آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینمای ایران، در سالهای اخیر، با یک پارادوکس عجیب روبرو شده است: هزینههای ساخت فیلم، سر به فلک کشیده، اما کیفیت آثار و رضایت مخاطبان، روز به روز در حال کاهش است. امسال، در جشنواره فجر، اگرچه همه فیلمها را ندیدیم، اما بیش از ۷۰ درصد از موجودیت سینمای ایران را به تماشا نشستیم و نتیجه، چیزی جز تأسف نبود. هزینه ساخت بیست و دو فیلم امسال، حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است. رقمی که اگر در مسیر درستی هزینه میشد، میتوانست تحولی بزرگ در سینمای ایران ایجاد کند، اما به دلیل عدم شفافیت و نظارت، عملاً به هدر رفته است.
تهیهکنندگان و سرمایهگذاران دولتی، با خیالی آسوده که به کسی پاسخگو نیستند، دست به هزینهسازیهای غیرمعقول میزنند و با این کار، بر قامت نحیف سینمای ایران، ضربههای بیشتری وارد میکنند. نتیجه، گرانی بیرویه، نابودی استعدادها و عدم شکوفایی سینما در سطح کشور و جهان است. این هزینهسازیهای بیرویه، مانند آبی است که از سرچشمه آلوده میشود و به جای طراوت، آلودگی و رکود را به همراه میآورد. سینمای کمرمق ما، زیر بار این هزینهها، از نفس افتاده و نمیتواند حرف تازهای برای گفتن داشته باشد. اما بحران، فقط به هزینهها ختم نمیشود. فیلمهای کمدی، که روزگاری پناهگاه خانوادهها برای ساعتی خنده بودند، اکنون به آثاری تبدیل شدهاند که نه تنها خندهای بر لب نمیآورند، بلکه با دیالوگهای نامناسب، برای مخاطب عام نیز مناسب نیستند.
از دهه هفتاد به بعد، میزان خندهدار بودن این آثار کم و کمتر شد تا اینکه در دهه نود، دیگر نمیخندیم. سینمای هنر و تجربه، در طول دوازده سال فعالیت خود، بارها شاهد فیلمهایی بوده که نه تنها مورد توجه مخاطبان خاص، بلکه مورد تأیید سینماگران صاحبنام نیز قرار گرفته و به واسطه توصیه آنها، مخاطبان بیشتری به تماشای این فیلمها نشستهاند. اما این جریان، برای نجات کل سینما کافی نیست. رخشان بنیاعتماد، در سال ۱۳۹۸، درباره اسماعیل منصف گفته بود که ساختن فیلم حق کسانی مانند منصف است که جدی و مسئولانه در سینما تجربههای خوبی داشتهاند. این جمله، کلید اصلی نجات سینمای ایران است: نیاز به سینماگرانی که سینما دغدغهشان باشد، نه مشغلهشان.
هزینههای نجومی و عدم شفافیت مالی
هزینه ساخت ۲۲ فیلم امسال، حدود 1500 میلیارد تومان برآورد شده است. رقمی که اگر با نگاهی کارشناسی و شفاف هزینه میشد، میتوانست تحولی بزرگ در سینمای ایران ایجاد کند. اما متأسفانه، عدم شفافیت مالی و نبود نظارت کافی بر هزینهها، باعث شده که این سرمایهها، عمدتاً به هدر روند و سینما را به جای رشد، به سمت رکود و انحطاط سوق دهند. تهیهکنندگان دولتی که پاسخگو نیستند، با هزینهسازیهای غیرمعقول، به سینمای ایران ضربه میزنند و باعث میشوند که فیلمهای سینمایی، هر روز گرانتر و بیکیفیتتر شوند.
بحران کمدی؛ از خنده تا انزجار
فیلمهای کمدی، که روزگاری پناهگاه خانوادههای ایرانی برای ساعتی شادی و خنده بودند، اکنون به یکی از بزرگترین معضلات سینمای ایران تبدیل شدهاند. کمدیهای دهه شصت، با وجود ارزش هنری پایین، اما سرگرمکننده بودند و خانوادهها را به سینما میکشاندند. اما از دهه هفتاد به بعد، این آثار روز به روز بیمحتواتر شدند و در دهه نود، به جایی رسیدند که نه تنها خندهای بر لب نمیآورند، بلکه با دیالوگهای نامناسب و صحنههای مبتذل، برای خانوادهها نیز مناسب نیستند. این بحران، نه تنها به کیفیت سینما آسیب زده، بلکه مخاطبان را نیز از سینما دور کرده است.
نقش سینمای هنر و تجربه در حفظ کیفیت
سینمای هنر و تجربه، در دوازده سال فعالیت خود، توانسته است فضایی برای فیلمسازان جدی و دغدغهمند ایجاد کند. آثاری که نه تنها مورد توجه مخاطبان خاص، بلکه مورد تأیید سینماگران صاحبنام نیز قرار گرفتهاند. این سینما، اگرچه با مشکلات و محدودیتهای زیادی مواجه است، اما میتواند به عنوان یک الگو برای بازگشت سینمای ایران به مسیر کیفیت و اصالت، مورد توجه قرار گیرد. حمایت از فیلمسازانی که سینما برایشان دغدغه است، میتواند سینمای ایران را از بحران کنونی نجات دهد.
لزوم تغییر رویکرد و توجه به مخاطب
سینمای ایران، برای خروج از بحران کنونی، نیازمند یک تغییر رویکرد اساسی است. این تغییر، باید در تمامی سطوح، از نحوه تأمین بودجه و نظارت بر هزینهها تا انتخاب موضوع و ساخت فیلمها، صورت گیرد. توجه به نیازها و سلیقه مخاطبان، احترام به ذائقه آنها، و تولید آثاری که با فرهنگ و ارزشهای جامعه همخوانی داشته باشد، از جمله عواملی هستند که میتوانند سینمای ایران را دوباره به روزهای اوج خود بازگردانند.
نقش سینماگران دغدغهمند در نجات سینما
سینمای ایران، برای نجات از بحران کنونی، بیش از هر چیز به سینماگرانی نیاز دارد که سینما برایشان دغدغه باشد، نه مشغله. فیلمسازانی که به جای پول و شهرت، به فکر خلق آثاری ماندگار و ارزشمند هستند. رخشان بنیاعتماد، سال 98 به درستی گفته است که ساختن فیلم، حق کسانی است که جدی و مسئولانه در سینما تجربههای خوبی داشتهاند. حمایت از این دست فیلمسازان، میتواند سینمای ایران را از ورطه نابودی نجات دهد و به آن، هویتی تازه ببخشد.