شنبه / ۱۳ تیر ۱۴۰۵ / ۰۷:۰۸
کد خبر: 39571
گزارشگر: 548
۱۹
۰
۰
۱
ملودرامی پراکنده در میان انفجار احساسات و تصاویر مستندگونه / از جستجوی ۲۵ ساله تا تحولات ناگهانی غیرقابل باور

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «عصر روز دهم»

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «عصر روز دهم»
فیلم سینمایی «عصر روز دهم» به کارگردانی مجتبی راعی و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول سال ۱۳۸۷، یکی از آثار سینمای پساجنگ است که با بازی هانیه توسلی، آفرین عبیسی و احمد مهران‌فر، داستان «دکتر مریم شیرازی» را روایت می‌کند که برای یافتن خواهر گمشده‌اش در عراق پس از سقوط صدام، سفری پرخطر را آغاز می‌کند. این فیلم که پس از درگذشت رسول ملاقلی‌پور (کارگردان اولیه پروژه) توسط راعی تکمیل شد، با «تصاویر مستندگونه از آیین‌های محرم در نجف و کربلا» و «موسیقی محمدرضا علیقلی» توانسته است فضایی تأثیرگذار خلق کند. با این حال، «عصر روز دهم» از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و ریتم رنج می‌برد و بسیاری از منتقدان معتقدند این فیلم می‌توانست در قالب یک مجموعه تلویزیونی (به جای فیلم سینمایی) موفق‌تر باشد

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

 

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

فیلم «عصر روز دهم» ساخته مجتبی راعی، یکی از آثاری است که پس از پایان جنگ تحمیلی، به «پیامدهای انسانی» و «عوارض سال‌های پس از جنگ» می‌پردازد. داستان درباره «دکتر مریم شیرازی» (هانیه توسلی) است که برای یافتن خواهر گمشده‌اش (مرضیه) که در زمان جنگ به دست یک سرباز عراقی (محسن محمود) افتاده، راهی عراق می‌شود. این فیلم که قرار بود توسط رسول ملاقلی‌پور ساخته شود و با عنوان «عراق؛ عصر روز دهم» شناخته می‌شد، پس از درگذشت او توسط راعی تکمیل گردید. راعی در تیتراژ فیلم تأکید کرده که فیلمنامه را «بر اساس طرح منوچهر محمدی» بازنویسی کرده و فیلم «هیچ ربطی» به نسخه ملاقلی‌پور ندارد. با این حال، «عصر روز دهم» اثری است که با وجود سوژه جذاب و پرمایه، در «فیلمنامه» و «شخصیت‌پردازی» به شدت دچار «ضعف» و «پراکندگی» است.

از نقاط قوت فیلم، «تصاویر مستندگونه از آیین‌های دهه اول محرم در نجف و کربلا» و «نماهای چشم‌نواز از وادی‌السلام و بین‌الحرمین» است که برای اولین بار در یک فیلم سینمایی ایرانی با این کیفیت به تصویر کشیده شده است. این تصاویر (که با موسیقی متن محمدرضا علیقلی همراه شده) به فیلم «حسی عمیق» و «تأثیرگذار» بخشیده است. همچنین «بازی هانیه توسلی» (در دو نقش مریم و مرضیه) قابل قبول است و او توانسته است «رنج» و «جستجو» را به خوبی منتقل کند. با این حال، این نقاط قوت در میان «ضعف‌های فاحش» فیلم (فیلمنامه سست، شخصیت‌پردازی سطحی، و تحولات ناگهانی) گم می‌شوند.

بزرگ‌ترین مشکل فیلم، «فیلمنامه‌ای پروپیمان اما بی‌ربط» است که پر است از «خرده‌روایت‌های اضافی» و «شخصیت‌های بی‌کارکرد». نقش «دکتر تجلایی» (با بازی احمد مهران‌فر) که قرار است «همکار و خواستگار» مریم باشد، در بسیاری از سکانس‌ها حضور دارد اما نقشی در «پیشبرد درام» ایفا نمی‌کند. «هاشم» (راننده) نیز یک شخصیت «سرگردان» است که گاهی مترجم است، گاهی راننده، گاهی کاسب بی‌رحم و گاهی عاشق دلباخته! این «تکلیف‌نامعلوم» شخصیت‌ها از «انسجام» فیلم به شدت کاسته است. همچنین «تحولات ناگهانی» شخصیت‌ها (مثل تغییر ناگهانی محسن محمود در حرم حضرت علی که از یک فرد خشن و دروغگو به یک پدر دلسوز و مؤمن تبدیل می‌شود) چنان «غیرقابل باور» است که مخاطب را «دچار دافعه» می‌کند.

«عصر روز دهم» می‌توانست در قالب یک «مجموعه تلویزیونی» (با زمان بیشتر) موفق‌تر باشد، زیرا «خرده‌روایت‌ها» و «فضاسازی‌ها» در یک فیلم ۹۰ دقیقه‌ای به درستی «بسط» و «پرداخت» نمی‌شوند. همچنین «پایان‌بندی» فیلم (با عملیات انتحاری و مرگ برخی شخصیت‌ها) اگرچه «پرتعلیق» و «جسورانه» است، اما به دلیل «شتابزدگی» و «عدم بسترچینی» کافی، تأثیر عاطفی لازم را ندارد. در مجموع، «عصر روز دهم» یک «فیلم نیمه‌تمام» (از نظر دراماتیک) است که با وجود «تصاویر زیبا» و «بازی‌های خوب»، نتوانسته است به یک «ملودرام منسجم» تبدیل شود. تماشای آن را فقط به علاقه‌مندان سینمای مذهبی و ملودرام توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ پراکندگی در هجوم خرده‌روایت‌ها

فیلمنامه «عصر روز دهم» (نوشته مجتبی راعی بر اساس طرح منوچهر محمدی) از یک «ایده مرکزی» جذاب (جستجوی خواهر گمشده در عراق پس از جنگ) بهره می‌برد. با این حال، فیلمنامه در «اجرا» و «پرداخت» به شدت دچار «پراکندگی» و «شتابزدگی» است. فیلم پر است از «خرده‌روایت‌های بی‌ربط» و «شخصیت‌های اضافی» که هیچ‌کدام به درستی «بسط» و «پرداخت» نمی‌شوند. نقش «دکتر تجلایی» (با بازی احمد مهران‌فر) که قرار است «همکار و خواستگار» مریم باشد، در بسیاری از سکانس‌ها حضور دارد اما «نقش مشخصی» در پیشبرد درام ندارد. «هاشم» (راننده) نیز یک شخصیت «سرگردان» است که گاهی مترجم است، گاهی راننده، گاهی کاسب بی‌رحم و گاهی عاشق دلباخته! این «تکلیف‌نامعلوم» شخصیت‌ها از «انسجام» فیلم به شدت کاسته است.

نکته ضعف دیگر، «تحولات ناگهانی و غیرقابل باور» شخصیت‌هاست. «محسن محمود» (سرباز عراقی که خواهر مریم را بزرگ کرده) در ابتدا به عنوان یک «فرد خشن، دروغگو و خطرناک» معرفی می‌شود که حتی از اسلحه برای حل مسائل شخصی استفاده می‌کند. اما ناگهان (و بدون هیچ «زمینه‌چینی» دراماتیک) در حرم حضرت علی، متحول می‌شود و به مریم قول می‌دهد که خواهرش را به او بازگرداند! این «تحول غیرقابل باور» (که با «پافشاری‌های قبلی» محسن محمود جور درنمی‌آید) یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف فیلمنامه است. «زن محسن محمود» و خود «مرضیه» (خواهر مریم) نیز چنین تحولات ناگهانی و بی‌مقدمه‌ای را تجربه می‌کنند که از «باورپذیری» فیلم به شدت می‌کاهد.

نکته دیگر، «پایان‌بندی شتابزده» فیلم است. عملیات انتحاری در سکانس پایانی (که منجر به مرگ برخی شخصیت‌ها می‌شود) اگرچه «پرتعلیق» و «جسورانه» است، اما به دلیل «عدم بسترچینی» کافی و «شتابزدگی» در پرداخت، «تأثیر عاطفی» لازم را ندارد. مخاطب به جای «همذات‌پنداری» با شخصیت‌ها، «سردرگم» می‌شود و پایان فیلم را «غیرمنطقی» و «خارج از کنترل» می‌یابد. فیلمنامه می‌توانست با «تمرکز بیشتر» بر «تضاد درونی» شخصیت «مرضیه» (که بین دو مادر (مادر واقعی و مادر خوانده) سرگردان است) و «کم‌کردن» خرده‌روایت‌های اضافی، اثری «منسجم‌تر» و «تأثیرگذارتر» خلق کند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ هانیه توسلی درخشان، دیگران در ابهام

«هانیه توسلی» در نقش «دکتر مریم شیرازی» (و همچنین در نقش «مرضیه» / «رحمه» با گریم متفاوت) یکی از نقاط قوت فیلم است. توسلی با «چهره کاریزماتیک»، «لهجه شیرین» و «بازی پراحساس» خود، «رنج» و «جستجوی» یک خواهر را به خوبی منتقل کرده است. او در سکانس‌های احساسی (مثل مکالمه تلفنی با مادر در حال مرگ) چنان تأثیرگذار ظاهر می‌شود که مخاطب را به اشک وا می‌دارد. با این حال، «حضور پررنگ» توسلی (با کلوزآپ‌های متعدد از صورت و موهایش) گاهی «تزئینی» و «غیرضروری» به نظر می‌رسد و با «لحن دینی» فیلم (که پوشش بسته را ایجاب می‌کند) همخوانی کامل ندارد.

«آفرین عبیسی» در نقش «مادر مریم» (که در آستانه مرگ است) بازی «دستپاچه» و «خنثی» دارد. با وجود سابقه درخشان عبیسی در نقش‌های مادرانه، در این فیلم او فرصت «درخشش» چندانی پیدا نمی‌کند و شخصیتش (به دلیل فیلمنامه) در حد یک «تیپ» (مادر نگران و بیمار) باقی می‌ماند. «احمد مهران‌فر» در نقش «دکتر تجلایی» (همکار و خواستگار مریم) نیز بازی «قابل قبولی» دارد، اما شخصیت او (به دلیل فیلمنامه) «بی‌کارکرد» و «سرگردان» است. «محسن محمود» نیز شخصیتی «خاکستری» و «دوسویه» دارد که می‌توانست «جذاب» باشد، اما «تحول ناگهانی» او (در حرم) از «باورپذیری» آن می‌کاهد.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ تلاش برای مستند-درام، اما ناقص

مجتبی راعی در «عصر روز دهم» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او به خوبی می‌داند که چگونه از «لوکیشن‌های واقعی» (نجف، کربلا، وادی‌السلام، بین‌الحرمین) برای ایجاد «فضایی مستندگونه» و «تأثیرگذار» استفاده کند. «نماهای وسیع» از اماکن مقدس و «نماهای بسته» از چهره شخصیت‌ها در حال عزاداری، به خوبی «حس مذهبی» و «عرفانی» فیلم را منتقل می‌کنند. با این حال، کارگردانی راعی در «مدیریت ریتم» و «کنترل تعلیق» با مشکل مواجه است. فیلم در بسیاری از نقاط «کند» و «کشدار» است و «اوج‌های دراماتیک» (مثل عملیات انتحاری) با «شتابزدگی» و «بی‌مقدمگی» رخ می‌دهند. «فیلمبرداری» در سطح «خوب» قرار دارد. تصاویر از اماکن مقدس (با نورپردازی طبیعی و رنگ‌های گرم) به «زیبایی بصری» فیلم کمک کرده‌اند. با این حال، «استفاده بیش از حد از کلوزآپ» از چهره هانیه توسلی (در برخی سکانس‌ها) گاهی «تزئینی» و «غیرضروری» به نظر می‌رسد. «تدوین» نیز در برخی نقاط «گسسته» و «شتابزده» است و «پیوستگی روایی» را خدشه‌دار می‌کند.

موسیقی و طراحی صحنه؛ علیقلی، نقطه اوج فیلم

«موسیقی متن محمدرضا علیقلی» (آهنگساز نام‌آشنای سینمای ایران) یکی از نقاط قوت «عصر روز دهم» است. علیقلی با «تم‌های حزین و عرفانی» و «سازهای زهی» (ویلن، ویلنسل) و «سازهای کوبه‌ای» (که یادآور موسیقی آیینی محرم است)، به «فضای ملودرام» و «مذهبی» فیلم عمق بخشیده است. موسیقی در لحظات کلیدی (مثل عزاداری ظهر عاشورا، وصال مادر و دختر، و عملیات انتحاری) چنان «تأثیرگذار» است که اشک مخاطب را درمی‌آورد.

موسیقی «عصر روز دهم» یکی از بهترین موسیقی‌های متن سینمای ایران در دهه هشتاد است. «طراحی صحنه و لباس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد. بازآفرینی «فضای عراق پس از سقوط صدام» (با آن ویرانه‌ها، خیابان‌های شلوغ، و اماکن مقدس) با «دقت» نسبی انجام شده است. با این حال، «پوشش» شخصیت‌ها (به ویژه دکتر مریم) گاهی «ناهمگون» است و با «لحن دینی» فیلم (که پوشش بسته را ایجاب می‌کند) همخوانی کامل ندارد.

نسبت با سینمای پساجنگ و میراث آن

«عصر روز دهم» را در مقایسه با سایر آثار سینمای پساجنگ ایران (مثل «میم مثل مادر» (۱۳۸۵) رسول ملاقلی‌پور، «شیار ۱۴۳» (۱۳۹۲) نرگس آبیار، و «اینجا چراغی روشن است» (۱۳۸۱) رضا میرکریمی) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «تصاویر مستندگونه از اماکن مقدس» و «نگاه به عراق پس از سقوط صدام» در سینمای ایران «نوآورانه» است، اما از نظر «انسجام دراماتیک» و «شخصیت‌پردازی» در سطح پایین‌تری قرار دارد.

فیلم می‌توانست در قالب یک «مجموعه تلویزیونی» (با زمان بیشتر) موفق‌تر باشد، زیرا «خرده‌روایت‌ها» و «فضاسازی‌ها» در یک فیلم ۹۰ دقیقه‌ای به درستی «بسط» و «پرداخت» نمی‌شوند. همچنین «تأثیر تصاویر مستندگونه» در قاب تلویزیون (با کادر محدود) کمتر از پرده سینما نیست و شاید مخاطب «عام» (که با آیین‌های محرم آشناست) از تماشای این تصاویر در یک مجموعه تلویزیونی لذت بیشتری می‌برد. میراث «عصر روز دهم» برای سینمای ایران، «تلاش برای تلفیق ملودرام عاشقانه با فضای مستندگونه مذهبی» است. این فیلم نشان داد که می‌توان از «تصاویر اماکن مقدس» برای خلق «احساسات عمیق» استفاده کرد، اما برای موفقیت، نیاز به «فیلمنامه‌ای منسجم» و «شخصیت‌پردازی عمیق» (به جای خرده‌روایت‌های بی‌ربط) وجود دارد. «عصر روز دهم» یک «فیلم نیمه‌تمام» (از نظر دراماتیک) است که تماشای آن را فقط به علاقه‌مندان سینمای مذهبی و ملودرام توصیه می‌کنیم.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/j9y
اخبار مرتبط
نقد و بررسی کامل فیلم پاریس تا پاریس به کارگردانی محمدحسین لطیفی و بازی حسین یاری و مهرداد ضیایی. تحلیل فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و دلایل نپختگی این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس بخوانید.
فیلم سینمایی «شکارچی شنبه» به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی و بازی علی نصیریان، محصول سال ۱۳۸۸، یکی از جسورانه‌ترین آثار سینمای ایران در نقد ساختار فکری اسرائیل است که با وجود بازی درخشان نصیریان و فضاسازی موفق، با نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه و شخصیت‌پردازی مواجه شده است. این فیلم که داستان «استحاله فکری» یک کودک هفت ساله را روایت می‌کند، با تکیه بر نقش یک خاخام نابینا (با بازی علی نصیریان) که با قدرت مطلق، کودک را به سمت خشونت و کشتار هدایت می‌کند، تلاش می‌کند تا فرآیند شست‌وشوی مغزی را در سیستم آموزشی اسرائیل به تصویر بکشد. «شکارچی شنبه» در بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر با مانع‌تراشی مواجه شد و نهایتاً با میانجی‌گری محمدرضا رحیمی اکران شد.
فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله والی‌نژاد، محصول سال ۱۳۹۴، یکی از تأثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای دفاع مقدس است که در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین جلوه‌های ویژه میدانی و بهترین طراحی صحنه و لباس) درخشید و به عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های دهه ۹۰ سینمای ایران شناخته شد. این فیلم که با بازی هادی حجازی‌فر در نقش «شهید احمد متوسلیان» (بدون دیالوگ)، امیرحسین هاشمی و سوده ازقندی ساخته شده، با سبک منحصربه‌فرد «مستند-درام» (داکیودراما) و ترکیب تصاویر آرشیوی با بازسازی صحنه‌ها، تلاش می‌کند تا زندگی و شخصیت این فرمانده کاریزماتیک را از کودکی تا سرنوشت نامعلومش در لبنان به تصویر بکشد
فیلم سینمایی «ویلایی‌ها» به کارگردانی منیر قیدی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان، محصول سال ۱۳۹۵، یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ بلورین (بهترین استعداد درخشان برای منیر قیدی، بهترین بازیگر مکمل زن برای ثریا قاسمی و بهترین فیلم از نگاه ملی) درخشید. این فیلم که با بازی پریناز ایزدیار، طناز طباطبایی، ثریا قاسمی، آناهیتا افشار، علی شادمان و صابر ابر ساخته شده، داستان زندگی جمعی زنان و خانواده‌های رزمندگان را در یک شهرک ویلایی در نزدیکی اندیمشک (در سال ۱۳۶۵) روایت می‌کند؛ جایی که زنان با تمام اضطراب و دلهره، منتظر خبری از شوهران و فرزندان خود در جبهه هستند. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس در اینجا بخوانید.
فیلم سینمایی «اشک هور» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده، محصول سال ۱۴۰۳، سومین تجربه بلند این کارگردان موفق در حوزه دفاع مقدس (پس از «یدو» و «۲۳ نفر») است که در چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت. این فیلم که به زندگی و شهادت «شهید علی هاشمی» (فرمانده قرارگاه نصرت و طراح عملیات خیبر) می‌پردازد، با بازی رویا افشار، رضا ثامری، تورج الوند و ساره رشیدی، روایتی غیرخطی از آخرین روزهای زندگی هاشمی در جزیره مجنون (تیرماه ۱۳۶۷) و سپس ۲۲ سال انتظار مادرش (ننه‌علی) برای یافتن پیکر او را به تصویر می‌کشد. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس اینجا بخوانید.
سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند. این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است.
فیلم سینمایی «لانه‌های سوخته (هیلانه)» به کارگردانی شهرام مسلخی، محصول سال ۱۳۹۲ ایران و عراق، یکی از آثار متفاوت و تأثیرگذار سینمای منطقه است که با روایتی برگرفته از واقعیت، به «تراژدی بمباران شیمیایی حلبچه» (در کردستان عراق) و «پیامدهای آن بر هویت و خانواده» می‌پردازد. این فیلم که به دو زبان کردی و فارسی ساخته شده و با بازی شهرام حقیقت‌دوست، سحر قریشی، شوان عطوف و ژیان ابراهیم، داستان «علی» را روایت می‌کند؛ پسری که در آستانه ازدواج، پس از مرگ مادرش، متوجه می‌شود که او فرزند واقعی این مادر نبوده و ریشه‌اش به کردستان عراق و فاجعه حلبچه بازمی‌گردد.
سینمای پس از جنگ ایران، همواره به «مادران شهدا و مفقودان» توجه داشته است. اما کمتر فیلمی توانسته است «تنهایی» و «انتظار» این مادران را در فضایی «شاعرانه» و «غیرشعاری» به تصویر بکشد. فیلم تلویزیونی «سبز به رنگ زمرد» ساخته سید روح‌الله حجازی، یکی از تازه‌ترین تلاش‌ها در این زمینه است. داستان فیلم در یک روستای کوهستانی و در زمستان سخت می‌گذرد. مادری پیر (رابعه مدنی) سال‌هاست که در انتظار بازگشت پسر مفقودالاثرش (که در جنگ ناپدید شده) نشسته است. او اتاق، وسایل شخصی و حتی مغازه پسرش را در روستا به همان شکل نگه داشته تا روزی که پسرش بازگردد.
فیلم سینمایی «مردی شبیه باران» به کارگردانی و نویسندگی سعید سهیلی، محصول سال ۱۳۷۵، یکی از درخشان‌ترین و در عین حال مغفول‌ترین آثار سینمای دفاع مقدس ایران است که در چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سه سیمرغ بلورین (بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ابوالفضل پورعرب، بهترین موسیقی متن برای بابک بیات، و بهترین فیلم اول برای سعید سهیلی) شد و در جشنواره فیلم دفاع مقدس نیز جایزه بهترین فیلم جنگی را از آن خود کرد. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی سعید سهیلی محسوب می‌شود، داستان «منصور قاسمی» (ابوالفضل پورعرب)، فرمانده اسیر سپاه، و مقاومت او در اردوگاه شماره ۱۷ عراق را روایت می‌کند.
فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از پرهزینه‌ترین و پرافتخارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با کسب ۶ سیمرغ بلورین (از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین جلوه‌های ویژه) به پرافتخارترین فیلم جشنواره تبدیل شد. این فیلم که روایتگر آخرین روزهای جنگ تحمیلی (تیرماه ۱۳۶۷) و دفاع رزمندگان گردان عمار از تنگه استراتژیک ابوقریب (در استان ایلام) در برابر حملات غافلگیرکننده ارتش عراق است، با بازی امیر جدیدی، جواد عزتی، مهدی پاکدل و جمعی دیگر از بازیگران، از نظر «جلوه‌های ویژه» و «ساخت فنی» در سطحی بالاتر از استانداردهای سینمای ایران قرار دارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید