پنج شنبه / ۱۱ تیر ۱۴۰۵ / ۲۳:۲۸
کد خبر: 39535
گزارشگر: 548
۱۲۶
۰
۰
۱
مرثیه‌ای که در نپختگی فیلمنامه گم شد / نقد فیلم محمدحسین لطیفی با بازی حسین یاری

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «از پاریس تا پاریس»

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «از پاریس تا پاریس»
نقد و بررسی کامل فیلم پاریس تا پاریس به کارگردانی محمدحسین لطیفی و بازی حسین یاری و مهرداد ضیایی. تحلیل فیلمنامه، شخصیت‌پردازی و دلایل نپختگی این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس بخوانید.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «پاریس تا پاریس» ساخته محمدحسین لطیفی (کارگردان «سرعت» - ۱۳۸۰)، یکی از آثاری است که با وجود یک «ایده مرکزی» جذاب، در «اجرا» و «فیلمنامه» به شدت دچار «نپختگی» و «سطحی‌نگری» شده است. داستان درباره «یونس» (با بازی حسین یاری)، جانباز شیمیایی است که برای درمان دردهای جسمانی‌اش به پاریس سفر می‌کند. در این سفر، با دخترکی فرانسوی روبرو می‌شود که شباهت عجیبی به دختر خودش، «ستاره» دارد. این «شباهت» (که هسته اصلی درام است) چنان «گل‌درشت» و «بی‌مقدمه» به فیلم وارد می‌شود که مخاطب را «دچار دافعه» می‌کند و «باورپذیری» را از بین می‌برد.

لطیفی در گفت‌وگوهای خود، فیلم را «مرثیه‌ای» برای قهرمانان جنگ و «واگویه علایق شخصی» خود خوانده است. او اعتراف کرده که فیلم را به عنوان «زنگ تفریح» در فاصله ساخت سریال تلخ «قلب یخی» ساخته است و اگر «فرصت بیشتری برای بازنویسی فیلمنامه» پیدا می‌کرد، «راه‌حل‌های بهتری» را در آن می‌گنجاند. این اذعان صادقانه (که نشان از «خودآگاهی» کارگردان دارد) در عین حال، «نقص بنیادین» فیلم (یعنی فیلمنامه ناپخته) را نیز تأیید می‌کند. فیلمنامه «پاریس تا پاریس» (نوشته سعید سهراب‌پور) فاقد «جذابیت روایی» و «ساختار بصری قابل دفاع» است و در «یک سوم ابتدایی» (با لو رفتن ایده اصلی) عملاً «نابود» می‌شود.

حسین یاری در نقش «یونس» (جانباز شیمیایی) یکی از نقاط قوت فیلم است، اما حتی بازی توانمند او نیز نمی‌تواند جای خالی یک فیلمنامه منسجم را پر کند. «الناز حبیبی» در نقش دختر یونس («ستاره») و «مریلا زارعی» در نقش همسرش («پری») نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند، اما شخصیت‌هایشان (به دلیل فیلمنامه) از «حد یک تیپ» فراتر نمی‌روند. «سعید پورصمیمی» در نقش «حاج عباس» (پدر یونس) نیز حضوری کوتاه اما تأثیرگذار دارد. با این حال، «ریتم کند و کشدار» فیلم و «شخصیت‌پردازی سمبل‌شده» (که گاهی به «شعارزدگی» می‌انجامد) از «جذابیت» فیلم به شدت کاسته است.

«پاریس تا پاریس» در بخش «فنی» (فیلمبرداری، طراحی صحنه و...) در سطح «قابل قبول» قرار دارد. لوکیشن‌های پاریس (با آن خیابان‌های زیبا و فضای رمانتیک) به خوبی به تصویر کشیده شده‌اند. با این حال، «موسیقی متن» و «تدوین» (که نام عوامل در اطلاعات موجود نیست) در برخی نقاط «نامناسب» و «کشدار» هستند. در مجموع، «پاریس تا پاریس» یک «فرصت از دست رفته» است؛ فیلمی که با وجود یک «ایده جذاب» و «بازیگران توانمند»، به دلیل «ضعف فیلمنامه» و «رویکرد سطحی»، نتوانسته است به اثری ماندگار در سینمای دفاع مقدس تبدیل شود. تماشای آن را فقط به علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس و طرفداران جواد عزتی توصیه می‌کنیم.

نقاط قوت و ضعف

نقاط قوت

  • بازی خوب جواد عزتی در نقش جانباز شیمیایی
  • لوکیشن‌های جذاب پاریس
  • تلاش برای پرداختن به موضوع «تبعات جنگ» و «رنج جانبازان»

نقاط ضعف

  • فیلمنامه ناپخته و سطحی (ایده گل‌درشت و غیرباورپذیر)
  • ریتم کند، کشدار و بدریتم
  • شخصیت‌پردازی سَمبل‌شده و شعاری
  • عدم پرداخت عمیق به لایه‌های روانشناختی شخصیت‌ها
  • پایان‌بندی قابل پیش‌بینی و شعاری
  • رویکرد «مرثیه‌سرایی صرف» به جای «درام پردازی»
*به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/j8W
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «شکارچی شنبه» به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی و بازی علی نصیریان، محصول سال ۱۳۸۸، یکی از جسورانه‌ترین آثار سینمای ایران در نقد ساختار فکری اسرائیل است که با وجود بازی درخشان نصیریان و فضاسازی موفق، با نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه و شخصیت‌پردازی مواجه شده است. این فیلم که داستان «استحاله فکری» یک کودک هفت ساله را روایت می‌کند، با تکیه بر نقش یک خاخام نابینا (با بازی علی نصیریان) که با قدرت مطلق، کودک را به سمت خشونت و کشتار هدایت می‌کند، تلاش می‌کند تا فرآیند شست‌وشوی مغزی را در سیستم آموزشی اسرائیل به تصویر بکشد. «شکارچی شنبه» در بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر با مانع‌تراشی مواجه شد و نهایتاً با میانجی‌گری محمدرضا رحیمی اکران شد.
فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله والی‌نژاد، محصول سال ۱۳۹۴، یکی از تأثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای دفاع مقدس است که در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین جلوه‌های ویژه میدانی و بهترین طراحی صحنه و لباس) درخشید و به عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های دهه ۹۰ سینمای ایران شناخته شد. این فیلم که با بازی هادی حجازی‌فر در نقش «شهید احمد متوسلیان» (بدون دیالوگ)، امیرحسین هاشمی و سوده ازقندی ساخته شده، با سبک منحصربه‌فرد «مستند-درام» (داکیودراما) و ترکیب تصاویر آرشیوی با بازسازی صحنه‌ها، تلاش می‌کند تا زندگی و شخصیت این فرمانده کاریزماتیک را از کودکی تا سرنوشت نامعلومش در لبنان به تصویر بکشد
فیلم سینمایی «ویلایی‌ها» به کارگردانی منیر قیدی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان، محصول سال ۱۳۹۵، یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با ۸ نامزدی و ۳ سیمرغ بلورین (بهترین استعداد درخشان برای منیر قیدی، بهترین بازیگر مکمل زن برای ثریا قاسمی و بهترین فیلم از نگاه ملی) درخشید. این فیلم که با بازی پریناز ایزدیار، طناز طباطبایی، ثریا قاسمی، آناهیتا افشار، علی شادمان و صابر ابر ساخته شده، داستان زندگی جمعی زنان و خانواده‌های رزمندگان را در یک شهرک ویلایی در نزدیکی اندیمشک (در سال ۱۳۶۵) روایت می‌کند؛ جایی که زنان با تمام اضطراب و دلهره، منتظر خبری از شوهران و فرزندان خود در جبهه هستند. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس در اینجا بخوانید.
فیلم سینمایی «اشک هور» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده، محصول سال ۱۴۰۳، سومین تجربه بلند این کارگردان موفق در حوزه دفاع مقدس (پس از «یدو» و «۲۳ نفر») است که در چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت. این فیلم که به زندگی و شهادت «شهید علی هاشمی» (فرمانده قرارگاه نصرت و طراح عملیات خیبر) می‌پردازد، با بازی رویا افشار، رضا ثامری، تورج الوند و ساره رشیدی، روایتی غیرخطی از آخرین روزهای زندگی هاشمی در جزیره مجنون (تیرماه ۱۳۶۷) و سپس ۲۲ سال انتظار مادرش (ننه‌علی) برای یافتن پیکر او را به تصویر می‌کشد. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس اینجا بخوانید.
سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند. این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است.
فیلم سینمایی «لانه‌های سوخته (هیلانه)» به کارگردانی شهرام مسلخی، محصول سال ۱۳۹۲ ایران و عراق، یکی از آثار متفاوت و تأثیرگذار سینمای منطقه است که با روایتی برگرفته از واقعیت، به «تراژدی بمباران شیمیایی حلبچه» (در کردستان عراق) و «پیامدهای آن بر هویت و خانواده» می‌پردازد. این فیلم که به دو زبان کردی و فارسی ساخته شده و با بازی شهرام حقیقت‌دوست، سحر قریشی، شوان عطوف و ژیان ابراهیم، داستان «علی» را روایت می‌کند؛ پسری که در آستانه ازدواج، پس از مرگ مادرش، متوجه می‌شود که او فرزند واقعی این مادر نبوده و ریشه‌اش به کردستان عراق و فاجعه حلبچه بازمی‌گردد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید