پنج شنبه / ۵ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۰:۳۱
کد خبر: 40917
گزارشگر: 548
۳۶۶
۰
۰
۱
دادگاه انقلاب اصفهان، لیلا ابوالحسنی را به اتهام محاربه به دار مجازات محکوم کرد

حکم اعدام برای مادر دو دختر نوجوان؛ فیلمبرداری از آتش‌سوزی، اتهام محاربه شد

لیلا ابوالحسنی
لیلا ابوالحسنی، مادر ۴۳ ساله دو دختر نوجوان اهل شاهین‌شهر، به دلیل فیلمبرداری از یک مغازه در حال سوختن در دی‌ماه ۱۴۰۴، توسط دادگاه انقلاب اصفهان به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم در حالی صادر شده که وکلای مدافع می‌گویند موکلشان صرفاً قصد ثبت یک حادثه را داشته و هیچ‌گونه انگیزه‌ای برای ایجاد ناامنی یا تشویش اذهان عمومی نداشته است. فعالان حقوق بشر و مدنی، این حکم را «فراقانونی» و «تناسبی با جرم» ندانسته و نسبت به عواقب آن برای فضای حقوقی کشور هشدار داده‌اند. این پرونده که با واکنش گسترده کاربران فضای مجازی رو به رو شده، ابعاد جدیدی از تفسیر اتهامات سنگین مانند محاربه را در نظام قضائی ایران آشکار کرده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

یک فاجعه در یک جمله خلاصه شد: لیلا ابوالحسنی، مادر ۴۳ ساله دو دختر نوجوان، به جرم فیلمبرداری از یک آتش‌سوزی، محاربه تشخیص داده شد و به اعدام محکوم شد؛ حکمی که حتی خودِ قانونگذار هم تصورش را نمی‌کرد روزی برای یک فیلمبردار در حادثه‌ای طبیعی صادر شود. این حادثه، روایتی تلخ از یک ناهماهنگی فاحش میان جرم و مجازات است. جایی که یک دوربین ساده، سرنوشت‌ساز می‌شود؛ جایی که ثبت یک رویداد در محکمه، تحریف و تجاوز به تمامیت جامعه تلقی می‌شود و مادری را با دو دختر نوجوان، به پای یک حکم سنگین می‌کشاند.

لیلا ابوالحسنی، زنی معمولی از یکی از شهرهای اطراف اصفهان، در دی‌ماه گذشته در جریان آتش‌سوزی یک مغازه، ناآگاهانه گوشی خود را به سمت شعله‌ها گرفت و فیلمی تهیه کرد. اما این فیلم، از یک روایت ساده از یک حادثه، به یک «سند جرم» تبدیل شد. در دادگاه انقلاب اصفهان، به جای بررسی ابعاد اداری و یا حتی انگیزه احتمالی، برای او برچسب «محارب» چسباندند؛ اتهامی که در قوانین اسلامی، مجازات آن اعدام، تبعید یا قطع عضو است؛ مجازاتی که معمولاً برای کسانی که با سلاح بر علیه امنیت جامعه قیام می‌کنند، در نظر گرفته می‌شود.

از سوی دیگر، وکلای مدافع و نهادهای حقوق بشری معتقدند که این حکم، نه تنها با ادله ارائه‌شده تناسبی ندارد، بلکه نشان از تفسیر سلیقه‌ای از قوانین و گسترش بی‌رویه دایره مصادیق محاربه دارد؛ موضوعی که فضای هراس و سرکوب را در جامعه تشدید می‌کند. با انتشار این خبر، موج گسترده‌ای از واکنش‌ها در فضای مجازی شکل گرفت. کاربران، این حکم را «غیرانسانی» و «خارج از عرف قضائی» خواندند و بسیاری با انتشار هشتگ‌هایی در حمایت از این مادر، خواستار بازنگری در این پرونده شدند. در میان این همه التهاب، سوال مهمی که بی‌پاسخ مانده، این است که آیا فیلمبرداری از یک مکان در حال سوختن، می‌تواند تهدیدی علیه امنیت ملی محسوب شود؟ و اگر چنین است، آیا باید تمام شهروندانی که از تصادفات، بلایای طبیعی و یا ناآرامی‌ها فیلم می‌گیرند، منتظر حکمی مشابه باشند؟

