جمعه / ۳۰ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۱۹:۰۰
کد خبر: 40746
گزارشگر: 548
۲۶۰
۰
۰
۱
با بودجه 1500 میلیارد تومانی ۲۲ فیلم، سینما نه تنها جذابتر نشده، که از مخاطب و کیفیت فاصله گرفته است!

سینمای ایران در سراشیبی سقوط؛ از هزینه‌های نجومی تا کمدی‌های بی‌خنده

صندلی های خالی سالن سینما
سینمای ایران، این روزها در یکی از بحرانی‌ترین ادوار خود قرار دارد. با وجود هزینه‌های سرسام‌آور ساخت فیلم که برای ۲۲ اثر امسال حدود 1500 میلیارد تومان برآورد شده، نه تنها کیفیت آثار افزایش نیافته، بلکه سینما از نفس افتاده و مخاطبان را نیز از دست داده است. منتقدان، بخش عمده این بحران را به سرمایه‌گذاری‌های دولتی بدون نظارت و هزینه‌سازی‌های غیرمعقول نسبت می‌دهند که نتیجه‌اش، نابودی استعدادها، گرانی بی‌رویه و کاهش تمایل مخاطبان به تماشای فیلم‌های ایرانی شده است. همچنین، فیلم‌های کمدی که روزگاری پناهگاه خانواده‌ها برای ساعتی خنده بودند، اکنون به آثاری تبدیل شده‌اند که نه تنها خنده‌ای بر لب نمی‌آورند، بلکه با دیالوگ‌های نامناسب، برای مخاطب عام نیز مناسب نیستند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 سینمای ایران، در سال‌های اخیر، با یک پارادوکس عجیب روبرو شده است: هزینه‌های ساخت فیلم، سر به فلک کشیده، اما کیفیت آثار و رضایت مخاطبان، روز به روز در حال کاهش است. امسال، در جشنواره فجر، اگرچه همه فیلم‌ها را ندیدیم، اما بیش از ۷۰ درصد از موجودیت سینمای ایران را به تماشا نشستیم و نتیجه، چیزی جز تأسف نبود. هزینه ساخت بیست و دو فیلم امسال، حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است. رقمی که اگر در مسیر درستی هزینه می‌شد، می‌توانست تحولی بزرگ در سینمای ایران ایجاد کند، اما به دلیل عدم شفافیت و نظارت، عملاً به هدر رفته است.

تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران دولتی، با خیالی آسوده که به کسی پاسخگو نیستند، دست به هزینه‌سازی‌های غیرمعقول می‌زنند و با این کار، بر قامت نحیف سینمای ایران، ضربه‌های بیشتری وارد می‌کنند. نتیجه، گرانی بی‌رویه، نابودی استعدادها و عدم شکوفایی سینما در سطح کشور و جهان است. این هزینه‌سازی‌های بی‌رویه، مانند آبی است که از سرچشمه آلوده می‌شود و به جای طراوت، آلودگی و رکود را به همراه می‌آورد. سینمای کم‌رمق ما، زیر بار این هزینه‌ها، از نفس افتاده و نمی‌تواند حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد. اما بحران، فقط به هزینه‌ها ختم نمی‌شود. فیلم‌های کمدی، که روزگاری پناهگاه خانواده‌ها برای ساعتی خنده بودند، اکنون به آثاری تبدیل شده‌اند که نه تنها خنده‌ای بر لب نمی‌آورند، بلکه با دیالوگ‌های نامناسب، برای مخاطب عام نیز مناسب نیستند.

از دهه هفتاد به بعد، میزان خنده‌دار بودن این آثار کم و کمتر شد تا اینکه در دهه نود، دیگر نمی‌خندیم. سینمای هنر و تجربه، در طول دوازده سال فعالیت خود، بارها شاهد فیلم‌هایی بوده که نه تنها مورد توجه مخاطبان خاص، بلکه مورد تأیید سینماگران صاحب‌نام نیز قرار گرفته و به واسطه توصیه آنها، مخاطبان بیشتری به تماشای این فیلم‌ها نشسته‌اند. اما این جریان، برای نجات کل سینما کافی نیست. رخشان بنی‌اعتماد، در سال ۱۳۹۸، درباره اسماعیل منصف گفته بود که ساختن فیلم حق کسانی مانند منصف است که جدی و مسئولانه در سینما تجربه‌های خوبی داشته‌اند. این جمله، کلید اصلی نجات سینمای ایران است: نیاز به سینماگرانی که سینما دغدغه‌شان باشد، نه مشغله‌شان.

هزینه‌های نجومی و عدم شفافیت مالی

هزینه ساخت ۲۲ فیلم امسال، حدود 1500 میلیارد تومان برآورد شده است. رقمی که اگر با نگاهی کارشناسی و شفاف هزینه می‌شد، می‌توانست تحولی بزرگ در سینمای ایران ایجاد کند. اما متأسفانه، عدم شفافیت مالی و نبود نظارت کافی بر هزینه‌ها، باعث شده که این سرمایه‌ها، عمدتاً به هدر روند و سینما را به جای رشد، به سمت رکود و انحطاط سوق دهند. تهیه‌کنندگان دولتی که پاسخگو نیستند، با هزینه‌سازی‌های غیرمعقول، به سینمای ایران ضربه می‌زنند و باعث می‌شوند که فیلم‌های سینمایی، هر روز گران‌تر و بی‌کیفیت‌تر شوند.

بحران کمدی؛ از خنده تا انزجار

فیلم‌های کمدی، که روزگاری پناهگاه خانواده‌های ایرانی برای ساعتی شادی و خنده بودند، اکنون به یکی از بزرگ‌ترین معضلات سینمای ایران تبدیل شده‌اند. کمدی‌های دهه شصت، با وجود ارزش هنری پایین، اما سرگرم‌کننده بودند و خانواده‌ها را به سینما می‌کشاندند. اما از دهه هفتاد به بعد، این آثار روز به روز بی‌محتواتر شدند و در دهه نود، به جایی رسیدند که نه تنها خنده‌ای بر لب نمی‌آورند، بلکه با دیالوگ‌های نامناسب و صحنه‌های مبتذل، برای خانواده‌ها نیز مناسب نیستند. این بحران، نه تنها به کیفیت سینما آسیب زده، بلکه مخاطبان را نیز از سینما دور کرده است.

نقش سینمای هنر و تجربه در حفظ کیفیت

سینمای هنر و تجربه، در دوازده سال فعالیت خود، توانسته است فضایی برای فیلم‌سازان جدی و دغدغه‌مند ایجاد کند. آثاری که نه تنها مورد توجه مخاطبان خاص، بلکه مورد تأیید سینماگران صاحب‌نام نیز قرار گرفته‌اند. این سینما، اگرچه با مشکلات و محدودیت‌های زیادی مواجه است، اما می‌تواند به عنوان یک الگو برای بازگشت سینمای ایران به مسیر کیفیت و اصالت، مورد توجه قرار گیرد. حمایت از فیلم‌سازانی که سینما برایشان دغدغه است، می‌تواند سینمای ایران را از بحران کنونی نجات دهد.

لزوم تغییر رویکرد و توجه به مخاطب

سینمای ایران، برای خروج از بحران کنونی، نیازمند یک تغییر رویکرد اساسی است. این تغییر، باید در تمامی سطوح، از نحوه تأمین بودجه و نظارت بر هزینه‌ها تا انتخاب موضوع و ساخت فیلم‌ها، صورت گیرد. توجه به نیازها و سلیقه مخاطبان، احترام به ذائقه آنها، و تولید آثاری که با فرهنگ و ارزش‌های جامعه همخوانی داشته باشد، از جمله عواملی هستند که می‌توانند سینمای ایران را دوباره به روزهای اوج خود بازگردانند.

نقش سینماگران دغدغه‌مند در نجات سینما

سینمای ایران، برای نجات از بحران کنونی، بیش از هر چیز به سینماگرانی نیاز دارد که سینما برایشان دغدغه باشد، نه مشغله. فیلم‌سازانی که به جای پول و شهرت، به فکر خلق آثاری ماندگار و ارزشمند هستند. رخشان بنی‌اعتماد، سال 98 به درستی گفته است که ساختن فیلم، حق کسانی است که جدی و مسئولانه در سینما تجربه‌های خوبی داشته‌اند. حمایت از این دست فیلم‌سازان، می‌تواند سینمای ایران را از ورطه نابودی نجات دهد و به آن، هویتی تازه ببخشد.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jsM
اخبار مرتبط
سال‌هاست که مرور آگهی‌های تلویزیونی قدیمی برای ایرانی‌ها حکم یک سفر خاطره‌انگیز دارد؛ جایی که شعارهایی مثل «پاک‌کننده‌ای بس نیرومند» یا «خیلی دور، خیلی نزدیک» هنوز هم گوش آشناست. اما این روزها، تبلیغات تلویزیونی به جای تکیه بر خلاقیت و بازیگران حرفه‌ای، به دامان هوش مصنوعی پناه برده‌اند؛ ابزاری که به جای خلق حس خوب، کلیپ‌هایی بی‌جان، تکراری و حتی دل‌زدگی‌آفرین می‌سازد. چهره‌های مصنوعی که در هر سکانس عوض می‌شوند، نور و رنگ‌های یکنواخت، و حذف تدریجی بازیگران از صنعت تبلیغات، زنگ خطری جدی برای کیفیت و هویت این حوزه است.
ادبیات ایران با وجود پیشینه‌ای کهن و ظرفیت‌های کیفی بالا، همچنان در بازار جهانی کتاب، به‌ویژه در کشورهای غربی، جایگاه شایسته‌ای ندارد. این ناکامی، ریشه در عوامل متعددی دارد؛ از جمله جایگاه محدود زبان فارسی در دانشگاه‌های غرب، ضعف در بازاریابی و نشر حرفه‌ای، و نبود زیرساخت‌های مناسب برای ترجمه و معرفی آثار به مخاطبان بین‌المللی. برخلاف تصور رایج، مشکل اصلی در کمبود دسترسی فیزیکی به کتاب‌ها نیست، بلکه در حلقه‌های مفقود میان ترجمه و قفسه‌های کتابفروشی‌هاست. ترجمه‌های موجود عمدتاً توسط استادان دانشگاه و با حمایت ناشران کوچک انجام می‌شوند که تیراژ پایینی دارند و وارد مدار تبلیغات گسترده نمی‌شوند.
سینمای ایران در رقابتی نابرابر، به یکی از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های یکصد سال اخیر هنر جهان تبدیل شده است. این سینما با داشتن کمتر از هفتصد سالن نمایش در داخل کشور و عملاً صفر سهم از بازار تجاری آمریکا و چین، موفق شده بیش از دو جایزه اسکار و بیش از بیست جایزه بزرگ از جشنواره کن، برلین و ونیز را برای کشورش به ارمغان بیاورد. رقمی که هیچ کشور خاورمیانه‌ای و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی به آن دست نیافته‌اند. تحلیل‌گران بین‌المللی سینما، دلیل این موفقیت را در «مکتب رئالیسم انسانی» فیلم‌سازان ایرانی جستجو می‌کنند؛ مکتبی که از دل محدودیت‌های بودجه‌ای و موضوعی زاده شده و به جای تکیه بر جلوه‌های ویژه، بر شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌های عمیق و روایت مشکلات مشترک بشری متمرکز است.
برنامه «هفت» که روزگاری مهم‌ترین تریبون رسمی گفت‌وگو و نقد سینمایی در تلویزیون ایران بود، سال‌هاست که مسیر افول را طی می‌کند. از زمانی که فریدون جیرانی این برنامه را ترک کرد، هیچ‌یک از متولیان بعدی نتوانستند موفقیت او را تکرار کنند. تغییرات پی‌درپی مجریان و منتقدان، رویکرد محافظه‌کارانه و حذف صداهای مستقل، «هفت» را از یک برنامه پرمخاطب و تأثیرگذار به برنامه‌ای کم‌رمق و غیرمرجع تبدیل کرده است. در دوره جدید (از سال ۱۴۰۱ به بعد)، محمد تنکابنی به عنوان تهیه‌کننده و بهروز افخمی به عنوان مجری وارد برنامه شدند. این ترکیب که یادآور برنامه «نقد سینما» (محصول حوزه هنری) بود، عملاً «هفت» را به مسیری برد که میان نقد تخصصی و چارچوب‌های رسمی توازنی برقرار نکرد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید