آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
از مجموع ۷۰ دورهای که از سال ۱۹۵۵ تا ۲۰۲۶ برگزار شده است، توزیع قهرمانیها در سطح کشورها به شکلی رقم خورده که به وضوح نشاندهندهی تمرکز قدرت در دستان معدودی از ملتهای فوتبالخیز اروپاست. اسپانیا با ۱۹ قهرمانی، پرافتخارترین کشور تاریخ این مسابقات محسوب میشود و پس از آن انگلستان با ۱۵، ایتالیا با ۱۲ و آلمان با ۸ قهرمانی در ردههای بعدی قرار دارند. هلند با ۶ قهرمانی و پرتغال با ۴ قهرمانی، اگرچه در جمع ۵ لیگ برتر اروپا جای ندارند، اما عملکردی بهتر از فرانسه داشتهاند که تنها یک قهرمانی (مارسی در ۱۹۹۳) را در کارنامه دارد.
جالبتر اینکه کشورهای دیگر اروپا نظیر اسکاتلند، رومانی و صربستان (یوگسلاوی سابق) روی هم تنها ۵ قهرمانی به دست آوردهاند که از این تعداد، سهم اسکاتلند یک قهرمانی (سلتیک ۱۹۶۷)، رومانی یک قهرمانی (استوا بخارست ۱۹۸۶) و صربستان نیز یک قهرمانی (ستاره سرخ بلگراد ۱۹۹۱) بوده است و دو قهرمانی باقیمانده نیز به تیمهایی از کشورهای دیگر (مانند اتریش و مجارستان در دهههای ابتدایی) تعلق دارد. اگر چهار کشور نخست (اسپانیا، انگلستان، ایتالیا، آلمان) را با هم جمع بزنیم، به عدد ۵۴ قهرمانی از ۷۰ دوره میرسیم که معادل ۷۷ درصد کل ادوار است و اگر هلند، پرتغال و فرانسه را نیز به این جمع بیفزاییم، این عدد به ۶۵ قهرمانی (بیش از ۹۲ درصد) افزایش مییابد.
این یعنی تنها ۵ قهرمانی از ۷۰ دوره (کمتر از ۸ درصد) نصیب کشورهایی شده است که خارج از هشت لیگ مطرح اروپا قرار دارند. از سال ۱۹۹۲ به بعد که مسابقات با نام لیگ قهرمانان اروپا پیگیری شد، هیچ تیمی از کشورهای خارج از این هشت لیگ حتی به فینال هم نرسیده است! : به جز مارسی (۱۹۹۳)، پورتو (۲۰۰۴) و موناکو (۲۰۰۴) که هر سه متعلق به فرانسه و پرتغال هستند و عملاً در همان سطح دوم قدرت اروپا تعریف میشوند. بدینترتیب، میتوان گفت که جغرافیای قهرمانی در این مسابقات، طی سه دههی اخیر، به شدت در یک مدار بسته و محدود به چند کشور خاص محصور شده است.
انحصار در سطح لیگها (عصر سلطنت ۵ لیگ برتر اروپا)
اصطلاح «۵ لیگ برتر اروپا» که شامل اسپانیا، انگلستان، آلمان، ایتالیا و فرانسه میشود، در نگاه نخست القاکنندهی تنوع و رقابت گسترده است، اما بررسی تاریخی نشان میدهد که در عمل، تنها چهار لیگ اول این مجموعه هستند که وزن واقعی قهرمانیها را حمل میکنند. فرانسه با وجود عضویت در جمع ۵ لیگ بزرگ، در طول ۷۰ دوره تنها یک قهرمانی کسب کرده است(بجز دو قهرمانی پیاپی اخیر پاریسن ژرمن) که آن هم در سال ۱۹۹۳ توسط مارسی به دست آمد و با حاشیهی رسوایی تبانی در لیگ داخلی فرانسه همراه بود و بسیاری از کارشناسان آن را یک قهرمانی «مشروط» میدانند. در مقابل، دو کشور هلند و پرتغال با وجود اینکه در جمع ۵ لیگ برتر قرار ندارند، به ترتیب با ۶ و ۴ قهرمانی، عملکردی به مراتب درخشانتر از فرانسه داشتهاند. این تناقض آشکار نشان میدهد که معیارهای انتخاب ۵ لیگ برتر بیشتر بر پایهی درآمدهای تلویزیونی، جمعیت مخاطب و قدرت اقتصادی باشگاهها است تا موفقیت تاریخی در سطح اروپا.
به عنوان مثال، لیگ هلند با سه باشگاه مختلف (آژاکس، پیاسوی و فاینورد) موفق به قهرمانی شده است، در حالی که فرانسه تنها دو باشگاه را در قامت قهرمان اروپا دیده است. جالبتر اینکه آخرین قهرمانی یک تیم از لیگ پرتغال به سال ۲۰۰۴ (پورتو) بازمیگردد و آخرین قهرمانی یک تیم هلندی به ۱۹۹۵ (آژاکس) و آخرین قهرمانی فرانسه نیز به ۱۹۹۳ (مارسی) میرسد.(باز هم تاکید می کنم که بجز دو قهرمانی پیاپی اخیر پاریسن ژرمن) بنابراین، اگرچه از منظر اقتصادی و رسانهای، ۵ لیگ برتر جایگاه خود را تثبیت کردهاند، اما از منظر تاریخی و عملکردی، عملاً یک «چهارگانۀ قدرتمند» (اسپانیا، انگلستان، ایتالیا، آلمان) حاکمیت بیچونوچرا بر قهرمانیهای اروپا دارند و فرانسه بیش از آنکه یک قدرت واقعی باشد، یک عضو تشریفاتی در این جمع محسوب میشود.
انحصار در سطح باشگاهها (دوران اَبَرغولها)
اگر انحصار در سطح کشورها و لیگها تکاندهنده است، آمار در سطح باشگاهها به مراتب تلختر و تنگتر میشود، زیرا قدرت در دستان تعداد بسیار محدودی از غولهای تاریخی و ثروتمند قاره متمرکز شده است. رئال مادرید با ۱۵ قهرمانی، بیچونوچرا سلطان بلامنازع اروپا محسوب میشود و پس از آن آث میلان با ۷، بایرن مونیخ و لیورپول هر کدام با ۶، بارسلونا با ۴، منچستریونایتد و اینتر میلان هر کدام با ۳، و چلسی، بنفیکا، پورتو و ناتینگهام فارست هر کدام با ۲ قهرمانی در ردههای بعدی قرار دارند. اگر شش باشگاه اول این فهرست (رئال، میلان، بایرن، لیورپول، بارسلونا و منچستریونایتد) را با هم جمع کنیم، به عدد ۴۱ قهرمانی میرسیم که معادل ۵۸.۶ درصد از کل ۷۰ دوره است. این یعنی بیش از نیمی از جامهای اروپا در طول تاریخ، تنها در ویترین ۶ باشگاه خاص جای گرفته است.
با این حال، اگر بازۀ زمانی را به دوران پس از تغییر نام مسابقات به «لیگ قهرمانان» (یعنی از ۱۹۹۲ به این سو) محدود کنیم، این انحصار با شدت بیشتری خود را نشان میدهد؛ همچنین شایان ذکر است که بسیاری از باشگاههای نامآشنای امروزی مانند آرسنال، اتلتیکو مادرید، دورتموند، ناپولی، تاتنهام، رم، سویا، لیون و والنسیا، با وجود سابقهی درخشان در لیگهای داخلی و حتی فینالهای اروپایی، هرگز موفق به فتح این جام نشدهاند و آمار نشان میدهد که از سال ۲۰۰۴ به بعد، تقریباً تمام قهرمانیها در انحصار باشگاههای ثروتمندی بوده است که پیشینهی چندین قهرمانی را در کارنامه دارند. این تمرکز افراطی، نه تنها رقابت را به سخره گرفته، بلکه معنای واقعی «رقابت قهرمانی» را به یک نمایشِ تکراری و قابلپیشبینی تبدیل کرده است.
عصر تاریک (۲۰۰۴–۲۰۲۶)؛ انحصار ۵ باشگاهی
وحشتناکترین بخش این تحلیل، مربوط به دورۀ ۲۲ سالۀ اخیر، یعنی از آخرین قهرمانی یک تیم از لیگ غیر از چهار قدرت بزرگ (پورتو در سال ۲۰۰۴) تا سال ۲۰۲۶ است. در این بازه، تنها ۷ باشگاه مختلف موفق به قهرمانی شدهاند، اما توزیع قهرمانیها به شکلی است که عملاً فوتبال اروپا به یک «سلطنت سهگانه» تبدیل شده است. رئال مادرید با ۷ قهرمانی در این ۲۲ سال (سالهای ۲۰۱۴، ۲۰۱۶، ۲۰۱۷، ۲۰۱۸، ۲۰۲۲، ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶) به تنهایی ۳۱.۸ درصد از کل قهرمانیهای این دوره را از آن خود کرده است. بارسلونا با ۳ قهرمانی (۲۰۰۶، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱) و بایرن مونیخ نیز با ۳ قهرمانی (۲۰۱۳، ۲۰۲۰ و ۲۰۲۵) در کنار رئال، مجموعاً ۱۳ قهرمانی از ۲۲ دوره را به خود اختصاص دادهاند که معادل ۵۹.۱ درصد است.
اگر لیورپول (۲ قهرمانی در ۲۰۰۵ و ۲۰۱۹) و چلسی (۲ قهرمانی در ۲۰۱۲ و ۲۰۲۱) را نیز به این جمع بیفزاییم، مجموع قهرمانیهای این پنج باشگاه به ۱۷ قهرمانی از ۲۲ دوره میرسد که ۷۷.۳ درصد کل را شامل میشود و اگر منچستریونایتد (۲۰۰۸)، اینتر میلان (۲۰۱۰)، آث میلان (۲۰۰۷) و منچسترسیتی (۲۰۲۳) را نیز اضافه کنیم، هشت باشگاه نامبرده روی هم ۲۰ قهرمانی (۹۰.۹ درصد) را در اختیار دارند و تنها ۲ قهرمانی باقیمانده در این ۲۲ سال، یکی به پورتو در سال ۲۰۰۴ و دیگری به منچسترسیتی در سال ۲۰۲۳ تعلق دارد که سیتی نیز با سرمایهگذاری نفتی، به تازگی به جمع باشگاههای ثروتمند پیوسته است.
این آمار به روشنی نشان میدهد که اگر شما هوادار رئال مادرید، بارسلونا یا بایرن مونیخ باشید، در ۲۲ سال اخیر با احتمال نزدیک به ۶۰ درصد قهرمانی تیمتان را جشن گرفتهاید، اما اگر هوادار تیمهای متوسطی مثل آرسنال، اتلتیکو مادرید، دورتموند، ناپولی، تاتنهام، رم، سویا، لیون یا والنسیا باشید، شانس قهرمانی تیمتان در این دوره در بهترین حالت صفر بوده و حتی یک بار هم موفق به لمس جام نشدهاید. این فاجعهی آماری، به وضوح نشان میدهد که لیگ قهرمانان اروپا در ۲۲ سال اخیر، دیگر یک «رقابت آزاد» نیست، بلکه یک «تاجگذاریِ از پیش تعیینشده» برای معدود باشگاههای اَبَرثروتمند و تاریخی است که بقیه را به تماشاگرانی محض در حاشیهی میدان تبدیل کردهاند.
علتشناسی تاریخی؛ چرا انحصار شکستناپذیر شده است؟
۱. تغییر ساختار لیگ قهرمانان در ۱۹۹۲
افزایش تعداد تیمهای حاضر در مرحله گروهی و اختصاص سهمیههای بیشتر به لیگهای بزرگ، عملاً تیمهای کوچکتر را از مراحل پایانی دور کرد.
۲. انقلاب مالی و قراردادهای تلویزیونی
از اواخر دهه ۱۹۹۰، درآمد باشگاههای بزرگ از محل پخش تلویزیونی به چندین برابر باشگاههای متوسط رسید. برای نمونه، درآمد تلویزیونی لیگ برتر انگلستان در سال ۲۰۲۵ حدود ۳ برابر لیگ پرتغال بود.
۳. قانون بوسمان (۱۹۹۵)
این قانون باعث شد بازیکنان خارجی بدون محدودیت در لیگهای بزرگ بازی کنند. تیمهای کوچکتر نه تنها نتوانستند ستارهها را حفظ کنند، بلکه دیگر توانایی پرورش استعدادهای بومی را نیز از دست دادند، چون تیمهای بزرگ، استعدادهای نوجوان را نیز با قراردادهای کلان میربایند.
۴. تمرکز ثروت در باشگاههای اَبَرغول
باشگاههایی مثل رئال، بارسا، بایرن، منچستریونایتد و لیورپول، به قدری درآمدزا شدند که فاصلهشان با بقیه غیرقابل جبران شد. برای نمونه، درآمد سالانه رئال مادرید در ۲۰۲۵ حدود ۱.۲ میلیارد یورو بود، در حالی که درآمد دورتموند حدود ۴۰۰ میلیون یورو و ناپولی حدود ۲۵۰ میلیون یورو بود.
۵. سرمایهگذاری کشورهای نفتی (پاریسنژرمن و منچسترسیتی)
این دو باشگاه با پول نفت سعی کردهاند به باشگاههای بزرگ بپیوندند، اما موفقیتشان مقطعی بوده است (پاریسنژرمن 2 قهرمانی و منچسترسیتی ۱ قهرمانی). این نشان میدهد که حتی پول نامحدود هم نمیتواند به راحتی جایگاه تاریخی باشگاههای سنتی را بگیرد.
آیندهی انحصار؛ تنگتر از همیشه
پاسخ به سوالی که در طول بحث مطرح شد: آیا انحصار در آینده شکسته خواهد شد؟
با توجه به روندهای فعلی، پاسخ منفی است، بلکه حلقهی انحصار تنگتر هم خواهد شد:
-
فشار مالی بیشتر
با افزایش سقف بودجه و قوانین سختگیرانهتر یوفا، باشگاههای متوسط توانایی رقابت در نقل و انتقالات را از دست خواهند داد.
-
تغییر فرمت لیگ قهرمانان از ۲۰۲۴
افزایش تعداد بازیها در مرحله گروهی جدید (سیستم لیگ)، عملاً به سود باشگاههای پولساز و به ضرر تیمهای کمدرآمد است، چون نیاز به عمق نیمکت بیشتری دارند.
-
ظهور سوپرلیگ اروپا (هرچند فعلاً متوقف شده)
اگر این پروژه در آینده عملی شود، انحصار به صورت رسمی نهادینه خواهد شد و حتی اسم «رقابت» نیز از بین خواهد رفت.
پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۶، تنها ۴–۳ باشگاه (رئال، بایرن، لیورپول و بارسلونا) مدعیان اصلی قهرمانی باشند و سایر باشگاهها حتی شانس حضور در نیمهنهایی را نیز از دست بدهند.
پایان رؤیای رقابت
فوتبال اروپا در سطح باشگاهی، از دهه ۱۹۹۰ به این سو، دیگر یک «مسابقه» نیست؛ بلکه یک «سلطنتِ موروثی» است که در آن ۵–۴ باشگاه ثروتمند، جام را بین خود دستبهدست میکنند. هواداران تیمهایی مثل آرسنال، اتلتیکو، دورتموند، ناپولی، رم، سویا، تاتنهام و لیون، عملاً میدانند که شانس قهرمانی در لیگ قهرمانان برای تیمشان صفر مطلق است، مگر اینکه یک معجزهی مالی یا تاریخی رخ دهد.
آمار تلخ اما واقعی
از ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۶، تنها ۷ باشگاه مختلف قهرمان شدهاند و ۳ باشگاه (رئال، بارسا، بایرن) بیش از نیمی از این قهرمانیها را بردهاند. این یعنی اگر شما طرفدار هر تیم دیگری غیر از این ۷ باشگاه باشید، در ۲۲ سال اخیر به طور متوسط فقط ۱ بار (و آن هم در سال ۲۰۰۴ با پورتو) قهرمانی دیدهاید، و اگر طرفدار تیمهای سطح سوم (مثل دورتموند، اتلتیکو و آرسنال) باشید، صفر بار!
لیگ قهرمانان اروپا امروز، دیگر آینهی تمامنمای فوتبال قاره نیست؛ بلکه آینهی تمامنمای نابرابری اقتصادی، شکاف طبقاتی در ورزش، و مرگ تدریجی رؤیای باشگاههای کوچک است. تا زمانی که درآمدهای تلویزیونی و تجاری به همین شکل ناعادلانه توزیع شوند، و یوفا به جای اصلاح ساختار، به فکر افزایش تعداد بازیها برای درآمدزایی بیشتر باشد، این انحصار نه تنها شکسته نخواهد شد، بلکه به یک سلطنت دائمی تبدیل خواهد شد.
پیشنهاد برای اصلاح (نگاهی به آینده)
برای بازگرداندن روح رقابت به لیگ قهرمانان، راهکارهایی مانند:
- سقف سخت هزینهها (Hard Salary Cap) مشابه لیگهای آمریکا،
- توزیع عادلانهتر درآمدهای تلویزیونی بین همه باشگاههای شرکتکننده،
- افزایش سهمیهی لیگهای کوچکتر در مراحل پایانی،
- الزام به استفاده از تعداد معینی بازیکن بومی در ترکیب اصلی
میتواند تا حدی این روند را معکوس کند. اما تا زمانی که فوتبال به عنوان یک «کالای لوکس» در خدمت سرمایهداران بزرگ باشد، رویای سلتیک ۱۹۶۷ و ستاره سرخ ۱۹۹۱، فقط یک خاطرهی شیرین در موزههای فوتبال باقی خواهد ماند.
«لیگ قهرمانان اروپا، دیگر فقط جای قهرمانان است، نه جای رؤیاپردازان!»