بررسی مفهوم «محاربه» در قانون مجازات اسلامی و تطبیق آن با اتهام واردشده

«محاربه» در قانون مجازات اسلامی، به معنای «برهنه کردن سلاح علیه مردم» یا «ایجاد ناامنی در جاده‌ها» است و مجازات آن (اعدام، تبعید یا قطع عضو) که در قرآن (مائده، ۳۳) به آن اشاره شده، مختص جرایمی است که نظم عمومی و امنیت را به شدت به خطر می‌اندازد. ماده ۲۸۲ قانون مجازات اسلامی نیز بر همین مبنا، مصادیق این جرم را محدود به عملیات مسلحانه، راهزنی و اقدامات مشابه دانسته است. حال، فیلمبرداری از یک آتش‌سوزی، که در زمره مصادیق متعارف محاربه نیست، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تفسیر دادگاه از این ماده، فراتر از نص قانون و با تکیه بر برداشت‌های امنیتی بوده است؟ این رویه، می‌تواند زمینه‌ساز سوءاستفاده از این ماده قانونی و تبدیل آن به ابزاری برای سرکوب هرگونه فعالیت مدنی و خبری شود.

شروط اثبات «محاربه» در رویه قضائی و نقض آن در این پرونده

برای اثبات جرم محاربه، ارائه ادله قوی مانند اقرار متهم، شهادت شهود یا دلایل معتبر دیگر الزامی است. در این پرونده، ادعا بر این است که فیلم‌برداری لیلا ابوالحسنی منجر به «تشویش اذهان عمومی» شده است، در حالی که فیلم‌برداری از وقایع عمومی، در بسیاری از کشورها یک حق محسوب می‌شود و حتی در قوانین ایران نیز برای آن مجازات اعدام پیش‌بینی نشده است. این حکم، می‌تواند به عنوان یک رویه قضائی خطرناک تفسیر شود که در آن، تعبیر «اخلال در نظم عمومی» با کوچک‌ترین رفتاری، حتی ثبت یک رویداد طبیعی، گره می‌خورد و زمینه‌ساز احکام سنگین غیرمتناسب می‌شود.

پیامدهای این حکم بر فضای حقوقی و آزادی‌های مدنی

صدور حکم اعدام برای یک زن عادی به اتهام فیلم‌برداری، یک هشدار جدی برای تمام شهروندان و فعالان حقوقی است. این حکم، می‌تواند به عنوان یک «مثل عبرت» برای کسانی باشد که قصد ثبت و انتشار هرگونه رویداد طبیعی یا اجتماعی را دارند. این موضوع، نه تنها بر حقوق خبرنگاران، بلکه بر حقوق شهروندان برای اطلاع‌رسانی و مستندسازی رویدادها، تأثیر مستقیم و مخربی خواهد داشت و جامعه را به سمت سکوت و انفعال در برابر حوادث سوق خواهد داد.

نقش رسانه‌ها و افکار عمومی در نجات این پرونده

رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در برجسته‌سازی این پرونده و جلوگیری از تبدیل آن به یک حکم قطعی ایفا کرده‌اند. واکنش گسترده کاربران و فعالان مدنی، نشان از درک عمومی از خطر این رویه قضائی دارد. بسیاری از فعالان حقوق بشر و سیاسی، با انتشار فراخوان‌هایی، خواستار پیگیری از طریق نهادهای بین‌المللی و قضائی کشور شده‌اند. تجربه نشان داده که افکار عمومی، گاهی می‌تواند یک پرونده را از مسیر سخت‌گیری‌های قضائی به سمت شفافیت و عدالت هدایت کند و امید است که این پرونده نیز از این قاعده مستثنی نباشد.

لزوم بازنگری در رویه‌های قضائی و تفسیر جرایم سنگین

این پرونده، بیش از هر چیز، ضرورت بازنگری در قوانین و رویه‌های قضائی مرتبط با جرایم سنگینی مانند محاربه را آشکار کرده است. نهادهای تقنینی و قضائی کشور، باید با اصلاح قوانین و تعیین مصادیق دقیق برای جرایمی که مجازات‌های سنگین دارند، از تفسیرهای سلیقه‌ای و غیرکارشناسی جلوگیری کنند. در غیر این صورت، هر روز ممکن است شاهد صدور احکامی باشیم که نه تنها با روح قانون، بلکه با عدالت و انصاف نیز در تضاد است و اعتماد عمومی به نظام قضائی را به شدت خدشه‌دار می‌کند.

https://www.asianewsiran.com/u/jvn
اخبار مرتبط
دنیا محمدی، دختر ۱۸ ساله اهل ایوانغرب، صبح روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، در زندان مرکزی ایلام به دار آویخته شد. حکم اعدام او، در پی قتل پسرعمویش با قرص برنج، به دلیل مقاومت در برابر ازدواج اجباری صادر شده بود. بر اساس گزارش‌ها، خانواده عموی دنیا، او را تحت فشار قرار داده بودند تا با پسرعمویش ازدواج کند؛ اما دنیا که پسرعمویش را دوست نداشت، در اقدامی ناامیدانه، قرص برنج را در نوشیدنی او ریخت و باعث مرگش شد. این پرونده، بار دیگر موضوع ازدواج اجباری و خشونت علیه زنان در مناطق مختلف کشور را به یکی از داغ‌ترین بحث‌های فضای مجازی تبدیل کرده است.
مرضیه نیری، زن ۲۴ ساله قربانی کودک‌همسری، سحرگاه ۱۷ مرداد در زندان قزوین اعدام شد. او در ۱۸ سالگی، به اتهام قتل همسر و یکی از شرکای او، محکوم به اعدام شد و مدعی بود که برای دفاع از خود در برابر تعرض، دست به این کار زده است. هم‌زمان، دادگستری مازندران از صدور حکم ۱۰ بار اعدام برای کلثوم اکبری خبر داد. آمار اعدام زنان در ایران در سال ۲۰۲۶، روندی صعودی داشته و سازمان‌های حقوق بشری نسبت به این وضعیت هشدار داده‌اند.
ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، روز چهارشنبه با انتشار بیانیه‌ای از افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها در ایران ابراز نگرانی عمیق کرد و گفت که مقامات قضایی ایران از این مجازات برای «ایجاد ترس در میان مردم و سرکوب مخالفان» استفاده می‌کنند. به گفته تورک، از ۱۹ مارس تاکنون، دست‌کم ۵۶ نفر در ارتباط با جرایم امنیتی اعدام شده‌اند که ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات سراسری ژانویه مرتبط هستند. این آمار در حالی ارائه می‌شود که سال گذشته میلادی، ایران با ثبت بیش از ۲۱۵۹ مورد اعدام، دومین کشور جهان از نظر تعداد مجازات‌های مرگ شناخته شد.
سجاد چرانی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در مشهد، از مجازات اعدام نجات یافت و به ۵ سال حبس تعلیقی و ۲ سال تبعید به سیستان و بلوچستان محکوم شد . این در حالی است که قوه قضائیه روز یکشنبه از اجرای حکم اعدام سه زندانی دیگر مرتبط با این اعتراضات در زندان وکیل‌آباد مشهد خبر داده بود. مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولت‌آبادی سه نفری بودند که حکمشان در بامداد روز دوشنبه به اجرا درآمد . به گفته وکیل این سه نفر، خانواده‌های آنان توسط دادگاه انقلاب فریب داده شده بودند و به آن‌ها گفته شده بود که در صورت سکوت، پرونده در روند عفو بررسی خواهد شد . حکم سجاد چرانی که در پرونده‌ای مشترک با این سه نفر مطرح شده بود، با کاهش شدید مجازات همراه شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید