پنج شنبه / ۱۱ تیر ۱۴۰۵ / ۰۷:۰۷
کد خبر: 39518
گزارشگر: 548
۲۸
۰
۰
۱
ایستاده در غبار؛ قهرمانی که در غبار فرم گم شد / از سیمرغ بهترین فیلم تا نقد فرم‌زدگی

نقد، بررسی و تحلیل فیلم «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان

نقد، بررسی و تحلیل فیلم «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان
فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله والی‌نژاد، محصول سال ۱۳۹۴، یکی از تأثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای دفاع مقدس است که در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین جلوه‌های ویژه میدانی و بهترین طراحی صحنه و لباس) درخشید و به عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های دهه ۹۰ سینمای ایران شناخته شد. این فیلم که با بازی هادی حجازی‌فر در نقش «شهید احمد متوسلیان» (بدون دیالوگ)، امیرحسین هاشمی و سوده ازقندی ساخته شده، با سبک منحصربه‌فرد «مستند-درام» (داکیودراما) و ترکیب تصاویر آرشیوی با بازسازی صحنه‌ها، تلاش می‌کند تا زندگی و شخصیت این فرمانده کاریزماتیک را از کودکی تا سرنوشت نامعلومش در لبنان به تصویر بکشد

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

سینمای دفاع مقدس ایران در دهه نود، به دنبال «نفس تازه‌ای» برای خروج از «کلیشه‌ها» و «شعارزدگی» بود. فیلم «ایستاده در غبار» ساخته محمدحسین مهدویان، دقیقاً پاسخی به این نیاز بود. مهدویان که پیش از این با مجموعه مستند «آخرین روزهای زمستان» (درباره شهید حسن باقری) شناخته شده بود، در اولین تجربه سینمایی خود، با «سبکی نوین» (ترکیب مستند و درام) و «نگاهی جسورانه» به زندگی «شهید احمد متوسلیان» (فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله) پا به عرصه گذاشت. فیلم در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ (بهترین فیلم، بهترین جلوه‌های ویژه میدانی و بهترین طراحی صحنه و لباس) درخشید و به یکی از پربحث‌ترین آثار سال تبدیل شد.

خلاصه داستان

فیلم به شیوه‌ای غیرخطی و با تکیه بر روایت‌های چندصدایی (همرزمان، خانواده و آشنایان)، زندگی احمد متوسلیان را از «کودکی خجالتی و کم‌حرف» تا «فرمانده‌ای کاریزماتیک و بی‌باک» در جبهه‌های جنگ روایت می‌کند. فیلم با استفاده از «صدای واقعی» متوسلیان و همرزمانش (که بر روی تصاویر بازسازی‌شده پخش می‌شود) و «بازی صامت» هادی حجازی‌فر (که هرگز دیالوگ ندارد)، سعی می‌کند «مرز بین مستند و درام» را محو کند. مهم‌ترین بخش فیلم، «سرنوشت نامعلوم» متوسلیان در لبنان (که در پایان فیلم به آن اشاره می‌شود) است که «ابهام» و «تعلیق» را تا آخرین لحظه حفظ می‌کند.

«محمدحسین مهدویان» در «ایستاده در غبار» یک «کارگردانی خلاقانه» و «فرم‌گرا» ارائه داده است. او با «دوربین روی دست» و «لنز تله»، «حس نظاره‌گری پنهانی» را به فیلم تزریق کرده است. گویی یک «ناظر غایب» (شبیه به دوربین‌های مداربسته) زندگی متوسلیان را از دور زیر نظر دارد. این «زاویه دید» (که یادآور سینمای مستند «ژیگا ورتوف» است) به فیلم «حال و هوای مستند» می‌بخشد و «باورپذیری» را افزایش می‌دهد. «اسلوموشن» (تصویر آهسته) نیز در لحظات کلیدی (مثل ایستادن متوسلیان در میان غبار و شلیک خمپاره) به «تغلیظ احساسات» و «حماسی‌سازی» صحنه‌ها کمک کرده است. «هادی حجازی‌فر» در نقش «احمد متوسلیان» یکی از «جسورانه‌ترین» و «تأثیرگذارترین» بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده است. حجازی‌فر در این فیلم «یک کلمه دیالوگ» نمی‌گوید، اما با «حرکات بدن»، «نگاه‌های نافذ»، «ایستادن‌های مقتدرانه» و «سکوت‌های عمیق»، «کاراکتر متوسلیان» را به تصویر می‌کشد. دوربین اغلب از «پشت سر» یا «زاویه‌ای مبهم» او را نشان می‌دهد تا «چهره» بازیگر بر «شخصیت تاریخی» غلبه نکند. این «انتخاب هوشمندانه» به «اسطوره‌سازی» از متوسلیان کمک می‌کند و به مخاطب اجازه می‌دهد «تصویر ذهنی» خود را از این فرمانده تکمیل کند. با این حال، همین «عدم نمایش مستقیم چهره» و «سکوت مطلق»، گاهی به «فاصله عاطفی» بین مخاطب و شخصیت منجر می‌شود و مانع از «همذات‌پنداری» عمیق می‌گردد.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم، «طراحی صحنه و لباس» (محمدرضا شجاعی) است که سیمرغ بلورین را به حق دریافت کرد. بازآفرینی «فضای دهه شصت» (لباس‌ها، خودروها، سنگرها، و حتی جزئیات کوچک مثل جعبه‌های قدیمی) چنان «دقیق» و «واقع‌گرایانه» است که مخاطب حس می‌کند به «دل تاریخ» سفر کرده است. «فیلمبرداری هادی بهروز» نیز (که با «نور طبیعی» و «قاب‌بندی‌های حساب‌شده») به این «واقع‌گرایی» دامن زده است. «موسیقی حبیب خزایی‌فر» (با تم‌های حزین و حماسی) نیز در لحظات کلیدی، «احساسات» مخاطب را به اوج می‌رساند. با وجود این نقاط قوت، «ایستاده در غبار» از نقدهای جدی در حوزه «فیلمنامه» و «شخصیت‌پردازی» رنج می‌برد. بزرگ‌ترین نقد، «حذف انگیزه‌های اصلی تحول متوسلیان» است. فیلم نشان نمی‌دهد که «چه چیزی» احمد متوسلیان را از یک «نوجوان خجالتی» به یک «فرمانده انقلابی» تبدیل کرد. «نقش امام خمینی» (که به عنوان «قطب اصلی» تحول فکری و روحی متوسلیان شناخته می‌شود) در فیلم «به کلی حذف» شده است. در نتیجه، مخاطب ناآشنا با تاریخ، ممکن است «خشم و غضب» ذاتی متوسلیان را (که در فیلم به وفور نشان داده می‌شود) به عنوان «انگیزه اصلی» او برای جنگیدن تلقی کند، نه «ایمان» و «عشق به امام» و «انقلاب». این «نقص بنیادین» (که به دلیل «فرم‌زدگی افراطی» و «پرهیز از شعارزدگی» رخ داده) یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های فیلم است.

دیگر نقدهای وارد به فیلم عبارتند از: «فرم‌زدگی افراطی» (که گاهی محتوا را قربانی می‌کند)، «ناتوانی در ایجاد همذات‌پنداری عاطفی» (به دلیل فاصله‌گذاری مداوم دوربین و سکوت شخصیت اصلی)، «پراکندگی روایت» (به دلیل استفاده از روایت‌های چندصدایی و پرش‌های زمانی)، و «کم‌رنگ نشان دادن نقش همرزمان» (به ویژه شهید وزوایی که در فیلم به شکلی «سطحی» و «کلیشه‌ای» به تصویر کشیده شده است). همچنین «پایان‌بندی باز» (که سرنوشت متوسلیان را مبهم رها می‌کند) اگرچه با «واقعیت تاریخی» همخوانی دارد، اما از نظر «دراماتیک» (که انتظار «اوج» و «گره‌گشایی» دارد) «ناقص» و «ناامیدکننده» است. در مجموع، «ایستاده در غبار» یک «فیلم مهم» و «تأثیرگذار» است که «سینمای دفاع مقدس» را با «رویکردی نوین» آشنا کرد و «محمدحسین مهدویان» را به عنوان یک «کارگردان صاحب‌سبک» معرفی نمود. با این حال، فیلم در «قهرمان‌سازی» دچار «دوگانگی» و «ابهام» شده است. از یک سو، می‌خواهد «تصویری واقعی» و «انسانی» از متوسلیان ارائه دهد (با نشان دادن خشم، تندخویی و ضعف‌هایش). از سوی دیگر، با «فاصله‌گذاری» و «سکوت» و «حذف انگیزه‌های الهی»، از «ترسیم یک قهرمان کامل» خودداری می‌کند. نتیجه، فیلمی است که «نه مستند محض» است، «نه درام کامل»؛ در «میانه» گیر کرده است. «ایستاده در غبار» به ما یادآوری می‌کند که «فرم» هرچقدر هم «نوآورانه» باشد، بدون «محتوا» و «انگیزه‌های الهی-انسانی»، نمی‌تواند «قهرمانی ماندگار» خلق کند. در ادامه، به تحلیل فنی و دقیق‌تر این فیلم در پنج محور اصلی می‌پردازیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ قهرمانی در هاله‌ای از ابهام

فیلمنامه «ایستاده در غبار» (نوشته محمدحسین مهدویان) از نظر ساختار، یک «درام غیرخطی» و «چندصدایی» است که از «خاطرات» و «روایت‌های» افراد مختلف (همرزمان، خانواده، آشنایان) برای ساخت شخصیت متوسلیان استفاده می‌کند. این ساختار (که یادآور فیلم‌های مستند «شفاهی» است) به فیلم «اعتبار مستند» می‌بخشد، اما در عین حال باعث «پراکندگی» و «عدم تمرکز» روایت می‌شود. مخاطب گاهی میان «چندین راوی» و «چندین بازه زمانی» (کودکی، جوانی، جنگ، لبنان) سرگردان می‌شود و به سختی می‌تواند «خط اصلی» داستان را دنبال کند.

  • نکته قوت فیلمنامه، «استفاده از صدای واقعی متوسلیان» است. شنیدن «صدای واقعی» این فرمانده (که بر روی تصاویر بازسازی‌شده پخش می‌شود) به فیلم «حس نزدیکی» و «واقع‌گرایی» فوق‌العاده‌ای بخشیده است. همچنین «انتخاب لحظات کلیدی» زندگی متوسلیان (مثل تشکیل سپاه مریوان، عملیات فتح‌المبین، و تشکیل لشکر ۲۷) به خوبی انجام شده است و «حماسه» و «فداکاری» او را به تصویر می‌کشد.
  • نکته ضعف فیلمنامه، «حذف انگیزه‌های الهی-انقلابی» متوسلیان است. فیلم «هیچ اشاره‌ای» به «نقش آیت الله خمینی» در تحول فکری و روحی متوسلیان نمی‌کند. ما نمی‌بینیم که او «چگونه» و «تحت تأثیر چه کسی» از یک نوجوان خجالتی به یک فرمانده انقلابی تبدیل شد. این «خلأ انگیزشی» بزرگ‌ترین نقطه ضعف فیلمنامه است. در نتیجه، متوسلیان در فیلم بیشتر شبیه یک «انسان خشمگین و غضب‌ناک» (که به جنگ علاقه دارد) به نظر می‌رسد تا یک «عاشق امام و انقلاب». این «تصویر ناقص» (که ناشی از «ترس از شعارزدگی» است) به «قهرمان‌سازی» لطمه زده است.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ حجازی‌فر درخشان، اما در سکوت محض

«هادی حجازی‌فر» در نقش «احمد متوسلیان» یکی از «جسورانه‌ترین» و «تأثیرگذارترین» بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده است. او در تمام طول فیلم «یک کلمه دیالوگ» نمی‌گوید، اما با «حرکات بدن»، «نگاه‌های نافذ»، «ایستادن‌های مقتدرانه» و «سکوت‌های عمیق»، «کاریزما» و «ابهت» متوسلیان را به تصویر کشیده است. سکانس «ایستادن متوسلیان در میان غبار و شلیک خمپاره» (که با اسلوموشن همراه است) یکی از ماندگارترین لحظات سینمای ایران است و حجازی‌فر در آن بدون هیچ دیالوگی، «صلابت» و «ایمان» شخصیت را منتقل کرده است. این «بازی صامت»، یک «ریسک بزرگ» بود که حجازی‌فر به خوبی از عهده آن برآمد. با این حال، «سکوت مطلق» شخصیت اصلی، یک «دشمن» نیز هست. مخاطب (به ویژه مخاطب ناآشنا با متوسلیان) ممکن است با شخصیتی که «هرگز حرف نمی‌زند» و «چهره‌اش به ندرت کامل دیده می‌شود»، «همذات‌پنداری عاطفی» نکند. فاصله‌گذاری مداوم دوربین و سکوت، «پرده‌ای» بین مخاطب و قهرمان ایجاد می‌کند که مانع از «همراهی عاطفی» می‌شود. «سایر بازیگران» (امیرحسین هاشمی در نقش مجتبی عسگری، سوده ازقندی در نقش مریم کاتبی، و فرهاد فداکار در نقش محمدابراهیم همت) نیز در سطح «قابل قبول» ظاهر شده‌اند، اما «نقش‌های کوتاه» و «کم‌عمق» دارند و «فرصت درخشش» چندانی پیدا نمی‌کنند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ فرم خلاقانه در خدمت چه؟

محمدحسین مهدویان در «ایستاده در غبار» «کارگردانی خلاقانه» و «فرم‌گرا» ارائه داده است. او با «دوربین روی دست» و «لنز تله»، «حس نظاره‌گری پنهانی» را به فیلم تزریق کرده است (شبیه به فیلم‌های مستند «ژیگا ورتوف»). این «زاویه دید» (که یادآور «دوربین‌های مداربسته» است) به فیلم «حال و هوای مستند» می‌بخشد و «باورپذیری» را افزایش می‌دهد. همچنین «اسلوموشن» (تصویر آهسته) در لحظات کلیدی (مثل ایستادن متوسلیان در میان غبار و شلیک خمپاره) به «تغلیظ احساسات» و «حماسی‌سازی» صحنه‌ها کمک کرده است. با این حال، «فرم‌زدگی افراطی» (که گاهی «محتوا» را قربانی می‌کند) یکی از نقاط ضعف فیلم است. مهدویان آنقدر درگیر «تکنیک» (زاویه دوربین، اسلوموشن، فاصله‌گذاری) شده است که گاهی «داستان» و «شخصیت» را فراموش می‌کند. نتیجه، فیلمی است که «چشم» را خیره می‌کند، اما «دل» را لمس نمی‌کند. «فیلمبرداری هادی بهروز» نیز در سطح «خوب» قرار دارد، اما «نوآوری» خاصی در آن دیده نمی‌شود و کاملاً در خدمت «فرم» مهدویان است.

طراحی صحنه، لباس، گریم و موسیقی؛ بازآفرینی دقیق دهه شصت

«طراحی صحنه و لباس» (محمدرضا شجاعی) در «ایستاده در غبار» بی‌نظیر است و سیمرغ بلورین را به حق دریافت کرد. بازآفرینی «فضای دهه شصت» (لباس‌ها، خودروها، سنگرها، و حتی جزئیات کوچک مثل جعبه‌های قدیمی و سیگارهای آن دوران) چنان «دقیق» و «واقع‌گرایانه» است که مخاطب حس می‌کند به «دل تاریخ» سفر کرده است. «طراحی گریم» (شهرام خلج) نیز (به ویژه گریم هادی حجازی‌فر) طبیعی و باورپذیر است و به «شباهت» بازیگر با متوسلیان کمک کرده است. «موسیقی حبیب خزایی‌فر» با «تم‌های حزین و حماسی»، «احساسات» مخاطب را در لحظات کلیدی به اوج می‌رساند. موسیقی در سکانس‌های «جنگ» (با ضرب‌آهنگ تند) و سکانس‌های «خانوادگی» (با ملودی‌های آرام) به خوبی با فضا هماهنگ شده است. با این حال، موسیقی در برخی نقاط (به ویژه در سکانس‌های تکراری) «تکرارشونده» به نظر می‌رسد.

نسبت با سینمای دفاع مقدس و مسئله قهرمان‌سازی

«ایستاده در غبار» را می‌توان یک «نقطه عطف» در سینمای دفاع مقدس دانست که «رویکردی نوین» (ترکیب مستند و درام) را به این ژانر معرفی کرد. فیلم نشان داد که می‌توان با «فرم خلاقانه» و «نگاه انسانی» (نشان دادن نقاط ضعف و خشم قهرمان) به سراغ «قهرمانان جنگ» رفت و از «شعارزدگی» فاصله گرفت. با این حال، فیلم در «قهرمان‌سازی» دچار «دوگانگی» شده است. از یک سو، می‌خواهد «تصویری واقعی» از متوسلیان ارائه دهد (با نشان دادن خشم، تندخویی و ضعف‌هایش). از سوی دیگر، با «فاصله‌گذاری» و «سکوت» و «حذف انگیزه‌های الهی-انقلابی»، از «ترسیم یک قهرمان کامل» خودداری می‌کند.

در مقایسه با فیلم «تک‌تیرانداز» (۲۰۱۴) کلینت ایستوود (که یک قهرمان آمریکایی را با «اقامه دلیل» (توجیه) به تصویر می‌کشد)، «ایستاده در غبار» در «توجیه انگیزه‌های قهرمان» ناتوان است. در حالی که ایستوود با «تئوری گرگ و گله» (پدر کریس کایل) به مخاطب «دلیل» برای کشتارهای کریس کایل می‌دهد، مهدویان «هیچ دلیلی» برای «تحول» و «جهاد» متوسلیان ارائه نمی‌دهد. این «نقص بنیادین» (که ناشی از «ترس از شعارزدگی» است) به «قهرمان‌سازی» لطمه زده است. میراث «ایستاده در غبار» برای سینمای ایران، «هشدار» است: «فرم» هرچقدر هم «نوآورانه» باشد، بدون «محتوا» و «انگیزه‌های الهی-انسانی»، نمی‌تواند «قهرمانی ماندگار» خلق کند. «ایستاده در غبار» یک «فیلم مهم» است، اما یک «فیلم کامل» نیست. تماشای آن را به علاقه‌مندان سینمای فرم‌گرا و دفاع مقدس توصیه می‌کنیم، اما با این آگاهی که فیلم «قهرمان واقعی» را در «غبار فرم» گم کرده است.

*به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/j8G
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «ویلایی‌ها» به کارگردانی منیر قیدی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان، محصول سال ۱۳۹۵، یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ بلورین (بهترین استعداد درخشان برای منیر قیدی، بهترین بازیگر مکمل زن برای ثریا قاسمی و بهترین فیلم از نگاه ملی) درخشید. این فیلم که با بازی پریناز ایزدیار، طناز طباطبایی، ثریا قاسمی، آناهیتا افشار، علی شادمان و صابر ابر ساخته شده، داستان زندگی جمعی زنان و خانواده‌های رزمندگان را در یک شهرک ویلایی در نزدیکی اندیمشک (در سال ۱۳۶۵) روایت می‌کند؛ جایی که زنان با تمام اضطراب و دلهره، منتظر خبری از شوهران و فرزندان خود در جبهه هستند. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس در اینجا بخوانید.
فیلم سینمایی «اشک هور» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده، محصول سال ۱۴۰۳، سومین تجربه بلند این کارگردان موفق در حوزه دفاع مقدس (پس از «یدو» و «۲۳ نفر») است که در چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت. این فیلم که به زندگی و شهادت «شهید علی هاشمی» (فرمانده قرارگاه نصرت و طراح عملیات خیبر) می‌پردازد، با بازی رویا افشار، رضا ثامری، تورج الوند و ساره رشیدی، روایتی غیرخطی از آخرین روزهای زندگی هاشمی در جزیره مجنون (تیرماه ۱۳۶۷) و سپس ۲۲ سال انتظار مادرش (ننه‌علی) برای یافتن پیکر او را به تصویر می‌کشد. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس اینجا بخوانید.
سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند. این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است.
فیلم سینمایی «لانه‌های سوخته (هیلانه)» به کارگردانی شهرام مسلخی، محصول سال ۱۳۹۲ ایران و عراق، یکی از آثار متفاوت و تأثیرگذار سینمای منطقه است که با روایتی برگرفته از واقعیت، به «تراژدی بمباران شیمیایی حلبچه» (در کردستان عراق) و «پیامدهای آن بر هویت و خانواده» می‌پردازد. این فیلم که به دو زبان کردی و فارسی ساخته شده و با بازی شهرام حقیقت‌دوست، سحر قریشی، شوان عطوف و ژیان ابراهیم، داستان «علی» را روایت می‌کند؛ پسری که در آستانه ازدواج، پس از مرگ مادرش، متوجه می‌شود که او فرزند واقعی این مادر نبوده و ریشه‌اش به کردستان عراق و فاجعه حلبچه بازمی‌گردد.
فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از پرهزینه‌ترین و پرافتخارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با کسب ۶ سیمرغ بلورین (از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین جلوه‌های ویژه) به پرافتخارترین فیلم جشنواره تبدیل شد. این فیلم که روایتگر آخرین روزهای جنگ تحمیلی (تیرماه ۱۳۶۷) و دفاع رزمندگان گردان عمار از تنگه استراتژیک ابوقریب (در استان ایلام) در برابر حملات غافلگیرکننده ارتش عراق است، با بازی امیر جدیدی، جواد عزتی، مهدی پاکدل و جمعی دیگر از بازیگران، از نظر «جلوه‌های ویژه» و «ساخت فنی» در سطحی بالاتر از استانداردهای سینمای ایران قرار دارد.
فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» به کارگردانی، نویسندگی و بازی هادی حجازی‌فر، محصول سال ۱۴۰۰، یکی از درخشان‌ترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در چهلمین جشنواره فیلم فجر با ۵ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی فیلم اول، بهترین موسیقی متن، بهترین صدابرداری و بهترین جلوه‌های ویژه میدانی) درخشید و توانست عنوان دومین فیلم پرفروش نوروز ۱۴۰۱ را نیز از آن خود کند. این فیلم که ابتدا به عنوان یک مینی‌سریال برای تلویزیون سفارش داده شده بود، با نسخه سینمایی خود به روایت زندگی «شهید مهدی باکری» (فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا) از ترک مدیریت شهرداری ارومیه تا شهادت در عملیات بدر (زمستان ۱۳۶۳) می‌پردازد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید