چیزهایی را نشان بدهند که تا دیروز فقط در خلوت و پنهانی اتفاق می‌افتاد. در ابتدا فقط یک بوسه بود، بعد یک رختخواب نامرتب، بعد یک سینه، و بعد دیگر همه چیز. مخاطب هم کمکم عادت کرد. همان طوری که امروز به تماشای بوسه در فیلم‌ها عادت کرده، فردا هم به چیزهای دیگر عادت خواهد کرد. اما این تغییر یکسان و هماهنگ نبود. در حالی که اروپا و آمریکا با سرعت تمام جلو می‌رفتند، کشورهای شرقی و جهان سوم عقب‌تر بودند. در خاورمیانه، مذهب و سنت همچنان بر زندگی جنسی مردم سایه انداخته بود. ایران یک نمونه جالب است. جامعه‌ای که تا قبل از انقلاب، سینماهایش پر از فیلم‌های به اصطلاح «فارسی» با بازیگران نیمه برهنه بود، یکباره تبدیل به محافظه‌کارترین جامعه منطقه شد.

اما این عقب‌ماندگی اجباری هم دوام نیاورد. اینترنت مرزها را نابود کرد. نوجوان ایرانی و نوجوان سوئدی، هر دو به یک سایت پورن دسترسی دارند. سانسور دولتی شاید سایت‌ها را ببندد اما وی‌پی‌ان همیشه هست. حالا دیگر نمی‌شود مردم را از دیدن و دانستن دور نگه داشت. تابوها یکی یکی فرو می‌ریزند، چه حکومت بخواهد چه نخواهد. رسانه‌های اجتماعی این روند را سرعت بیشتری دادند. جایی که مردم با اسم واقعی یا نام مستعار، از تجربه‌های جنسی‌شان می‌نویسند. در توییتر و تلگرام و اینستاگرام، بحث‌هایی که تا دیروز فقط در مطب روانشناس گفته می‌شد، حالا در ملأعام جریان دارد. این انقلاب آرام، شاید از هر جنبش خیابانی تأثیرگذارتر بوده باشد.

اما هر تحولی بهایی دارد. آزادی بی‌قید و شرط جنسی، آسیب‌های خودش را هم داشته. اعتیاد به پورن، سردی روابط عاطفی، افزایش تنهایی، و ده‌ها مشکل دیگر. شاید نسل ما در شصت سال اخیر بیش از حد به سمت آزادی مطلق رفته و حالا وقت تعادل رسیده باشد. نه آن سانسور خفه‌کننده قدیم، نه آن ولنگاری بی‌حد امروز. چیزی در میانه. در این مقاله از لابهلای تاریخ شصت ساله اخیر می‌گذریم. از دهه شصت اروپا که جوانان گل بر سرشان می‌گذاشتند و شعار «عشق آزاد» سر می‌دادند تا ایران امروز که زن جوان با نقاب حجاب، از تلگرام به شریک جنسی جدید می‌رسد. می‌گوییم تابوها چطور متولد شدند، چطور ماندند، و چطور در حال مرگ هستند. و در نهایت می‌پرسیم: این آزادی تازه، ما را به کجا خواهد برد؟

دهه شصت؛ زادگاه انقلاب جنسی

اواخر دهه پنجاه میلادی، جهان تازه داشت از شوک جنگ جهانی دوم نفس می‌کشید. خانواده سنتی با پدر نان‌آور و مادر خانه‌دار، الگوی مسلط بود. سکس فقط برای تولید مثل معنا داشت. لذت جنسی، اگر هم وجود داشت، نباید درباره‌اش حرف می‌زدند. اما قرص ضدبارداری در سال ۱۹۶۰ به بازار آمد و همه معادلات را به هم ریخت. زن برای اولین بار در تاریخ می‌توانست سکس را بدون ترس از بارداری تجربه کند. این داروی کوچک، جرقه‌ای زد که آتشش به همه جا سرایت کرد. جنبش هیپی با شعار «عشق، نه جنگ» و «صلح و سکس آزاد» خیابان‌ها را پر کرد. جوانان مو بلند و گل در موهایشان، دیگر تابوی دوشیزگی و ازدواج برای سکس را قبول نداشتند. در سال ۱۹۶۷، فیلم «فارغ‌التحصیل» ساخته مایک نیکولز، داستان پسری را روایت کرد که با دوست مادرش سکس دارد. فیلم نه تنها توقیف نشد، بلکه چندین اسکار برد. این یعنی جامعه آماده تغییر بود. تأثیر این انقلاب بر آمار ازدواج و طلاق غیرقابل انکار بود. میانگین سن ازدواج در آمریکا طی یک دهه چهار سال بالا رفت. آمار طلاق هم دو برابر شد. دیگر کسی به زور پایبند یک رابطه ناخوشایند نمی‌ماند. منتقدان محافظه‌کار می‌گفتند این پایان خانواده است اما طرفداران انقلاب جنسی پاسخ می‌دادند: «نه، این پایان ریا است.»

دهه هفتاد و هشتاد؛ عقب‌نشینی موقت در برابر ایدز!

شادی و رهایی دهه شصت دوام نیاورد. در اوایل دهه هشتاد، بیماری مرموزی ظاهر شد که بعدها نامش را ایدز گذاشتند. سکس آزاد ناگهان می‌توانست کشنده باشد. این بار رسانه‌ها و دولت‌ها دست به کار شدند تا هشدار بدهند. شعار «سکس ایمن» به جای «سکس آزاد» نشست روی لب‌ها. لاتکس، کاندوم، تست‌های پزشکی و وفاداری دوباره مد شد. باز هم سینما و تلویزیون این تغییر را بازتاب دادند. در دهه هشتاد، فیلم‌های کمی جرأت داشتند روابط جنسی خارج از چارچوب را صریح نشان بدهند. موج جدید محافظه‌کاری رونالد ریگان در آمریکا و مارگارت تاچر در انگلیس هم به این فضا دامن زد. اخلاق‌گرایان مذهبی با خوشحالی می‌گفتند: «بهتان گفتیم. سکس بی‌قید و شرط مجازات دارد.» اما آنچه در این دهه اتفاق افتاد، عقب‌نشینی استراتژیک بود نه شکست کامل. مردم دیگر مثل دهه شصت نساده بودند. آگاهی از روش‌های پیشگیری و سلامت جنسی بالا رفته بود. سکس دیگر تابو نبود، اما با احتیاط بیشتری همراه شد. دهه هشتاد، دهه تثبیت دستاوردهای انقلاب جنسی بود، نه نابودی آن.

دهه نود و 2000؛ اینترنت و مرگ تابوها

با آمدن اینترنت و محبوبیت جهانی وب در اواسط دهه نود، دیگر هیچ زاویه پنهانی باقی نماند. از اتاق چت‌های ابتدایی که غریبه‌ها شب‌ها با هم گفتگوهای جنسی می‌کردند تا سایت‌های اشتراک ویدیو که پورن را رایگان و در دسترس همه قرار دادند. نسل متولد دهه هشتاد و نود، اولین نسلی بود که از کودکی با سکس اینترنتی بزرگ شد. برای آنها، تماشای صحنه‌های جنسی به اندازه تماشای کارتون عادی بود. این در دسترس بودن مطلق، دو پیامد بزرگ داشت.:

  1. اول، عادی‌سازی کامل سکس در فرهنگ عمومی. حرف زدن از سکس در جمع دیگر برای جوانان غربی تابو نیست. مدارس به طور رسمی آموزش جنسی می‌دهند. حتی کلیساهای لیبرال هم از لزوم استفاده از کاندوم می‌گویند.
  2. دوم، تحول در انتظارات جنسی. بدن‌های عمل شده و غیرواقعی در پورن، معیار جوانان شد. کسانی که بدن عادی دارند، خودشان را زشت و ناکارآمد می‌بینند.

اما در ایران ماجرا متفاوت بود. اینترنت آمد اما با فیلتر. دولت سعی کرد جلوی دسترسی به سایت‌های جنسی را بگیرد اما مردم راه دور زدن را یاد گرفتند. حالا ایران تناقض عجیبی است. از یک طرف تلویزیون دولتی هرگز کلمه سکس را به کار نمی‌برد، از طرف دیگر نسل جوان یکی از بالاترین نرخ‌های دسترسی به پورن را در منطقه دارد. نتیجه شده نسلی که در ظاهر مذهبی‌ترین و در باطن سرکش‌ترین است.

وضعیت ایران؛ از انقلاب جنسی قبل از انقلاب تا اینستاگرام امروز

شاید برای خیلی‌ها جالب باشد بدانند ایران قبل از انقلاب ۵۷، سینمای بسیار باز و آزادی داشت. فیلم‌های موسوم به «فارسی» پر بودند از رقص‌های نسبتاً عریان و بازیگران زنی که با یک لایه نازک پارچه جلوی دوربین ظاهر می‌شدند. داریوش بابک و نوشآفرین و دیگر ستاره‌های آن دوره برای خیلی از خانواده‌های سنتی زننده بودند اما دولت مانعشان نمی‌شد. ایران قبل از انقلاب در مسیر مشابه ترکیه امروز بود. اما یکباره در سال ۵۷ همه چیز عوض شد. جمهوری اسلامی آمد و سینما را پاکسازی کرد. دیگر خبری از آن رقص‌ها و لباس‌ها نبود. حجاب برای زنان اجباری شد. سکس دیگر موضوعی نبود که هنر مجاز باشد درباره‌اش حرف بزند. این عقب‌گرد اجباری، شاید بزرگترین شکاف نسلی در تاریخ ایران را ایجاد کرد. نسلی که انقلاب را به خاطر داشت و نسلی که بعد از آن به دنیا آمد.

اما چهل سال بعد چه خبر است؟

اینستاگرام و تلگرام Play شده‌اند بین خواسته نسل جدید و محدودیت‌های نظام. دختر جوان امروز تهران، حجاب اجباری دارد ولی در خلوت خودش، مثل هر جوان اروپایی به محتوای جنسی دسترسی دارد. عکس‌های نیمه خصوصی در استوری اینستاگرام، چت‌های شبانه با دوستپسر، و شوخی‌های جنسی در گروه‌های دوستانه. این دوگانگی، شاید از هر چیزی برای سلامت روان این نسل مضرتر باشد.

آینده؛ به سوی کدام تعادل؟

حالا که در میانه دهه بیست قرن بیست و یکم ایستاده‌ایم، وقت پرسیدن سوال بزرگ است: بعد از شصت سال جنگ بر سر تابوهای جنسی، حالمان بهتر است یا بدتر؟ یک طرف قضیه، آزادی بیان و انتخاب است. زنان می‌توانند از بدن خود حرف بزنند. جوامع دگرباش جنسی دیده می‌شوند. آدم‌ها از کلیشه‌های جنسیتی عبور کرده‌اند. اینها دستاوردهای بزرگ و غیرقابل انکاری است. طرف دیگر قضیه اما نگران‌کننده است. تنهایی اپیدمی شده. تولد کاهش یافته. روابط سطحی و مصرفی شده‌اند. اعتیاد به پورن، ناتوانی جنسی را به سن بیست سالگی آورده. رسانه‌های اجتماعی، زیباترین و لاغرترین و خوش‌فرم‌ترین بدن‌ها را استاندارد کرده و بقیه را محکوم به شرم کرده‌اند. به نظر می‌رسد آینده در «میانه طلایی» است. نه آن سانسور خفه‌کننده ای که سکس را نادیده می‌گرفت، نه آن ولنگاری بی‌مرزی که سکس را به کالای مصرفی تبدیل کرد. آموزش جنسی از کودکی، بدون شرم و بدون اغراق. حمایت از تنوع، بدون ترویج هرزگی. و مهمتر از همه، بازگرداندن صمیمیت به رابطه جنسی. کاری که تکنولوژی از ما گرفته و شاید بتوانیم دوباره به دستش بیاوریم. تحول ادامه خواهد داشت. اما این بار شاید عاقلانه‌تر.

https://www.asianewsiran.com/u/j0V
اخبار مرتبط
هالیوود همیشه یک راز داشته: جنسیت بهتر از هر فیلمنامه‌ای می‌فروشد. از روزگار مریلین مونرو که فقط با ایستادن روی دریچه خروجی هوا، نامش را در تاریخ سینما جاودانه کرد تا امروز که اینستاگرام پر است از بازیگرانی که فالوورهایشان مدیون عکس‌های نیمه برهنه است. در این گزارش پشت صحنه صنعتی را نشانتان می‌دهیم که در آن بدن بازیگران مهمترین سرمایه است. می‌گوییم چرا بعضی ستاره‌ها عمداً خودشان را سکس سمبل می‌کنند و چرا خیلی از آنها بعد از چهل سالگی، دیگر پیشنهاد کاری ندارند. همچنین نگاهی به سینمای ایران می‌اندازیم که در نبود صحنه‌های عریان، جنسیت را چگونه می‌فروشد. اگر فکر می‌کنید هالیوود فقط درباره هنر است، سخت در اشتباهید.
تحقیقات نشان می‌دهد ۹۷ تا ۹۸ درصد بزرگسالان فانتزی جنسی دارند، اما ۲ تا ۳ درصد ادعا می‌کنند هرگز چنین تجربه‌ای نداشته‌اند. برخی از این افراد به اختلال «آفانتازی» مبتلا هستند؛ یعنی به معنای واقعی کلمه نمی‌توانند تصاویر ذهنی ایجاد کنند. این اصطلاح در سال ۲۰۱۵ ابداع شده و تخمین زده می‌شود حدود ۱ درصد جمعیت را شامل شود. با این حال، برخی افراد مبتلا به آفانتازی فانتزی‌های خود را به صورت روایت یا احساس توصیف می‌کنند. از سوی دیگر، برخی افراد فانتزی‌های جنسی دارند اما به دلیل شرم درونی یا درک محدود از مفهوم «فانتزی» (مثلاً تصور اینکه فانتزی باید حتماً خیالی و غیرواقعی باشد)، آنها را فانتزی نمی‌نامند.
نتایج یک مطالعه جدید در روانشناسی نشان می‌دهد که دلیل اصلی تفاوت جنسیتی در میل جنسی، برخلاف باور رایج، تفاوت‌های ذاتی یا صرفاً تربیتی نیست، بلکه نابرابری کیفیت لذت جنسی است. به گزارش سایکولوژی تودی، تری کانلی و ورنا کلین از دانشگاه میشیگان اعلام کردند زنان در روابط جنسی معمولاً کمتر از مردان به ارگاسم می‌رسند، بیشتر درد را تجربه می‌کنند، قربانی خشونت می‌شوند و با استانداردهای دوگانه «دختر خوب» سرکوب می‌شوند. از ناآگاهی آناتومیک تا نبود پیش‌بازی مؤثر و شرم از دریافت رابطه دهانی، همگی دست به دست هم می‌دهند تا میل جنسی زنان کاهش یابد. محققان تأکید می‌کنند با آموزش جنسی جامع و تغییر فیلمنامه‌های غلط، این نابرابری قابل حل است.
نتایج پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که «سکس خشن» یا همان رابطه جنسی همراه با اعمالی مانند سیلی زدن، خفه کردن سبک و گاز گرفتن، دیگر یک حاشیه نیست، بلکه به بخش عادی از زندگی جنسی بیش از نیمی از زوج‌های جوان تبدیل شده است. روانشناسان جنسی معتقدند که جذابیت این نوع رابطه، برخلاف تصور ابتدایی، ریشه در خشونت ندارد، بلکه ناشی از تحریک گیرنده‌های دوپامین در مغز از طریق عنصر «غافلگیری» است. این یافته، درک سنتی از صمیمیت را که تنها بر اساس نرمی و آرامش استوار بود، به چالش می‌کشد. کارشناسان کلینیک‌های روانشناسی تاکید دارند که کلید اصلی لذت‌بخش بودن سکس خشن، فقط یک چیز است: «رضایت آگاهانه و مستمر».
بر خلاف باور عمومی که خشونت جنسی را معادل تجاوز خیابانی می‌داند، آمارهای پلیس جنایی و مطالعات جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که هفتاد و سه درصد موارد خشونت جنسی در مکان‌های به ظاهر امن - از اتاق خواب زوجین گرفته تا محیط کار و مدرسه - روی می‌دهد. تنها دو درصد موارد به تجاوز توسط یک غریبه کامل اختصاص دارد. شوکه‌کننده‌تر اینکه از هر ده زن متأهل در جوامع مختلف، بین چهار تا شش زن حداقل یک بار تجربه رابطه جنسی اجباری با همسر خود را داشته‌اند، اما نود و دو درصد آنها هرگز این واقعه را گزارش نمی‌دهند، چرا که فرهنگ غالب به آنها آموخته «رضایت زناشویی» امری دائم و غیرقابل انکار است.
وب‌سایت پورنوگرافی «مادرلس» پس از انتشار گزارش تحقیقی سی‌ان‌ان و افشای محتوای تجاوز و خشونت جنسی، با دستور دادستانی هلند از دسترس خارج شد. این وب‌سایت میزبان بیش از ۲۰ هزار ویدئو با محتوای زنان بیهوش و مورد تجاوز بود که با برچسب‌هایی مانند «بیهوش‌شده» و «بررسی چشمی» دسته‌بندی شده‌اند. تجزیه‌وتحلیل ویدئوهای منتشر شده نشان می‌دهد که برچسب «زنای با محارم» از پربیننده‌ترین دسته‌بندی‌های این سایت بوده است. این وب‌سایت تنها در ماه مارس نزدیک به ۸۲ میلیون بازدیدکننده داشته که مخاطبان اصلی آن در ایالات متحده بوده‌اند. روبرت هووینگ از گروه ایمنی آنلاین آف‌لیمیتس، حذف این وب‌سایت را «بسیار مهم» خواند و تأکید کرد نهادهای نظارتی باید فعالانه اقدام کنند، نه اینکه منتظر بمانند تا چنین اتفاقی رخ دهد.
افزایش جست‌وجوی عبارت‌هایی مانند «فیلم های صحنه دار»، «فیلم های ممنوعه خارجی ۲۰۲۴» و «اسم فیلم های سکسی» فقط یک کنجکاوی فردی نیست؛ این رفتار، نشانه‌ای از ترکیب فیلترینگ، کمبود آموزش سلامت جنسی، تنهایی دیجیتال و شکاف گفت‌وگو میان نسل‌ها در ایران امروز است.
صحنه‌های عریان در سینمای جهان همواره بحث‌برانگیز بوده‌اند، اما نگاه سینمای اروپا به پدیده لختی، اغلب متفاوت و معنادارتر به نظر می‌رسد. این مقاله به بررسی ریشه‌های این تفاوت می‌پردازد و نشان می‌دهد که چرا برهنگی در بسیاری از فیلم‌های اروپایی نه به عنوان عاملی برای جلب توجه، بلکه به عنوان زبانی برای بیان مفاهیم عمیق‌تر به کار می‌رود. با واکاوی تاریخ سینما و تفاوت‌های فرهنگی، این تحلیل نشان می‌دهد که نگرش اروپا به بدن و سکسوالیته، ریشه در سنت‌های هنری، فلسفه و تحولات اجتماعی خاص این قاره دارد. برخلاف برخی آثار که عریان‌نمایی را به عنصری تزئینی و تجاری تقلیل می‌دهند، سینمای اروپا غالباً آن را به مثابه ابزاری برای کاوش در ماهیت انسان به کار می‌گیرد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید