سه شنبه / ۲۳ تیر ۱۴۰۵ / ۰۳:۲۹
کد خبر: 39818
گزارشگر: 548
۱۰۴
۰
۰
۱
روایتی از یک فاجعه اجتماعی در قالب یک تریلر جنایی

همه چیز درباره سریال «کوری»

همه چیز درباره سریال «کوری»
سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده و تهیه‌کنندگی کاظم دانشی، پس از چند هفته تأخیر (به دلیل ایرادهای ناظر پخش) سرانجام از ۲۰ تیرماه ۱۴۰۴ با انتشار قسمت اول در نمایش خانگی مسیر پخش خود را آغاز کرد. این سریال که با بازی امیر جعفری، مریلا زارعی، سارا بهرامی، امیر نوروزی و پرویز فلاحی‌پور ساخته شده، با الهام از واقعه واقعی «مسمومیت ۲۹ پزشک بر اثر مصرف مشروبات الکلی دست‌ساز» (که در اردیبهشت ۱۴۰۳ خبرساز شد)، داستان «یونس» (بازپرس دادگستری) را روایت می‌کند که درگیر یک پرونده پرسروصدا و زندگی شخصی پرچالش است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

شبکه نمایش خانگی ایران در سال‌های اخیر با موج تازه‌ای از سریال‌های جنایی-اجتماعی مواجه شده است که هرکدام تلاش می‌کنند با تکیه بر «واقعیت‌های تلخ جامعه» و «پرونده‌های پرسروصدا»، مخاطب را پای پلتفرم‌ها بنشانند. سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده و تهیه‌کنندگی کاظم دانشی، جدیدترین نمونه در این ژانر است. این سریال که با الهام از واقعه واقعی «مسمومیت ۲۹ پزشک بر اثر مصرف مشروبات الکلی دست‌ساز» (که در اردیبهشت ۱۴۰۳ خبرساز شد) ساخته شده، تلاش می‌کند تا از یک «حادثه»، به یک «مسئله اجتماعی» برسد و «زخم‌های پنهان» جامعه را به تصویر بکشد.

داستان سریال در قسمت اول (پایلوت) با «حادثه محرک» (مرگ و مسمومیت گروهی) آغاز می‌شود و پای «یونس» (با بازی امیر جعفری)، بازپرس پرونده، را به میان می‌کشد. یونس درگیر یک پرونده «پرسروصدا» شده است: تعدادی از پزشکان (که برخی از آنها متخصص نیز هستند) در یک دورهمی دوستانه، مشروبات الکلی دست‌ساز مصرف کرده و دچار مسمومیت شدید شده‌اند. یک نفر از آنها فوت کرده و بقیه در بیمارستان بستری هستند. موازی با این پرونده، زندگی شخصی یونس نیز پر از چالش است: ازدواج تازه با «حنا» (با بازی سارا بهرامی) که شوهر سابقش (امیر) در زندان به سر می‌برد و یونس بازپرس پرونده او بوده، تا رابطه پرفراز و فرود با دخترش و پدر قاضی‌اش (پرویز فلاحی‌پور). ورود «شیدا» (همسر سابق یونس) نیز بر پیچیدگی‌های زندگی او می‌افزاید.

«سجاد پهلوان‌زاده» (کارگردان سریال) که پیش از این در مقام تدوینگر سریال‌های «سقوط» و «حیثیت گمشده» شناخته می‌شد، در «کوری» نشان داده است که «ریتم» و «دکوپاژ» را به خوبی می‌شناسد. قسمت اول (به رغم زمان یک ساعته) «خوش‌ریتم» و «پرتنش» است و مخاطب را با خود همراه می‌کند. سکانس حضور یونس در خانه مقتولین (با آن تنش روانی و فشار کاری) و سکانس‌های طولانی مراسم عروسی شهاب (با دوربین سیال و نماهای کوتاه) از نقاط قوت کارگردانی است. «موسیقی حسام ناصری» نیز به خوبی با فضای سریال هماهنگ است و به «تنش» و «تعلیق» دامن می‌زند. «امیر جعفری» در نقش «یونس» (بازپرس پرونده) یکی از نقاط قوت سریال است. جعفری با «زبان بدن»، «لحن دیالوگ‌ها» و «نگاه‌های عمیق» خود، شخصیتی «متفاوت» و «چندلایه» از یک بازپرس خلق کرده است. او در سکانس‌های دونفره با پرویز فلاحی‌پور (نقش پدر یونس) و سکانس مواجهه با امیر (همسر سابق حنا) به خوبی «کشمکش درونی» و «فشار روانی» شخصیت را منتقل می‌کند. «مریلا زارعی»، «سارا بهرامی» و «امیر نوروزی» نیز در نقش‌های مکمل (که هنوز به درستی معرفی نشده‌اند) در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. «پرویز فلاحی‌پور» در نقش پدر قاضی یونس، حضوری کوتاه اما تأثیرگذار دارد.

از نظر «فیلمنامه»، «کوری» با «دو خط داستانی» موازی (پرونده مسمومیت و زندگی شخصی یونس) پیش می‌رود. این «دو خط» (که در سریال‌های جنایی موفق رایج است) به خوبی «تعلیق» و «کنجکاوی» را در مخاطب ایجاد می‌کند. مخاطب هم نگران «پرونده» است و هم «سرنوشت» یونس و خانواده‌اش. همچنین «شخصیت‌های مکمل» (مانند شهاب و نوید که مصرف الکل زندگی آنها را نابود می‌کند) به «خرده‌روایت‌ها» عمق بخشیده‌اند. با این حال، قسمت اول «کوری» بیشتر به «معرفی» شخصیت‌ها و «چینش مهره‌ها» اختصاص دارد و هنوز «همذات‌پنداری» عمیقی با شخصیت‌ها ایجاد نشده است. مخاطب در پایان قسمت اول بیشتر «کنجکاو» است تا «دلبسته». «کوری» از نظر «فضاسازی» و «واقع‌گرایی» نیز موفق عمل کرده است. لوکیشن‌ها (دادگاه، خانه مقتولین، تالار عروسی، و...) به خوبی انتخاب شده‌اند و «حس و حال» یک پرونده جنایی واقعی را به مخاطب منتقل می‌کنند. «طراحی صحنه امیر زاغری» و «طراحی گریم محمود دهقانی» (به ویژه در صحنه‌های مسمومیت) در سطح قابل قبولی قرار دارد. «فیلمبرداری سعید براتی» نیز با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی بازیگران) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای بحران) به «باورپذیری» سریال کمک کرده است.

با وجود نقاط قوت، «کوری» در قسمت اول با «چالش»هایی نیز مواجه است. مهم‌ترین چالش، «معرفی شخصیت‌های متعدد در یک قسمت» است که ممکن است برخی مخاطبان را «سردرگم» کند. سریال «پرشخصیت» است و هرکدام از شخصیت‌ها (یونس، حنا، شیدا، پدر یونس، شهاب، نوید، امیر، و...) نیاز به «پرداخت عمیق‌تر» دارند تا مخاطب با آنها «ارتباط عاطفی» برقرار کند. همچنین «ریتم» سریال (هرچند خوب است) در برخی نقاط (مثل سکانس‌های طولانی عروسی) ممکن است برای مخاطب عام «کشدار» به نظر برسد. با این حال، این «چالش‌ها» در یک قسمت ابتدایی قابل چشم‌پوشی است و امید به «بهبود» در قسمت‌های بعدی وجود دارد. در مجموع، «کوری» یک «شروع خوب» و «امیدوارکننده» برای یک سریال اجتماعی-جنایی است. این سریال با تکیه بر «یک واقعه واقعی» و «نگاه آسیب‌شناسانه» (به جای هیجان‌زدگی صرف)، پتانسیل تبدیل شدن به یکی از آثار شاخص نمایش خانگی را دارد. با این حال، موفقیت نهایی «کوری» به «انسجام روایی»، «پرداخت عمیق شخصیت‌ها» و «حفظ ریتم» در قسمت‌های آینده بستگی دارد. اگر سازندگان بتوانند «تعادل» میان «پرونده جنایی» و «زندگی شخصی» شخصیت‌ها را حفظ کنند و از «کلیشه‌های تکراری» فاصله بگیرند، «کوری» می‌تواند یک «سریال ماندگار» شود. در ادامه، به تحلیل فنی و دقیق‌تر این سریال در پنج محور اصلی می‌پردازیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ دو خط داستانی، یک بحران واقعی

فیلمنامه «کوری» (نوشته امیر ابیلی) از یک «ایده مرکزی» قدرتمند و «واقعی» (مسمومیت گروهی بر اثر مشروبات الکلی دست‌ساز) بهره می‌برد. این «ایده» (که بر اساس یک واقعه واقعی در اردیبهشت ۱۴۰۳ شکل گرفته) پتانسیل بالایی برای خلق یک «درام اجتماعی-جنایی» دارد. فیلمنامه‌نویس با «دو خط داستانی موازی» (پرونده مسمومیت و زندگی شخصی یونس) تلاش کرده است تا «تعلیق» و «کنجکاوی» را در مخاطب ایجاد کند. این «دو خط» (که در سریال‌های جنایی موفق مثل «سقوط» و «حیثیت گمشده» نیز دیده می‌شود) به خوبی «ریتم» و «تنش» را مدیریت کرده است.

نکته قوت فیلمنامه، «پرهیز از هیجان‌زدگی مرسوم» است. به جای «پیچش‌های پی‌درپی» و «تعلیق‌های تصنعی»، فیلمنامه بر «خلق فضایی واقع‌گرایانه» و «معرفی دقیق شخصیت‌ها» تمرکز کرده است. «حادثه» (مسمومیت) نه یک «بهانه برای سرگرمی»، بلکه «نشانه‌ای از یک مسئله بزرگ‌تر» (آسیب‌های اجتماعی) است. این رویکرد (که یادآور سریال‌های جنایی اروپایی است) به سریال «عمق» و «اعتبار» بخشیده است. نکته ضعف فیلمنامه، «معرفی شخصیت‌های متعدد در یک قسمت» است. سریال «پرشخصیت» است و هرکدام از شخصیت‌ها (یونس، حنا، شیدا، پدر یونس، شهاب، نوید، امیر، و...) نیاز به «پرداخت عمیق‌تر» دارند. در قسمت اول، مخاطب با آنها آشنا می‌شود اما هنوز فرصت کافی برای «نزدیک شدن» به آنها پیدا نکرده است. این «سردرگمی» اولیه (که در سریال‌های پرشخصیت طبیعی است) امید به «بهبود» در قسمت‌های بعدی را افزایش می‌دهد.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ امیر جعفری، ستاره بی‌رقابت

«امیر جعفری» در نقش «یونس» (بازپرس پرونده) یکی از نقاط قوت سریال است. جعفری با «زبان بدن»، «لحن دیالوگ‌ها» و «نگاه‌های عمیق» خود، شخصیتی «متفاوت» و «چندلایه» از یک بازپرس خلق کرده است. او در سکانس‌های دونفره با پرویز فلاحی‌پور (نقش پدر یونس) و سکانس مواجهه با امیر (همسر سابق حنا) به خوبی «کشمکش درونی» و «فشار روانی» شخصیت را منتقل می‌کند. جعفری با این نقش نشان داده است که یکی از بهترین بازیگران نسل خود در نقش‌های «پیچیده» و «چالش‌برانگیز» است. «مریلا زارعی»، «سارا بهرامی» (در نقش حنا) و «امیر نوروزی» نیز در نقش‌های مکمل (که هنوز به درستی معرفی نشده‌اند) در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. «پرویز فلاحی‌پور» در نقش «پدر قاضی یونس» حضوری کوتاه اما «تأثیرگذار» دارد. با این حال، شخصیت‌های زن (به ویژه حنا و شیدا) در قسمت اول «کم‌رنگ» هستند و نیاز به «پرداخت عمیق‌تر» در قسمت‌های آینده دارند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ ریتم‌شناس، اما محتاط

سجاد پهلوان‌زاده در «کوری» کارگردانی «مطمئن» و «ریتم‌شناس» ارائه داده است. او به خوبی می‌داند که چگونه از «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی بازیگران) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای بحران) استفاده کند. سکانس حضور یونس در خانه مقتولین (با آن تنش روانی و فشار کاری) و سکانس‌های طولانی مراسم عروسی شهاب (با دوربین سیال و نماهای کوتاه) از نقاط قوت کارگردانی است. پهلوان‌زاده (که پیش از این در مقام تدوینگر شناخته می‌شد) «ریتم» را به خوبی مدیریت کرده و قسمت اول (به رغم زمان یک ساعته) «خوش‌ریتم» و «پرتنش» از آب درآمده است. «فیلمبرداری سعید براتی» نیز در سطح «خوب» قرار دارد. «نورپردازی» (در صحنه‌های دادگاه و خانه‌های شخصیت‌ها) «واقع‌گرایانه» است و به «فضاسازی» کمک کرده است. با این حال، «حرکت دوربین» در برخی سکانس‌ها (به ویژه سکانس عروسی) کمی «شلوغ» است که ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده باشد.

موسیقی، طراحی صحنه و گریم؛ مکمل‌های خوب فضاسازی

«موسیقی حسام ناصری» یکی از نقاط قوت سریال است. ناصری با «تم‌های ملایم و پرتنش» (با استفاده از سازهای زهی و الکترونیک) به «فضای سریال» عمق بخشیده است. موسیقی در لحظات کلیدی (مثل صحنه‌های مسمومیت و حضور یونس در خانه مقتولین) چنان «تأثیرگذار» است که مخاطب را به «درون» شخصیت‌ها می‌برد. «طراحی صحنه امیر زاغری» و «طراحی گریم محمود دهقانی» (به ویژه در صحنه‌های مسمومیت و بیمارستان) در سطح «قابل قبول» قرار دارد و به «باورپذیری» سریال کمک کرده است. «فضای دادگاه»، «خانه مقتولین» و «تالار عروسی» به خوبی طراحی شده‌اند و «حس و حال» یک پرونده جنایی واقعی را به مخاطب منتقل می‌کنند.

نسبت با سریال‌های جنایی-اجتماعی و جایگاه آن

«کوری» را در مقایسه با سایر سریال‌های جنایی-اجتماعی شبکه نمایش خانگی (مثل «سقوط»، «حیثیت گمشده»، «خسوف» و «زخم کاری») باید ارزیابی کرد. این سریال از نظر «ریتم» و «کارگردانی» در سطح بالایی قرار دارد، اما از نظر «شخصیت‌پردازی عمیق» (به دلیل تعدد شخصیت‌ها) هنوز در مراحل اولیه است. «کوری» با تکیه بر یک «واقعه واقعی» و «نگاه آسیب‌شناسانه» (به جای هیجان‌زدگی صرف) پتانسیل دارد که به یکی از آثار شاخص این ژانر تبدیل شود. میراث «کوری» برای سریال‌سازی ایران، «یادآوری» این نکته است که «سریال‌های جنایی» می‌توانند فراتر از «سرگرمی» عمل کنند و به «مسائل اجتماعی» (مثل مشروبات الکلی دست‌ساز، طلاق، و روابط پیچیده خانوادگی) بپردازند. با این حال، موفقیت نهایی سریال به «انسجام روایی»، «پرداخت عمیق شخصیت‌ها» و «حفظ ریتم» در قسمت‌های آینده بستگی دارد.

https://www.asianewsiran.com/u/jdx
اخبار مرتبط
فصل دوم سریال پرمخاطب «بامداد خمار» از ۲۲ تیرماه منتشر می‌شود. این درام عاشقانه که اقتباسی از رمان پرفروش فتانه حاج‌سیدجوادی است، با کارگردانی نرگس آبیار و تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی، داستان «محبوبه» را از نقطه پایان فصل اول ادامه می‌دهد. در این فصل، بازیگران مطرحی چون علی مصفا، رضا کیانیان، لاله اسکندری، ترلان پروانه و نوید پورفرج حضور دارند. لاله اسکندری که نقش «نازنین بانو» را ایفا می‌کند، از فرصت بازی در این نقش به عنوان «زندگی چند نسل پیش از خودم» یاد کرده است. هم‌زمان با آماده‌سازی فصل دوم، تولید فصل سوم نیز در جریان است تا پخش این سریال با وقفه مواجه نشود. فصل اول این مجموعه در ۱۳ قسمت و با استقبال گسترده مخاطبان پخش شده بود.
بر اساس شنیده‌ها، مسعود شصت‌چی، شخصیت محبوب سریال «مرد هزارچهره»، در فصل سوم این مجموعه در موقعیتی جدید و جنجالی قرار خواهد گرفت. پس از پایان فیلمبرداری فصل سوم، اخباری منتشر شده که نشان می‌دهد شصت‌چی این بار به‌اشتباه جای یک دیپلمات و مذاکره‌کننده را می‌گیرد و همراه با مقامات، در یک مذاکره خارجی حضور پیدا می‌کند. مهران مدیری که با این سریال به تلویزیون بازمی‌گردد، آن را بازگشتی به دوران اوج خود توصیف کرده است. با توجه به فضای سیاسی کنونی و حساسیت‌های مربوط به مذاکرات بین‌المللی، این سوال مطرح است که آیا این بخش از سریال با کنایه‌هایی به مذاکرات امروز همراه خواهد بود یا مسیر مستقلی را دنبال می‌کند. فصل سوم «مرد هزارچهره» پس از سال‌ها، شخصیت محبوب مسعود شصت‌چی را به قاب تلویزیون بازمی‌گرداند.
سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و بازی هادی حجازی‌فر، نیک‌آفرید سماواتی و محسن قصابیان، یکی از پرانتظارترین آثار شبکه نمایش خانگی در سال ۱۴۰۴ بود که با وجود نام بزرگ کارگردان (سازنده «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز»)، در چهار قسمت ابتدایی خود با نقدهای گسترده و منفی مواجه شده است. این سریال که داستان «جلال» (مامور ساواک) و عشق ممنوعه او به «سایه» (دختری نفوذی) را روایت می‌کند، با «ریتم کند»، «دیالوگ‌های سطحی»، «کارگردانی بی‌هدف» و «بازی‌های خارج از کنترل» (به ویژه هادی حجازی‌فر که در دام تکرار نقش‌های قبلی خود گرفتار شده) نتوانسته است انتظارات مخاطبان را برآورده کند. نقد و بررسی این اثر را به قلم دکتر پوریا زرشناس می خوانید.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید