آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم «عصر روز دهم» ساخته مجتبی راعی، یکی از آثاری است که پس از پایان جنگ تحمیلی، به «پیامدهای انسانی» و «عوارض سالهای پس از جنگ» میپردازد. داستان درباره «دکتر مریم شیرازی» (هانیه توسلی) است که برای یافتن خواهر گمشدهاش (مرضیه) که در زمان جنگ به دست یک سرباز عراقی (محسن محمود) افتاده، راهی عراق میشود. این فیلم که قرار بود توسط رسول ملاقلیپور ساخته شود و با عنوان «عراق؛ عصر روز دهم» شناخته میشد، پس از درگذشت او توسط راعی تکمیل گردید. راعی در تیتراژ فیلم تأکید کرده که فیلمنامه را «بر اساس طرح منوچهر محمدی» بازنویسی کرده و فیلم «هیچ ربطی» به نسخه ملاقلیپور ندارد. با این حال، «عصر روز دهم» اثری است که با وجود سوژه جذاب و پرمایه، در «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» به شدت دچار «ضعف» و «پراکندگی» است.
از نقاط قوت فیلم، «تصاویر مستندگونه از آیینهای دهه اول محرم در نجف و کربلا» و «نماهای چشمنواز از وادیالسلام و بینالحرمین» است که برای اولین بار در یک فیلم سینمایی ایرانی با این کیفیت به تصویر کشیده شده است. این تصاویر (که با موسیقی متن محمدرضا علیقلی همراه شده) به فیلم «حسی عمیق» و «تأثیرگذار» بخشیده است. همچنین «بازی هانیه توسلی» (در دو نقش مریم و مرضیه) قابل قبول است و او توانسته است «رنج» و «جستجو» را به خوبی منتقل کند. با این حال، این نقاط قوت در میان «ضعفهای فاحش» فیلم (فیلمنامه سست، شخصیتپردازی سطحی، و تحولات ناگهانی) گم میشوند.
بزرگترین مشکل فیلم، «فیلمنامهای پروپیمان اما بیربط» است که پر است از «خردهروایتهای اضافی» و «شخصیتهای بیکارکرد». نقش «دکتر تجلایی» (با بازی احمد مهرانفر) که قرار است «همکار و خواستگار» مریم باشد، در بسیاری از سکانسها حضور دارد اما نقشی در «پیشبرد درام» ایفا نمیکند. «هاشم» (راننده) نیز یک شخصیت «سرگردان» است که گاهی مترجم است، گاهی راننده، گاهی کاسب بیرحم و گاهی عاشق دلباخته! این «تکلیفنامعلوم» شخصیتها از «انسجام» فیلم به شدت کاسته است. همچنین «تحولات ناگهانی» شخصیتها (مثل تغییر ناگهانی محسن محمود در حرم حضرت علی که از یک فرد خشن و دروغگو به یک پدر دلسوز و مؤمن تبدیل میشود) چنان «غیرقابل باور» است که مخاطب را «دچار دافعه» میکند.
«عصر روز دهم» میتوانست در قالب یک «مجموعه تلویزیونی» (با زمان بیشتر) موفقتر باشد، زیرا «خردهروایتها» و «فضاسازیها» در یک فیلم ۹۰ دقیقهای به درستی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند. همچنین «پایانبندی» فیلم (با عملیات انتحاری و مرگ برخی شخصیتها) اگرچه «پرتعلیق» و «جسورانه» است، اما به دلیل «شتابزدگی» و «عدم بسترچینی» کافی، تأثیر عاطفی لازم را ندارد. در مجموع، «عصر روز دهم» یک «فیلم نیمهتمام» (از نظر دراماتیک) است که با وجود «تصاویر زیبا» و «بازیهای خوب»، نتوانسته است به یک «ملودرام منسجم» تبدیل شود. تماشای آن را فقط به علاقهمندان سینمای مذهبی و ملودرام توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ پراکندگی در هجوم خردهروایتها
فیلمنامه «عصر روز دهم» (نوشته مجتبی راعی بر اساس طرح منوچهر محمدی) از یک «ایده مرکزی» جذاب (جستجوی خواهر گمشده در عراق پس از جنگ) بهره میبرد. با این حال، فیلمنامه در «اجرا» و «پرداخت» به شدت دچار «پراکندگی» و «شتابزدگی» است. فیلم پر است از «خردهروایتهای بیربط» و «شخصیتهای اضافی» که هیچکدام به درستی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند. نقش «دکتر تجلایی» (با بازی احمد مهرانفر) که قرار است «همکار و خواستگار» مریم باشد، در بسیاری از سکانسها حضور دارد اما «نقش مشخصی» در پیشبرد درام ندارد. «هاشم» (راننده) نیز یک شخصیت «سرگردان» است که گاهی مترجم است، گاهی راننده، گاهی کاسب بیرحم و گاهی عاشق دلباخته! این «تکلیفنامعلوم» شخصیتها از «انسجام» فیلم به شدت کاسته است.
نکته ضعف دیگر، «تحولات ناگهانی و غیرقابل باور» شخصیتهاست. «محسن محمود» (سرباز عراقی که خواهر مریم را بزرگ کرده) در ابتدا به عنوان یک «فرد خشن، دروغگو و خطرناک» معرفی میشود که حتی از اسلحه برای حل مسائل شخصی استفاده میکند. اما ناگهان (و بدون هیچ «زمینهچینی» دراماتیک) در حرم حضرت علی، متحول میشود و به مریم قول میدهد که خواهرش را به او بازگرداند! این «تحول غیرقابل باور» (که با «پافشاریهای قبلی» محسن محمود جور درنمیآید) یکی از بزرگترین نقاط ضعف فیلمنامه است. «زن محسن محمود» و خود «مرضیه» (خواهر مریم) نیز چنین تحولات ناگهانی و بیمقدمهای را تجربه میکنند که از «باورپذیری» فیلم به شدت میکاهد.
نکته دیگر، «پایانبندی شتابزده» فیلم است. عملیات انتحاری در سکانس پایانی (که منجر به مرگ برخی شخصیتها میشود) اگرچه «پرتعلیق» و «جسورانه» است، اما به دلیل «عدم بسترچینی» کافی و «شتابزدگی» در پرداخت، «تأثیر عاطفی» لازم را ندارد. مخاطب به جای «همذاتپنداری» با شخصیتها، «سردرگم» میشود و پایان فیلم را «غیرمنطقی» و «خارج از کنترل» مییابد. فیلمنامه میتوانست با «تمرکز بیشتر» بر «تضاد درونی» شخصیت «مرضیه» (که بین دو مادر (مادر واقعی و مادر خوانده) سرگردان است) و «کمکردن» خردهروایتهای اضافی، اثری «منسجمتر» و «تأثیرگذارتر» خلق کند.
شخصیتپردازی و بازیها؛ هانیه توسلی درخشان، دیگران در ابهام
«هانیه توسلی» در نقش «دکتر مریم شیرازی» (و همچنین در نقش «مرضیه» / «رحمه» با گریم متفاوت) یکی از نقاط قوت فیلم است. توسلی با «چهره کاریزماتیک»، «لهجه شیرین» و «بازی پراحساس» خود، «رنج» و «جستجوی» یک خواهر را به خوبی منتقل کرده است. او در سکانسهای احساسی (مثل مکالمه تلفنی با مادر در حال مرگ) چنان تأثیرگذار ظاهر میشود که مخاطب را به اشک وا میدارد. با این حال، «حضور پررنگ» توسلی (با کلوزآپهای متعدد از صورت و موهایش) گاهی «تزئینی» و «غیرضروری» به نظر میرسد و با «لحن دینی» فیلم (که پوشش بسته را ایجاب میکند) همخوانی کامل ندارد.
«آفرین عبیسی» در نقش «مادر مریم» (که در آستانه مرگ است) بازی «دستپاچه» و «خنثی» دارد. با وجود سابقه درخشان عبیسی در نقشهای مادرانه، در این فیلم او فرصت «درخشش» چندانی پیدا نمیکند و شخصیتش (به دلیل فیلمنامه) در حد یک «تیپ» (مادر نگران و بیمار) باقی میماند. «احمد مهرانفر» در نقش «دکتر تجلایی» (همکار و خواستگار مریم) نیز بازی «قابل قبولی» دارد، اما شخصیت او (به دلیل فیلمنامه) «بیکارکرد» و «سرگردان» است. «محسن محمود» نیز شخصیتی «خاکستری» و «دوسویه» دارد که میتوانست «جذاب» باشد، اما «تحول ناگهانی» او (در حرم) از «باورپذیری» آن میکاهد.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تلاش برای مستند-درام، اما ناقص
مجتبی راعی در «عصر روز دهم» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او به خوبی میداند که چگونه از «لوکیشنهای واقعی» (نجف، کربلا، وادیالسلام، بینالحرمین) برای ایجاد «فضایی مستندگونه» و «تأثیرگذار» استفاده کند. «نماهای وسیع» از اماکن مقدس و «نماهای بسته» از چهره شخصیتها در حال عزاداری، به خوبی «حس مذهبی» و «عرفانی» فیلم را منتقل میکنند. با این حال، کارگردانی راعی در «مدیریت ریتم» و «کنترل تعلیق» با مشکل مواجه است. فیلم در بسیاری از نقاط «کند» و «کشدار» است و «اوجهای دراماتیک» (مثل عملیات انتحاری) با «شتابزدگی» و «بیمقدمگی» رخ میدهند. «فیلمبرداری» در سطح «خوب» قرار دارد. تصاویر از اماکن مقدس (با نورپردازی طبیعی و رنگهای گرم) به «زیبایی بصری» فیلم کمک کردهاند. با این حال، «استفاده بیش از حد از کلوزآپ» از چهره هانیه توسلی (در برخی سکانسها) گاهی «تزئینی» و «غیرضروری» به نظر میرسد. «تدوین» نیز در برخی نقاط «گسسته» و «شتابزده» است و «پیوستگی روایی» را خدشهدار میکند.
موسیقی و طراحی صحنه؛ علیقلی، نقطه اوج فیلم
«موسیقی متن محمدرضا علیقلی» (آهنگساز نامآشنای سینمای ایران) یکی از نقاط قوت «عصر روز دهم» است. علیقلی با «تمهای حزین و عرفانی» و «سازهای زهی» (ویلن، ویلنسل) و «سازهای کوبهای» (که یادآور موسیقی آیینی محرم است)، به «فضای ملودرام» و «مذهبی» فیلم عمق بخشیده است. موسیقی در لحظات کلیدی (مثل عزاداری ظهر عاشورا، وصال مادر و دختر، و عملیات انتحاری) چنان «تأثیرگذار» است که اشک مخاطب را درمیآورد.
موسیقی «عصر روز دهم» یکی از بهترین موسیقیهای متن سینمای ایران در دهه هشتاد است. «طراحی صحنه و لباس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد. بازآفرینی «فضای عراق پس از سقوط صدام» (با آن ویرانهها، خیابانهای شلوغ، و اماکن مقدس) با «دقت» نسبی انجام شده است. با این حال، «پوشش» شخصیتها (به ویژه دکتر مریم) گاهی «ناهمگون» است و با «لحن دینی» فیلم (که پوشش بسته را ایجاب میکند) همخوانی کامل ندارد.
نسبت با سینمای پساجنگ و میراث آن
«عصر روز دهم» را در مقایسه با سایر آثار سینمای پساجنگ ایران (مثل «میم مثل مادر» (۱۳۸۵) رسول ملاقلیپور، «شیار ۱۴۳» (۱۳۹۲) نرگس آبیار، و «اینجا چراغی روشن است» (۱۳۸۱) رضا میرکریمی) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «تصاویر مستندگونه از اماکن مقدس» و «نگاه به عراق پس از سقوط صدام» در سینمای ایران «نوآورانه» است، اما از نظر «انسجام دراماتیک» و «شخصیتپردازی» در سطح پایینتری قرار دارد.
فیلم میتوانست در قالب یک «مجموعه تلویزیونی» (با زمان بیشتر) موفقتر باشد، زیرا «خردهروایتها» و «فضاسازیها» در یک فیلم ۹۰ دقیقهای به درستی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند. همچنین «تأثیر تصاویر مستندگونه» در قاب تلویزیون (با کادر محدود) کمتر از پرده سینما نیست و شاید مخاطب «عام» (که با آیینهای محرم آشناست) از تماشای این تصاویر در یک مجموعه تلویزیونی لذت بیشتری میبرد. میراث «عصر روز دهم» برای سینمای ایران، «تلاش برای تلفیق ملودرام عاشقانه با فضای مستندگونه مذهبی» است. این فیلم نشان داد که میتوان از «تصاویر اماکن مقدس» برای خلق «احساسات عمیق» استفاده کرد، اما برای موفقیت، نیاز به «فیلمنامهای منسجم» و «شخصیتپردازی عمیق» (به جای خردهروایتهای بیربط) وجود دارد. «عصر روز دهم» یک «فیلم نیمهتمام» (از نظر دراماتیک) است که تماشای آن را فقط به علاقهمندان سینمای مذهبی و ملودرام توصیه میکنیم.