آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی حکومت طالبان، روز چهارشنبه در نشستی در ولایت ننگرهار، اظهاراتی جنجالی و تأملبرانگیز را مطرح کرد که بازتاب گستردهای در فضای مجازی و محافل سیاسی افغانستان داشته است. او در این سخنرانی، با ابراز ناخشنودی از رفتار برخی افغانها نسبت به حکومت طالبان، مدعی شد که مسلمانان سایر کشورها، بیشتر از مردم افغانستان به این حکومت احترام میگذارند و به آنها به دیده «رجال» و مرشد مینگرند. این اظهارات در حالی مطرح میشود که نزدیک به چهار سال از تسلط طالبان بر افغانستان میگذرد و این گروه همچنان با چالشهای جدی در زمینه مشروعیتسازی داخلی و جلب اعتماد مردم روبرو است. ندیم در این نشست که در ننگرهار برگزار شد، به صراحت گفت که افغانها هنوز طالبان را به عنوان یک حکومت مردمی و مورد قبول نمیپذیرند و این مسئله، یکی از دغدغههای اصلی رهبران طالبان است.
او در ادامه با مقایسه رفتار مسلمانان کشورهای دیگر با افغانها، تأکید کرد که مسلمانان خارجی با احترام و کرنش بیشتری با طالبان برخورد میکنند و آنان را به عنوان «مرشد» و «رجال» میشناسند. این جمله، به نوعی اعتراف تلویحی به عدم موفقیت طالبان در کسب مشروعیت اجتماعی در داخل افغانستان تلقی شده است. ندیم در این نشست همچنین از حاضران خواست تا قدردان آموزههای دینی و نظام آموزشی تحت نظر طالبان باشند و از هرگونه انتقاد به این نظام خودداری کنند. این اظهارات در حالی مطرح میشود که نظام آموزشی افغانستان تحت حاکمیت طالبان، به شدت از سوی جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته است، به ویژه در زمینه محدودیتهای شدید برای تحصیل دختران و زنان.
وزیر تحصیلات عالی طالبان در بخش دیگری از سخنانش، به وضعیت علمی و دانشگاهی کشور نیز اشاره کرد و گفت که نظام آموزشی تحت نظر طالبان، به دنبال تربیت نسلی متعهد به ارزشهای اسلامی است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که سیاستهای آموزشی طالبان، با حذف بسیاری از دروس علمی و محدود کردن حضور زنان در دانشگاهها، به جای پیشرفت، به عقبگرد علمی افغانستان دامن زده است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که طالبان در ماههای اخیر با موجی از اعتراضات و نارضایتیهای مردمی در نقاط مختلف افغانستان مواجه شده است. بسیاری از افغانها همچنان طالبان را یک گروه شورشی سابق میدانند که با زور به قدرت رسیده و نه یک حکومت مردمی. همین مسئله، باعث شده است که طالبان برای کسب مشروعیت، نیازمند حمایت و تأیید مردم افغانستان باشد، اما به نظر میرسد که این حمایت، هنوز به دست نیامده است. به نظر میرسد که این اظهارات وزیر تحصیلات عالی طالبان، تلاشی برای انتقال بخشی از مسئولیت عدم پذیرش اجتماعی به گردن مردم افغانستان است. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این گونه سخنپردازیها، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه شکاف میان حکومت و مردم را عمیقتر میسازد و بر بیاعتمادی موجود میافزاید.
اعتراف به بحران مشروعیت و عدم پذیرش اجتماعی
اظهارات ندیم در نشست ننگرهار، در واقع اعترافی تلویحی به بحران عمیق مشروعیت حکومت طالبان در داخل افغانستان است. وقتی وزیر تحصیلات عالی یک حکومت، از عدم پذیرش مردم خود سخن میگوید و آنها را به کماحترامی متهم میکند، این یعنی حکومت طالبان در کسب اعتماد عمومی با شکست جدی روبرو شده است. این در حالی است که نزدیک به چهار سال از سلطه طالبان بر افغانستان میگذرد و آنها هنوز نتوانستهاند خود را به عنوان یک حکومت مردمی و مورد قبول به افغانها معرفی کنند.
این بحران مشروعیت، ریشه در نوع بهقدرترسیدن طالبان و همچنین سیاستهای اجرایی آنها دارد. طالبان با زور به قدرت رسیدند و نه از طریق یک فرایند دموکراتیک و انتخابات. همین عامل باعث شده است که بسیاری از افغانها، طالبان را یک گروه شورشی سابق بدانند که مشروعیت لازم برای حکومتکردن را ندارد و نه یک دولت منتخب مردم. این نگاه، به همراه سیاستهای سرکوبگرانه و محدودکننده طالبان در حوزه حقوق بشر، زنان و آموزش، بحران مشروعیت را دوچندان کرده است. مقایسه ندیم میان واکنش مسلمانان خارجی و افغانها، نشان از ناامیدی رهبران طالبان از جلب حمایت مردم خود دارد. این گونه سخنپردازیها، به جای آنکه به ریشهیابی مشکلات بپردازد و راهکارهایی برای جلب اعتماد مردم ارائه دهد، مردم را به بیاحترامی و ناسپاسی متهم میکند که این خود، شکاف میان حکومت و ملت را عمیقتر خواهد ساخت.
تحلیل روانی-اجتماعی سخنان ندیم
از منظر روانشناسی اجتماعی، اظهارات ندیم را میتوان نوعی «واکنش دفاعی» در برابر انتقادهای گسترده داخلی و بینالمللی از طالبان تفسیر کرد. وقتی یک مقام ارشد حکومتی، مردم خود را به عدم احترام متهم میکند و از حمایت خارجیها تمجید میکند، این یعنی او در فضای دفاعی و انکاری قرار دارد و نمیخواهد ضعفهای عملکردی حکومتش را بپذیرد. به عبارت دیگر، او به جای پاسخگویی به مطالبات مردم، آنها را مقصر اصلی این شکاف میداند.
نکته قابل تأمل دیگر، استفاده از واژه «رجال» و «مرشد» برای توصیف نگاه مسلمانان خارجی به طالبان است. این واژهها نشان از نیاز عمیق رهبران طالبان به تأیید و تحسین دارد؛ گویی آنها به شدت به دنبال کسب مشروعیت از بیرون مرزهای افغانستان هستند، اما در داخل با دیوار بیاعتمادی و مقاومت روبرو شدهاند. این تمجید از نگاه خارجیها، میتواند به منزله ناامیدی از جلب رضایت مردم خود نیز تعبیر شود که وضعیت بسیار خطرناکی برای هر حکومتی است. همچنین این سخنان نشان میدهد که طالبان همچنان خود را یک «جنبش دینی» میدانند که نه تنها برای افغانستان، بلکه برای کل جهان اسلام الگو و مرشد است. این خودبزرگبینی، مانع از آن میشود که طالبان به اشتباهات خود اعتراف کنند و اصلاحات لازم را در سیاستهای خود به وجود آورند و به همین دلیل، همچنان با مقاومت مردم افغانستان روبرو هستند.
چالشهای آموزشی طالبان و نظام تحصیلات عالی
ندیم به عنوان وزیر تحصیلات عالی طالبان، در این نشست از نظام آموزشی دفاع کرد، اما واقعیتهای میدانی چیز دیگری نشان میدهد. تحت حاکمیت طالبان، نظام آموزشی افغانستان با چالشهای بیسابقهای روبرو شده است؛ از محدودیتهای شدید برای تحصیل دختران و زنان گرفته تا حذف بسیاری از دروس علمی، دگرگونی کتب درسی و تبدیل دانشگاهها به مراکز صرفاً دینی. این سیاستها، نه تنها به نسل جدید افغانستان آسیب میزند، بلکه آینده علمی و توسعهیافتگی این کشور را نیز تهدید میکند. بسیاری از دانشگاههای افغانستان در حال حاضر یا تعطیل هستند یا با ظرفیت بسیار محدود و عمدتاً برای پسران فعالیت میکنند.
اساتید و دانشجویان زن نیز از محیطهای آموزشی حذف شدهاند و این در حالی است که افغانستان پیش از تسلط طالبان، پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه تحصیلات عالی و حضور زنان در دانشگاهها به دست آورده بود. این عقبگرد علمی، یکی از مهمترین انتقادهای جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری به طالبان است. ندیم در سخنان خود هیچ اشارهای به این چالشها نکرد و تنها بر جنبههای دینی نظام آموزشی تأکید داشت. این رویکرد یکجانبه و غیرعلمی، به جای تربیت نسلی آگاه و توسعهیافته، به پرورش نسلی خواهد انجامید که تنها با نگاه تکبعدی و دینی آشناست و این، خطری جدی برای آینده افغانستان محسوب میشود.
واکنشهای احتمالی به این اظهارات
پس از انتشار این اظهارات، واکنشهای گستردهای در فضای مجازی و محافل سیاسی افغانستان شکل گرفته است. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی، این سخنان را توهین به مردم افغانستان دانسته و از ندیم خواستهاند که به جای متهم کردن مردم، به فکر حل مشکلات اساسی کشور باشد. برخی نیز این اظهارات را نشانه ناامیدی رهبران طالبان از جلب حمایت مردم افغانستان تفسیر کردهاند.
مخالفان طالبان نیز به شدت به این اظهارات واکنش نشان دادهاند و آن را نشانهای از انزوای فکری و سیاسی طالبان دانستهاند. آنها معتقدند که طالبان به جای اینکه برای جلب اعتماد مردم تلاش کند، با این گونه سخنپردازیها، شکاف خود را با جامعه عمیقتر میسازد. همچنین برخی از فعالان حقوق زنان، این اظهارات را به نوعی سرپوشگذاشتن بر سیاستهای تبعیضآمیز طالبان در حوزه آموزش و حقوق زنان دانستهاند. در سطح بینالمللی نیز این اظهارات میتواند واکنشهایی را در پی داشته باشد. جامعه بینالمللی همواره بر لزوم تغییر رویکرد طالبان در حوزه حقوق بشر و آموزش تأکید داشته است. اظهاراتی از این دست، نشان از عدم تمایل طالبان برای انطباق با هنجارهای بینالمللی دارد و همین مسئله میتواند منجر به ادامه انزوای سیاسی و اقتصادی افغانستان شود.
پیامدهای این رویکرد برای آینده افغانستان
رویکرد طالبان در قبال مردم افغانستان، که در سخنان ندیم به خوبی نمایان است، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای آینده این کشور به همراه داشته باشد. حکومتی که خود را بالاتر از مردم بداند و آنها را به بیاحترامی و ناسپاسی متهم کند، هرگز نمیتواند به یک حکومت مردمی و پایدار تبدیل شود. این نگاه از بالا به پایین، باعث میشود که مردم از مشارکت در فرایندهای سیاسی و اجتماعی کنار کشیده شوند و در نهایت، جامعهای منفعل و بیاعتماد شکل بگیرد. از سوی دیگر، تأکید طالبان بر جلب حمایت خارجیها در مقابل نادیده گرفتن خواست مردم افغانستان، میتواند به یک بحران هویتبنیان دامن بزند. افغانستان کشوری با پیشینه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی غنی است که همواره بر استقلال و عزت ملی خود تأکید داشته است. هرگونه تلاش برای تحمیل یک هویت تکبعدی و غیرمردمی، نه تنها با مقاومت مواجه خواهد شد، بلکه میتواند به فروپاشی اجتماعی و تشدید بحرانهای قومی و مذهبی نیز منجر شود.
در نهایت، طالبان باید به این واقعیت تلخ پی ببرد که مشروعیت، از تفنگ و زور به دست نمیآید، بلکه از دل مردم، از پاسخگویی به مطالبات آنها و از ایجاد بستری برای مشارکت و توسعه به دست میآید. تا زمانی که طالبان به دنبال مقصران بیرونی برای شکستهای خود هستند و از نقدپذیری و اصلاح رویهها ابا دارند، نخواهند توانست به ثبات و آرامش مطلوب در افغانستان دست یابند. این سخنان تند وزیر طالبان، در واقع زنگ خطری است برای همه کسانی که نگران آینده افغانستان هستند و نشان میدهد که راه درازی تا بهبود روابط حکومت و ملت در این کشور وجود دارد.