آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم تلویزیونی «بازجویی در کافه تهران» ساخته شاهد احمدلو (کارگردان فیلمهای کوتاه و تلویزیونی) یکی از آثار ژانر پلیسی-معمایی سیمای ایران است که با «ایده مرکزی جذاب» (بازجویی در یک کافه به جای اداره پلیس) و «روایتی متفاوت از یک پرونده جنایی» تلاش میکند مخاطب را با خود همراه کند. داستان فیلم حول محور «سرگرد احمد کاویان» (مهدی سلطانی) میچرخد که با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خود، «قاسم» (علیرضا مهران) را که متهم به قتل پیرزنی به نام مهری عظیمی است، از زندان آزاد میکند و درگیر ماجراهای ناخواستهای میشود. فیلم با «فضای معمایی» و «تعقیب و گریز» پیش میرود و سعی میکند مخاطب را تا پایان با خود همراه کند. «مهدی سلطانی» در نقش «سرگرد احمد کاویان» (بازپرس پرونده) یکی از نقاط قوت فیلم است. سلطانی با «چهره مصمم» و «نگاههای عمیق» خود، «افسری» را به تصویر کشیده است که «به دنبال حقیقت» است و از «مسئولیت» خود نمیهراسد. «هومن برقنورد» در نقش «جلال» (یکی از مظنونان) و «بابک کشوری» در نقش «سروان براتی» (همکار سرگرد) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. «علیرضا مهران» در نقش «قاسم» (متهم اصلی) بازی «قابل قبولی» دارد، اما شخصیت او (به دلیل فیلمنامه) چندان «عمق» کافی ندارد.
از نقاط قوت فیلم، «فضای معمایی» و «تلاش برای روایتی تازه» است. فیلم با «ایده بازجویی در کافه» (به جای اداره پلیس) سعی کرده است «فضایی صمیمیتر» و «غیررسمیتر» خلق کند. همچنین «ساختار غیرخطی» و «فلاشبکهای» فیلم به «پیچیدگی روایت» کمک کرده است. با این حال، «ریتم کند» در برخی نقاط و «پایانبندی قابل پیشبینی» از نقاط ضعف فیلم هستند. در مجموع، «بازجویی در کافه تهران» یک «فیلم متوسط» و «فراموششدنی» است که با وجود «ایده جذاب» و «بازیهای قابل قبول»، در «فیلمنامه» و «ریتم» به شدت «ضعیف» است. تماشای آن را به علاقهمندان سینمای پلیسی و معمایی توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی
فیلمنامه «بازجویی در کافه تهران» (نوشته مهدی بهپور) از یک «ایده مرکزی» جذاب (بازجویی در کافه) و «ساختار غیرخطی» (با فلاشبکهای متعدد) بهره میبرد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «پراکندگی» و «سطحینگری» شده است. «گرههای داستانی» (هویت قاتل واقعی) به خوبی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند و مخاطب در بسیاری از نقاط «سردرگم» میشود که «چه اتفاقی» در حال رخ دادن است. فیلمنامه همچنین از «دیالوگهای کلیشهای» (که در فیلمهای پلیسی رایج است) استفاده کرده است.
شخصیتپردازی و بازیها
«مهدی سلطانی» در نقش «سرگرد احمد کاویان» (بازپرس پرونده) یکی از نقاط قوت فیلم است. سلطانی با «چهره مصمم» و «نگاههای عمیق» خود، «افسری» را به تصویر کشیده است که «به دنبال حقیقت» است و از «مسئولیت» خود نمیهراسد. «هومن برقنورد» در نقش «جلال» و «بابک کشوری» در نقش «سروان براتی» نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیت قاسم) و «نبود عمق روانشناختی» از نقاط ضعف فیلم هستند.
کارگردانی و فیلمبرداری
شاهد احمدلو در «بازجویی در کافه تهران» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزههای احساسی بازیگران) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای کافه و خیابانها) به «فضاسازی» کمک کرده است. با این حال، «ریتم» فیلم در برخی نقاط «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلمهای معمایی ضروری است) به ندرت شکل میگیرد. «موسیقی متن» در سطح «معمولی» قرار دارد اما «طراحی صحنه و لباس» به خوبی فضای کافه و تهران را بازآفرینی کرده است.
جایگاه فیلم در سینمای ایران
«بازجویی در کافه تهران» را در مقایسه با سایر فیلمهای پلیسی-معمایی سیمای ایران (مثل «مردی از جنس بلور» (۱۳۷۷) و «دزد و پلیس» (۱۳۷۴)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «ایده» و «فضاسازی» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «فیلمنامه» و «ریتم» در سطح پایینتری است.