آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
گاهی سخنانی از زبان مسئولان نظامی شنیده میشود که نه تنها کمکی به امنیت ملی نمیکند، بلکه دستاویزی برای رسانههای غربی و دشمنان خارجی میشود تا تصویر ایران را خشن و غیرقابل پیشبینی جلوه دهند. یکی از همین سخنان، اظهارات اخیر سردار نقدی است. محمدرضا نقدی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که سابقهی فرماندهی نیروی مقاومت بسیج را در کارنامه دارد، در اظهاراتی عجیب و بیسابقه، گفته است که «هنوز وارد جنگ نامتقارن، یعنی جنگ در والاستریت، در منهتن و در هر مکان و هر زمانی نشدهایم.»
او با این جمله، عملاً تهدید کرده است که توانایی انجام عملیات نظامی یا تروریستی در قلب اقتصادی و سیاسی آمریکا را دارد؛ تهدیدی که اگرچه شاید در فضای داخلی و برای مخاطبان خاصی مطرح شده باشد، اما پیامدهای سنگین بینالمللی به دنبال دارد. این اظهارات، در حالی مطرح میشود که سالهاست آمریکا و متحدانش، ایران را به «تروریسم دولتی» متهم میکنند و چنین تهدیداتی، بهترین بهانه را برای تشدید تحریمها و افزایش فشارهای دیپلماتیک در اختیار کاخ سفید قرار میدهد.
بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی و نظامی، این سخنرانی را نه فقط یک تهدید بینتیجه، بلکه یک «اشتباه راهبردی» و «هزینهساز» ارزیابی کردهاند؛ چرا که هیچ دستاورد عملیاتی برای ایران ندارد، اما هزینههای سنگین دیپلماتیک و امنیتی را به دنبال خواهد داشت. نکتهی جالب اینجاست که سردار نقدی، اقدامات نظامی ایران در منطقه را «جنگ متعارف» خوانده و گفته است که تاکنون وارد جنگ نامتقارن نشدهایم؛ یعنی آنچه تاکنون انجام دادهایم، در چارچوب قواعد متعارف جنگی بوده و اگر بخواهیم، میتوانیم سطح درگیری را به طور بیسابقهای افزایش دهیم.
اما سؤال این است که آیا چنین اظهاراتی، واقعاً بازدارندگی ایجاد میکند یا برعکس، بهانهای برای افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی بر ایران میشود؟ تجربهی سالهای اخیر نشان داده است که تهدیدهای لفظی، نه تنها دشمن را عقب نمیراند، بلکه فرصت را برای جوسازی رسانهای علیه ایران مهیا میکند.
واکاوی مفهوم «جنگ نامتقارن» در ادبیات نظامی
جنگ نامتقارن به نوعی از درگیری اطلاق میشود که در آن، دو طرف از نظر توان نظامی، فناوری و امکانات، تفاوت فاحشی دارند و طرف ضعیفتر، با استفاده از تاکتیکهای غیرمتعارف و غافلگیرکننده، سعی در جبران این نابرابری دارد. نمونههای کلاسیک آن شامل حملات چریکی، جنگهای شهری، عملیات تروریستی و حملات سایبری است. اما اینکه سردار نقدی از «جنگ در منهتن» سخن گفته است، فراتر از تعریف مرسوم است و میتواند به معنای تهدید به انجام عملیاتهای نظامی یا تروریستی در خاک ایالات متحده تلقی شود. این گونه تهدیدات، اگرچه ممکن است در فضای روانی و تبلیغاتی برای مخاطبان داخلی جذاب باشد، اما در عرصهی بینالمللی، به شدت غیرحرفهای و خطرناک ارزیابی میشود و میتواند ایران را در موقعیت یک «دولت حامی تروریسم» قرار دهد.
محور دوم: پیامدهای حقوقی و بینالمللی این اظهارات
از منظر حقوق بینالملل، تهدید به استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و امنیت یک کشور مستقل، به ویژه ایالات متحده، عملاً نقض منشور ملل متحد و اصول بنیادین حقوق بینالملل محسوب میشود. چنین اظهاراتی میتواند مبنای طرح شکایت علیه ایران در شورای امنیت یا دیوان بینالمللی دادگستری قرار گیرد و همچنین بهانهای قوی برای آمریکا و متحدانش فراهم آورد تا تحریمهای جدیدی را علیه نهادهای نظامی و اقتصادی ایران وضع کنند. حتی بدتر از آن، ممکن است این سخنان، به عنوان یک «دلیل کافی» توسط برخی کشورهای غربی برای افزایش حضور نظامی خود در منطقه و فشار بر ایران استفاده شود. این گونه سخنان، در حالی مطرح میشود که دولت پزشکیان تلاش میکند از طریق مذاکرات و دیپلماسی، تنشها را کاهش دهد و چنین موضعگیریهایی، عملاً پازل دیپلماسی دولت را به هم میریزد.
واکنشهای داخلی و نقدهای سیاسی
در داخل کشور نیز این اظهارات با واکنشهای تند و متفاوتی رو به رو شده است. برخی از اصولگرایان تندرو، این سخنان را نشانهی «قدرت و عزت» نظامی جمهوری اسلامی دانسته و آن را ستودهاند، اما گروه بزرگی از تحلیلگران و حتی برخی مسئولان سابق، این سخنرانی را «غیرمدبرانه» و «خارج از عرف سیاستمداران نظامی» قلمداد کردهاند. آنها معتقدند که فرماندهان نظامی باید از حاشیهسازی و اظهارات تند پرهیز کنند و سخنان خود را در چارچوب راهبردهای اعلامشدهی کشور مدیریت نمایند. همچنین برخی فعالان رسانهای تأکید کردهاند که این اظهارات، با فضای عمومی جامعه که خواستار کاهش تنش و بهبود معیشت است، همخوانی ندارد و میتواند به دامنزدن به بحرانهای روانی و اقتصادی منجر شود.
تأثیر بر مذاکرات و روابط خارجی ایران
یکی از حساسترین ابعاد این ماجرا، تأثیر منفی آن بر فضای مذاکرات هستهای و دیپلماتیک ایران است. در شرایطی که تیم مذاکرهکنندهی ایرانی با هدف کاهش تحریمها و جذب سرمایهگذاری خارجی، در حال رایزنی با کشورهای اروپایی و آمریکا است، چنین اظهاراتی، بهترین بهانه را به طرف مقابل میدهد تا از پیشرفت مذاکرات جلوگیری کند و ایران را به عنوان یک «تهدید تمامعیار» معرفی نماید. همچنین کشورهای منطقهای مانند عربستان و امارات که در حال گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با ایران هستند، ممکن است با شنیدن چنین تهدیداتی، در همکاری با ایران تردید کنند و سیاست تنشزدایی منطقهای را با کندی مواجه سازند. به عبارت دیگر، یک جملهی ناشیانه میتواند دستاوردهای ماهها دیپلماسی را زیر سؤال ببرد.
هزینههای امنیتی و اقتصادی داخلی
در نهایت، نباید از تأثیر این اظهارات بر فضای داخلی کشور غافل شد. جامعهی ایران که ماههاست با بحرانهای اقتصادی و فشارهای معیشتی دست و پنجه نرم میکند، نیازی به شنیدن تهدیدهای جنگافروزانه ندارد؛ چرا که چنین سخنانی، ناامنی روانی را افزایش داده و بر خروج سرمایه و کاهش تمایل به سرمایهگذاری داخلی دامن میزند. همچنین بانکهای مرکزی و نهادهای مالی بینالمللی، با شنیدن چنین تهدیداتی، نگاه محتاطانهتری به همکاری با ایران خواهند داشت و این به معنای سختتر شدن دسترسی ایران به منابع مالی و ارزی است. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان اقتصادی نیز این اظهارات را یک خودزنی محسوب میکنند که هزینههای آن، بیش از هر کس دیگری، بر دوش مردم ایران خواهد بود.