آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینمای ایران در دهه هفتاد، دورهای از «بلوغ» و «تنوع» را تجربه کرد. پس از پایان جنگ تحمیلی و فضای انقلابی دهه شصت، فیلمسازان به سراغ «ژانرهای متفاوت» (اجتماعی، روانشناختی، جنایی، و...) رفتند و آثاری خلق کردند که هم «مردمی» بودند و هم «هنری». فیلم «دستهای آلوده» ساخته سیروس الوند، یکی از شاخصترین نمونههای این دوره است. فیلمی که با وجود «داستان سرقت» و «فضای جنایی»، در عمق خود به «روابط انسانی»، «عشق»، «خیانت» و «انتخاب» میپردازد و مخاطب را با شخصیتهایی «چندلایه» و «باورپذیر» روبرو میکند. داستان فیلم با یک «ضربآهنگ تند» و «گرهافکنی هوشمندانه» آغاز میشود: چهار جوان (سیامک، دیبا، نادر و رویا) نقشه سرقت از یک مراسم عقد را طراحی میکنند. اما در دل این «داستان جنایی»، یک «مثلث عشقی» پیچیده شکل میگیرد: سیامک (ابوالفضل پورعرب) عاشق «نسرین» (عسل بدیعی) است و قصد ازدواج با او را دارد، اما «دیبا» (هدیه تهرانی) که شریک سابق سیامک در سرقت است، هنوز عاشق اوست. در سوی دیگر، «ناصر خلاف» (شهاب عسگری)، یک دزد سابقهدار و بیرحم، وارد ماجرا میشود و تعقیب و گریز را به اوج میرساند.
«ابوالفضل پورعرب» در نقش «سیامک» (رئیس باند) یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود را ارائه داده است. پورعرب با «چهره آرام» و «نگاههای عمیق» خود، شخصیتی را به تصویر کشیده که هم «عاشق» است، هم «جانی»، هم «مضطرب» و هم «مصمم». او در سکانسهای مواجهه با نسرین (عسل بدیعی) و دیبا (هدیه تهرانی) به خوبی «دودلی» و «کشمکش درونی» خود را منتقل میکند. «هدیه تهرانی» در نقش «دیبا» (زن عاشق و خیانتدیده) یکی از ماندگارترین نقشهای خود را خلق کرده است. تهرانی با «نگاههای پر از عشق و درد» و «حرکات حسابشده» خود، «تنهایی» و «رنج» یک زن عاشق را به زیبایی به تصویر کشیده است.
«شهاب عسگری» در نقش «ناصر خلاف» (بدمن فیلم) یکی از بهترین و ماندگارترین «نقشهای منفی» تاریخ سینمای ایران را خلق کرده است. عسگری با «چهره سرد»، «لحن بیاحساس» و «حرکات محاسبهگر» خود، شخصیتی «خطرناک»، «باهوش» و «بیرحم» به تصویر کشیده که یادآور بهترین بدمنهای سینمای جهان (مثل شخصیتهای کوئنتین تارانتینو) است. او در سکانسهای تعقیب و گریز و مواجهه با سیامک، چنان «هراسآور» و «مقتدر» ظاهر میشود که مخاطب از او «میترسد» و در عین حال «مجذوب» بازیگریاش میشود. «عسل بدیعی» (در نقش نسرین) و «امین حیایی» (در نقش نادر) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. «فیلمنامه» (نوشته سیروس الوند، تیرداد سخایی و حسن توکلنیا) یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است. فیلمنامهنویسان با «ساختار چندلایه» و «شخصیتهای خاکستری» (نه سفید و سیاه) موفق شدهاند یک «درام انسانی» خلق کنند که فراتر از یک «فیلم سرقت» صرف است. «مثلث عشقی» (سیامک-نسرین-دیبا) به خوبی با «خط داستانی جنایی» (سرقت و تعقیب ناصر خلاف) در هم تنیده شده است و هیچکدام «حاشیه» یا «زائد» به نظر نمیرسند. همچنین «شخصیتپردازی ناصر خلاف» (به عنوان یک بدمن سهبعدی) از نقاط قوت فیلمنامه است؛ او فقط «شریر» نیست، بلکه «باهوش»، «مصبم» و «دارای انگیزه» است.
«تدوین روحالله امامی» (که از بهترین تدوینگران سینمای ایران است) یکی از مهمترین عوامل موفقیت فیلم است. امامی با «کاتهای سریع» و «ریتم تند» در سکانسهای اکشن (تعقیب و گریز، درگیریها) و «کاتهای نرم» در سکانسهای عاطفی (صحنههای عاشقانه و گفتوگوها) «تعادل» و «هماهنگی» را به خوبی رعایت کرده است. «موسیقی بابک بیات» (با صدای نیما مسیحا و ترانه «پروانگی») نیز یکی از ماندگارترین موسیقیهای متن سینمای ایران است. بیات با «تمهای حزین و ملایم» و «سازهای زهی» (ویلن، ویلنسل) به «فضای رمانتیک» و «غمانگیز» فیلم عمق بخشیده است. از نقاط ضعف فیلم (اگر بتوان گفت) میتوان به «صحنه تصادف ناصر خلاف» (که به دلیل محدودیتهای فنی آن زمان، کاملاً باورپذیر از آب درنیامده) و «پایانبندی» (که هرچند منطقی است، اما برای مخاطبی که با شخصیت سیامک همذاتپنداری کرده، کمی «تلخ» و «ناامیدکننده» است) اشاره کرد. با این حال، این نقصهای جزئی از ارزش کلی فیلم نمیکاهد.
«دستهای آلوده» در زمان اکران (سال ۱۳۷۸) با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان مواجه شد و توانست «دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری» (علی الهیاری) را از جشنواره فیلم فجر دریافت کند و «عسل بدیعی» نیز برای این فیلم نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. این فیلم پس از سالها، همچنان به عنوان یکی از بهترین آثار سینمای اجتماعی-جنایی ایران شناخته میشود و در خاطره جمعی علاقهمندان سینما باقی مانده است. «دستهای آلوده» یک «شاهکار» است؛ فیلمی که هم «سرگرمکننده» است، هم «عمیق»، هم «هنری» است و هم «مردمی». تماشای آن را به همه توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ یک درام چندلایه و هوشمندانه
فیلمنامه «دستهای آلوده» (نوشته سیروس الوند، تیرداد سخایی و حسن توکلنیا) یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است. فیلمنامهنویسان با «ساختار چندلایه» و «شخصیتهای خاکستری» (نه سفید و سیاه) موفق شدهاند یک «درام انسانی» خلق کنند که فراتر از یک «فیلم سرقت» صرف است. فیلمنامه با «دو خط داستانی موازی» (خط جنایی و خط عاشقانه) پیش میرود و این دو خط (که در فیلمنامهنویسی حرفهای به «A-Plot» و «B-Plot» معروف هستند) به خوبی در هم تنیده شدهاند. نکته قوت فیلمنامه، «شخصیتپردازی عمیق» شخصیتها است. سیامک (ابوالفضل پورعرب) قهرمان فیلم، یک شخصیت «خاکستری» است: او هم «عاشق» است (واقعاً به نسرین علاقه دارد)، هم «جانی» (دست به سرقت میزند)، هم «مضطرب» (نگران آیندهاش و دیبا) و هم «مصمم» (برای رسیدن به هدفش). دیبا (هدیه تهرانی) نیز شخصیتی «چندلایه» دارد: او هم «عاشق» سیامک است، هم «خیانتدیده» (چون سیامک او را رها کرده)، هم «خشمگین» (از این رها شدن) و هم «مشتاق» (برای بازگشت سیامک). ناصر خلاف (شهاب عسگری) نیز یک «بدمن سهبعدی» است: او فقط «شریر» نیست، بلکه «باهوش»، «مصبم» و «دارای انگیزه» (برای به دست آوردن جواهرات) است. نکته ضعف فیلمنامه (اگر بتوان گفت) «پایانبندی تلخ» است که هرچند منطقی است (چون سیامک باید تاوان کارهایش را بپردازد)، اما برای مخاطبی که با سیامک همذاتپنداری کرده، کمی «ناامیدکننده» است. با این حال، این «تلخی» (که یادآور فیلمهای نوآر است) به «واقعگرایی» فیلم عمق بخشیده است.
شخصیتپردازی و بازیها؛ تهرانی و عسگری، ستارههای بیرقیب
«هدیه تهرانی» در نقش «دیبا» یکی از ماندگارترین نقشهای کارنامه خود و یکی از بهترین بازیهای زن در سینمای ایران را ارائه داده است. تهرانی با «نگاههای پر از عشق و درد»، «حرکات حسابشده» و «لحن پراحساس» خود، «تنهایی»، «رنج» و «اشتیاق» یک زن عاشق را به زیبایی به تصویر کشیده است. سکانس مواجهه دیبا با سیامک (وقتی میگوید «من هنوز هم دوستت دارم») و سکانسهای انتهایی (وقتی دیبا به سیامک خیانت میکند) از تأثیرگذارترین لحظات فیلم است. تهرانی در این فیلم نشان داده است که یکی از بهترین بازیگران زن تاریخ سینمای ایران است.
«شهاب عسگری» در نقش «ناصر خلاف» (بدمن فیلم) یکی از بهترین و ماندگارترین «نقشهای منفی» تاریخ سینمای ایران را خلق کرده است. عسگری با «چهره سرد»، «لحن بیاحساس» و «حرکات محاسبهگر» خود، شخصیتی «خطرناک»، «باهوش» و «بیرحم» به تصویر کشیده که یادآور بهترین بدمنهای سینمای جهان (مثل شخصیتهای کوئنتین تارانتینو) است. او در سکانسهای تعقیب و گریز و مواجهه با سیامک، چنان «هراسآور» و «مقتدر» ظاهر میشود که مخاطب از او «میترسد» و در عین حال «مجذوب» بازیگریاش میشود. «ابوالفضل پورعرب» در نقش سیامک نیز بازی «قابل قبول» و «هماهنگ» با فضا دارد. «عسل بدیعی» (در نقش نسرین) با بازی «معصوم» و «پراحساس» خود، یکی از نقاط قوت فیلم است. او در سکانسهای مواجهه با سیامک، «عشق» و «سادگی» را به خوبی منتقل میکند. «امین حیایی» (در نقش نادر) و «الهام ایمانی» (در نقش رویا) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. «سعید پیردوست» (در نقش پدر نسرین) و «نیما فلاح» (در نقش داماد) نیز بازیهای کوتاه اما تأثیرگذاری دارند.
محور سوم: کارگردانی و فیلمبرداری؛ تسلط بر ریتم و فضا
سیروس الوند در «دستهای آلوده» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او به خوبی میداند که چگونه از «سکانسهای اکشن» (تعقیب و گریز، درگیریها) برای ایجاد «هیجان» و «تعلیق» استفاده کند و چگونه از «سکانسهای عاطفی» (گفتوگوهای عاشقانه) برای ایجاد «همذاتپنداری». الوند با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزههای احساسی بازیگران) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای عملیات) «تعادل» را به خوبی رعایت کرده است. «فیلمبرداری علی الهیاری» (که دیپلم افتخار جشنواره فجر را دریافت کرد) در سطح «عالی» قرار دارد. الهیاری با «نورپردازی سینمایی» (نور کم در صحنههای شب و تعقیب و گریز) و «قاببندیهای حسابشده» (که «ساده» اما «تأثیرگذار» هستند) به «فضاسازی» فیلم کمک کرده است. «تدوین روحالله امامی» نیز (که از بهترین تدوینگران سینمای ایران است) یکی از مهمترین عوامل موفقیت فیلم است.
موسیقی و طراحی صحنه؛ بابک بیات، نقطه اوج فیلم
«موسیقی بابک بیات» (با صدای نیما مسیحا و ترانه «پروانگی») یکی از ماندگارترین موسیقیهای متن سینمای ایران است. بیات با «تمهای حزین و ملایم» و «سازهای زهی» (ویلن، ویلنسل) به «فضای رمانتیک» و «غمانگیز» فیلم عمق بخشیده است. موسیقی در لحظات کلیدی (مثل سکانسهای عاشقانه، تعقیب و گریز، و پایان فیلم) چنان «تأثیرگذار» است که اشک مخاطب را درمیآورد. ترانه «پروانگی» (با شعری زیبا و ملودی دلنشین) به یکی از نمادهای فیلم تبدیل شده است. «طراحی صحنه و لباس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد. بازآفرینی «فضای دهه هفتاد» (لباسها، خودروها، و...) به «باورپذیری» فیلم کمک کرده است.
جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن
«دستهای آلوده» را در مقایسه با سایر فیلمهای اجتماعی-جنایی دهه هفتاد (مثل «مردی از جنس بلور» (۱۳۷۷) سعید سهیلی، «یکی از ما دو نفر» (۱۳۷۷) تهمینه میلانی، و «شهرزاد» (۱۳۷۶) ...) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «فیلمنامه»، «شخصیتپردازی» و «بازیها» در سطح بالاتری قرار دارد و به یکی از آثار شاخص این ژانر تبدیل شده است. میراث «دستهای آلوده» برای سینمای ایران، «ترکیب هوشمندانه ژانر جنایی با درام عاطفی» است. این فیلم نشان داد که میتوان یک «فیلم سرقت» ساخت که در عین «هیجانانگیز» بودن، «عمیق» و «انسانی» نیز باشد. همچنین «شخصیت ناصر خلاف» به عنوان یکی از بهترین بدمنهای تاریخ سینمای ایران، الگویی برای فیلمسازان جوان در خلق «نقشهای منفی سهبعدی» شده است. «دستهای آلوده» یک «شاهکار» است که پس از سالها، همچنان «تازه» و «گفتنی» باقی مانده است.